در باندلینگ اجتماعی، مصرف کنندگان مجبور نیستند برای برخورداری از تخفیف خرید، چیزی بیشتر از نیاز اصلی خود خریداری کنند. با رشد صنعت معاملات و روند فزاینده گرایش های تجارت های اجتماعی رایج، باندلینگ اجتماعی روش امیدبخشی برای کاستن مشکلات منع خریدی است که مصرف کنندگان باندلینگ سنتی از آن راضی نبودند. این پژوهش به دنبال توسعه دادن روش هایی برای کنترل مصرف کننده و پس از آن، وجود پتانسیل باندلینگ برای خرید بیشتر و سریع تر است. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر شیوه باندلینگ اجتماعی درباره تمایل مشتریان برای خرید بسته های آنلاین شرکت همراه اول است. پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش، توصیفی-پیمایشی و همچنین همبستگی است. جامعه آماری پژوهش همه مشتریان شرکت همراه اول بوده اند که در آبان 1397 از خدمات این شرکت استفاده کرده اند و با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 384 نفر برای حجم نمونه انتخاب شد. ابزار اصلی گردآوری داده ها، پرسشنامه بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها با تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری و با نرم افزار LISREL و SPSS انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد باندلینگ اجتماعی بر کنترل ادراک شده، ارزش ادراک شده و عدم اطمینان ادراک شده تأثیر مثبت و کنترل ادراک شده بر ارزش ادراک شده و قصد خرید تأثیر مثبت دارد؛ عدم اطمینان ادراک شده بر ارزش ادراک شده تأثیر منفی ندارد و ارزش ادراک شده بر قصد خرید تأثیر مثبت و عدم اطمینان ادراک شده بر قصد خرید، تأثیر منفی دارد.
به منظور تدوین الگوی توسعه شایستگی در میان مدیران بخش ستادی شرکت ملی گاز ایران، این پژوهش به روش ترکیبی اکتشافی انجام شد. در مرحله کیفی، ابتدا خبرگان موضوع، به روش هدفمند انتخاب و مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت پذیرفت و طی دو مرحله، تحلیل داده های کیفی شناسایی و سپس در گروه کانونی، یافته ها تعدیل و مؤلفه ها در قالب الگوی مفهومی منعکس گردید. روایی پرسش نامه (%74) و پایایی آن (%89) محاسبه و در نمونه آماری 160 نفر از مدیران شرکت ملی گاز ایران که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده بودند، اجرا و داده های کمّی پژوهش گردآوری گردید. نتایج تجزیه و تحلیل داده های کمّی نشان می دهد که از دیدگاه مدیران، وضعیت کلی شایستگی مدیران در شرکت ملی گاز ایران، بالاتر از میانگین و کم وبیش مطلوب بوده و همچنین، نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز نشان می دهد که مؤلفه های هفت گانه شناسایی شده دارای بار عاملی کافی برای پیش بینی شایستگی است. بر این اساس، با ارزیابی عملکرد مدیران مبتنی بر الگوی شایستگی متناسب با بافت شرکت، به صورت مستمر و اجرای بهینه طرح توسعه و پرورش مدیران، موجب رشد و بهره وری هرچه بیش تر و مزیت رقابتی بالاتری برای سازمان می گردد.
