بررسی ها نشان می دهد که فعالیت های مربوط به توسعه علم، فن آوری و نوآوری، به عنوان پیشران های اصلی بهره وری و رشد اقتصادی محسوب می شود و به طور چشم گیری به توسعه اقتصادی و بهبود سطح زندگی جوامع یاری می رساند. بر این اساس، دولت ها و سازمان های بین المللی، همواره با بهره گیری از شیوه های مختلف و در ابعاد گوناگون، سنجش و ارزیابی علم، فن آوری و نوآوری را در دستور کار خود قرار می دهند.مقاله حاضر در نظر دارد با تکیه بر روش کتابخانه ای و بهره گیری از اسناد، مدارک و شواهد موجود، ضمن شناسایی جایگاه شاخص های علم سنجی در دستورالعمل های بین المللی سنجش علم، فن آوری و نوآوری، رویکردها و شیوه های موجود در هر یک از این دستورالعمل ها را در زمینه سنجش علم ، فن آوری و نوآوری مورد بررسی، مطالعه و مقایسه قرار دهد و به ارزیابی مقایسه ای ویژگی ها و تفاوت های آن ها با یکدیگر بپردازد. شاخص های علم سنجی «موسسه اطلاعات علمی(ISI) »، «دستورالعمل اسلو(Oslo) » و «دستورالعمل های خانواده فراسکاتی (Frascati) »، که هر یک از ابعاد گوناگون سنجش علم، فن آوری یا نوآوری را مورد توجه قرار می دهد، از جمله مواردی است که در مقاله حاضر مورد بررسی و مطالعه قرار می گیرد. یافته های این تحقیق نشان می دهد که در هر یک از این دستورالعمل ها، شاخص های کتاب سنجی و علم سنجی دارای جایگاه ویژه ای است. نتایج این تحقیق می تواند ضمن گشودن افق های تازه این حوزه برای متخصصان علوم کتابداری و اطلاع رسانی، زمینه های لازم را برای ورود آن ها به مباحث مطرح در این زمینه ایجاد نماید.
«بهره وری» در فرهنگهای گوناگون معانی مختلفی دارد و هر فرهنگی با توجه به نگاهی که به انسان و جایگاه او در کائنات داشته است تعریفی متفاوت را از بهره وری بیان می نماید. با مطالعه و تامل در منابع اصیل فرهنگ اسلامی ـ ایران همچون قرآن کریم و عترت (ع) و نیز ادب و هنر پارسی می توان بهره وری را در آینه فرهنگ خودی دریافت و آن را از دیگر تعاریف تمیز داد.
این پژوهش می کوشد تا ضمن توضیح مطلب فوق الذکر با مراجعه به برخی متون و اشارات مربوط در منابع مذکور، از این منظر گفتمان بهره وری در فرهنگ اسلامی ـ ایرانی را بررسی نماید.
بازاریابی حسی"" از جملهی تازه ترین موضوعات بازاریابی است که نشریهی توسعه مهندسی بازار از شماره های 14، 15، و 16 آن را سرفصل اصلی مقالات قرار داده است.
نخست گفتگویی با مدیر دپارتمان بازاریابی حسی و میدانی TMBA درج شد با عنوان ""بازاریابی حسی؛ تسخیر آیندهی بازاریابی."" در این گفتگو، محمد سالاری، مدیر دپارتمان بازاریابی حسی و میدانی شرکت TMBA، تعاریفی از بازاریابی حسی و هدفهای بازاریابی حسی را معرفی میکنند، و سپس با صراحت از بازاریابی حسی با عنوان عصر جدید بازاریابی نام میبرند.
مطالعات موردی (Case Study) در همان شمارهی نشریه از کمپین هوندا، اییبی (ebay)، بنز، و جام جهانی خبر میداد که چگونه بازاریابی حسی را برای فعالیتها، کالاها، و محصولات خود اجرا کردند، و نتایج آن در مقایسه با فعالیتهای دیگر بازاریابی ارائه شد. در شمارهی بعدی نشریه (شمارهی 15، مهر و آبان 1389)، خوانندگان از اجرای بازاریابی حسی در کمپین پاناسونیک، بیام دبیلیو، و باشگاه آرسنال آگاه شدند. در شمارهی 16 از کمپین حسی ویمبلدون و سایت شبکهی مادران نوشته شد که تا چه حد بازاریابی حسی توانسته فراتر از تبلیغات سنتی، گسترهی وسیعی از مخاطبان را تحت پوشش عمیق و ژرف خود قرار دهد.
