در این پژوهش تلاش شده است با مشارکت ذینفعان مختلف (148 نفر متشکل از مدیران ارشد مالی بنگاههای اقتصادی، خبرگان عرصه حسابرسی مستقل، مدیران ارشد سرمایهگذاری و اساتید دانشگاهی) اثربخشی استاندارد حسابداری بازنگری شده شماره 19 در قالب یک تحقیق دانشگاهی و به روش پیمایشی در ابعاد مختلف مورد بررسی قرار گیرد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که در مجموع، نیازهایی که براساس آن، استاندارد حسابداری شماره 19 بازنگری شد برطرف گردیده، مسائل بااهمیتی که در روش اتحاد منافع وجود داشت حل شده است و اجرای استاندارد بازنگری شده از نظر ذینفعان عملیاتی است، اما در راستای بهبود قابلیت مقایسه و قابلیت اتکا حوزههای مهمی وجود دارند که پتانسیل بهبود و اصلاح را دارند. همچنین، اطلاعات ترکیبهای تجاری تهیه شده براساس استاندارد حسابداری تجدیدنظر شده شماره 19 برای استفادهکنندگان صورتهای مالی سودمند است و منافع حاصل از روش حسابداری جدید، بیش از هزینه تغییر تجزیه و تحلیل آنها میباشد.
تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر سازه مثلث تاریک شخصیت بر شاخصه های عملکرد شغلی منابع انسانی، شامل عملکرد وظیفه ای و عملکرد زمینه ای، انجام شد. این تحقیق از نظر روش توصیفی همبستگی مبتنی بر رگرسیون خطی و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری شامل کارکنان دانشگاه لرستان بود که نمونه ای به حجم 152 نفر به روش تصادفی ساده از آن انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه شخصیت تاریک جوناسون و وبستر (2010) و پرسشنامه عملکرد شغلی پاترسون (1989) بود. فرضیات تحقیق با استفاده از تحلیل رگرسیون خطی به روش Enter آزمون شد. نتایج حاکی از تأثیر منفی و معنادار سازه مثلث تاریک شخصیت بر عملکرد وظیفه ای و عملکرد زمینه ای بود.
در سال های اخیر با توجه به رقابتی شدن بازارها، استفاده از استراتژی های مختلف برای رقابت در بازار و ماندگاری در آن از اهمیت به سزایی برخوردار است و شرکت ها برای بدست آوردن سهمی از بازارمصرف کنندگان، از روش های گوناگونی استفاده می کنند. بازاریابی نوع دوستانه یک استراتژی نوین بازاریابی است که صرفاً به روشهای جاری و مرسوم جهت کسب مزیت رقابتی اکتفا نکرده و عوامل پیچیده تری همچون حس نوع دوستی و دیگرخواهی را به یاری می طلبد. در این پژوهش بازاریابی نوع دوستانه به عنوان سازه جدیدی مطرح می شود که در درجه اول به قرآن معطوف شده و در صدد است تا به اعتبار و پذیرش هر دو فرقه اهل سنت و شیعه برسد. گرایش این پژوهش بنیادی1 ، رویکرد آن استقرایی2 هدف روش شناسی آن کشف نظم3 ، و افق زمانی آن تک مقطعی4 است. روش گردآوری داده ها در این مطالعه، میدانی و ابزار گردآوری پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه عمیق است. پرسشنامه بر اساس پارادایم چرچیل ساخته و مورد استفاده قرار گرفته است. در کل با بررسی آیات قران و احادیث امامان و بزرگان دین اسلام، 24 کد اولیه، در قالب 5 کد محوری ( هنجارهای اجتماعی، تابوها، رفتارهای ناشایست اجتماعی، حقوق انسانی، رفتارهای ناشایست فردی) با استفاده از تحلیل عامل اکتشافی باقی مانده اند. نمرات روایی و پایایی استخراج شده ، از مقیاس آماری پشتیبانی شد.
در سالیان اخیر برخی از اندیشمندان مدیریت اسلامی، در آثار خود، خواهان استفاده از روش اجتهاد هستند. این تحقیق، تلاش دارد، تصویر جامعی از مفهوم اجتهاد و به کارگیری آن به عنوان یک روش تحقیق، در دانش مدیریت ارائه کند. روش اجتهاد در مدیریت اسلامی با تکیه بر دو دسته منابع علمی، یعنی منابع درون دینی و منابع برون دینی، کاربستی را فراهم ساخته که در عین استفاده از دانش روز در حوزه مدیریت، از منابع ارزشمند دینی نیز برای اعتلای دانش مدیریت استفاده شود. بر اساس این روش، یک فرآیند نُه مرحله ای برای استنباط مدیریت اسلامی ارائه شده است.
مطابق با استانداردهای جهانی و رهنمودهای سازمان های بین المللیِ هدایت کننده خوشه های صنعتی، فرایندپیاده سازی خوشه های صنعتی مستلزم انجام پیش اقدام هایی است که در پیاده سازی موفق خوشه ها تاثیرگذار هستند. مانندبررسی چالش های پیشاروی خوشه موردنظر برای شناسایی عوامل تقویت کننده یا محدودکننده محیط خوشه. این در حالی است که بررسی منابع موجودنشان می دهدکه کشورهای درحال توسعه، مقدمه های راه اندازی راهبردخوشه سازی را فراموش کردندو برخلاف استقبال قابل توجه این کشورها، نتایج مناسبی کسب نکردند. از این رو، پژوهش حاضر با بکارگیری رویکردپدیده نگاری، سعی بر پایش عوامل محدودکننده محیط خوشه صنعت فرش استان سیستان و بلوچستان از نگاه ذی نفعان دارد. خوشه تحت مطالعه شامل بیش از بیست شرکت خصوصی و دولتی تولیدکننده می شوندکه بیش از 6000 نیروی کار و بافنده را در این استان به کار مشغول داشته اند. تجزیه وتحلیل پدیدارنگاری نشان می دهدکه از نظر ذی نفعان، مشکلات ساختاری به همراه شرایط خاص استان سیستان و بلوچستان که تحت عنوان عوامل زمینه ای از آن یادمی شود، محیطی محدودکننده برای عملکردموفق خوشه ایجادنموده اند. ضمن این که چالش هایی در سطح کلان تر که به سیاست های اقتصادی و سیاسی کشور ایران در رابطه با صنعت فرش برمی گردد، به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر خوشه این صنعت تاثیرگذار هستند.
