"هدف این پژوهش نظرسنجی از مدیران و معلمان مدارس ابتدایی شهر یزد در سال تحصیلی 1385-1386 درباره نقش غالب راهنمایان آموزشی و تعیین میزان صلاحیت علمی آنان است.
با توجه به اینکه اصولاً تعلیم و تربیت امر هدایت و راهنمایی رشد انسانها و تدریس امر هدایت و راهنمایی جریان یادگیری است، بنابراین راهنمایی آموزشی یکی از مهمترین و اساسیترین فعالیتهای آموزشی است و نکته اساسی در تعلیم و تربیت است.
با در نظر گرفتن اینکه راهنمایی در امر آموزش بسیار حساس و حیاتی است ، شیوه راهنمایی و نقش راهنمایان آموزشی نیز بسیار کارساز و اثربخش است با وجود اینکه مهمترین نقش راهنمایان آموزشی نقش حرفهای و تخصّصی آموزشی است، اما در وضع کنونی، بیشترین فعالیت و نقش غالب راهنمایان آموزشی متأسفانه به صـورت نقش اداری- سازمانی در آمـده و این مسأله میراث شیوه سنتی در امر راهنمایی آموزشی است که در آن، نقش غالب راهنمایان آموزشی، نقش بازرسی و تفتیش است. نقشی که گاهی افراط در آن نگرشی در معلمان به وجود می آورد که از آن به نگرش سگ نگهبان تعبیر شده است، بهگونهای که نقش راهنمایان آموزشی نقش مداخله گرایانه و ایجـاد مزاحمت و فضولباشـی در کار معلمان تلقی میشود. در نتیجه این نگرش منفی و دیـد بدبینانه موجب میشود که راهنمایان آموزشی از کارآیی و اثربخشی لازم برخوردار نباشند. از این رو، ضروری است تا این مسأله آسیب شناسی شود و دست اندرکاران تعلیم و تربیت در پی علل ایجاد و عوامل رفع نواقص آن برآیند تا جایگاه اصلی نقش راهنمایان آموزشی بازسازی شود.
با توجه به اینکه یکی از راههای درمان، انتخاب افراد دارای صلاحیت و شایسته برای تصدّی امر راهنمایی آموزشی است، باید شرایط احراز، ملاک و معیار استاندارد و مشخص با دید روانشناختی برای پست و نقش راهنمایان آموزشی تعیین شود و افراد با تجربه، علاقهمند، دلسوز و با صلاحیت به امر راهنمایی آموزشی گمارده شوند تا مصداق «کار را به کاردان سپردن » فراهم شود.
نوع این تحقیق میدانی- پیمایشی و روش آن توصیفی- آماری است.
این تحقیق دارای پنج سؤال پژوهشی است که پس از مطالعه و تجزیه و تحلیل دادهها مشخص شد که نقش انسانی- اجتماعی و نقش آموزشی- حرفهای راهنمایان آموزشی نقش غالب نیست؛ در حالی که برخلاف انتظار نقش اداری- سازمانی راهنمایان آموزشی نقش غالب محسوب میشود. از نظر صلاحیت علمی نیز راهنمایان آموزشی از¬ شایستگی لازم برخوردار نیستند و بین اظهار نظرهای گروههای مطالعه شده تفاوت معناداری وجود ندارد. حجم جامعهآماری این پژوهش1568 نفر و حجم نمونه آن500 نفر است."
