پژوهش حاضر با رویکرد جامعه شناختی و با هدف بررسی زمینه های اجتماعی تاثیر سرمایه اجتماعی بر اجرای بانکداری الکترونیک در بانک انصار در سال 1400 شهر کرمان صورت گرفته است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است که به صورت مقطعی در سال 1400 در بین کارمندان بانک انصار کرمان شهر کرمان انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش 190کارمند بانک های انصارشهر کرمان بود که از این تعداد 120 نفر به صورت تصادفی ساده و طبق جدول مورگان برای حجم نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از دو پرسشنامه سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال (1998) و پرسشنامه اجرای بانکداری الکترونیک استفاده گردید. پایایی پرسشنامه سرمایه اجتماعی91/0 و پایایی پرسشنامه اجرای بانکداری الکترونیک72/0 و روایی صوری و محتوایی این پرسشنامه توسط اساتید و صاحب نظران تایید شد.روش تجزیه و تحلیل های آماری از نرم افزار کامپیوتر 22 SPSS و از روش های آماری ضریب پیرسون و رگرسیون خطی استفاده شده است. سطح معنی داری آزمون 05/0 = α می باشد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد میان سرمایه اجتماعی با اجرای بانکداری الکترونیک در بانک انصار کرمان رابطه معنی داری وجود دارد و متغیرهای وارد شده در مدل 54 درصد واریانس متغیر وابسته (ملاک) را تبیین می کند. از میان مولفه های سرمایه اجتماعی بیشترین نقش در پیش بینی متغیر ملاک مولفه بعد ارتباطی سرمایه اجتماعی داشته است و مولفه بعد ساختاری کمترین نقش را دارد..
پژوهش حاضر به بررسی تاثیر نظام راهبری شرکت بر میزان محافظه کاری در گزارشگری مالی با تاکید بر توانایی مدیران می پردازد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی بوده و از بعد روش شناسی همبستگی از نوع علّی (پس رویدادی) می باشد. جامعه آماری پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و با استفاده از روش نمونه گیری حذف سیستماتیک، 127 شرکت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شده در دوره ی زمانی 7 ساله بین سال های 1393 الی 1399 مورد بررسی قرار گرفتند. روش مورد استفاده جهت جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای بوده و داده های مربوط برای اندازه گیری متغیرها از سایت کدال و صورتهای مالی شرکت ها جمع آوری شده و در اکسل محاسبات اولیه صورت گرفته سپس برای آزمون فرضیه های پژوهش از نرم افزار STATA استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که نظام راهبری شرکت بر میزان محافظه کاری در گزارشگری مالی رابطه معکوسی دارد. همچنین توانایی مدیران بر محافظه کاری در گزارشگری مالی تاثیر معکوس دارد.توانایی مدیران بر ارتباط بین نظام راهبری شرکت و میزان محافظه کاری در گزارشگری مالی تاثیر معکوس دارد.
حاکمیت شرکتی دارای دو بعد عملیاتی و بعد نظارتی در هر شرکتی است، هر دو بعد می توانند عملکرد شرکت را تحت تاثیر قرار دهند. به همین جهت در این تحقیق به بررسی مولفه های حاکمیت شرکتی، بر سود آوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شده است. دوره زمانی تحقیق طی 10 سال از سال 1390 لغایت سال1399 بوده است. بنابراین با انتخاب 151 شرکت به عنوان نمونه پژوهش با برآورد مدل رگرسیونی چند متغیره و با استفاده از مدل داده های ترکیبی به بررسی سوال تحقیق در خصوص تاثیر مولفه های حاکمیت شرکتی بر عملکرد شرکت، پرداخته شده است.نتایج نشان داده که از بین مولفه های مورد بررسی، استقلال کمیته حسابرسی، استقلال هیئت مدیره، تخصص کمیته حسابرسی، تنوع جنسیتی هیئت مدیره، تصدی مدیر عامل، تخصص و صلاحیت واحد حسابرس داخلی و نوع حسابرس بر سود آوری شرکت تاثیر مثبت دارند. دوگانگی وظایف مدیریتی در هیات مدیره بر سود آوری شرکت تاثیر منفی داشته است. همچنین سهام تحت تملک سرمایه گذاران نهادی و تعداد جلسات هیئت مدیره و اندازه واحد حسابرسی داخلی بر سود آوری شرکت تاثیر ندارد.
