این پژوهش به بررسی رابطه نظام مند میان بازده سهام و ریسک درماندگی مالی شرکت ها با استفاده از دو معیار Z آلتمن و امتیاز O اولسون، می پردازد. همچنین به بررسی این موضوع می پردازد که هر یک از متغیرهای بتا، B/M و اندازه با توجه به شدت ریسک درماندگی مالی، چه نقشی در توضیح بازده سهام دارند. بدین منظور از روش تشکیل سبد سرمایه گذاری (چندک بندی) و از داده های سالانه بورس اوراق بهادار تهران از سال 1382 الی 1390بهره گرفته می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که بازده سهام دارای رابطه منفی با ریسک درماندگی مالی است. از سوی دیگر، اثر B/M و اندازه، مستقل از ریسک درماندگی هستند. بنابراین به نظر می رسد ریسک درماندگی مالی در بورس اوراق بهادار تهران غیرنظام مند است. همچنین این پژوهش نشان داد که شرکت های کوچک بیشتر در معرض ریسک درماندگی قرار دارند.
نظام مدیریت مالیات محلی، نقش تعیین کننده ای در تأمین منابع درامد پایدار شهری ایفا می کند. این تحقیق به دنبال معرفی مفاهیم، مرور ادبیات نظری، عوامل و شاخصهای کلیدی نظام مدیریت مالیات محلی با رویکرد اسلامی و در نهایت ارائه الگوی مفهومی نظام است. برای یافتن پاسخ سؤالات تحقیق، پرسشنامه توسط 130 نفر از مدیران و مسئولان امور مالیات محلی شهرداری تهران تکمیل شد و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL در مورد سؤالهای تحقیق، آزمون به عمل آمد و الگوی پیشنهادی نیز با استفاده از شیوه های تحلیل عاملی و معادلات ساختاری تأیید شد. نتایج نشان می دهد که در نظام مالیات محلی مطلوب شهرداری تهران در بعد ورودیها سه عامل اهداف، راهبردها و سیاستهای منابع درامد مالیاتی در بعد فرایندها سه عامل فرایندهای مدیریتی، اصلی و پشتیبانی منابع درامد مالیاتی و در بعد خروجیها سه عامل کارایی، اثربخشی و رضایت ذی نفعان درامد مالیاتی مهم است؛ بدین ترتیب و با عنایت به نارساییهای تأمین منابع درامدی و الزام قانونی برای دستیابی به چشم انداز و حاکمیت ارزشهای اسلامی در شهر تهران، باید نسبت به طراحی و اجرای نظام مطلوب درامدی اقدام لازم به عمل آید. در همین راستا پیشنهادهایی نیز ارائه شده است.
گفت وگوی تلفنی با پروفسور دیوید شیلبری یک فرصت مغتنم است که بتوان "" الفبای بازاریابی ورزشی"" را از او آموخت.
شیلبری، رئیس مرکز مدیریت ورزشی دانشگاه دیکین و رئیس سابق دانشکده ی مدیریت و بازاریابی این دانشگاه می باشد. پیش از پیوستن وی به دانشگاه دیکین، شیلبری در حوزه ی مدیریت ورزشهای کریکت و گلف و نیز در بخش دولتی فعالیت داشته است و به عنوان اولین استاد تمام رشته ی مدیریت ورزشی در استرالیا معرفی شده است، ضمن آنکه پروژه های تحقیقاتی را در حوزه ی مدیریت و بازاریابی ورزشی برای شورای پژوهش، لیگ فوتبال، لیگ کریکت، و وزارت ورزش این کشور انجام داده است.
شیلبری دارای دکتری مدیریت ورزشی از دانشگاه موناش و نیز کارشناسی ارشد همین رشته از دانشگاه ماساچوست است. وی بیش از یکصد مورد آثار تألیفی دارد که از آن جمله می توان به 11 عنوان کتاب، 60 مقاله، و 15 گزارش اشاره کرد. یکی از مشهورترین کتابهای پروفسور شیلبری، مدیریت استراتژیک ورزشی است که نخستین بار در سال 1998 منتشر شده است و ویراست چهارم آن در سال 2014 به چاپ رسیده است. شایان ذکر است که ویراست دوم این کتاب برای بازار کشورهای هلند و یونان متناسب سازی شده است.همچنین در سال 2004 این کتاب به زبان چینی ترجمه شد. وی سردبیر ارشد مجله ی مدیریت ورزشی (Journal of Sports Management) است و بین سالهای 2002 تا 2004 نیز به عنوان سردبیر مجله ی اسپرتس منیجمنت ریویو (Sports Management review) مشغول به کار بوده است. در حال حاضر نیز عضو شورای سردبیران این مجله است.