با توجه به اهمیت مباحث پیرامون اقتصاد مقاومتی و اهمیت نقش آفرینی بازار سرمایه در تأمین اهداف سیاست های ابلاغی اقتصاد مقاومتی، و ازآنجاکه اسناد خزانه یک ابزار نوین مالی اسلامی در بازار سرمایه می باشد و به سرعت مورد استفاده و بهره برداری دولت قرار می گیرد، لزوم بررسی این ابزار و کارکردهای آن در چارچوب مؤلفه های اصلی اقتصاد مقاومتی و همچنین قدرت این ابزار در تأمین اهداف سیاست های ابلاغی، امری ضروری است. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که اسناد خزانه اسلامی از طریق چه کانال هایی می تواند مؤلفه های اصلی اقتصاد مقاومتی و اهداف مستتر دربندهای سیاست های ابلاغی را محقق نماید؟ جهت پاسخ گویی به این سؤال با اتکا به روش تحلیلی- توصیفی و استفاده از منابع کتابخانه ای، به بررسی این فرضیه می پردازیم که اسناد خزانه اسلامی، از طریق حمایت از تولید ملی، حمایت از کار و کارگر ایرانی، کارآفرینی، شفافیت بدهی های دولت، استفاده حداکثری از منابع و کاهش وابستگی دولت به نفت، بر مؤلفه های اقتصاد مقاومتی تأثیرگذار است. نتایج پژوهش، حکایت از اثر مثبت اسناد خزانه از طریق متأثر نمودن این متغیّرها بر مؤلفه های اقتصاد مقاومتی دارد.
بازارهای مالی در دهه های اخیر باتحولات چشمگیری مواجه شده اند. باپیدایش واسطه های مالی جدید و ابزارهای مالی جدید رفته رفته از نقش انحصاری واسطه های مالی خاص و به ویژه بانکها تاحدودی کاسته شده است و جایگاه خاصی برای واسطه هایی چون صندوق های سرمایه گذاری مشترک1 و شرکت های سرمایه گذاری با سرمایه باز، ایجاد شده است. به عبارتی بسیاری از مشتریان بانکی با پذیرش ریسک بیشتر بجای آن که صرفا سپرده گذار بوده و به سود کم بانکی اکتفا نمایند،تمایل به سرمایه گذاری در بازار از طریق چنین واسطه هایی برای کسب سود بیشتر و با ریسک بالاتر نموده اند.در ایران نیز با رونق بیشتر بازار سهام شاهد چنین گرایشی هستیم.نقش صندوق های سرمایه گذاری مشترک از این جهت حائز اهمیت است که خود به عنوان یک مدیر سبد دارایی برای سرمایه گذاران در شرکت های سرمایه گذاری نیز عمل می کنند
The purpose of this study was to examine the expected returns of Carhart model compared to the capital asset pricing model and the implicit capital cost model based on cash and capital returns of growth and value stocks. The statistical population consisted of the companies listed in Tehran Stock Exchange and the time domain is between 2007 and 2016. By choosing Cochran sampling, 126 companies were selected as the statistical sample. The present research is an applied research and is naturally a descriptive study. Descriptive and inferential statistics were used to describe the data, and to analyze the data, SPSS software was used. Also, the results showed that there is a significant difference between the mean of total returns and returns from the capital profit of growth and value stock; while there is no significant difference between the average cash flow of growth and value stocks. In addition to growth stocks, the expected returns on the basis of Carhart model are closer to real returns compared to expected returns based on the capital asset pricing model. But about value stock, the expected returns on the basis of Carhart model are not closer to actual returns compared to expected returns based on the capital asset pricing model and the cost of capital, and ultimately for growth stocks, expected returns based on Carhart model compared with expected returns, the implicit capital cost model is closer to actual returns.
این مطالعه با هدف شناسائی بررسی تأثیر ابعاد تصویر ذهنی قیمت بر روی قصد خرید مشتریان در فروشگاه های زنجیره ای کوروش در شهر تهران است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه جمع آوری اطلاعات، پیمایشی می باشد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه بوده که ارزش گزاری پاسخ پرسش های تخصصی با طیف لیکرت پنج درجه صورت گرفته است. روایی پرسشنامه به روش روایی محتوایی بررسی شده است. پایایی پرسشنامه نیز با محاسبه آلفای کرونباخ 879/0 بدست آمده است. جامعه آماری این تحقیق شامل مشتریان فروشگاه های زنجیره ای کوروش در سطح شهر تهران است. با استفاده از فرمول کوکران نمونه ای به حجم 400 نفر انتخاب شده است. داده های گردآوری شده با تکنیک حداقل مجذورات جزئی (PLS) تحلیل شده است. نتایج این تحقیق نشان داده سطح عمومی قیمت تأثیر مستقیم و مثبتی روی قصد خرید مشتریان در فروشگاه های زنجیره ای کوروش دارد. بعلاوه قابلیت درک قیمت و قابلیت پردازش قیمت محصول تاثیر معناداری بر رفتار خرید مصرف کننده دارد. در نهایت دقت در ارزیابی قیمت و ارزش پول تاثیر مستقیمی بر رفتار خرید مصرف کننده دارند. استفاده از مدل پنج بعدی تصویر ذهنی قیمت می تواند برای ارزیابی مدیران فروشگاه های زنجیره ای کوروش از رفتار مصرف کننده راهگشا و عملیاتی باشد.