پژوهش حاضر، با هدف ارزیابی وضعیت موجود دوره های آموزشی و ارائه الگوی کیفی ارتقاء اثربخشی دوره های آموزشی سازمان امور مالیاتی کشور به روش آمیخته انجام گرفته است. در بخش کمی جامعه آماری شامل کلیه کمک ممیزان، ممیزان و سرممیزان کشور است که به روش نمونه گیری خوشه ای در برخی از استان ها انتخاب شدند. همچنین دوره های آموزشی مالیاتی که طی دو سال اخیر برای کارشناسان اجرا شده است، مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. روایی پرسشنامه مورد تائید صاحب نظران آموزشی و پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 96/0 گزارش گردید. تحلیل داده ها بیانگر آن بود که وضعیت موجود نیازسنجی دوره های آموزشی، اهداف دوره های آموزشی، محتوای دوره های آموزشی، مدرسان دوره های آموزشی، سازماندهی دوره های آموزشی، ارزشیابی دوره های آموزشی و انگیزش از دید کارشناسان سازمان امور مالیاتی در حد متوسط بوده است. نتایج فوق و انجام مصاحبه با خبرگان مالیاتی، نتایج نشان داد که عمده ترین آسیب های نظام آموزش سازمان امور مالیاتی شامل؛ نیازسنجی (سیستماتیک و علمی نبودن، جامع نبودن، کاربردی نبودن و عدم همکاری پرسنل سازمان در نیازسنجی)، اهداف دوره ها (عدم اطلاع رسانی، کلی بودن و محتوای نامناسب)، آسیب های محتوا (گستردگی سرفصل ها، نبود تیم تدوین محتوا و نظری بودن محتوا)، مدرسان (عدم صلاحیت، پرداخت نامناسب، روش تدریس نامناسب و معیوب بودن سیستم انتخاب مدرسان)، محیط و شرایط برگزاری دوره-ها (امکانات و تجهیزات ضعیف و زمان نامناسب برگزاری دوره ها)، آسیب های اجرای دوره ها (عدم تفکیک کارآموزان، عدم حمایت مدیران، زمان اجرای دوره ها و اجرایی نبودن برخی دوره ها)، ارزشیابی آموزشی (پیگیری نکردن اثربخشی آموزش، واقعی نبودن نمرات ارزیابی دوره ها و عدم همکاری سرپرستان در خصوص ارزیابی دوره ها)، انگیزه (نبود مکانیزم های برای تشویق و تنبیه افراد، انگیزه ناکافی کارآموزان و انگیزه ناکافی مدرس ها)، مشکلات فرهنگی (عدم باور سرپرستان به آموزش و نگاه نامناسب مدیران ارشد به آموزش) و نیروی انسانی (کمبود نیروی انسانی و استفاده نادرست از تخصص ها در آموزش) می باشد.
تفاوتهای فکری مذهبی، سیاسی و فرهنگی از مسا ئل تاثیر گذار در اقتصاد غربی و تدوین استانداردهای حسابداری است. این تفاوتهای مبنایی باعث می شود که تکنیکهای حسابداری غربی نتوانند قابلیت اجرایی خوبی در اقتصادها و حسابداری اسلامی داشته باشند. این مقاله با تاکید بر تفکر خلاق و انتقادی سعی دارد به بررسی تفاوت های اساسی در مبانی حسابداری اسلامی با حسابداری غربی به لحاظ تاثیر پذیری آن از اقتصادهای متفاوت در قالب نادیده گرفتن ملاحظات اخلاقی در اقتصاد غربی و استفاده ابزاری از حسابداری در جهت منافع نظام سرمایه داری، مبنای فکری مذهبی متفاوت در اقتصاد غربی در مقابل اقتصاد اسلامی، تاکید برویژگیهای حسابداری اسلامی در جهت پیشبرد عدالت اجتماعی، جلوه تفکر خلاقانه و دید انتقادی حسابداری اسلامی در مقابل ادعاهای نظام سرمایه داری غربی و بررسی نتایج تحقیقات حسابداری اسلامی با رویکردی انتقادی بپردازد
هدف اصلی تحقیق حاضر شناسایی ذهنیت افراد نسبت به تنبلی سازمانی در سازمان های دولتی شهر ایلام می باشد. روش تحقیق حاضر روش کیو بوده که یک روش آمیخته (کیفی– کمی) می باشد. جامعه آماری شامل مدیران سازمان های دولتی شهر ایلام می باشند که برای نمونه 10 نفر از مدیران متخصص، آشنا و شاغل در سازمان های دولتی شهر ایلام انتخاب شده اند. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که مدیران سازمان های دولتی در شهر ایلام نسبت به موضوع تنبلی سازمانی در سازمان های دولتی دارای سه الگوی ذهنی می باشند که عبارتند از؛ کارکنان (عوامل فردی)، سازمان (عوامل سازمانی) و ماهیت مشاغل دولتی. مشاغل دولتی عموماً مشاغلی روتین، خسته کننده و کسالت آور هستند که کارکنان را با فرسودگی شغلی مواجه خواهند کرد، روتین بودن این مشاغل و فرسودگی حاصل از آنها پیامدهای منفی از جمله جدایی اهداف فردی و سازمانی و مقاومت در مقابل هر گونه تغیر شغلی دارند که موجب می شود کارکنان احساس دلسردی، نارضایتی شغلی و خستگی کنند و از طریق کم کاری، طفره رفتن از کار، به تعویق انداختن وظایف محوله و عدم دقت کافی در انجام دادن کارها موجب تنبلی سازمان می شوند.