در این شماره که پیش روی شما است، از سامسونگ و ال جی گفته میشود که برای به دست آوردن برتری در بازار پررقابت چگونه از بازاریابی حسی بیشترین بهره برداری را به عمل آوردند.
شایستهی یادآوری است برای اطلاع از بازاریابی حسی، مطالعهی کتاب بازاریابی حسی، اثر شاز اسمیلانسکی توصیه میشود. این کتاب از سوی پرویز درگی و محمد سالاری در 352 صفحه ترجمه، و از سوی شرکت TMBA چاپ و منتشر شد.
رضایت مشتریان از کیفیت خدمات پس از فروش نقش استراتژیک بسیار مهمی در موفقیت و سودآوری شرکت ها ایفا میکند. به دلیل اهمیت این موضوع همواره این سؤال مطرح است که چگونه می توان میزان رضایت از کیفیت این خدمات را در شرکت های مختلف مورد ارزیابی قرار داد. در این راستا برای انجام این پژوهش با مطالعه ادبیات موجود و راهنمایی استادان و استفاده از تجربه های خبرگان شرکت، عوامل کیفیت خدمات پس از فروش شرکت (وضعیت ارتباطی شرکت با کاربران، نحوه پاسخ گویی تیم پشتیبانی، میزان کارایی عوامل فنی شرکت، سطح عملکرد محصولات شرکت، قابلیت دسترسی به خدمات شرکت) شناسایی شد. در مرحلهی بعد برای ارزیابی ارتباط این مؤلفه ها با میزان رضایت کاربران از خدمات پس از فروش شرکت، بر مبنای فرضیه ها و مدل پژوهش پرسشنامه ای تهیه شده است و روایی و پایایی آن به تایید رسید. نتایج پس از جمع آوری اطلاعات و انجام تحلیل های آماری مورد نیاز بیانگر آن است که بین مؤلفه های گفته شده با رضایت کاربران از خدمات پس از فروش شرکت رابطه معناداری وجود دارد. همچنین درانتها پیشنهادهایی برای پژوهش های آتی ارایه شده است.
هدف اصلی مقاله حاضر ارایه مدلی است که بتواند با ترکیب اثربخش و کارآمد عناصر آمیخته ترفیع، ارزش و سهم هریک از متغیرهای مؤثر در آمیخته را متناسب با اهداف و استراتژی های بازاریابی بنگاه تعیین نموده و صحت و دقت اهداف ترفیع را فراهم نماید. بررسی پیشینهی پژوهش نشان میدهد، عناصر تشکیل دهنده اجزای آمیخته ترفیع عمدتاً دارای ماهیتی تصادفی، پویا، مبهم، نادقیق، کیفی و یا نامشهود بوده و فهم آن ها نیازمند بهره گیری از رویکردهایی است که با ماهیت ذاتی این نوع متغیرها سنخیت و همخوانی داشته باشد. از طرفی در اکثر مدل های رایج، مسئله طراحی آمیخته با رهیافتی ساختاریافته، توصیفی و حداکثر در قالب داده های سری زمانی فارغ از توجه به ماهیت داده ها و قضاوت-های انسانی و نیز عدم توجه به نوع و میزان اثرگذاری متغیرهای ورودی بر متغیرهای خروجی صورت گرفته و تعامل و ارتباط میان متغیرهای خروجی با هم در آمیخته ترفیع و با سایر عناصر آمیخته بازاریابی بنگاه دیده نشده است. در این مطالعه با بهکارگیری رویکرد فازی در مدل سازی، اتکا به داده-های واقعی عملکرد و تحلیل آرای خبرگان در کنار عواملی همچون منحنی عمر محصولات بنگاه، استراتژی بازاریابی، بودجه فعالیت های ترفیعی و ماهیت رقابت و صنعت به عنوان سازه های کلیدی جهت طراحی الگوی کارآمد آمیخته ترفیع خلاء یاد شده تا اندازه زیادی مرتفع شده و رضایتمندی بیشتری در تحقق اهداف بازاریابی و فعالیت های ترفیعی در کنار کمینه سازی هزینه این قبیل فعالیت ها حاصل شده است.