این استاد استرالیایی همچنین عضو شورای اجرایی انجمن مدیریت ورزشی امریکای شمالی و نیز عضو اتحادیه ی مدیریت ورزشی استرالیا و نیوزلند است.
در این پژوهش به بررسی تأثیر ساختار سرمایه ی شرکت و ساختار مالکیت آن بر محتوای اطلاعاتی EPS و DPS گزارش شده توسط شرکت ها در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از روش سود و بازده تجمعی پرداخته شده است. جهت انجام این پژوهش، نمونه ای مشتمل بر 96 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره ی زمانی 8 ساله (1389-1382) انتخاب و بررسی گردید. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که ساختار سرمایه بر محتوای اطلاعاتی EPS و DPS تأثیری معنا دار دارد؛ به طوری که با افزایش میزان اتکای شرکت به تأمین مالی از طریق بدهی، محتوای اطلاعاتی کاهش می یابد. هم چنین نتایج نشان داد که ساختار مالکیت بر محتوای اطلاعاتی EPS و DPS تأثیری معنا دار دارد؛ به طوری که با افزایش حضور سهام داران نهادی در ساختار مالکیت شرکت محتوای اطلاعاتی EPS و DPS گزارش شده، افزایش می یابد.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی موانع ساختاری کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان انجام گرفته است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر استراتژی توصیفی - پیمایشی و به روش آمیختة نوع اول (کیفی و کمی) انجام گرفت. جامعة آماری تحقیق شامل مدیران فعلی و سابق وزارت ورزش و خبرگان دانشگاهی بوده است. در بخش کیفی این تحقیق، نمونه گیری هدفمند به کار گرفته شد که با مصاحبه با 13 نفر از اعضای جامعه اشباع حاصل شد. در بخش کیفی پژوهش و به منظور شناسایی موانع ساختاری کارآفرینی سازمانی، تکنیک تحلیل محتوای کیفی و کدگذاری های باز و محوری، و در بخش کمی تکنیک AHP اجرا شد. با تحلیل داده های کیفی شامل هفت مانع ساختاری کارآفرینی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان به ترتیب، موانع سیستم تحقیق و توسعه (با وزن 256 /0)، سیستم ارزیابی عملکرد (با وزن 172 /0)، سیستم پاداش (با وزن 152 /0)، تصمیم گیری (با وزن 132 /0)، راهبرد (با وزن 104 /0)، سیستم مالی (با وزن 095 /0) و ساختار سازمانی (با وزن 088 /0) می باشند. پیشنهاد می شود در برنامه های اجرایی مواردی مانند واگذاری اختیارات بیشتر به کارکنان، ترغیب افراد به بیان نظرهای نو و خلاقانه، ایجاد فضای رقابت توأم با حس اعتماد در سازمان مد نظر قرار گیرد.
جنگ یکی از دغدغه های پایان ناپذیر بشر بوده و خواهد بود. پیام انقلاب اسلامی ایران، حفظ تمامیت ارزی و استقلال کشور تحت اندیشه های والای حضرت امام خمینی(ره) و پیش بینی و تدبیر هرگونه تهدید احتمالی دشمنان و مقابله مؤثر با چنین تهدیداتی است. تهران، مرکز سیاسی کشور و حسّاس ترین شهر ایران است و به همین دلیل توجه به آن از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف از این مقاله، تبیین چگونگی به کارگیری راههای خروجی شهر تهران به هنگام وقوع جنگهای ناهمگون در برابر تهدیدات فرا منطقه ای (بمباران و موشک باران) است. سؤال اساسی این است که به کارگیری راههای خروجی تهران جهت پدافند غیرعامل هنگام وقوع جنگ ناهمگون در برابر نیروهای فرا منطقه ای چگونه باید باشد؟ روش تحقیق انجام شده در این پژوهش ، تحلیل کیفی است. پس از گردآوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه و اسناد و مدارک موجود، تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از رویکرد تحلیل محتوا صورت گرفت. نتایج نشان می دهد، جنگ همواره وجود خواهد داشت و از این رو کسب آمادگی نسبت به آن از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ به این منظور در انتها پیشنهادات و راهکارهای کاربردی درباره چگونگی بهره برداری از راه های خروجی شهر تهران در پدافند غیرعامل به هنگام جنگ های ناهمگون ارائه گردیده است.