هدف این پژوهش بررسی پدیده رفتار جمعی یا رفتار توده وار، به عنوان یک تورش رفتاری در بین سرمایه گذاران است. بدین منظور با استفاده از اطلاعات قیمت سهام روزانه 184 شرکت فعال پذیرفته شده در بورس اوراق تهران در طول سال های 1392 تا 1396 وجود رفتار توده وار در بورس اوراق بهادار تهران، با رویکردی جدید، بررسی شده است و شدت و ضعف این رفتار در طول سال های پژوهش و مشاهدات مؤثر در وقوع آن مورد راستی آزمایی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها، با اتکا به اصول داده های سری زمانی و بهره گیری از تکنیک های نمرات استاندارد و نقاط اثرگذاری استفاده شده است. یافته های پژوهش، ضمن تائید وجود رفتار توده وار در کلیه سال های پژوهش، پراکنشِ شدت و ضعف بروز این رفتار را به صورت روزانه به همراه مشاهدات اثرگذار نشان داده است و با کمک تکنیک تشخیص نقاط مؤثر، مقاطع زمانی بروز رفتار جمعی قوی استخراج شده است. همچنین نتایج پژوهش نشان می دهد که رفتار توده وار در روندهای نزولی با شدت بیشتری از روندهای صعودی اتفاق می افتد.
اکوسیستم های نوآوری در آخرین مرحله از چرخه عمر خود، که معمولاً با تغییرات شدید محیطی یا ظهور اکوسیستم های جدید همراه است، دو گزینه پیش رو دارند: یا با شرایط جدید سازگار می شوند و به فعالیت-های نوآورانه خود ادامه می دهند و یا در خودنوسازی ناتوانند و دچار زوال می شوند. در حالت دوم، بازآفرینی و احیای یک اکوسیستم نوآوری زوال یافته می تواند برای سیاست گذاران و مدیران حائز اهمیت باشد. شهر لالجین، مهمترین مرکز تولید سفال و سرامیک در ایران است که سفال گری در آن سابقه ای حداقل 200 ساله دارد، این صنعت علی رغم وجود پیشینه تاریخی فعالیت نوآورانه در قالب ساختار اکوسیستمی، در حال حاضر فاقد ویژگی های یک اکوسیستم نوآوری پویا و فعال است. در این مقاله تلاش شده است با انجام مصاحبه های عمیق با 50 نفر به نمایندگی از بازیگران درگیر در این اکوسیستم و مطلعین از رویدادهای تاریخی، ابتدا روند تاریخی اکوسیستم نوآوری لالجین از قبل از سال 1315 تاکنون بررسی و تحلیل و سپس وضع موجود آن توصیف گردد. در این تحقیق از روش تحلیل محتوای کیفی عرفی جهت استخراج مفاهیم از مصاحبه ها و دسته بندی آن ها در قالب مقولات و محورها استفاده شده است. درنهایت محرک ها و موانع نوآوری در این اکوسیستم شناسایی و برآن اساس راه کارهایی جهت بازآفرینی این اکوسیستم مطرح شده است. این راه کارها در قالب یک الگوی چهار مرحله ای همراه با نقش هر بازیگر در این اکوسیستم جمع بندی و ارائه گردیده است.