در این صنعت عوامل فروش حضوری، ابزارهای ارتقای فروش، تبلیغات غیر شخصی و روابط عمومی به ترتیب بیشترین اهمیت را دارند.
دیری است که سازمان ها در پی افزایش کارایی و اثربخشی نیروی انسانی خود هستند. یکی از راه های رسیدن به بهبود پایدار در سازمان ها و افزایش بهره وری کارکنان، توانمندسازی منابع انسانی است این امر از طریق ایجاد و گسترش نفوذ مبتنی بر صلاحیت افراد و گروه ها، بر وظایف سازمان میسر می شود. این مقاله، در خصوص تاثیر آموزش های حین خدمت کارکنان بر ابعاد توانمندسازی است. توانمندسازی به معنی توسعه و گسترش نفوذ کارکنان دارای صلاحیت در سازمان است، که به کارگیری آن، هم از طریق فرآیندهای رسمی و هم از طریق فرآیندهای غیر رسمی، در سازمان حاصل می شود و موجب رسیدن به بهبود پایدار در عملکرد سازمانی می شود. این مهم از طریق توسعه و گسترش نفوذ افراد و تیم های شایسته و دارای صلاحیت در بیش تر جنبه های سازمان به دست می آید که در نهایت در عملکرد کارکنان و عملکرد کل سازمان اثر می گذارد. با توجه به اثر توانمندسازی در سازمان و اهمیت این مقوله در پژوهش حاضر، دیدگاه های کارکنان ستادی و عملیاتی پالایشگاه نفت شازند اراک در خصوص تاثیر برنامه های آموزشی به حین خدمت، بر روی پنج شاخص توانمندسازی نیروی انسانی مورد بحث را از طریق تحلیل یافته ها مورد بررسی قرار می دهد. برای تکمیل نتایج حاصل از پرسشنامه های توزیع شده، دیدگاه های افرادی که با آن ها مصاحبه شده نیز بررسی شده است. برای دستیابی به نتایج منطقی در مورد تاثیر آموزش های حین خدمت برای ابعاد توانمندسازی نیروهای ستادی و عملیاتی، یافته های حاصل از دو ابزار پیش رو (پرسشنامه و مصاحبه) مقایسه شده است. نتایج کلی نشان دهنده آن است که آموزش های حین خدمت آن گونه که انتظار می رفت بر شاخص های توانمندسازی نیروی انسانی (شایستگی/ خودکارآمدی، موثر بودن، اعتماد، خودسامان دهی/ استقلال، معنی دار بودن) موثر است. از بین مولفه های گوناگون توانمندسازی، تاثیر آموزش های حین خدمت بر روی شاخص اعتماد و خودساماندهی، به ترتیب بیش ترین و کم ترین درصد، ارزیابی شده است. همچنین میزان ارتباط توانمندسازی با عواملی نظیر جنسیت، محل خدمت و نوع خدمت تایید شد به گونه ای که شدت رابطه در دو نوع متغیر خدمت (مدیریتی/ غیرمدیریتی)، بیش تر از محل خدمت (صف/ ستادی) است. به بیان دیگر، با افزایش سطح آموزش، توانمندسازی نیز افزایش می یابد و این تاثیر در میان افراد شاغل واحدهای ستادی نسبت به افراد شاغل واحدهای صف، و همچنین در بین مدیران بیش تر از غیر مدیران ارزیابی گردید.
بر این اساس با توجه به تحلیل یافته های تحقیق، مشخص شد؛ آموزش های حین خدمت کارکنان، موجب بهبود پیوسته عملکرد سازمانی، عملکرد کارکنان، مدیران و در نهایت توانمندسازی کارکنان پالایشگاه نفت شازند اراک شده است
یکی از مشکلات شرکت های داخلی، نبود استراتژی تحقیق و توسعه برای مدیریت انتقال تکنولوژی در پروژه های طراحی محصول است. بنابراین این مقاله به دنبال ارایه روشی جهت تدوین استراتژی تحقیق و توسعه به منظور شناسایی تکنولوژیهای همسو با نیاز مشتری و ارایه راهکاری جهت اکتساب تکنولوژیهای مورد نیاز شرکت ها است. بدین منظور، شاخص های مؤثر جهت تدوین استراتژی تحقیق و توسعه شناسایی شدند؛ و با اختصاص دادن محورهایی به هر یک از مؤلفه ها، چارچوبی جهت تدوین استراتژی تحقیق و توسعه با رویکرد کشش بازار طراحی شده است . با رسم نقشه تکنولوژی بر اساس ارزیابی ابعاد خارجی و داخلی توسط تکنیک گسترش عملکرد کیفی تکنولوژی و مدل مدیریت نیازمندیهای تکنولوژی، ضمن مشخص نمودن وضعیت تکنولوژیکی شرکت در هر تکنولوژی (نقاط قوت و ضعف)، تکنولوژیهای کلیدی شرکت و همچنین موقعیت رقابتی هر تکنولوژی (فرصت ها و تهدیدات)، شناسایی خواهد شد. روش شناسی فوق برای اعتبار سنجی، در شرکت صنایع دریایی ایران(صدرا) جهت تدوین استراتژی تحقیق و توسعه در طراحی و ساخت بدنه کشتی آفراماکس اجرا شده است.