طبق "فرضیه رفتار فرصت طلبانه"، مدیران شرکت های بورسی تحت فشار مستمر سرمایه گذاران برای دستیابی به عملکردهای خاص و نیز حفظ منافع خود، در فرآیند محاسبه سود مداخله می کنند و کیفیت سود را کاهش می دهند. در این تحقیق، ما با استفاده از سه مشخصه پایداری اقلام تعهدی، خطای برآورد در فرآیند تعهدی و شیوع مدیریت سود به بررسی تفاوت کیفیت سود 40 شرکت در دو مقطع قبل و بعد از درج نام آنها در فهرست نرخ های بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1381 الی 1387 پرداختیم. هدف، ترسیم تاثیر مالکیت عمومی سرمایه در بورس اوراق بهادار تهران بر کیفیت سود شرکت ها است. برای آزمون فرضیات تحقیق از رگرسیون چند متغیره، آزمون تی زوجی و آزمون ویلکاکسون استفاده شد. نتیجه این تحقیق نشان داد که پایداری اقلام تعهدی شرکت ها پس از درج نام آنها در فهرست نرخ های بورس اوراق بهادار تهران کاهش یافته است، اما خطای برآورد اقلام تعهدی و شاخص های مدیریت سود شرکت ها پس از درج در بورس با قبل از آن تفاوت معناداری ندارد. بنابراین با توجه به کاهش پایداری اقلام تعهدی که به مثابه کاهش کیفیت سود می باشد، یافته های این تحقیق با فرضیه رفتار فرصت طلبانه ناسازگار نیست.
احداث صنایع و استقرار فعالیت های صنعتی در قالب شهرک ها در نواحی روستایی از جمله پدیده هایی است که پیامد های گوناگونی در بر داشته است. از این رو پژوهش حاضر با توجه به اهمیت موضوع، به ارزیابی این پیامدها در ابعاد مختلف فضایی پرداخته است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی، تحلیلی است. جامعه آماری، آن دسته از شاغلان شهرک صنعتی مینودشت هستند که در روستاهای بخش مرکزی این شهرستان سکونت دارند که با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران، حجم نمونه 114 نفر برآورد، و به روش نمونه گیری تصادفی نمونه ها انتخاب شدند. و داده های حاصل از پرسشنامه با استفاده از نرم افزار spss تجزیه وتحلیل شدند. جهت تعیین میزان تغییرات اجتماعی و اقتصادی در زندگی روستاییان در دو وضعیت قبل و بعد اشتغال، در شهرک صنعتی و همچنین سنجش تغییرات محیطی-کالبدی در اطراف شهرک؛ از آزمون های ناپارامتری ویلکاکسون و مک نمار و آزمون های توصیفی استفاده شد. یافته ها بیانگر آن است که، استقرار شهرک صنعتی در ناحیه مورد مطالعه، پیامدها و تغییرات مختلفی به جای گذاشته است. ایجاد اشتغال و کسب درآمد به طور مستقیم برای تعدادی از روستاییان از جمله آثار مثبت این شهرک است؛ اکثریت این افراد قبل از اشتغال در بخش صنعت، در فعالیت های کشاورزی مشغول بوده اند که تعداد زیادی از آنها پس از اشتغال در شهرک صنعتی، فعالیت های کشاورزی خود را رها کرده اند. همچنین حدود یک سوم از شاغلان روستایی شهرک را زنان تشکیل می دهند که این مطلب نشان دهنده عملکرد مثبت استقرار صنایع در این ناحیه در زمینه اشتغال زنان است. نتایج به دست آمده از آزمون ویلکاکسون درمورد مولفه های میزان درآمد و پس انداز