این مقاله به بحث در خصوص توسعه آتی مناطق بر اساس سند چشم انداز ملی و نظریه پایه توسعه استان می پردازد. چارچوب نظری این تحقیق، پارادایم هنجاری در برنامه ریزی با رویکرد وفادارانه به اسناد بالادستی است. ابتدا 14 عامل محوری و مؤثر بر فرایند توسعه استان که پوشش دهنده ابعاد مختلف نظریه پایه توسعه استان بودند، استخراج و برای عوامل فوق بر اساس ایده سناریونویسی، 59 وضعیت ممکن و محتمل در آینده استان تعریف گردید و با تشکیل ماتریس 59× 59 با استفاده از قابلیت های نرم افزار سناریو ویزارد، 5 سناریوی با احتمال وقوع بسیار بالا، 19 سناریوی با احتمال وقوع متوسط به بالا و 291 سناریوی با احتمال وقوع پایین و ضعیف، استخراج شد که در این مقاله، 5 سناریوی بسیار قوی و 19 سناریو با احتمال وقوع متوسط به بالا مورد تحلیل قرار گرفته است.
تا کنون، نظریه ها و مدل های مختلفی برای حل و فصل منازعات ارائه شده، اما نظریه و مدل خاصی برای حل و فصل اختلاف ها و منازعات سرزمینی وجود ندارد. پژوهش حاضر با بررسی این فرضیه که اختلاف ها و منازعات سرزمینی، ریشه و گستره منطقه ای دارند، به دنبال ارائه الگویی برای بازنمایی فرایند حل و فصل منازعات سرزمینی است. مطابق مدل طراحی شده، همچنانکه ریشه ها و شرایط اختلاف ها، گستره منطقه ای دارند، اتخاذ روش ها و تاکتیک های مبتنی بر توان های منطقه ای می تواند به حل و فصل آنها کمک کند. نگاه کشورها به اختلاف، روش در پیش گرفته شده برای حل آن و سودمندی متقابل برآمده از به کارگیری روش های مسالمت آمیز، از پیش زمینه های مورد نیاز در حل منازعات منطقه ای است.
تبلیغات در خلأ شکل نمیگیرد. نمیتوان از کارگزاران تبلیغات درخواست کرد که برای ""رستوران"" تبلیغی بسازند آن هم با معیارهای هنرمندانه تا مشتریان بیشتری برای رستورانها جذب کنند، بیآنکه به اصلیترین موضوع یعنی روایت ""خوردن"" نپردازند.
اکنون تبلیغات نیز نیازمند آن است تا در پرتو چهارراه علم، جلوهی تازه ای به ابعاد و اضلاعش بدهد. یکی از این ابعاد و اضلاع، درک دقیق از مفهوم خوردن است؛ نخست باید ""خوردن"" را برای انسان این عصر تحلیل کرد. بدون این تحلیل، نگاه تبلیغات بیشتر حالت بزک کرده ای است که عمدتاً در تیزرهای تلویزیونی یا کاتالوگها و بروشورها از رستورانها دیده میشود.
اثر پیش رو در باب ""خوردن"" و مفهوم دقیق آن برای انسان امروزی، کوششی است قابل تأمل. بر این پایه میتوان نمونه های تبلیغاتی را سراغ گرفت. برای ساخت تبلیغات در این باره، ضروری و الزامی است ""روایت خوردن"" گفته شود و سپس معنای تبلیغات در این باره کشف شود.
پیتر فیسک، فیزیکدان هسته ای است، اما صاحب آثار و کتابهای پرفروشی نظیر ""پرورش نبوغ بازاریابی"" است.
""پرورش نبوغ بازاریابی"" از سوی انتشارات بازاریابی با ترجمهی استاد سینا قربانلو آمادهی انتشار است که پس از آن توزیع خواهد شد.
پیتر فیسک با ابتکاری مثال زدنی از واژگان فیزیک بهره جسته تا بتواند مفاهیم و قضایای بازاریابی را هر چه بهتر معرفی کند. از دیگر سو، استعاره های تازه ای به کار برده که میتواند فضای رقابت، وفاداری مشتری، نارضایتی مشتری، و... را ملموس تر ترسیم کند.