بانکها نقش مهمی را در اقتصاد ملی و کمک به رشد و شکوفایی آن ایفا میکنند. در این راستا پژوهش های چندی در مورد ارزیابی عملکرد آن ها با استفاده از روش"" تحلیلی پوشش داده ها (DEA)"" انجام شده است. اما در اکثر این پژوهش ها، توجه چندانی به نحوهی انتخاب متغیرها نشده است. این در حالی است که تغییر در متغیر های ورودی و خروجی باعث میشود، نمرات کارایی واحدهای تصمیم گیرنده و ارزیابیهای حاصل بسیار متفاوت باشد. از این رو، در این مقاله با استفاده از یک روش قانونمند تحت عنوان ""روش پله ای (Stepwise)"" کارایی فنی 10 بانک تجاری و تخصصی در ایران محاسبه میشود. نتایج بهکارگیری این روش بیانگر آن است که سه متغیر اصلی در این مدل عبارتند از: میزان داراییهای ثابت، تعداد کارکنان و مشارکت ها و سرمایه گذاریهای مستقیم و سه بانک کارا نیز مشخص شدند.
این تحقیق با هدف شناسایی و اولویت بندی نیازهای حمایتی توسعهی کسب وکارهای کشاورزی در استان گلستان انجام شده و روش تحقیق توصیفی و با استفاده از تکنیک دلفی انجام شده است. به منظور گردآوری اطلاعات مورد نیاز، نمونه ای از صاحبان و مدیران کسب وکارهای کشاورزی انتخاب شدند (n=34). بر مبنای رویهی معمول تکنیک دلفی، سه دور گردآوری و پردازش اطلاعات با استفاده از مصاحبه و پرسش نامه انجام شد. براساس نتایج تحقیق، دو دسته نیازهای حمایتی (الف) حمایت های نهادی و (ب) خدمت های آموزشی و اطلاعاتی به طور جداگانه براساس ضریب تغییرهای اولویت بندی شده قرار گرفته است. در بین حمایت های نهادی، پرداخت تسهیلات بانکی، آسان شدن امور اداری، توسعهی زیرساخت ها، شفاف سازی قوانین و امور حقوقی، واگذاری زمین، پرداخت یارانه، تنظیم بازار و گسترش پوشش بیمه از اولویت بیش تری برخوردار است. در بین حمایت های آموزشی و اطلاعاتی، امور و روند اداری مرتبط با راه اندازی و مدیریت کسب وکارها، زمینه ها و فرصت های موجود و آتی کارآفرینی، قوانین و امور حقوقی مرتبط با راه اندازی و مدیریت کسب وکار، نوشتن طرح توجیهی، مکانیابی، سازه ها و تاسیسات کسب وکار، و برنامه ریزی تولید از بیش ترین اولویت برخوردار هستند.
یکی از ویژگی های عصر حاضر شدت یافتن تغییرات است. در عرصه مدیریت تولید، چابکی به عنوان پاسخی متناسب با شرایط زمان مورد توجه قرار گرفته و در پاره ای از تحقیقات، سعی بر شناسایی عوامل تأثیرگذار شده است. اگرچه برخی از این عوامل را می توان زیرمجموعه فناوری به حساب آورد، لیکن مطالعه کلیه عوامل مرتبط با فناوری در یک پژوهش انجام نگردیده است. در این مقاله، مفهوم فناوری در سه بعد فناوری تولید، فناوری محصول و فناوری اطلاعات دیده شده و تأثیر مؤلفه های هریک از این ابعاد بر چابکی در صنعت الکترونیک ایران بررسی و در مورد ارتباط آنها با چابکی بحث شده است. به علاوه مؤلفه های مختلف بر اساس دو عامل اهمیت و فاصله آنها از وضع مطلوب، رتبه بندی شده اند که نشان دهنده اولویت پرداختن به آنها در مسیر چابکی است. در این رتبه بندی ""فناوری های پیشرفته تولید"" در جایگاه اول قرار گرفته است.