این پژوهش به بررسی تاثیر تلاش، تخصص و اندازه حسابرس بر عملکرد حسابرس با تاکید بر پیچیدگی محیط در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی بوده و از بعد روش شناسی از نوع تحقیقات علی(پس رویدادی) است. جامعه آماری پژوهش، شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد و با استفاده از روش نمونه گیری حذف سیستماتیک، 128 شرکت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب، و دوره زمانی آن بین سال های 1387 تا 1393 است. روش مورد استفاده جهت جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای و برای آزمون فرضیه های پژوهش از رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تلاش حسابرس و اندازه حسابرس بر اقلام تعهدی غیرعادی تاثیر ندارد و تخصص حسابرس بر اقلام تعهدی غیرعادی تاثیر مثبت و معنادار دارد. پیچیدگی محیط بر اقلام تعهدی غیرعادی تاثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین، پیچیدگی محیط بر ارتباط بین تلاش حسابرس، تخصص حسابرس و اندازه حسابرس با اقلام تعهدی غیرعادی تاثیر ندارد.
زمینه و هدف: تمرکز بر وضوح نقش، عاملی است که سبب فراهم کردن بسترها و به وجود آوردن فرصت ها برای شکوفایی استعدادها، توانایی ها و شایستگی های کارکنان در حیطه توانمندسازی روانشناختی می شود. هدف این پژوهش، بررسی نقش تعدیل گر سلامت سازمانی در تاثیر وضوح نقش بر توانمندسازی روانشناختی کارکنان شرکت توزیع نیروی برق جنوب استان کرمان می باشد. روش بررسی: روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کارکنان شرکت توزیع نیروی برق جنوب استان کرمان به تعداد 304 نفر می باشند که 137 نفر طبق جدول مورگان به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از 3 پرسشنامه استفاده شد که روایی و پایایی پرسشنامه ها تایید شد. برای تحلیل داده ها، از آمار توصیفی و برای تحلیل فرضیه های پژوهش از مدل معادلات ساختاری EQS استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که وضوح نقش بر توانمندسازی روانشناختی کارکنان تاثیر دارد. سلامت سازمانی نقش تعدیل گر در تاثیر وضوح نقش برتوانمندسازی روانشناختی کارکنان ندارد. نتیجه گیری: وضوح نقش در سازمان ها سبب می شود کارکنان انگیزش درونی نسبت به ایفای وظایف شغلی خود داشته باشند و به این باور برسند که می توانند شغل خود را با مهارت انجام دهند و احساس شایسته بودن کنند. این امر، توانمندسازی روانشناختی آنها را ارتقاء می دهد.
نظر به اهمیت خلاقیت کارکنان در بخش سلامت کشور، استفاده بهینه از استراتژی های خلاقیت ضروری به نظر می رسد. از این رو پژوهش حاضر درصدد شناسائی پیشران ها و موانع بروز خلاقیت و همچنین شناسائی میزان اهمیت و عملکرد هر یک از پیشران ها در بخش سلامت کشور و ترسیم ماتریس اهمیت – عملکرد آن ها می باشد. بنابراین پژوهش حاضر درگروه پژوهش های اکتشافی طبقه بندی شده و از نظر روش گردآوری داده ها، دلفی می باشد. با توجه به محدودیت های پژوهشگر برای انجام پژوهش از میان جامعه آماری نمونه آماری انتخاب می گردد. در مطالعه حاضر 15 نفر از خبرگان حوزه مدیریت منابع و توسعه انسانی و روانشناسی و نیز 83 نفر از مدیران منابع انسانی دانشگاه های علوم پزشکی سطح کشور حضور داشتند. پرسشنامه تحقیق برگرفته از مصاحبه با خبرگان منابع انسانی می باشد و در واقع تلخیص نظرات آنان در مورد مؤلفه های تأثیرگذار در خلاقیت می باشد. یافته های تحقیق نشان می دهد که سبک رهبری، ساختار سازمانی، عوامل فردی، زمینه سازی برای بروز خلاقیت در فرد و حمایت مدیریت ارشد جزو مؤلفه های تأثیرگذار و بسیار مهم در ترویج و توسعه خلاقیت در بخش سلامت کشور محسوب می شوند.