شاغلین روستایی، رضایت شغلی، امنیت شغلی، میزان تمایل برای ادامه زندگی در روستا، وضعیت مسافرت و تفریح، بهبود وضعیت بهداشت و درمان، گویای تفاوت معنا داری است. همچنین نتایج به دست آمده از آزمون مک نمار، در رابطه با مولفه های مربوط به الگوی مصرف و کیفیت زندگی تفاوت های معناداری را در دو دوره قبل و بعد از اشتغال در شهرک صنعتی، نشان می دهد. در زمینه پیامدهای محیطی- کالبدی از آزمون های توصیفی استفاده شد؛ با توجه به نتایج به دست آمده از مهمترین پیامدها در این بعد، می توان به آلودگی هوا، تغییر کاربری وسیع زمین های کشاورزی مرغوب و تغییر در چشم انداز های محیطی اشاره کرد.
تحقیق حاضر به صورت جامع، رابطه بین وضعیت تقسیم سود شرکت ها و معیارهای کیفیت سود را بررسی می کند. برای اندازه گیری کیفیت سود از پنج معیار اقلام تعهدی اختیاری، شفافیت سود، مربوط بودن سود، محافظه کارانه بودن سود و پایداری سود و همچنین امتیاز کلی کیفیت سود استفاده شده است. به منظور آزمون فرضیه های تحقیق، داده های مربوط به 247 شرکت در طی دوره زمانی 1381 الی 1390، مشتمل بر 2350 مشاهده شرکت-سال، گردآوری شده و از روش پانل دیتا برای برآورد مدل های رگرسیونی چند متغیره استفاده شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد شرکت هایی که سود توزیع می کنند در مقایسه با سایر شرکت ها از کیفیت سود بالاتری برخوردارند. این نتیجه برای تمامی معیارهای مجزای کیفیت سود و همچنین امتیاز کلی کیفیت سود، صدق می کنند. همچنین، این رابطه برای شرکت هایی که نسبت سود تقسیمی بزرگ تری دارند، قوی تر بوده که آزمون تحلیل حساسیت صحت نتایج فوق را تأیید می کند. به این ترتیب، نتایج به دست آمده از تئوری حمایت کرده و نشان می دهد که پرداخت سود تقسیمی و مقدار آن حاوی اطلاعاتی در خصوص کیفیت سود گزارش شده توسط شرکت ها است.
"تحقیق حاضر با هدف کلی طراحی و تبیین عامل ارتباط استراتژیک موثر برنوآوری سازمانی انجام شده است. برای رسیدن به هدف مذکور یک شرکت تولیدی ترانسفورماتور انتخاب شد، چرا که این شرکت در سالهای اخیر در تکاپوی ارائه محصولات جدید بوده و هم اکنون نیز در پی افزودن انواع جدیدی به محصولات خود است. این ادعا با بررسی دستاوردهای گروه در زمینه توسعه محصولات جدید در خط تولید ترانسفورماتورهای خشک رزینی و روغنی توزیع ودر تولید راکتور شنت قابل درک است.
بررسی تمام جنبه های نوآوری که برخی از آنها برای گروه ایران ترانسفو و برخی از آنها برای مشتریان آن گروه نوآوری به حساب می آیند ، احتیاج به منابع گسترده تحقیقاتی دارد. برای جلوگیری از تاثیر منفی محدودیتهایی که در منابع لازم جهت انجام تحقیق وجود داشت وازآنجاکه نمود نوآوری سازمانی در نوآوری محصول بیشتر است، برای کسب نتایجی مطمئن ودقیق،واحدهای فروش وبازاریابی این شرکت وطرح و توسعه وطراحی ومهندسی یکی از موسسات مرتبط با این شرکت که بیشترین نقش رادر نوآوری محصولی سازمان دارا هستند،محور مطالعه انتخاب شدند.
