این پژوهش با هدف تبیین اثر بخشی مشارکت والدین، معلم و دانش آموزان بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان سال سوم متوسطه انجام گرفت. روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل می باشد. متغییر مستقل در این پژوهش برنامه آموزشی برای مشارکت والدین، معلم و دانش آموزان با عنوان مثلث موفقیت می باشد. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دوره دوم، سال سوم متوسطه استان فارس می باشد که با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی از بین شهرستان ها انتخاب شدند. حجم نمونه شامل 781 نفر می باشد که در شیراز از ناحیه چهار مدرسه شاهد پسرانه سیزده و از ناحیه دو مدرسه شاهددخترانه پانزده و دبیرستان دخترانه و پسرانه فسا به عنوان گروه آزمایش و دبیرستان دخترانه علامه امینی ناحیه یک و دبیرستان پسرانه سید احمد خمینی ناحیه سه و دبیرستان دخترانه و پسرانه کازرون به عنوان کنترل انتخاب گردید. داده ها از راه گردآوری کارنامه دانش آموزان در سال های تحصیلی 93-92 و 94-93 مورد استفاده قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل فرضیه های پژوهش از روش آماری تحلیل کووارایانس استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها نشان دادند که اجرای برنامه مثلث موفقیت، باعث بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان شده است. هم چنین، اجرای این برنامه باعث بهبود عملکرد دانش آموزان پسر گردید، اما در مورد دختران تفاوتی معنادار مشاهده نشد.
خرده فروشی در دنیای کسب وکار، کاری پیچیده است؛ کسب وکاری برگرفته از تئوریهای متنوع علمی، همراه با ظرافتهای هنری.
صاحبان خرده فروشیهای بزرگ از هر ذره و سانتیمتر محل کار خود بیشترین استفاده را میبرند تا بتوانند بیشترین فروش را به دست آورند. دقتهای خاص همراه با ظرافتهای هنری را به کار میگیرند تا آراسته ترین ویترین فروشگاه را در معرض دید و بازدید خریداران قرار دهند. هوشمندانه و پرسلیقه تابلوهای متنوعی را به کار میگیرند تا مشتریان بیشتری را به داخل فروشگاه بیاورند و موضوعاتی از این دست که در شماره های پیشین نشریهی توسعه مهندسی بازار در مقالات خرده فروشی چاپ و منتشر شد.
قفسه بندی در این شماره موضوع اصلی است؛ نویسنده فرض را بر آن گرفته است که اهمیت ویژهی قفسه بندی نیازی به تأکید فراوان ندارد. بدین رو سرراست و مستقیم مجموعهی وسیعی از قفسه های فروشگاهها را معرفی میکند تا توجه بیشتر مشتریان را برانگیزد. راجع به هر نوع از قفسه بندیها و کارایی و کاربرد آن برای کالاها و محصواتی خاص، توضیحاتی کوتاه و گزیده میدهد، بیآنکه حاشیه پردازی کند.
ویژگی ممتاز این اثر در آن است که افزون بر چیدمان داخل قفسه، به نرم افزارهایی اشاره میکند که بیشترین کمک را به صاحبان خرده فروشیها و فروشگاهها خواهد کرد.
هدف کلّی از انجام این پژوهش بررسی نقش هوش عاطفی در پیامد های کاری (رضایت و عملکرد شغلی) کارکنان در نهادهای آموزش عالی می باشد. روش پژوهش در این مقاله، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه مورد بررسی شامل کلیه کارکنان اداری دانشگاه بود که از طریق روش نمونه گیری طبقه ای و برحسب جنسیت، سابقه کاری، وضعیت استخدامی و سطح تحصیلات 285 نفر انتخاب و مطالعه شدند. ابزارهای مورد استفاده جهت گردآوری داده های پژوهش شامل مقیاس رفتاری هوش عاطفی (EIBS) میشل تمکزاک (2010)، پرسشنامه رضایت شغلی اسچجودت (2002) و پرسشنامه عملکرد شغلی توماس و رییو (1997) می باشد که پس از محاسبه روایی و پایایی، این ابزار بین افراد نمونه توزیع شده و سپس داده ها با استفاده از روش های آماری تی تست تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد هوش عاطفی کارکنان، پیش بینی کننده ی مثبت و معنادار رضایت کارکنان و هم چنین پیش بینی کننده ی مثبت و معنادار عملکرد کارکنان می باشد.