فیسک از آنجا که از فیزیک به بازاریابی راه جسته، بازاریابی را از منظر بیرونی مینگرد. همین نگاه بیرونی است که به آثارش غنا بخشیده و برای صاحبنظران تازگی دارد. او همچنین رویکردی را در بازاریابی تجویز میکند. به باور وی، بهترین فرصتها و بزرگترین چالشها در بیرون سازمان وجود دارند و نه در داخل آن.
فیسک از همین منظر، توصیهی دیگری نیز دارد نظیر تفکر توجه به بازار باید در رأس تصمیم گیریهای سازمان قرار گیرد. جای متفکران بازار را نیز مشخص میکند، آنجا که مینویسد: متفکران بازاریابی باید در قلب کسب وکار جای داشته باشند.
فیسک دربارهی مشتری به صراحت اظهار نظر میکند. وی مینویسد: مشتریان امروزی بسیار متفاوتند. آنها آگاهتر شده اند، قدرتمندترند و در عین حال تحمل کمتری هم در مقابل خطاهای سازمان دارند.""مشتری"" کانون توجه پیتر فیسک است؛ آنجا که مینویسد: در کسب وکارها نقطهی شروع مشاهده میبایست مشتریان باشند تا بتوانیم کالاها، خدمات، سازمانها و واحد هایشان را به گونه ای ببینیم که مشتریان انتظار دارند.
راه حل پیتر فیسک برای کسب وکارها به نبوغ بازاریابی خلاصه میشود. فیسک میگوید: کسب وکارها چگونه میتوانند اندیشه های کوته بینانه را به دور اندازند و چشم اندازهای تکوینیافتهی بازار را شناسایی کنند؟ آنها چگونه میتوانند به توازنی جدید از قدرت دست یابند؟ پاسخ این سؤالات در نبوغ بازاریابی نهفته است و اساس این نبوغ، در به کارگیری هوشمندی به شیوه ای خلاقانه است.
فیسک فراتر از طرح پرسش و ارائهی راه حل، شیوه های دستیابی به نبوغ بازاریابی را مطرح میکند. فراتر از آن، به ما میآموزد که چگونه میتوانیم نبوغ بازاریابی را پرورش دهیم. در اثری که پیش رو دارید، فیسک به سراغ اعداد میرود و برای هر یک توضیحی آورده است. 2، دو قسمت مغز. در این باره تشریح میکند که کسب وکارها نیازمند بهکارگیری هر دو قسمت راست و چپ مغز هستند. 3، رقابت سه برابری در بازارهای امروزی و الی آخر.
گفتگو با پیتر فیسک را در شمارهی پیشین توسعه مهندسی بازار (شمارهی 20، مرداد و شهریور 1390) مطالعه کنید که حاصل افشرهی دیدگاههای او است.
تبلیغات تجاری"" چه زمانی اثربخش است؟ این پرسش اساسی کارگزاران تبلیغات است که هر بار باید از خود بپرسند.
برخی بر این باورند که اگر تبلیغات سرگرمکننده باشد، میتواند اثربخش باشد، و برخی دیگر بر این باورند که تبلیغات باید هنرمندانه و خلاق باشد. این هر دو هم صحیح و هم غیرکارآمد است.
تبلیغات تجاری باید در جستجوی راهی باشد برای انتقال اطلاعات یا پیامهای کسب وکارکنندگان به مخاطبان. در این صورت است که تبلیغات اثربخش خواهد بود.
تبلیغاتی که بتواند ذهن مخاطبان را درگیر سازد، اثربخشی آن بیشتر است. بسته به میزان درگیر ساختن مخاطب، آن تبلیغات اثربخش تر خواهد بود.
مقاله ای که پیش رو دارید، ملاک مشخصی را برای اثربخشی تبلیغات معرفی میکند با عنوان ""درگیری ذهنی مصرفکننده.""
پس از تعریف ""درگیری ذهنی مصرفکننده""، انواع درگیری ذهنی مصرفکننده، و عوامل مؤثر بر درگیری ذهنی مصرفکننده را معرفی و مورد بحث قرار میدهد.
نتیجه گیری پایانی این مقاله نیز خواندنی است، آنجا که مینویسد: همان طور که در ساخت محصولات در حال حرکت به سوی مشتریمداری هستیم و نیازهای مصرفکننده را در ساخت محصولات در نظر میگیریم، در طراحی و ساخت تبلیغات نیز مصرفکننده را در صدر قرار دهیم و در تمام مراحل تولید یک آگهی نیازهای او را مد نظر قرار دهیم.