"مقدمه: سالیان متمادی است که هستی شناسی به اشکال گوناگونی مانند طرحهای ردهبندی، تزاروسها، واژگان کنترل شده، اصطلاح شناسیها و واژهنامهها معنی شده است. ازآن جا که اصطلاحها و منابع دانش، اجزای مهمی از تعامل میان نظامهای نامتجانس است، هدف این مقاله، بررسی هستی شناختی فرا اصطلاحنامهی نظام زبان پزشکی واحد (که در یک سیستم منفرد اصطلاحات از علوم زیست شناسی ادغام شده است و توسط کتابخانهی ملی پزشکی آمریکا تهیه گردید که بخشی از زبان واحد پزشکی است) بوده است.
روش بررسی: در این پژوهش با استفاده از روش مطالعهی سندی و کتابخانهای، به مطالعهی متون و منابع موجود در زمینهی مقایسهی فرا اصطلاحنامه Unified Medical Language Systemیا UMLS و هستی شناسیهای دیگر (مانند WordNetو UCO و کارهایی که در این خصوص توسط افرادی چون Burgunو همکار، در نتیجهی بررسی و مرور منابع معتبر این حوزه و تهیهی فهرستی از لغات مرتبط با علم زیست شناسی، دال بر وجود اسامی، روابط مورد نیاز در علم اطلاعرسانی زیست شناسی، اقدام به مطابقت آنها بر اساس مفاهیم فرااصطلاحنامه UMLS و در نهایت تعیین وجود روابط در منابع اصلی این فرا اصطلاحنامه صورت گرفت) پرداخته شده است. علاوه بر این، به منظور بررسی وجود سازگاری میان نقشهی معنایی UMLS و دو هستی شناسی دیگر، مطابقت دادن در انواع معنایی UMLS و هستی شناسی سلسله مراتبی Cyc و WordNet انجام گرفت و برای ایجاد ساختاری یکپارچه در UMLS و سازگاری آن با Cyc، مفاهیم در Cyc به سه گروه تقسیمبندی گردید.
یافتهها: قریب به50 مقوله از Cyc به طور دقیق برای پوشش دادن شبکهی معنایی UMLS استفاده شده است. نتایج نشان داد که نزدیک به نیمی از آنها در هر دو سیستم شبیه به هم هستند و میان انواع Cyc و شبکه معنایی UMLS همپوشانی وجود دارد. همچنین مشخص شده است که برای بعضی از گونههای معنایی UMLS مقولههای همسان و مشابهی در نسخهی عمومی هستی شناسی سلسله مراتبی Cyc وجود ندارد. بنابراین، مقولههایی در Cyc وجود دارد که دارای هیچ گونه معادلی در UMLS نمیباشد. در زمینهی مقایسهی ردههای معنایی UMLS و WordNet نتایج نشان داد که 2 درصد از مفاهیم ردهی اختلال سلامتی UMLS در WordNet وجود دارد که مطابقت و سازگاری میان ردهها 48 درصد بوده است.
نتیجهگیری: هم اکنون هیچ استاندارد Upper-Level-Ontoligies در دسترس نیست. ممکن است در یک رده، مفاهیم به طور متفاوتی دستهبندی شوند، حتی زمانی که دستهبندیها شبیه به هم به نظر برسند."
"مقدمه: کتابخانهی دانشگاهی قلب دانشگاه محسوب میشود. سیر تحول فنآوری اطلاعات اهمیت آنها را بیشتر از گذشته کرده است. کتابخانهیها برای سازگار شدن با تحولات جدید ملزم به شناسایی نقاط قوت و ضعف خود هستند. این تحقیق به ارزیابی وضعیت کتابخانهیهای دانشگاه علوم پزشکی تبریز پرداخته است و هدف آن شناسایی نقاط قوت و ضعف زیر ساخت اطلاعرسانی کتابخانهیها، آگاهی مسؤولان و کمک به برنامهریزان بخش آموزشی و پژوهشی است.