با بکارگیری همزمان هم سویی راهبردی و حاکمیت فناوری اطلاعات می توان یک ابتکار عمل راهبردی موثری بدست آورد تا به سازمان ها اجازه دهد به بهره برداری کارآمد از فناوری اطلاعات و مزیت رقابتی دست یابند. در مقاله حاضر به بررسی ارتباط میان هم سویی راهبردی و سطح بلوغ حاکمیت فناوری اطلاعات در حوزه سرویس های آموزش مجازی دانشگاه ها پرداخته می شود. در این پژوهش با استفاده از ابزار پرسشنامه به جمع آوری اطلاعات و نظرات کارشناسان ارشد و خبره در این حوزه در 63 فاکتور مختلف به صورت یک مدل تلفیقی از کوبیت و لوفتمن پرداخته و نتیجه ارزیابی میزان هم سویی راهبردی فناوری اطلاعات و کسب وکار حوزه سرویس های آموزش مجازی را در دانشگاه شهیدبهشتی به عنوان مورد مطالعه به صورت جداولی ارائه نموده ایم. بررسی نتایج نشان می دهد بکارگیری مناسب و سهم فناوری اطلاعات برای موفقیت در رسیدن به اهداف با میانگین 3.33 و همچنین طراحی و پیاده سازی مناسب سیستم های پایه ای در دانشگاه با میانگین 3.16 از دید پاسخ دهندگان مهمترین تاثیر را داشته و در مقابل فاکتورهای عدم بکارگیری معماری سازمانی یکپارچه برای کلیه فرآیندهای آموزش مجازی با میانگین 1.27 و عدم توجه به خطرپذیری فناوری اطلاعات و نبود یک چارچوب نظارت داخلی با میانگین 1.38، جزو نقاط ضعف بوده است و برای ارتقاء هم سویی راهبردی و حاکمیت فناوری اطلاعات در آموزش مجازی، نیاز به تلاش بیشتر در این زمینه هاوسایر زمینه هایی که نمره پایینی بدست آورده اند، بیش از پیش روشن می گردد.
زیربنای الگوی فرماندهی مطلوب، یکی از عوامل اساسی اداره کشور و یکی از مهمترین عوامل رسیدن به سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 ه. ش. است. هدف اصلی این تحقیق، ارائه الگوی مطلوب فرماندهی از منظر اسلام و بیانات رهبری (مدظله العالی) می باشد. شناسایی عوامل اساسی و تعیین کننده در کاربردی بودن تحقیقات حوزه فرماندهی و مدیریت اسلامی، جزء پژوهش هایی است که انجام آن ضروری به نظر می رسد. اولین گام در این راستا، بررسی و تجمیع تحقیقات انجام گرفته در زمینه فرماندهی مطلوب است. تحقیق حاضر نیز با هدف شناخت وضع موجود تحقیقات گذشته و با استفاده از روش کیفی فراترکیب و روش آنتروپی شانون صورت گرفته است. بدین منظور، 68 مقاله ارائه شده در همایش پیشین «تبیین الگوی فرماندهی مطلوب از منظر اسلام و بیانات مقام معظم فرماندهی کل قوا(مدظله العالی)» که در دانشگاه امام علی (ع) برگزار شد، مورد استفاده قرار گرفت و از بین تمامی مقالات، تعداد پنج مقاله برتر انتخاب و تحلیل شد. شیوه تحلیل داده ها بر اساس کدگذاری باز می باشد. بعد از تحلیل 84 کد، کدهای مشابه در 34 مقوله طبقه بندی شد. در نهایت 34 مقوله در چهار طبقه اصلی قرار گرفت که عبارتند از: مؤلفه های معنوی، مدیریتی، نظامی، رفتاری و فردی. نتایج تحلیل نشان می دهد که بعد معنوی، مؤثرترین عامل در فرماندهی و مدیریت مطلوب مطرح است و سه طبقه دیگر در مراتب بعدی قرار دارند.