هنری مینتزبرگ، مخالف پیتر دراکر، در زمرهی نام آورترین چهره های منتقد مدیریت در جهان است. مینتزبرگ بر این باور است که هر سازمانی مانند یک ارگانیسم یکتا بوده و خصوصیات، محیط، نیازها و منابع خاص خودش را دارد؛ او مدیریت را بیشتر شبیه به هنر میبیند تا علم.
گفتگوی صریح و انتقادی او، خواب مدیران اجرایی ارشد 500 شرکت موفق را آشفته کرد؛ چرا که بیواهمه آنها را فاسد خواند، از آن رو که پاداشهای کلانی را نصیب خود میسازند.
مینتزبرگ، شرکتهای امریکایی را مریض میداند. بیپروا میگوید:""از مدل امریکایی مدیریت استفاده نکنید. بیشتر شیوه های امریکایی از رده خارج اند و بسیاری از شرکتهای امریکایی در خطرند. شرکتهای تجاری معروف، به طور وحشتناکی بد مدیریت میشوند.""
وی دربارهی بحران نیز اظهار نظرش فراتر از بخش بانکداری و مالی امریکا است و میگوید: این یک بحران مدیریتی است. کوشش پل کروگمن، نویسندهی ستون اقتصادی نیویورک تایمز و دیگر نوسیندگانی را که به دنبال راه حلهای اقتصادیاند، به سخره گرفته و میگوید: این مسأله ای اقتصادی نیست بلکه، مسأله ای مدیریتی است که نمیتوان آن را با اصلاح سیاستهای مالی و پولی درست کرد. لیکن هیچکس نمیخواهد این پیام را بشنود!
مینتزبرگ، صرفاً انتقاد نمیکند بلکه، راه حلهای عملیاتی و اجرایی دقیقی نیز دارد. جالبتر آنکه در کمال متانت و شکیبایی، راه حلهایش را عرضه میکند: ""درمان آرام را میتوان از رأس شرکتهای بزرگ شروع کرد. خودشیفته ها و پاداشهای شرم آورشان، باید از آپارتمانهای مدیران اجرایی بیرون رانده شوند. و به جای آنها باید رهبرانی واقعی قرار گیرند، افرادی که شخصاً و عمقاً در مسائل بنگاه اقتصادی درگیر شوند و حس جمعی آن را از نو بسازند.
مینتزبرگ را باید ستود از آن رو که بحران فعلی را به بحران مدیریت منتسب میکند و برای آموزش و پرورش مدیران، رویکرد آموزشی جدیدی را در دانشگاه مکگیل کانادا پایه گذاری و اجرا میکند، ویژگی مدیران و رهبران را در 50 شرط طبقه بندی میکند، از نمونه های نادر مدیران و رهبران برجسته نام میبرد، از مدیران شرکتهایی میگوید که با ویژگیهای او سازگارند.
مینتزبرگ را میتوان در خلال همین مصاحبهی کوتاه اما پرمغز شناخت و به ارزیابی راه حلهای او با جدیت پرداخت؛ بویژه آنکه در شرایطی هستیم که با بحرانی در سطح جهانی روبه روئیم، با شرکتهایی رو به روئیم که تنها به سود خود میاندیشند و مسئولیتهای اجتماعی برایشان کم معنا است....
در این پژوهش ضمن بیان عوامل مختلف عدالت سازمانی، شاخص های عدالت سازمانی شامل عدالت توزیعی، رویه ای و مراوده ای از نامه امام علی (علیه السلام) به مالک اشتر، استخراج شده، و میزان اجرای آنها در دانشگاه هنر اصفهان طی سه فرضیه مورد بررسی قرار گرفته است.
نوع این پژوهش، توصیفی - پیمایشی بوده، و فرضیات این پژوهش با استفاده از داده های پرسشنامه محقق ساخته (شامل 45 سوال)، در دانشگاه هنر اصفهان آزمون شده است. برای این منظور از کل جامعه آماری 252 نفر، 110 نمونه انتخاب و پرسشنامه ها توسط این افراد، تکمیل گردیده است. این نمونه به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده، انتخاب و با استفاده از روش های آمار استنباطی شامل t تک متغیره، t2 هتلینگ، t همبسته، تحلیل واریانس چند متغیره مانوا و آزمون LSD تجزیه و تحلیل شده است.