هدف پژوهش حاضر مشخص کردن اثر بازاریابی داخلی بر عملکرد(بهره وری، مالی و توسعه کارکنان) بانک تجارت با نقش میانجی کارآفرینی سازمانی بوده است. این پژوهش از نوع همبستگی است و برای گردآوری داده ها از پرسش نامه طیف پنج گزینه ای لیکرت استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، رؤسا و معاونان شعب بانک تجارت استان اردبیل را شامل می شود. جامعه آماری این پژوهش شامل 95 نفر بود که از این تعداد نمونه 76 نفری به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده و داده ها از طریق پرسش نامه و مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده است. هم چنین جهت آزمون فرضیات تحقیق، مدل معادلات ساختاری و به ویژه تکنیک تحلیل مسیر به کار گرفته شده و به این منظور از نرم افزارهای آماری اس پی اس اس 17 و اسمارت پی ال اس استفاده شده است. یافته های پژوهش پس از تحلیل مسیر نشان داد که بین بازاریابی داخلی و کارآفرینی سازمانی و عملکرد بانک تجارت رابطه معناداری داشتند و همچنین بین کارآفرینی سازمانی بر عملکرد بانک تجارت نیز رابطه معناداری وجود دارد. نتیجه حاصل حاکی از این است که در دنیای سریع و رقابتی امروز بین بانک ها، انگیزش کارکنان و بالا بردن رفتارهای مثبت و پذیرش نیازهای خود، قبل از سازمان، به یک چالش بزرگ تبدیل شده است. از طرف دیگر بانک تجارت برای ایجاد تصویر متمایز در بین مشتریان می بایست به مقوله بازاریابی داخلی و کارآفرینی سازمانی توجه فراوان داشته باشند؛ زیرا که عملکرد مؤثر منجر به ایجاد تمایز بانک تجارت در نزد مشتریان می گردد.
افزایش روز افزون شرکت های مختلف در بازار سهام ایران، سرمایه گذاران را با گزینه های متفاوتی برای سرمایه گذاری مواجه می سازد و ناهنجاری قیمت ناشی از معامله گران غیرمنطقی و احساسی می تواند به طور قابل توجهی بر بازده سهام تأثیر گذارد. لذا اهداف اصلی این تحقیق ارزیابی و شناخت محتوای اطلاعاتی نگهداشت وجه نقد در میان سهام با نوسانات ویژه بالا و نیز تأثیر تمایلات سرمایه گذاران و محدودیت آربیتراژ بر بازده پرتفوی در سطوح مختلف وجه نقد مازاد می باشد. این تحقیق کاربردی توصیفی، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را در سال های بین 1391 تا 1395 مورد بررسی قرار داده و برای جمع آوری داده ها و اطلاعات ، ازروش کتابخانه ای استفاده شده است. داده های پژوهش با جمع آوری داده های شرکت های نمونه از طریق مراجعه به صورت های مالی، یادداشت های توضیحی و ماهنامه بورس اوراق بهادار تعیین و برای نمونه گیری بر اساس فرمول کوکران تعداد 120 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. همچنین از آزمون رگرسیون چند متغیره برای تأیید و رد فرضیه-های تحقیق با نرم افزار Eviews8 استفاده گردیده است. نگهداشت وجه نقد در میان سهام با نوسانات ویژه بالا دارای محتوای اطلاعاتی است. به علاوه تمایلات سرمایه گذاران بر بازده پرتفوی در سطوح مختلف وجه نقد مازاد تأثیرگذار است. نتایج نشان داد محدودیت آربیتراژ نیز بر بازده پرتفوی در سطوح مختلف وجه نقد مازاد تأثیرگذار است. یافته های پژوهش با مستندات اشاره شده در چارچوب نظری تحقیق و ادبیات مالی مانند تئوری های مبادله ای و سلسله مراتبی و مفاهیم مالی رفتاری مطابقت دارد .