هدف پژوهش حاضر ارتباط خودشیفتگی مدیران با ارزش شرکت با نقش تعدیل کنندگی عملکرد مسئولیت اجتماعی شرکت است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نوع همبستگی است. در این راستا ۱۳۲ شرکت به عنوان شرکت های عضو نمونه انتخاب گردید که در طی سال های ۱۳۹۹-1389 در بورس اوراق بهادار تهران فعالیت داشته اند. برای بررسی خودشیفتگی مدیران از شاخص پاداش نقدی مدیران، برای اندازه گیری مسئولیت اجتماعی شرکت از چک لیست افشای مسئولیت اجتماعی شرکت در ایران و برای تعیین ارزش شرکت از کیوتوبین استفاده شده است. داده های پژوهش از صورت های مالی واقعی شرکت ها از طریق سایت کدال جمع آوری و با استفاده از نرم افزار اکسل گردآوری شد. روش آزمون فرضیه ها رگرسیون چندمتغیره با استفاده از نرم افزار ایویوز ۱۲ می باشد. یافته ها نشان داد که خودشیفتگی مدیران با ارزش شرکت ارتباط معناداری ندارد. عملکرد مسئولیت اجتماعی شرکت نقش تعدیل کننده ای بر ارتباط خودشیفتگی مدیران با ارزش شرکت ندارد. نتایج این پژوهش بر توسعه ادبیات مربوط خودشیفتگی مدیران و ارزش شرکت می افزاید.
بدهی عمومی منبع اصلی درآمد دولت برای تأمین مالی کسری بودجه است. این امر به عنوان انباشت سالانه کسری بودجه در نظر گرفته می شود که عموماً کشورها را با کسری دوقلو روبرو می کند. لذا با ظهور بانکداری و امور مالی اسلامی در سراسر جهان، اقتصاددانان اسلامی به دنبال معاملاتی بودند که مناسب و مطابق با اصول دین اسلام باشد. ازاین رو هدف از مطالعه حاضر، بررسیصکوک به عنوان یک راه حل تأمین مالی هزینه های عمومی با جایگزین کردن سایر شیوه های مرسوم تأمین مالی و تأثیر آن بر کسری دوقلو کشورهای منتخب با استفاده از رویکرد گشتاورهای تعمیم یافته طی دوره زمانی 2021-2013 میلادی است. نتایج نشان می دهد که در غیاب صکوک، ترازهای مالی اثر مثبت و معنا دار بر تراز حساب جاری دارند که از فرضیه کسری دوقلو حمایت می کند، اما وجود صکوک باعث کاهش اثر تراز بودجه بر تراز حساب جاری می شود و اندازه ضریب برآورد شده بر تراز بودجه بین 86/0 و 95/0 درصد هست (ضریب به 0.1 درصد کاهش می یابد). درواقع رابطه کسری دوقلو باوجود صکوک تضعیف می شود. این نوآوری با استفاده از صکوک به عنوان منبع جایگزین تأمین مالی می تواند مزیت استراتژیک و توسعه اقتصادی کشورها را افزایش دهد.
حمایت از راه اندازی و توسعه کسب وکارهای کوچک و متوسط در ایران براساس نقش مهم آن ها در اقتصاد کشور باهدف اشتغال زایی و توسعه اقتصاد درون زا و مردمی، جایگاه ویژه ای دارد که از مهم ترین این حمایت ها، تأمین مالی منابع موردنیاز کسب وکارهای یاد شده است. براساس بند اول سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، لزوم تأمین شرایط و فعال سازی منابع مالی به منظور توسعه کارآفرینی و به حداکثر رساندن مشارکت آحاد جامعه در فعالیت های اقتصادی با تسهیل همکاری های جمعی ابلاغ گردیده و ازجمله راه های تحقق این امر، جمع آوری جریانات وجوه خرد مردمی در قالب تأمین مالی جمعی است. پژوهش حاضر به منظور طراحی الگوی عملیاتی جمع سپاری مالی کسب وکارهای کوچک و متوسط بامطالعه موردی کسب وکارهای مراجعه کننده به سامانه میدون انجام گرفته است. این پژوهش از منظر هدف کاربردی، از منظر ماهیت داده ها کیفی و از منظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی پیمایشی محسوب می شود. در این پژوهش ابتدا به روش اسنادی الگوی تأمین مالی جمعی و بوم مدل کسب وکار پلتفرم های موفق خارجی و داخلی موردبررسی قرار گرفت. سپس جهت انتخاب مدل مناسب تأمین مالی جمعی سامانه میدون، پرسشنامه ای طراحی و الگوهای تأمین مالی جمعی از منظر بازیگران اصلی پلتفرم یعنی سرمایه پذیران، سرمایه گذاران و صاحبان پلتفرم با استفاده از مدل تاپسیس اولویت بندی گردید. سپس با تشکیل گروه کانونی، نتایج رتبه بندی های یادشده بررسی و مدل نهایی پلتفرم تأمین مالی جمعی میدون مشخص و براساس آن، بوم مدل کسب وکار پلتفرم طراحی گردید.