هدف کلی این پژوهش بررسی رابطه بین نوع جهان بینی رهبری و جوّ سازمانی در دانشگاه شیراز از دیدگاه اعضای هیأت علمی و کارمندان بوده است. روش تحقیق از نوع توصیفی همبستگی بوده است. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه اعضای هیأت علمی و کارمندان دانشگاه و روش نمونه گیری از نوع نمونه گیری خوشه ای بوده است. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه محقق ساخته جهان بینی رهبری مشتمل بر چهار نوع جهان بینی (تنظیمی، اجتماعی، شبکه ای و کارآفرینی) و پرسش نامه جوّ سازمانی مشتمل بر چهار نوع جوّ (توسعه ای، داخلی، منطقی و گروهی) بود، که پس از محاسبه روایی و پایایی، بین افراد نمونه توزیع و جمع آوری گردید. اطلاعات با استفاده از روش های آمار استنباطی تحلیل شد. نتایج نشان داد که: 1) نوع جهان بینی رهبری غالب از دیدگاه اعضای هیأت علمی، جهان بینی رهبری کارآفرینی و از دیدگاه کارمندان، جهان بینی رهبری تنظیمی بود. 2) از دیدگاه اعضای هیأت علمی و کارمندان، نوع جوّ سازمانی حاکم بر دانشگاه، جوّ منطقی بود. 3) از دیدگاه اعضای هیأت علمی و کارمندان بین میانگین جهان بینی رهبری تنظیمی تفاوت معناداری وجود دارد، اما بین میانگین جهان بینی رهبری اجتماعی، شبکه ای و کارآفرینی تفاوت معناداری مشاهده نشد. 4) از دیدگاه اعضای هیأت علمی و کارمندان، نوع جهان بینی رهبری در اکثر موارد پیش بینی کننده معنادار (مثبت و منفی) جوّ سازمانی بود.
به دلیل اهمیت گزارشگری مالی در تصمیمات استفاده کنندگان و تأثیری که رویه های محافظه کاری بر صورت های مالی و در نتیجه بر تصمیمات شرکت دارند، در این پژوهش به بررسی رابطه بین سطح محافظه کاری حسابداری و تصمیمات مالی مربوط به شیوه تأمین مالی و گرایش به نگهداری وجه نقد شرکت ها پرداخته شده است. بررسی این دو تصمیم که نمودی از انعطاف پذیری مالی شرکت ها هستند، بر پایه دو دیدگاه منافع قراردادی و تحریف اطلاعات انجام گرفته است. این پژوهش بر اساس نمونه ای مستخرج از اطلاعات شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است که درآن، مدل اول به شکل رگرسیون چند متغیره و مدل دوم به صورت پروبیت تخمین زده شده اند. سنجش محافظه کاری با استفاده از معیار دیچو و تنگ(2008)، بر اساس داده های فصلی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های1390-1379 به شیوه سری زمانی و به روش رولینگ برای سال های1390-1385برای هر شرکت محاسبه شده است. نتایج حاکی از آن است که گرایش به نگهداری وجه نقد با دیدگاه تحریف اطلاعات مطابقت داشته و شرکت های با محافظه کاری حسابداری بیشتر، به نگهداری وجه نقد بیشتری نیز گرایش دارند. علاوه بر این، اگر چه رابطه معناداری بین محافظه کاری حسابداری و شیوه های تأمین مالی وجود دارد، از معناداری کل برخوردار بوده، اما به علت استفاده بیشتر از بدهی برای تأمین مالی در شرکت ها، امکان بررسی نوع رابطه وجود نداشت.