در اواخر دسامبر سال 2019، ویروس جدیدی، با نام کروناویروس جدید-2019، باعث آغاز شیوع پنومونی از ووهان، به سراسر کشور چین شد که در حال حاضر تهدیدات بهداشتی بزرگی را برای سلامتی عمومی جهان ایجاد کرده است. بیماری همه گیر کووید- 19 ناشی از کرونا ویروس جدید- 2019 در سراسر جهان، در حال گسترش است و تا اول مارس 2020 تعداد 67 کشور، از جمله ایران را مبتلا و درگیر کرده است. در این پژوهش، دادههای مرتبط با کرونا ویروس جدید- 2019 که از سایت بهداشت جهانی اخذ شده، به منظور خوشه بندی، از روش های خود سازمانده از جمله الگوریتمهای کوهونن و کا از میانگین و خوشه بندی دومرحله ای بهره گرفته شده است که هدف تمامی روش ها این است که کدام رکورد در کدام خوشه جای می گیرد، سپس با انجام آزمون، کارایی این سه تکنیک تعیین شده است. نتایج حاکی از آن است که روش خوشه بندی دومرحله ای کارایی بالاتری نسبت به دو روش دیگر دارد و در خوشه بندی شاهد نتایج مطلوب تری با بهره گیری از این روش هستیم.
هدف این پژوهش، بررسی نقش مناسبت های تاریخی اسلامی بر رابطه بین گرایش های احساسی سرمایه گذاران و بازده سهام با تأکید برمتغیّر تعدیل گر حاکمیت شرکتی است. منظور از مناسبت های تاریخی اسلامی، ماه های رمضان و محرم هستند. از اندازه هیأت مدیره، حضور مدیرعامل در هیأت مدیره، حسابرسی شرکت، وجود حسابرس داخلی، استفاده از متخصصین مالی و اظهارنظر حسابرس به عنوان متغیّرهای حاکمیت شرکتی استفاده شده و تعداد 132 شرکت در دوره 14/08/1392 شمسی مصادف 01/01/1435 قمری (اول محرم) تا تاریخ 19/06/1397 شمسی مصادف با 29/12/1439 قمری (آخر ذی الحجه) به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها، الگوی رگرسیون چندمتغیّره بر مبنای داده های پانلی مورداستفاده قرارگرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تفاوت معنی داری بین گرایش های احساسی سرمایه گذاران و بازده سهام در ماه های رمضان و محرم در مقایسه با سایر ماه ها وجود دارد. همچنین، حاکمیت شرکتی نقش تعدیل کننده ای در ارتباط بین گرایش های احساسی سرمایه گذاران و بازده سهام در ماه های رمضان و محرم دارد. به عبارتی، حاکمیت شرکتی از تصمیمات احساسی سرمایه گذاران که از مناسبت های اسلامی نشأت گرفته و بر بازده سهام تأثیر می گذارند جلوگیری می کند.
هدف این پژوهش بررسی اثر تعدیلگری میزان اصالت رهبری ادراک شده ارائه دهنده طرح (کارآفرین) در موفقیت شرکت نوپای ایجاد شده است. نوع تحقیق بر اساس هدف کاربردی و روش تحقیق از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی شرکت های نوپای دانش بنیان که از تسهیلات صندوق نوآوری و شکوفایی استفاده کرده اند می باشد و اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه و داده های موجود در بانک داده های صندوق جمع آوری گردیده است. برای تحلیل داده ها از آزمونهای ناپارامتریک در نرم افزار پی ال اس استفاده شده است. نتایج حاصله بیانگر آن است که میزان اصالت رهبری ادراک شده ارائه دهنده طرح به عنوان متغیری تعدیلگر می تواند بر روی رابطه کیفیت طرح ارائه شده و موفقیت شرکت نوپا اثر مثبت داشته باشد، بنابراین استفاده از فاکتور میزان اصالت رهبری ارائه دهنده طرح به عنوان یکی از فاکتورهای انتخاب ازمیان طرح ها می تواند باعث کاهش شکست درشرکت های سرمایه گذاری خطر پذیر شود.