پایداری به یکی از اصلی ترین بخش های استراتژی کسب وکارها بدل شده است. شرکت ها می خواهند با به کارگیری تکنیک ها و استراتژی های مربوطه در جهت پایداری، هم به خلق ارزش اقتصادی بپردازند و نیز به طور همزمان از اثرات منفی زیست محیطی کاسته و موضوعات اجتماعی را مدنظر قرار دهند. از طرفی نیز آنها برای اتصال به بازارهای جهانی و موفقیت در آنها ناگزیر از حضور در شبکه های مرزگستر بوده و لازم است پس از ایجاد و اصلاح مدل کسب وکار (م.ک.ک) (پایدار) خود منطبق با شبکه مورد فعالیت، به بهره مندی از فرصت های بازار بپردازند. این تحقیق از نوع تحقیقات مروری سیستماتیک و استنادی بوده و در آن پس از استخراج کلیدواژه های مرتبط از ادبیات تحقیق، با شکل گیری دستور جستجوی تحقیق و ورود آن به پایگاه داده اسکوپوس نسبت به ارائه پرارجاع ترین مقالات، نویسندگان، وابستگی های سازمانی، مجلات و... در نرم افزار بیبلیومتریکس اقدام گردید. هفت محور اصلی و برآیند پاسخ هایی که مقالات مرور شده به این محورها داده اند ارائه گردیده اند. این محورها عبارتند از: چگونگی رخداد پایداری در م.ک.ک، شبکه های کسب وکار و پایداری م.ک.ک، شکل گیری شبکه های کسب و کارها در م.ک.ک.پ، خلق ارزش در شبکه ها در م.ک.ک.پ، چالش های حضور م.ک.ک.پ در شبکه ها، عوامل مؤثر در موفقیت و شکست م.ک.ک.پ در شبکه ها، فرایند نوآوری در شبکه ها در م.ک.ک.پ. هدف از این مقاله بررسی نطام مند پیشینه پژوهشی در راستای ارائه تحلیل های اخیرالذکر در جهت دسته بندی مضامین مورد مطالعه، روندهای مطالعاتی، آمارهای توصیفی مطالعات پیشین و پیشنهادات برای مدیران و تحقیقات آتی می باشد.
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی پیشران ها و موانع موفقیت پروژه های تحقیق و توسعه سازمان های پژوهش و فناوری (موردمطالعه: جهاد دانشگاهی) می باشد که برای دستیابی به هدف مذکور، از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی از نوع توصیفی استفاده گردیده است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران پروژه جهاد دانشگاهی می باشد که به روش هدفمند، تعداد 29 نفر از 6 حوزه علوم پایه، علوم انسانی، فنی و مهندسی، پزشکی، دامپزشکی و کشاورزی برای مشارکت در پژوهش انتخاب شدند. همچنین اطلاعات در قلمرو زمانی 1399-1398 و با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته تا زمان دستیابی به اشباع نظری جمع آوری گردید. درنهایت نیز، داده ها مبتنی بر راهبرد هفت مرحله ای کلایزی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. بر اساس یافته های پژوهش در بخش پیشران ها، 190 مفهوم مجزا و 27 ملاک فرعی در قالب 6 عامل اصلی شامل دانش فنی و تجربه عملی مدیریت پروژه، مهارت های حرفه ای مدیر پروژه، ویژگی های اخلاقی و رفتاری مدیر پروژه، توانایی های فکری مدیر پروژه، ساختار و فرآیندهای سازمانی و فرهنگ و نگرش های سازمانی شناسایی شدند. همچنین در بخش موانع، 120 مفهوم مجزا و 21 ملاک فرعی در قالب 6 عامل اصلی دانش ناکافی مدیر پروژه، ناکارآمدی مهارتی مدیر پروژه، طرح و ساختار ناکافی سازمان، ضعف کنش های نظام مند سازمان، محدودیت منابع سازمان و چالش های فراسازمانی شناسایی گردید.