نتایج این پژوهش بر اساس شاخص های نهج البلاغه، حاکی است که عدالت توزیعی، کمتر از عدالت رویه ای و مراوده ای، و عدالت رویه ای کمتر از عدالت مراوده ای و همگی کمتر از سطح متوسط در دانشگاه هنر اصفهان اجرا شده و بنابراین در مجموع، عدالت سازمانی کمتر از سطح متوسط در دانشگاه هنر اصفهان به اجرا در آمده است؛ همچنین مطرح شد که احتمالا عامل تحصیلات به عنوان عامل کلیدی در نظرسنجی ها نقش داشته است به این معنا که با افزایش سطح تحصیلات، نظر کارکنان به سمت عدم اجرای عدالت در دانشگاه هنر اصفهان سوق پیدا کرده است.
بر خلاف نظر بسیاری از مکاتب که انسان را محور کارهای خود قرار داده اند، دین اسلام با نگاهی همه جانبه به مقوله کار، توجه به خداوند، انسان و جهان را مدنظر قرار داده است. در این پژوهش سعی شده با استفاده از آیات قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام) به ویژه با تکیه بر بیانات گهربار امام علی (علیه السلام) مبانی اسلامی اخلاق کار مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
بررسی های نسبتا گسترده در منابع و مآخذ مدیریت اسلامی نشان می دهد که کتاب، مقاله و یا پایان نامه خاصی یافت نمی شود که به صورت علمی به شناسایی موانع تحقق مدیریت اسلامی پرداخته باشد. از این رو، هدف این مقاله شناسایی این موانع انتخاب شد.
این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از حیث روش توصیفی - اکتشافی است. برای جمع آوری اطلاعات از روش های کتابخانه ای، طراحی و تنظیم پرسشنامه و مصاحبه با خبرگان استفاده شده است.
برای بررسی پایایی پرسشنامه ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که برای پرسشنامه شماره 2 (اهمیت موانع) 0.91 و برای پرسشنامه شماره 3 (وضعیت موجود موانع در سازمان ها) 0.83 محاسبه شد. با توجه به اینکه پایایی محاسبه شده از 0.7 بیشتر بود، نتیجه گرفته شد که پرسشنامه های مورد استفاده از پایایی لازم بهره مندند. روایی پرسشنامه ها به گونه ای بود که ابتدا با توجه به پیشینه تحقیق 30 مانع شناسایی شد. سپس این موانع در اختیار خبرگان قرار گرفت که به حذف و یا اضافه شدن تعدادی از آنها منجر گردید (افزایش به 55 مانع). در نهایت این 55 مانع با نظر برخی از خبرگان و با توجه به شباهت موانع به 50 مانع کاهش پیدا کرد. در واقع می توان این انتظار را داشت که پرسشنامه های مورد استفاده در تحقیق به اندازه کافی دارای «روایی محتوایی» باشد.
این تحقیق هفت فرضیه داشت که تاثیر موانع برون سازمانی و موانع درون سازمانی (موانع شناختی، موانع سیاستگذاری، موانع برنامه ریزی، موانع اجرایی، موانع نظارتی و موانع ارزیابی) را در عدم تحقق مدیریت اسلامی مورد بررسی قرار داد. این فرضیه ها با آزمون T تک نمونه ای آزمون شد، که همگی مورد تایید قرار گرفت.
این تحقیق به عوامل مؤثر بر جذب نخبگان پزشک کشور به سازمان بسیج (با تأکید بر جذب نخبگان جامعه پزشکی تهران بزرگ) می پردازد. در این راستا پس از بررسی و نقد منابع، چارچوب نظری مناسبی بر مبنای هفت عامل تأثیر گذار در جذب نخبگان به بسیج جامعه پزشکی تدوین شد که از طریق جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و بررسی میدانی و نتایج تحقیق با بهره گیری از ابزار مناسب داده ها گردآوری شد و بر اساس روش تحلیل محتوا به کمک نرم افزارspss مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتیجه تجزیه و تحلیل بیانگراین است که عواملی چون مسائل اعتقادی و معنوی، انگیزه های درونی و انقلابی، منزلت اجتماعی، امتیازات قانونی، آسان بودن جذب و مراحل پذیرش، مشارکت در تصمیم سازیها، برگزاری فعالیتهای علمی- آموزشی و پژوهشی توسط بسیج در جذب نخبگان پزشک مؤثر است .