در این تحقیق اولویت اول بررسی وجود نوآوری سازمانی در شرکت مذکور در تاریخ تدوین این پژوهش است. اولویت دوم با بررسی عامل ارتباط استراتژیک موثر بر نوآوری سازمانی است و اولویت سوم در این تحقیق با بررسی تفاوت نظرات و نگرشهای گروههای طراحی و مهندسی و تحقیق و توسعه ،فروش و بازاریابی است؛ با این هدف که اطلاعاتی در زمینه تفاوتهای نگرشهای نیروی انسانی که عمده ترین منبع توسعه محصول و نوآوری هستند به مدیران سطوح بالا جهت به کارگیری در تصمیم گیریهای آتی ارائه شود.
این تحقیق درپی سنجش میزان اهمیت یکی از متغیرهایی است که آندریاس هرمن، ترستن تامزاک و رنه بفورت در نتایج تحقیق خود به عنوان Determinants of Product Innovation در سال 2006 منتشر کردند.این سه محقق که نتایج به دست آمده تحقیق خود را در مجله مدیریت نوآوری به چاپ رساندند، بیشتر به دنبال سنجش شاخصهای موثر بر نوآوری، تقریبا در53 شرکت آلمانی ، انگلیسی وفرانسوی و البته به قصد مقایسه آنها ،بوده اند.شرکتهایی که پروژه های عرضه محصول جدید و سابقه عرضه محصول جدید به بازار نیز داشتند.عمده هدف آنها سنجش و بررسی تعیین کننده های نوآوری بوده است نه سنجش وجود نوآوری.
ما نیز با توجه به تحقیق آندریاس هرمن، ترستن تامزاک و رنه بفورت ، تحقیق حاضر را با عنوان« طراحی؛ عامل ارتباط استراتژیک موثر بر نوآوری سازمانی در یک گروه صنعتی» شروع کردیم.آنچه بدیهی است امکان تکرار دقیق آن تحقیق به دلیل محدودیتهایی چند از جمله کمتر نوآور بودن شرکتهای صنعتی در ایران را نداشتیم.
"
این مقاله فرایند تحول و تکامل نظام بیمه های درمانی و همگانی کانادا را – به مثابه موفق ترین و محبوب ترین برنامه ملی این کشور – بررسی می کند. نویسندگان، نخست تلاش های اولیه در این زمینه که در دهه های 1930 و 1940 صورت گرفت و پرسش ها و مشکلات اولیه را توضیح داده ، در ادامه به تشریح برنامه بیمه بیمارستانی ایالت ساسکاچوان که در سال 1946 و پس از شکست تلاش های اولیه محقق شد می پردازند. همچنین زمینه برنامه ملی بیمارستانی درسال های 56-1945 و پیشنهاد برنامه ملی بیمارستان (پرداخت نیمی از هزینه خدمات تشخیص و مراقبت های بیمارستانی بیماران بستری) در سال 1956 و تحولات مربوط بررسی می شود. برنامه های ملی و طرح های بیمه ای گوناگون و نیز قوانین مربوط، همراه با شیوه های تأمین منابع مالی آن ها در ادامه مقاله تبیین گردیده است. نویسندگان پس از تشریح درس هایی از تجارب تاریخی بیمه درمانی در کانادا، وضع نظام مالی مراقبت های درمانی کانادا را ارزیابی می کنند. گفتنی است همگانی بودن، جامع بودن، قابلیت دسترسی، قابلیت جابه جایی ومدیریت غیر انتفاعی، به مثابه استانداردهای طرح های بیمه های ایالتی کانادا، تشریح شده اند. در پایان – پیش از نتیجه گیری و نقد نظام کانادایی- بحث کنترل هزینه های مراقبت درمانی در این کشور نیز مورد بحث قرار گرفته است.