The objective of this study is to explore the influence of predictive maintenance technologies on operational efficiency in manufacturing startups, focusing on implementation processes, operational impacts, and the challenges encountered. This qualitative study employed semi-structured interviews to gather data from key stakeholders in manufacturing startups, including founders, operations managers, and maintenance engineers. A total of 22 participants were interviewed, with the sample size determined by theoretical saturation. The interviews were transcribed verbatim and analyzed using NVivo software. Thematic analysis was conducted to identify and categorize key themes and subthemes related to the implementation and impact of predictive maintenance technologies. The analysis revealed three main themes: Implementation Process, Operational Impact, and Challenges and Barriers. Within these themes, several categories and concepts emerged. The Implementation Process theme highlighted the importance of planning, technology selection, system integration, employee involvement, pilot testing, change management, and post-implementation review. The Operational Impact theme identified efficiency gains, predictive analytics, maintenance scheduling, resource optimization, and quality improvement as significant outcomes. The Challenges and Barriers theme underscored technological challenges, financial constraints, organizational resistance, skill gaps, data management issues, and the necessity of vendor support. The findings indicate that predictive maintenance technologies significantly enhance operational efficiency in manufacturing startups by reducing downtime, increasing productivity, and optimizing resource utilization.
هدف این پژوهش تبیین تئوریکی تأثیرپذیری میزان معاملات و دادوستدها از اعلان سودها است. روش پژوهش حاضر، روش شناخت تاریخی در چارچوب مطالعات کتابخانه ای و از نوع پژوهش های نظری –تحلیلی و مبتنی بر پژوهش های مرتبط با موضوع است. در حالت کلی رویکرد تحلیلی حداقل 4 ویژگی مهم را دارد؛ اول این که این دیدگاه اغلب متنی است، به ابن معنی که می پذیرد حسابداری دارای اثرات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. دوم این که این تئوری به دنبال مشارکت و تعامل است. به این معنی که همواره به دنبال تغییر و یا بهبود رویه های حسابداری است. سوم این که با هر دو سطح خرد (افراد و سازمان ها) و کلان (حرفه و جامعه) مربوط است و چهارم میان رشته ای است و با سایر نظام ها ارتباط داشته و از آن ها قرض گرفته و با آن ها ترکیب می شود. فلذا دیدگاه انتقادی بیشتر از مطالعات سنتی با حرفه، نظام و رویه های حسابداری مربوط است. اصل افشاء به عنوان یکی از اصول حسابداری مطرح است و بر اساس این اصل، باید کلیه اطلاعات مربوط به فعالیت های شرکت به نحو مناسب و به موقع در اختیار گروه های مختلف قرار گیرد. به عبارتی از افشای اطلاعات می توان به جریان انتقال اطلاعات از قلمرو خاص به قلمرو عام کرد. افشای مناسب و با کیفیت منجر به بهبود شفافیت و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و اثربخشی بازار خواهد شد. تأثیراتی که نوسانات را در بازار سرمایه تعیین می کنند، بی شمار هستند. رویدادهای گذشته، حال و حتی آینده نادیده گرفته شده، در قیمت بازار منعکس می شوند، اما اغلب رابطه آشکاری را با تغییر قیمت ها نشان نمی دهند. دانش افزایی: نتایج این پژوهش اطلاعات تئوریکی مفیدی را برای سیاست گذاران و نهادهای تدوین کننده استانداردهای حسابداری در خصوص کیفیت گزارشگری مالی در راستای سرمایه گذاران فراهم آورده و موجب توسعه نتایج تحقیقات رفتاری در حوزه مالی می شود.
