مدیریت رویگردانی مشتری شامل سه فازاصلی است: شناسایی مشتریان رویگردان، شناسایی دلایل رویگردانی و اتخاذ استراتژیهای مناسب برای مقابله با این مشکل. اکثر تحقیقات این حوزه تنها به پیش بینی رویگردانی مشتری پرداخته اند. تحقیقات بسیاراندک در خصوص شناسایی دلایل نیز، تنها به آزمودن فرضیات اولیه در خصوص دلایل احتمالی اختصاص دارد. تحقیق حاضر به دلیل تحقیقات بسیارمحدودقبلی، نوآوریهای فراوانی انجام داده است که عمده ترین آن توسعه چارچوبی جدید درخصوص شناسایی دلایل رویگردانی و ترکیب تحقیق پیمایشی با داده کاوی طی آن می باشد که بدون الگوبرداری از تحقیقی مشابه مورداجرا قرار گرفته است. چارچوب پیشنهادی شامل چهار مرحله اصلی است: ساخت مشخصه های مورد نیاز، شناسایی مشتریان رویگردان، شناسایی دلایل رویگردانی و اعتبارسنجی نتایج حاصل. مشتریان حسابهای جاری اشخاص بانک کشاورزی به عنوان موردمطالعاتی این تحقیق انتخاب شده و داده های مورد نیاز با کمک ابزار پرسشنامه جمع آوری شده است. رویکرد مورداستفاده برای شناسایی علل رویگردانی، استخراج قواعدمنتهی به رویگردانی در گروههای مختلف مشتری بوده است. برای این منظور ازکاربرد تکنیک درخت تصمیم بامتغیرهدف برچسب رویگردانی استفاده شده است. اعتبارسنجی نتایج حاصل نیز، با آزمودن آن بر روی داده های اعتبارسنجی و محاسبه نرخ lift و خطای کلی به دست آمده است. قواعد استخراجی نشان از تمایل به رویگردانی در بخش بزرگی از مشتریان بانک کشاورزی دارد که عمده ترین آن (به ویژه در گروههای با درآمد بالاتر بیشتر) طرزبرخورد کارمندان بانک ونه عوامل بیان شده توسط خبرگان نظیر نحوه اعطای وام یا سودسپرده های پشتیبان بوده است.
ترافیک یکی از موضوعاتی است که امروزه به یکی از اصلی ترین مسائل شهرهای بزرگ تبدیل شده است و این موضوع مشکلات دیگری را نیز به همراه خود برای مناطق شهری ایجاد نموده است. لذا شناخت رفتار ترافیکی مردم از ضروریات مدیریت و برنامه ریزی شهری است. یکی از این موضوعات تقاضای سفر از مناطق نزدیک شهرها به مناطق شهری با اهداف مختلف می باشد.
در این تحقیق سعی شده است با استفاده از داده های سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1385 وضعیت سفرهای روزانه به تهران به تفکیک هدف سفر بررسی و برای آن مدل تقاضا و جذب سفر براورد گردد. لذا ابتدا متغیرهای بسیاری را مورد ارزیابی قرار داده و سپس با استفاده از نرم افزارSAS و به روش Stepwise شروع به براورد مدل نموده و با استفاده از مفروضات مدل رگرسیونی و تبدیلات باکس کاکس و در نظر گرفتن مواردی همچون فرض نرمالیتی داده ها ناهمگونی واریانس و نبود هم خطی بین متغیرهای کمکی به براورد مدل پرداخته و با پردازش مجدد مدل که حاکی از نبود داده های پرت می باشد، بهترین مدل براورد شده است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان تدابیر سیاسی و سبک های حل مساله افراد انجام شده است. به این منظور 220 نفر از کارمندان دانشگاه شهید بهشتی به صورت تصادفی از میان 1000کارمند دانشگاه انتخاب گردید. برای سنجش متغیرها از پرسشنامه استاندارد سنجش سبک حل مساله هلریگل، اسلوکوم و وودمن و پرسشنامه رفتارسیاسی ای.جی.دوبرین استفاده شد. طی نتایج به دست آمده، ارتباط مثبتی میان قضاوت عاطفی با چاپلوسی، استفاده سیاسی از اطلاعات، ایجاد الزام اخلاقی، معاشرت با افراد ذی نفوذ و ایجاد پایگاه حمایتی وجود دارد. همچنین ارتباط معکوسی میان قضاوت منطقی با چاپلوسی، استفاده سیاسی از اطلاعات، ایجاد الزام اخلاقی، معاشرت با افراد ذی نفوذ و ایجاد پایگاه حمایتی وجود دارد. میان ادراک شهودی با استفاده سیاسی از اطلاعات، و ایجاد الزام اخلاقی، ارتباط و همسویی وجود دارد. ادراک حسی نیز با چاپلوسی، استفاده سیاسی از اطلاعات و ایجاد الزام اخلاقی رابطه معکوس داشت
مقدمه: ایمنی بیمار از مهمترین مسایل مورد توجه نظام های سلامت کشورهای توسعه یافته می باشد . هدف از مطالعه حاضر طراحی و تدوین استراتژی ها و اقدامات پیشگیرانه از وقوع خطاهای پزشکی در بیمارستان های دولتی استان تهران بود.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی– پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه صاحبان فرآیند( تیم های 12 نفره) بیمارستان های دولتی استان تهران بود.حجم نمونه 396 نفر بود که به شیوه نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. از پرسشنامه پژوهشگر ساخته برای جمع آوری داده ها استفاده شد.
داده ها پس از گردآوری با روش «تحلیل عاملی» تحلیل گردید.
یافته ها : صاحبان فرآیند بیمارستان های دولتی استان تهران، بکارگیری دوازده استراتژی را به منظور پیشگیری از وقوع خطاهای پزشکی ضروری دانسته اند که در مجموع (24 . 48 درصد) واریانس کل داده ها را تبیین می نمود. بیشترین قدرت تبیین مربوط به استراتژی مدیریت منابع انسانی(7.81 درصد) و کمترین قدرت تبیین مربوط به استراتژی کار تیمی (1.93 درصد) بود.
نتیجه گیری: بیمارستان های دولتی استان تهران می توانند با بکارگیری استراتژی های پیشگیرانه بویژه در حوزه مدیریت منابع انسانی و انجام اقدامات پیشگیرانه ای همچون برگزاری آزمون های اولیه و دوره ای صلاحیت و توانمند سازی ارایه دهندگان خدمت، کیفیت ارایه خدمات بالینی را بهبود بخشند.