بسیاری از متخصصان بازاریابی بر این باورند که نوآوری در کالا و خدمات یکی از رموز بقای شرکتها در بازارهای پر رقابت امروزی است. نوآور بودن خود دارای پیچیدگیهای مختلفی اعم از شناخت بازار، شناخت نیاز مشتریان ، تیم توانمند تحقیق و توسعه، تیمهای توانمند فنی، خط تولید منعطف، قدرت سرمایه گذاری در تولید، و... است.
نوآوری زمانی می تواند منجر به ارائه ی محصولات و خدمات مناسب و مورد پسند مشتری باشد که بستر تامین نیاز مشتریان فراهم آمده باشد و پس از تولید و ارائه ی محصول، رضایت مشتری فراهم شود. بدون رضایت مشتری، نوآوری محصول با شکست مواجه می شود. تحقیقات نشان داده است که حدود 70 درصد از نوآوریهای انجام شده در صنعت با شکست مواجه شده و محصولات جدید مورد پسند مشتریان قرار نمی گیرد؛ به همین دلیل بسیاری از شرکتها پیش از آنکه محصولی را تولید کنند، با استفاده از تکنیکهای تحقیق بازار مانند کلینیک محصول، نیاز مشتریان را شناخته و سعی می کنند محصولی ارائه شود که مورد پسند مشتریان قرار گیرد.
هدف این پژوهش بررسی رابطه فرهنگ خوش بینی علمی معلمان با ساختار توانمندساز مدارس ابتدایی شهر تهران است. روش تحقیق از نوع همبستگی است. جامعه آماری موردنظر، کلیه معلمان مدارس ابتدایی شهر تهران و نمونه آماری شامل 250 نفر است که به روش تصادفی چندمرحله ای انتخاب شده اند. ابزار تحقیق، پرسشنامه فرهنگ خوش بینی علمی و ساختار توانمندساز هوی و همکارانش است. نتایج تحقیق حاکی از رابطه ی مثبت و معنی دار بین فرهنگ خوش بینی علمی و عوامل آن با ساختار توانمند ساز است و همچنین از میان عوامل خوش بینی علمی، عامل اعتماد به دانش آموزان و والدین بالاترین همبستگی(616.) را با ساختار توانمند ساز داشته و عوامل حس کارآمدی با ضریب همبستگی(612.) و تأکید علمی با ضریب همبستگی(601.) در رتبه های بعدی قرار دارند. درآخر تشکیل انجمن های خبرگی و داشتن نماینده ای از اولیا در مدرسه نیز پیشنهاد می گردد.
دیدگاه پیروان راجع به ابعاد نوعی نقش خود که همان نظریه های ضمنی پیروی پیروان محسوب و تحت عنوان «پروتوتایپ ها و آنتی پروتوتایپ های نقش پیروی»خوانده می شود، از جمله عواملی است که بامبادله رهبر- پیرو رابطه دارد. اما با توجه به این که نظریه های ضمنی پیروی کمتر مورد توجه قرار گرفته است، رابطه آنها با مبادله رهبر- پیرو نیز ناشناخته مانده است. لذا هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثر مبادله رهبر-پیروبرابعاد پروتوتایپی و آنتی پروتوتایپی نقش پیروی است. برای این منظور، اثر مبادله رهبر-پیرو بر هفده مقوله پروتوتایپی در قالب پنج مولفه و یک مولفه آنتی پروتوتایپی، از طریق پرسشنامه های محقق ساخته و استاندارد، در میان 166 تن از کارکنان سازمان های بزرگ شهر مشهد مورد بررسی، و داده های بدست آمده به روش تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که مبادله رهبر-پیرو بر ابعاد پروتوتایپی نقش پیروی اثرگذار است، اما اثرگذاری این متغیربر آنتی پروتوتایپ پیروی که با عنوان «نابهنجاری نقش پیروی» خوانده می شود، به تایید نرسید.