مدیریت و ارزیابی و انتخاب پیمانکار یک قسمت اساسی از فرآیند ساخت وساز است، زیرا پیمانکاران از ارکان اساسی پروژه های عمرانی و غیر عمرانی و عامل اصلی تبدیل منابع به محصول نهایی به حساب می آیند. اصولاً روش انتخاب پیمانکاران بر اساس کمترین قیمت پیشنهادی می باشد، اما واضح است که شاخص های کمی و کیفی متعدد با درجات اهمیت متفاوت در تعیین صلاحیت یک پیمانکار مطرح هستند و باید در تصمیم گیری ها موردتوجه قرار گیرند. در این تحقیق علاوه بر شناسایی شاخص های مؤثر بر انتخاب پیمانکاران در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی استان اصفهان میزان اهمیت و اولویت بندی شاخص های مزبور با استفاده از مدل های منشعب شده از روش تصمیم گیری چند شاخصه (MCDM) در تصمیم گیری گروهی تعیین می گردد. در این پژوهش ابتدا عوامل پژوهش شناسایی و به تأیید خبرگان در مطالعه موردی رسید سپس با استفاده از روش AHP عوامل پژوهش وزن دهی می شوند در انتها نیز 5 نفر از پیمانکاران توسط دو روش تاپسیس و ویکور رتبه-بندی می شوند. طبق یافته های این پژوهش، پاسخ دهندگان در انتخاب پیمانکار رتبه بالایی به معیارهای مدیریتی داده اند. این موضوع نشان دهنده آن است که پاسخ دهندگان، بسیاری از کاستی های پدیده آمده در پروژه ها را ناشی از ضعف های مدیریتی می دانند. به طور مثال عدم ضعف های مدیریتی است که موجب عدم مهارت های مقابله با ریسک های مالی می شود و عدم مدیریت و سیاست های آن موجب نارسایی سیاست های استخدام نیروی انسانی متخصص می شود و همچنین عدم مدیریت مناسب نیز موجب می شود مدیر نتواند راه کارهای مناسبی جهت شرایط بحرانی و تحریم ها ارائه کند و پروژه ها با تأخیرات بلندمدت و درنهایت شکست روبرو شوند.
امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان ابزار کلیدی در سازمان ها جهت دستیابی به اهداف و آرمان های سازمان شناخته می شود. با توجه به رقابتی شدن کسب وکار در دهه های اخیر و نقش بیش از بیش IT در بقا و پیشرفت سازمان ها، آن ها ناگزیر به سرمایه گذاری های سنگین در این حوزه هستند. حجم زیاد این سرمایه گذاری و مشکلات به وجود آمده در این حوزه ، دغدغه جدیدی در خصوص میزان اثربخشی و سودآوری این سرمایه گذاری ها برای مدیران سازمان ها پدید آورده است. ارزیابی بلوغ فناوری اطلاعات پاسخی مناسب در راستای این دغدغه و شناخت وضعیت کنونی سازمان است. هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی سطح بلوغ فناوری اطلاعات در شرکت های زیرمجموعه شرکت توانیر به عنوان متولی صنعت برق ایران است. در این پژوهش دو نیروگاه از مجموع 89 شرکت زیرمجموعه به عنوان جامعه جهت بررسی انتخاب شده اند. پس از بررسی مدل های ارزیابی موجود مدل بلوغ کوبیت به عنوان مدل مرجع ارزیابی در صنعت برق انتخاب گردید. با توجه به اینکه در این مدل از منطق ارسطویی جهت ارتباط میان اهداف کسب وکار و اهداف IT و فرایندهای آن استفاده شده است. در پژوهش حاضر از مدل تحلیل سلسله مراتبی (AHP) جهت شناسایی دقیق تر حوزه ارزیابی استفاده شده است. پس از شناسایی حوزه ارزیابی و پیاده سازی مدل کوبیت نتایج حاصله نشان از عملکرد بهتر نیروگاه منتخب (الف) و سطح بلوغ بالاتر آن است. ضمن اینکه با بیان سطح بلوغ جاری، پیشنهاد هایی جهت بهبود وضع موجود ارائه شد.پس از شناسایی حوزه ارزیابی و پیاده سازی مدل کوبیت نتایج حاصله نشان از عملکرد بهتر نیروگاه منتخب (الف) و سطح بلوغ بالاتر آن است. ضمن اینکه با بیان سطح بلوغ جاری، پیشنهاداتی جهت بهبود وضع موجود ارائه شد.
