شناسایی و طبقه بندی ریسک های استنباط شده از سفر به مقاصد گردشگری می تواند به عنوان ابزاری مفید برای مدیریت و برنامه ریزی گردشگران به شمار آید. از این رو هدف مقاله حاضر طبقه بندی ریسک های استنباط شده گردشگران خارجی جهت سفر به شهر اصفهان و بررسی نقش تجربه سفرهای قبلی در استنباط از این ریسک ها است. جامعه آماری این پژوهش شامل گردشگران خارجی است که در ماه های فروردین و اردیبهشت سال 1391 به شهر اصفهان سفر کرده اند. از این جامعه نمونه ای به حجم 300 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش پرسشنامه محقق ساخته ای حاوی 29 سؤال برای طبقه بندی ریسک های استنباط شده گردشگران خارجی جهت سفر به شهر اصفهان مورد استفاده قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از تحلیل عاملی اکتشافی، آزمون تی تک نمونه ای و تحلیل واریانس (آنوا) استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد گردشگران خارجی سفر کرده به شهر اصفهان چهار نوع ریسک را در سفر به این شهر تجربه کرده اند که شامل ریسک های سلامتی، فرهنگی و اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. همچنین نتایج پژوهش نشان می دهد بین گردشگرانی که برای اولین بار به شهر اصفهان سفر کرده اند و گردشگرانی که قبلاً به دفعات متعدد به این شهر سفر کرده اند، تفاوت معناداری از نظر ریسک های استنباط شده سیاسی، اقتصادی و سلامتی وجود دارد. ولی از نظر ریسک فرهنگی و اجتماعی تفاوت معناداری میان گردشگرانی که برای اولین بار به این شهر سفر کرده اند و گردشگرانی که قبلاً به دفعات گوناگون به شهر اصفهان سفر کرده اند، مشاهده نشد
هدف مقاله حاضر ارائه مدل جامع مدیریت آموزش جهت ارتقاء بهره وری مدیران و کارکنان صنعت چاپ و نشر بانک ملی ایران است. این پژوهش از نوع طرح های تحقیق آمیخته است و در آن پژوهش کیفی از نوع تحلیل پدیدارشناسانه و کمی از نوع همبستگی مورد استفاده قرار گرفته است. جامعه پژوهش متکشل از دو گروه است. بخش اول؛ خبرگان صنعت چاپ و نشر هستند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تا مرز اشباع نظری 45 نفر از خبرگان صنعت چاپ و نشر به عنوان نمونه نهایی، در این پژوهش مشارکت داشتند. همجنین در بخش دوم کلیه کارکنان شرکت چاپ و نشر بانک ملی ایران جامعه پژوهش را تشکیل دادند که با استفاده از فرمول کوکران و نیز نمونه گیری تصادفی 150 نفر از کارکنان این شرکت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. روش گردآوری داده ها در مرحله اول با استفاده از مصاحبه نیمه ساختارمند انجام گرفته است و همچنین ابزار جمع آوری داده ها در بخش دوم پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته می باشد. در این پژوهش برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از رویکرد کلایزی و برای تحلیل داده های حاصله از اجرای بخش کمی پژوهش از روش معادلات ساختاری استفاده شد. تحلیل و تفسیر داده ها با اجرای فرضیه های ساختاری در مدل، نشان می دهد که نیازسنجی آموزشی، برنامه ریزی آموزشی، ارائه و اجرای آموزش، ارزیابی نتیجه آموزش و دستاوردهای آن و نظارت، پنج عامل مستقل موثر بر وضعیت "سیستم مدیریت آموزش" در صنعت چاپ و نشر بانک ملی ایران هستند. همچنین مدل معادلات ساختاری پیشنهادی از برازندگی خوبی برخوردار است. در نهایت نتایج پژوهش نشان داد که مدل جامع مدیریت آموزش، جهت ارتقاء بهره وری مدیران و کارکنان صنعت چاپ و نشر بانک ملّی ایران که در این مقاله طراحی و از لحاظ نظری و تجربی مورد تأیید قرار گرفت، کاملاً آماده استقرار در این شرکت می باشد.