مبنای ثروت آفرینی در اقتصاد امروز، دانش و تخصصی است. آینده از انقلابی خبر می دهد که نیروی حرکت آن از اندیشه های انسانها سرچشمه می گیرد. بی شک عصر حاضر، عصر سازمانهاست و متولیان این سازمانها، انسانها هستند. انسانهایی که خود به واسطه در اختیار داشتن عظیمترین منبع قدرت یعنی تفکر، می توانند موجبات تعالی، حرکت و رشد سازمانها را پدید آورند. در فضای پرشتاب...
فرسودگی شغلی یکی از عوامل اساسی در کاهش کارایی، از دست رفتن نیروی انسانی، ایجاد عوارض جسمی و روانی، به خصوص در حرفه های خدمات انسانی، می باشد. این تحقیق با هدف ارائه مدل پیش بینی فرسودگی شغلی براساس عدالت و تعهد سازمانی، میل به تغییر، تعارض و ابهام نقش انجام شد. روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری پژوهش همه کارکنان دانشگاه فنی وحرفه ای و آزاد اسلامی شیراز بودند(430نفر) که از میان آن ها 203 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل 5 پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاچ(2001)، تعهدسازمانی آلن و می یر(2004)، میل به تغییر درویش یوسف(2000)، تعارض و ابهام نقش لو و همکاران(2001) و عدالت سازمانی کلکوئیت(2001) بود. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که تعهدسازمانی دارای اثر مستقیم و اثر غیرمستقیم با میانجی گری ابهام نقش، میل به تغییر و تعارض نقش بر فرسودگی شغلی است. همچنین عدالت سازمانی دارای اثرغیرمستقیم با میانجی گری ابهام نقش، میل به تغییر و تعارض نقش بر فرسودگی شغلی است، ولی بین عدالت سازمانی و فرسودگی شغلی رابطه مستقیم معنادار وجود نداشت. درنهایت ابهام نقش، میل به تغییر و تعارض نقش دارای اثر مستقیم بر فرسودگی شغلی است. طبق شاخص های برازش شده، مدل نهایی پژوهش از برازش نسبتا خوبی برخوردار است.
سازمان تجارت جهانی ( WTO ) به عنوان یکی از 118 مولفه جامعه موج سوم (1) ، و همچنین تحولات پارادایمی در صنایع خودروسازی جهانی که در آستانه ورود به قرن دوم حیات خود است ، استراتژیک ترین چالشها ، برای خودروسازان نوپای منطقه ای به ویژه شرکتهای خودروسازان نوپای منطقه ای به ویژه شرکتهای خودروساز ایرانی به حساب می آیند . این مقاله گزیده های مطالعه ای را ارایه می دهد که الزامات بستر سازی در زیرساختهای رقابتی صنایع خودرو سازی ایران جهت ورود به سازمان تجارت جهانی مورد بررسی قرار داده است ...
از جمله مسائل عمده ای که سرمایه گذاران بازارهای سرمایه با آن مواجه هستند، تصمیم گیری جهت انتخاب اوراق بهادار مناسب برای سرمایه گذاری و تشکیل سبد بهینه سهام است که این فرایند از طریق ارزیابی ریسک و بازده صورت می گیرد. از طرفی در بحث سبد سهام در صورتی که بازده دارایی ها دارای توزیع نرمال باشد از واریانس و انحراف معیار برای محاسبه ریسک استفاده می شود، اما در دنیای واقع بازده دارایی ها لزوماً نرمال نبوده و گاهی نیز تفاوت فاحش با توزیع نرمال دارد. مقاله حاضر با معرفی ارزش در معرض خطر مشروط (CVaR)، به عنوان معیار محاسبه ریسک در یک چارچوب ناپارامتریک و به ازای بازده معین سبد بهینه سهام را ارائه می دهد و این روش را با روش برنامه ریزی خطی مقایسه می کند. داده های مورد استفاده در این مقاله را بازده های ماهانه 15 شرکت منتخب از 50 شرکت برتر بورس اوراق بهادار تهران در زمستان 1392 تشکیل می دهند که در دوره زمانی فروردین ماه 1388 تا خرداد ماه 1393 در نظر گرفته شده اند. در نهایت سبد بهینه حاصل از به کارگیری دو روش ناپارامتریک و برنامه ریزی خطی ارائه شده و مقادیر CVaR آنها مورد مقایسه قرار گرفته است که در این مورد برتری روش ناپارامتریک نسبت به برنامه ریزی خطی را نشان می دهد.