بنگاه های اقتصادی بازیگران اصلی اقتصاد در هر کشور محسوب می شوند که نقش مهمی در شکل گیری رشد اقتصادی آن ایفا می کنند. بنابراین مدیران برای رسیدن به اهداف بلند مدت و افزایش ارزش شرکت، باید منابع مالی خودرا به درستی مدیریت نمایند. بسیاری از مدیران صنعتی فکر می کنند که مخارج تحقیق و توسعه نوعی از هزینه است و از آثار سودآورانه ان غافل هستند. افزایش رقابت و بهبود عملکرد بسیاری از سازمان ها را بر آن داشته که فعالیت های خودرا برای تولیدات اساسی و توانمندی های محوری متمرکز کنند که این امر مستلزم سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه می باشد. در این راستا پژوهش حاضر از نوع علمی ترویجی و کتابخانه ی به مروری مبانی نظری تحقیق و توسعه می پردازد.
بیش از 70% تلاش های تغییر، در تحقق اهداف پیش بینی شده ناکام می مانند. یکی از مهمترین دلایل این ناکامی، عدم هماهنگی گونه های تغییر با گونه های قدرت سازمانی می باشد. هدف از این مقاله، بررسی هماهنگی گونه های قدرت با گونه های تغییر و تاثیر آن بر عملکرد در 18 مورد از شرکت های بازرگانی وزارت دفاع (غیرنظامی) می باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف، توصیفی، از نظر نتیجه، کاربردی- توسعه ای و از نظر نوع داده، ترکیبی می باشد. در تحقیق کمّی، 105 پرسشنامه از استراتژیست های شاغل در شرکت ها جمع آوری شد. در این تحقیق برای بررسی روابط بین متغیر های تحقیق از ""مدل معادلات ساختاری"" و بطور اخص تکنیک تحلیل مسیر با بهره گیری از نرم افزار اسمارت پی ال اس نسخه 3 و برای ""تحلیل خوشه ای"" و ""تحلیل واریانس"" از نرم افزار اس پی اس اس استفاده شد. همچنین برای تحلیل داده های کیفی حاصل از مصاحبه های ساختار یافته با 36 نفر از مدیران ارشد، از تحلیل محتوا و برای تعیین معیار مقایسه عملکرد شرکت ها، از تکنیک دلفی استفاده شد.
نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد شرکت های با هماهنگی بالاتر در گونه های تغییر و قدرت، دارای عملکرد بهتری هستند.
نظریه های پست مدرن مدعی اند تحولاتِ فضای کسب وکار، اثربخشی سازوکارهای سنتی کنترل سازمان را از بین برده و نظام هنجاری را جایگزین آنها کرده است. اختلال در نظام هنجاری، فضای آشفته ای به وجود می آورد که سازمان و اعضای آن از دستیابی به چارچوب راهنمای رفتاری محروم می شوند. این اختلال با عنوان نظریه "آنومی" در جامعه شناسی شناخته شد و این پژوهش تلاش کرده است به بسط مفهومی آنومی سازمان و عوامل ایجادکننده آن بپردازد. پژوهش حاضر با روش شناسی کیفی، الگوی مستخرج از ادبیات جامعه شناسی و مدیریت را از طریق تحلیل محتوای قیاسی و استقرایی مصاحبه های انجام شده با خبرگان دانشگاهی (10 مصاحبه با روش نمونه گیری قضاوتی و گلوله برفی) جرح وتعدیل کرده است. در الگوی نهایی، پنج بُعد برای آنومی سازمانی شناسایی شد: عدم التزام به هنجارها، تعارض در هنجارها، ضعیف بودن هنجارها، ابهام در هنجارها، و فقدان هنجار. یافته ها نشان می دهد علاوه بر اهمیت متغیرهای نهادی در ایجاد فضای آنومیک، متغیرهای درون سازمانی متعددی نیز نقش دارند (15 متغیر) که به حوزه های مختلفی به ویژه فرهنگ و راهبرد مربوط است. بنابراین مدیران سازمان ها می توانند از طریق تقویت عناصر مؤثر در فرهنگ سازمان و ایجاد هماهنگی بین عناصر مختلف سازمان (فرهنگ، ساختار، محیط، راهبرد) عوامل بسترساز را تضعیف نمایند. باتوجه به جای گیری نظریه اصلی آنومی در پارادایم کارکردگرایانه، درنتیجه گیری و ارائه پیشنهادها به پارادایم پست مدرن نیز توجه شده است. درنهایت پیشنهادهای کاربردی برای مدیران به منظور کنترل وضعیت آنومیک ارائه می شود.