مدیکر، بزرگترین برنامه خدمات بهداشتی- درمانی ملی ایالات متحده آمریکا، در سال های آتی با مشکلاتی چالش برانگیز رو به رو خواهد بود. این برنامه، به منظور حفظ ثبات و تداوم فعالیت، با ترکیبی از مشکلات، یعنی تأثیر شگرف هزینه های روبه افزایش خدمات بهداشتی- درمانی، درآمدهای نامتوازن با هزینه ها، وجمعیت روزافزون سالمندان درگیر خواهد شد.مقاله پس از تشریح اقدامات چالش برانگیز در آینده و بررسی تأثیر آن براستفاده کنندگان آسیب پذیر، سهم مشارکت استفاده در هزینه ها و میزان مسئولیت استفاده کننده را مورد توجه قرار می دهد. سپس، تأثیر رشد مخارج مدیکر و سهم مشارکت بر استفاده کنندگان آسیب پذیر، تشریح می شود.همچنین، به منظور نشان دادن تأثیر قطعی فشار مالی ناشی از ازدیاد سهم مشارکت بر استفاده کنندگان، گروه هایی از استفاده کنندگان همسان ایجاد شده و مجموع مصارف مالی برنامه مدیکر، میزان مسئولیت استفاده کننده، دیگر مخارج برنامه خدمات بهداشتی- درمانی و درآمدهای سالیانه استفاده کننده، تبیین می گردد.پیش بینی های کلی در مورد سطح مخارج مدیکر و مخارج و ویژگی های استفاده کنندگان، و دو جنبه از فشارهای مالی بر استفاده کنندگان (میزان مسئولیت استفاده کنندگان و سهم مشارکت آنان در تأمین هزینه های درمانی) بررسی و تشریح می شود. آنگاه با دقت بر تأثیر قانون بودجه متوازن سال 1997 بر مدیکر این گونه نتیجه گیری می شود که اگرچه قانون بودجه متوازن در کوتاه مدت به تثبیت مدیکر کمک کرده است، تغییرات عمده ای در برنامه یا در شیوه تأمین منابع مالی آن- به منظور دوگانه حفظ جامعیت مالی برنامه و نیز حمایت از استفاده کنندگان آسیب پذیر در برابر فشار مالی سنگین سهم جیب بر آنان – مورد نیاز خواهد بود.تخمین ها نشان دهنده آن است که استفاده کنندگان درآینده، به صورتی فزاینده، بخش عمده ای از منابع خود را مصروف مخارج مدیکر و سایر برنامه های بهداشتی-درمانی خواهند کرد. در ادامه تصریح می شود که راه حل های آتی برای مدیکر، در صورتی موفیقیت آمیز خواهد بود که سه مشکل پیچیده رو در روی برنامه مدیکر (یعنی: افزایش مجموع هزینه های خدمات درمانی، عایدات غیرکافی و جمعیت رو به افزایش سالخوردگان) شناخته شود. در انتها نیز مدل پیشنهادی مدیکر و پیش بینی مخارج مراقبت های بهداشتی- درمانی، درج و تبیین شده است.
محافظه کاری حسابداری یکی از چالش برانگیزترین موضوعات حسابداری طی یک قرن اخیر بوده است. صاحبنظران حسابداری به بررسی ابعاد مثبت و منفی این ویژگی اطلاعاتی گزارشگری مالی پرداخته اند. از دید طرفداران، محافظه کاری از طریق محدود کردن توانایی مدیران در بروز رفتارهای فرصت طلبانه به نظارت وحاکمیت صاحبان سرمایه کمک کرده و در انتقال حق کنترل شرکت به تامین کنندگان سرمایه اثرگذار است. در مقابل، منتقدان خاطر نشان ساخته اند حسابداری محافظه کارانه باعث کاهش خالص دارایی ها و سود خالص دوره می شود که این امر دسترسی شرکت به منابع مالی را کاهش می دهد. تحقیقات حاضر به بررسی رابطه ی محافظه کاری شرطی و انعطاف پذیری مالی پرداخته است.
تجزیه و تحلیل ها با استفاده از رگرسیون خطی چند متغیره و با بکارگیری دو معیار محافظه کاری باسو (1997) و بال وشیواکومار (2005) و سه معیار انعطاف پذیری مالی شامل سطح نگهداری وجه نقد، اهرم مالی و سود سهام پرداختنی اجرا شده است.
نتایج تجزیه و تحلیل داده های مربوط به 80 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران نشان می دهد میان محافظه کاری شرطی و معیارهای انعطاف پذیری مالی به کارگرفته شده در تحقیق رابطه ی معناداری وجود ندارد.
بی طرفانه بودن یا سیاسی بودن رویه های گزارشگری مالی ازجمله موضوعات بااهمیت در نظریه حسابداری است. برخی از نظریه پردازان حسابداری با به کارگیری دیدگاه های موجود در فلسفه در پی پاسخ به این موضوع چالش برانگیز بوده اند. برخی از این نظریه پردازان با به کارگیری اصول سنت عقلانیت غربی دانش، برای گزارشگری مالی باورهای فلسفی ارائه داده اند تا حسابداری را یک دانش بی طرف و به دوراز سیاست شناسایی کنند. این دیدگاه که به دیدگاه بازنماگرایان موسوم است، عینیت در حسابداری را یک واقعیت خارجی می داند. اما برخی دیگر با رد وجود هرگونه باور و پیش فرض فلسفی برای حسابداری، پایه عینیت در حسابداری را در بینا ذهنیت دانسته اند و آن را فرمایشی سیاسی می دانند. این دیدگاه به ضد بازنما گرایی موسوم است. در این نوشتار با به کارگیری دیدگاه بازنما گرایی به ارائه باورهای فلسفی گزارشگری مالی پرداخته می شود