روش بررسی: در این تحقیق به مطالعهی توصیفی 8 کتابخانهی دانشکدهای و یک کتابخانهی مرکزی دانشگاه علوم پزشکی تبریز پرداخته شد. دادههای این تحقیق با استفاده از چک لیست استخراج شده از معیارهای موجود در استانداردهای کتابخانههای دانشگاهی ایران از کتابخانههای دانشگاه، آموزش کل، امور مالی و حسابداری دانشگاه و دانشکدهها جمعآوری شد و در نرمافزار Excel مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. همچنین نتایج حاصل با توجه به معیارهای استانداردهای کتابخانههای دانشگاهی ایران مورد مقایسه قرار گرفت. برای روایی و پایایی چک لیست از معیارهای مطرح در استانداردهای کتابخانههای دانشگاهی ایران، چک لیستهای قبلی و نظر متخصصان استفاده شد.
یافتهها: کتابخانههای دانشگاه علوم پزشکی تبریز از نظر نیروی انسانی 89 درصد، از نظر مجموعه 9 درصد، از نظر فضای کتابخانهها 69 درصد و از نظر بودجه، 81 درصد استاندارد کتابخانههای دانشگاهی ایران را رعایت کردهاند.
نتیجهگیری: وضعیت کتابخانههای دانشگاهی علوم پزشکی تبریز در مقایسه با استانداردها از نظر منابع در سطح پایین و از جهت نیروی انسانی، فضا و بودجه در وضعیت خوبی قرار دارد. برای بهرهوری مناسب، لزوم ایجاد خط و مشی مدون و مصوب مجموعهگستر، تشکیل کمیتهی کتابخانهها، متمرکز کردن فعالیتهای کتابخانهها، تشکیل فهرستگان کتابخانههای دانشگاه و درخواست بودجهی مستقل و کافی برای برنامهریزیهای مدون کتابخانهها در جهت رفع مشکلات کتابخانههای دانشگاه علوم پزشکی تبریز بسیار ضروری است."
"مقدمه: توسعه فنآوری اطلاعات و مدیریت آن با تجهیزات نوین در سازمانها همراه بوده است؛ به نحوی که راهکارهای چندی را جهت ارتقای رضایت اعضای سازمان در بر خواهد داشت. ضرورت این موضوع، موجب توسعه زیر ساختها و برنامهریزیهای جدیدی در دانشگاههای علوم پزشکی کشور شده است و مطالعات جدیدی را میطلبد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی چارچوب فعالیتهای مزبور به بررسی چگونگی صفحات وب کتابخانه های دانشگاههای علوم پزشکی کشور و موجودیت پیوندهای فراسازمانی آنها پرداخت.
روش بررسی: مطالعه حاضر توصیفی، که در آن مجموع صفحات وب دانشگاههای علوم پزشکی کشور که 40 وبگاه بود، مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. در این بررسی موجودیت صفحات وب، نوع نرمافزار کتابخانهای، ویژگی صفحات راهنما و تجزیه و تحلیل موضوعی پیوندهای فراسازمانی با استفاده از چک لیست محقق ساخته، مورد سنجش واقع شد و در نهایت، دادههای حاصل توسط نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان از توجه دانشگاهها و کتابخانههای علوم پزشکی به بهرهجویی از صفحات وب در سیستم وب جهانی داشت، ولی نیاز به استفاده از همگونی و وحدت رویه در این یافتهها مشاهده میشد. در مجموع 25 دانشگاه معادل 5/62 درصد دارای وبگاه کتابخانه بودند و در این میان نرم افزار افق دارای بیشترین استفاده (16 وبگاه کتابخانه) و نرم افزارهای سیمرغ و پیام دارای کمترین استفاده (هر کدام یک وبگاه کتابخانه) بودند.
نتیجهگیری: صفحات وب در کشورهای جهان سوم حاکی از استفاده مدیران میانی از تجربیات جهانی موجود قلمداد میشود، ضمن آن که توجه به این گونه از خدمات الکترونیکی به مرور افزایش یافته، زمینههای استاندارد شدن این صفحات امری واقعی در آینده قلمداد میشود.
"