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی اثربخشی دوره های ضمن خدمت بر توسعه فردی و حرفه ای مدیران مدارس ابتدایی شهریار بود. روش پژوهش، توصیفی–پیمایشی و در بخش بررسی دیدگاه مدیران و معلمان، همبستگی می باشد. جامعه آماری، 322نفر از مدیران و 3000نفر از معلمان مدارس ابتدایی دولتی و غیردولتی پسرانه و دخترانه شهرستان شهریار بود. نمونه مدیران تعداد 110نفر و نمونه معلمان180نفر می باشد که براساس جدول مورگان با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه توسعه حرفه ای مدیران پورصادق و علی میرزایی (1384) بود. برای روایی ابزار، از روایی سازه استفاده و پایایی، از طریق ضریب آلفای کرونباخ0.81محاسبه گردید. به منظور سنجش توسعه فردی از بخش توسعه فردی پرسشنامه توسعه منابع انسانی فهیمی (1394) شامل 10 گویه بهره گرفته شده است. روایی ابزار از طریق روایی صوری و محتوایی تایید و پایایی آن 0.84 محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، از نرم افزار SPSS، آزمون تی تک نمونه ای و ضریب همبستگی پیرسون بهره گرفته شد. یافته ها نشان دادند که از دیدگاه مدیران و معلمان، توسعه فردی و حرفه ای مدیرانی که تحت دوره های آموزش ضمن خدمت بوده اند بالاتر از حد متوسط بوده است. همچنین همبستگی بین دیدگاه معلمان و مدیران درخصوص توسعه فردی و حرفه ای مدیران معنادار بوده و دوره های ضمن خدمت بر توسعه فردی و حرفه ای مدیران مدارس ابتدایی شهریار اثربخشی مطلوبی داشته است. بنابراین، چنانچه اثرگذاری مطلوب آموزش های ضمن خدمت محرز شد، نباید به همین جا اکتفا شود و مسئولیت آموزش و پرورش این است که از اثربخش بودن آموزش در آینده نیز اطمینان حاصل کند. تغییر در نظام آموزشی همیشگی است و باید نسبت به تغییراتی که تلاش های آموزشی معلمان را تحت تأثیر قرار می دهد واکنش نشان داده شود.
در این مقاله رویکردهای مطرح تهیه ره نگاشت با شاخص های شفافیت کل گرایی ارزیابی شده اند. نشان داده شده است که کل گرایی و در نظر گرفتن نقش همه عناصر اصلی یک حوزه کسب وکار در تهیه ره نگاشت در کاهش چالش های تهیه ره نگاشت تأثیر مستقیم دارد. ازاین رو شناخت رویکردهایی که بیشترین توجه را به شفافیت در کل گرایی دارند می تواند در انتخاب بهترین رویکرد تهیه ره نگاشت مؤثر باشد. برای این منظور ابتدا شاخص های مناسب سنجش کل گرایی در گروه کانونی استخراج شد. این شاخص ها در پنل خبرگی به آزمون روایی گذاشته شد و تأیید شد. سپس با روش تحلیل محتوا و رویکرد تطبیقی سیزده روش تهیه ره نگاشت مورد ارزیابی قرار گرفت. این ارزیابی نشان می دهد شاخص شفافیت نقش سیاست گذار در تهیه ره نگاشت همواره یک شاخص مغفول بوده است. رویکرد کاپل و رویکرد بسته توسعه فناوری با شفافیت 71 درصدی شاخص های کل گرایی مناسب ترین رویکردهای شناخته شده برای ره نگاشت حوزه کسب وکار هستند. رویکرد بهبودیافته تی پلن تنها 57% شفافیت ایجاد می کند و در تهیه ره نگاشت برای حوزه کسب وکار مناسب نیست. رویکرد ایرانی ای پلن که با هدف کاهش چالش های تهیه ره نگاشت در حوزه کسب وکار و بر اساس شفاف سازی نقش عناصر اصلی حوزه کسب وکار طراحی شده است، کامل ترین شفافیت را در شاخص های کل گرایی دارد. الگوی ای پلن تابه حال در تهیه ره نگاشت حوزه های گوناگون کسب وکار دفاعی و غیر دفاعی ازجمله ره نگاشت ترابری هوشمند جاده ای مورداستفاده قرارگرفته است و توانمندی خوبی از خود نشان داده است.