امروزه، تعامل بلندمدت با تأمینکنندگان در زنجیره تأمین به فعالیت کلیدی سازمانها تبدیل شده است و شرکتها میکوشند به کمک آن، قابلیتهای خود را بهبود بخشند. بر همین اساس، با توجه به محدودبودن تأمینکنندگان توانمند، پیشرفتهای مستمر تکنولوژیکی و نیازهای جدید بازار، لازم است لیست کوتاه تأمینکنندگان هر سازمان گسترش یابد که فرایندی زمانبر و پرهزینه است؛ بنابراین توسعه قابلیتهای رقابتی تأمینکنندگان، راهکاری برای ایجاد منافع مشترک برای تمامی اعضا خواهد بود؛ اما جایگاه مناسب ارتقای تأمینکنندگان کجاست و مقدمه آن چیست. در این پژوهش، مدلی فرایندی به همراه نرمافزار توسعه تأمینکنندگان در حوزه پیمانکاری، با استفاده از الگوهای کیفی و مدلهای پشتیبان تصمیم، همسو با پایداری زنجیره تأمین معرفی شد. بدینمنظور در کنار عوامل رشد، الزامهای مشتری و صاحبان منافع در ابعاد زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی گنجانده شد. برای رسیدن به چنین دستاوردهایی، از روشهایی نظیر سرمایهگذاری، ارتقای اهداف کلیدی عملکرد و آموزش بهره گرفته شد. برای ارزیابی مدل پیشنهادی، ده تأمینکننده واجد شرایط بهبود شرکت کنگلومرای پیمانکاری در حوزههای مختلف در ایران شناسایی و در هفتماه در سه بخش شناخت، توسعه و پایش، و اجرا تحلیل شد. با توجه به نتایج، اعتبار مدل و نرمافزار در پنلهای خبرگی پایش و تأیید شد. از نوآوریهای این پژوهش میتوان به پیادهسازی همزمان سه مرحله مدل در قالب مدلی یکپارچه اشاره کرد. محدودیتهای این پژوهش، چالش در جلب مشارکت تأمینکننده و اجازه ورود کارفرما به جزئیات و طولانیشدن اجرای برخی اقدامات بهبود بوده است.
هدف:امروزه با توجه به نقش دانشگاه اسلامی در پیشرفت و تعالی جامعه، مدیریت تصویر دانشگاه اسلامی نقش بسزایی در پیشبرد جامعه دارد. لذا هدف مقاله حاضر، شناسایی مؤلفه های تصویر سازمانی دانشگاه اسلامی از منظر رهنمودهای اسلامی بوده است. روش:برای انجام این پژوهش از روش پژوهش کیفی و بررسی اسناد و مدارک و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوا و کدگذاری باز استفاده شد. در این راستا ضمن بررسی پیشینه نظری مرتبط با مؤلفه های تصویرسازمانی از دیدگاه صاحب نظران دانش مدیریت، سعی شده است این موارد از منظر رهنمودهای اسلامی نیز شناسایی شود. جامعه و نمونه پژوهش شامل آیات و روایات مرتبط با موضوع پژوهش است. یافته ها :یافته های پژوهش حاکی از آن است که در مکتب اسلام مقوله های خدمات آموزشی، ارتباطات، محصولات، شهرت، هویت اسلامی، ارزشهای فرهنگی، راهبردها، بیان اهداف اسلامی، اوصاف مدیریت و محیط فیزیکی به عنوان مؤلفه های سازنده تصویر دانشگاه هستند. نتیجه گیری:نتایج بیان می کند که در مؤلفه های شناسایی شده در متون اسلام، مفاهیمی چون: جایگاه مسیر شغلی و کیفیت تسهیلات اعطایی در مقوله خدمات آموزشی به چشم نخورد. از سوی دیگر، در متون بررسی شده در دانش مدیریت، مفهوم تنوع رشته ها در مقوله خدمات آموزشی، روشهای آموزشی مورد استفاده در مقوله راهبردها و تولید اندیشه فرهنگی در مقوله محصولات یافت نشد. اما سایر مؤلفه های مشترک در دانش مدیریت و متون اسلامی، از نظر مبنایی با یکدیگر متفاوتند.