در این پژوهش تأثیر اندازة شرکت بر رابطة بین افشا و هزینة سرمایة شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرارگرفته است. در واقع، هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی این ادعا است که شرکت های بزرگ تر در مقایسه با شرکت های کوچک تر از مزایای بالاتری در نتیجه، انجام افشای بیشتر بهره مند می شوند. به منظور انجام این پژوهش، نمونه ای مشتمل بر 107 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی بازه زمانی 1385 تا 1389 مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، از الگوی رگرسیون خطی چندمتغیره به منظور آزمون فرضیة پژوهش استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که اندازة شرکت رابطة بین افشا و هزینة سرمایه را تحت تاثیر قرار می دهد. به عبارت دیگر، رابطة منفی و معنا داری بین افشا و هزینة سرمایة شرکت های بزرگ وجود دارد، در حالی که رابطة مزبور برای شرکت های کوچک معنادار نیست.
طرح تکریم ارباب رجوع یکی از طرحهای خوب در حوزه اصلاحات نظام اداری به شمار می آید اما در اجرا با مشکلاتی همراه است که ناشی از پیچیدگی طرح از نظر ماهیتی و عدم تکمیل اجزا و عناصر و عدم ورود به الزام کردن سازمانها و افراد برای ایفای تعهدات و پاسخگویی به مردم در قالب منشورهای شهروندی بوده است ، در این مقاله سعی شده است که ارتباط این دو مفهوم تشریح شود .
هدف اصلی این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر تمایل به فساد مالی در سازمان
مالیاتی شهر تهران است. روش پژوهش از نوع توصیفی، اکتشافی، کاربرد ی و میدانی
است. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی کارکنان سازمان امور مالیاتی شهر
تهران است. حجم نمونه پژوهش 140 نفر، و روش نمون هگیری سهمیه ای است.
ابزار جمع آوری داد هها در این پژوهش پرسشنام های با توجه به مبانی نظری با تعداد
88 پرسش تهیه شده است. آلفای کرونباخ برای متغیرها برابر با 93 / 0 است. نتایج
ب هدست آمده از تحلیل عاملی منجر به کشف پنج عامل موثر بر تمایل به فساد مالی
کارکنان سازمان شامل عواملی مانند عدم شایسته سالاری، عدم شفافیت، توجه به
دین، ارز شها و قانون، سیستم تنبیه و مجازات و رابط همندی شد. نتایج ب هدست آمده
از رگرسیون چندگانه نشان م یدهد به ترتیب عوامل شایست هسالاری، عدم شفافیت،
سیستم تنبیه و مجازات، و رابطه مداری بیشترین تاثیر را روی تمایل به فساد مالی
دارند.
استفاده از فناوری های شبکه و تکنولوژی اطلاعات به منظور تخصیص منابع سازمان به فروشندگان، تأمین کنندگان و به ویژه کارکنان با هدف دستیابی به حداکثر ارزش افزوده، در کسب وکارهای امروزی امری ضروری است. لذا سازمان هایی که در حال پیاده سازی کسب و کار الکترونیکی هستند باید نسبت به آمادگی کارکنان خود برای مواجهه با چهره جدیدی از سازمان به دقت بیاندیشند. با این وجود، این مقاله ساختار آمادگی کارکنان برای پذیرش کسب وکار الکترونیکی و مبانی نظری آن را ارائه می دهد. سپس معیارهای آمادگی کارکنان برای پذیرش کسب وکار الکترونیکی تعریف و مورد ارزیابی و تعدیل قرار می گیرد و در نهایت ابزار سنجش تصحیح شده ای ارائه می گردد. این ابزار و مدل جامع پیشنهاد شده در این تحقیق برای محققان و مدیران علاقه مند به طراحی، اجرا و مدیریت کسب وکارهای الکترونیکی سودمند خواهد بود. به علاوه یافته ها نشان می دهد کارکنانی با تحصیلات بالاتر و سابقه بیشتر کار با کامپیوتر، درک بهتری از منافع آپکا و تمایل بیشتری برای پذیرش آن دارند. همچنین میان خودباوری و آپکا و نیز آپکا و رضایت کارکنان نسبت به کسب و کار الکترونیکی روابط مثبت و معناداری یافت شد.
محیط پیچیده و پویای فروشگاه ها سبب می شود تا مشتریان برداشت های گوناگونی نسبت به وجهه و محصولات فروشگاه داشته باشند. فروشگاه ها باید در مدیریت تصویر خود در ذهن مشتری فعال باشند. تصویرسازی مطلوب و قدرتمند از فروشگاه نزد مشتری، موجد ارزش برای خرده فروش و نیز خریدار است. ارزش خرده فروشی در آگاهی، تداعی معانی، کیفیت درک شده و وفاداری نسبت به خرده فروش تجلی می یابد. در این پژوهش، تأثیر ابعاد تصویر ذهنی فروشگاهی بر ارزش خرده-فروشی در حجم نمونه 250 نفری از مشتریان فروشگاه رفاه، مجموعه سیتی سنتر و کوثر با پرسشنامه مطالعه شد. 11 فرضیه، با تحلیل مسیر، به کمک نرم افزار ایموس آزمون شده است. نتایج پژوهش حاکی از تأثیر 6 بعد تصویر ذهنی فروشگاه بر ارزش خرده فروش و نیز تأثیر مثبت سایر ابعاد ارزش خرده فروشی بر وفاداری به خرده فروش است. با توجه به پیشنهادات، می توان ادراکات منفی تصویر ذهنی خریدار نسبت به فروشگاه را تعدیل نمود و جایگاه مطلوب را حفظ کرد.
در مقاله حاضر به بررسی شباهتها و تفاوتهای مدیریت کیفیت جامع و مدیریت دانش اشاره شده است . مدیریت کیفیت جامع (TQM) و مدیریت دانش هر دو از مباحث با اهمیت در دنیای کسب و کار هستند و حتی برخی صاحبنظران بر این باورند که مدیریت دانش ، جایگزین مدیریت کیفیت جامع به عنوان نسل پس از آن است. دراین مقاله ، پس ازمقدمه، شرح مختصری از مدیریت کیفیت جامع و مدیریت دانش عنوان شده است. پس از آن به شرح شباهتها و تفاوتهای آنها پرداخته شده است. شباهتهای بسیاری می توان میان مدیریت کیفیت جامع و مدیریت دانش یافت که در این مقاله به این موارد اشاره شده است. نتیجه محور بودن، مدیریت مبتنی بر افراد،کار تیمی ، رهبری، خشنود کردن مشتریان و توجه به فرهنگ سازمانی . از سوی دیگر این تفاوتها نیز میان این دو مقوله مشاهده می شود: بهبود مستمر، مدیریت بر مبنای حقیقت،چرخه حیات و ابزارها که در مقاله به طور مبسوط شرح داده شده است. در پایان نیز نتیجه گیری مقاله آورده شده است .