هدف: شناسایی سبک زندگی سازمان می تواند در پیش بینی و تبیین علل رفتارها و انتخاب های سازمان مؤثر واقع شود. از این رو، هدف این پژوهش طراحی مدل و چارچوبی برای شناسایی گونه های مختلف سبک زندگی سازمان است.
روش: پژوهش حاضر از دیدگاه هدف توسعه ای و از نظر روش توصیفی پیمایشی است که در سه مرحله انجام گرفته است. جامعه پژوهش در مرحله نخست برای شناسایی متغیرهای سبک زندگی سازمان، خبرگان مدیریت در استان اصفهان بودند که یک نمونه 15نفره به روش مبتنی بر هدف از آنها انتخاب شدند، در مرحله دوم برای کشف ابعاد پنهان سبک زندگی سازمان یک نمونه 300نفره از جامعه مدیران صنعتی و بازرگانی استان اصفهان به روش تصادفی و در مرحله سوم نیز برای تعیین سبک زندگی تولیدکنندگان لوله و اتصالات پلیمری استان اصفهان کل جامعه 47 واحدی این شرکت ها انتخاب شدند. از شاخص نسبت روایی محتوا، تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل خوشه بندی کی مینز، برای تجزیه و تحلیل داده ها به ترتیب در سه مرحله استفاده شد. از پرسش نامه به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات در هر سه مرحله استفاده شد که روایی آن با استفاده از روش شاخص نسبت روایی محتوا و پایایی آن از طریق روش آلفای کرونباخ تأیید شد.
یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که شش عاملِ تعامل سازمان با انسان، محیط، تکنولوژی، روندهای آینده، پول و سرمایه، صنعت و بازار مؤلفه های تعیین سبک زندگی سازمان هستند.
نتیجه گیری: تولیدکنندگان لوله و اتصالات پلیمری استان اصفهان دارای شش سبک زندگی بلاتکلیف،کارآفرینانه، خودنما، واسطه گری، پیش گامانه و رقابت جو هستند که هر یک ویژگی های متفاوتی دارد.
از عمر منطق جدید در ایران مدت زیادی نمی گذرد؛ اما این دانش در سالیان اخیر با انتشار آثار ترجمه ای و تألیفی و تأسیس رشته ها و گرایش های دانشگاهی رواج و رونق یافته است. تدوین اصطلاح نامه این حوزه دانش به منظور ذخیره، طبقه بندی و بازیابی اطلاعات، در راستای اطلاع رسانیِ سریع و مبتنی بر ابزارهای نو فناوری، یکی از بایسته های مربوط به این دانش نوپا است؛ اما با عنایت به اینکه زادگاه «منطق جدید»، مغرب زمین است و مباحث موجود در آثار منتشرشده در ایران - اعم از ترجمه و تألیف - به نوعی برگردان آثار غربیان است، انجام این مهم، با دشواری هایی روبه رو است که ازجمله آنها، عدم به کار گیری اصطلاحات استاندارد و کلیدواژه های یکنواخت برای انتقال مفاهیم دانشی به زبان فارسی است. یکی از مشکلات ناشی از این امر، زمینه سازی مغالطه اشتراک لفظی و سردرگمی خوانندگان و مخاطبان این آثار است. نوشتار حاضر که به روش توصیفی - تحلیلی سامان یافته، بعد از نگاهی گذرا به چیستی منطق جدید و شاخه های مختلف آن، و ارائه نمونه هایی از اختلاف و تعدد الفاظِ ناظر به مفاهیم کلیدی منطق جدید در آثار منتشرشده به زبان فارسی (اعم از آثار ترجمه ای و تألیفی)، ساختاری از رده های اولیه «اصطلاح نامه منطق جدید» ارائه می کند و از طریق رابطه هم ارزی، الفاظ مختلفِ ناظر به معنای واحد را می نمایاند. پیشنهاد این پژوهش آن است که در تدوین اصطلاح نامه منطق جدید شتاب شود، تا از میزان ناهماهنگی در به کارگیری الفاظ و پیامدهای نامطلوب آن کاسته شود.
هدف از طراحی و اجرای این پژوهش ارائه سازمان خدماتی به عنوان یک سیستم است و کوشش شده با بهره گیری از مفهوم مبتنی بر «بهبود مستمر» تئوری محدودیت ها و همچنین استفاده از روش های اکتشافی و شیوه های نوآورانه، الگویی برای چگونگی اجرای این فلسفه در سازمان «همکاران سیستم» به منظور رقابتی شدن، ارائه شود؛ بدین منظور از روش فرآیند تمرکز پنج مرحله ای که روشی مبتنی بر سیستم است و برای ساختاردهی تصمیم گیری مدیریتی در چارچوب بهبود مستمر و شناسایی نقاط حیاتی فرآیند به کار می رود، استفاده شده است. برای اجرای تئوری محدودیت ها در شرکت مورد مطالعه و به منظور تعمیم نتایج و نزدیک ترکردن مسئله به واقعیت از روش شبیه سازی با کمک نرم افزار «آرنا» استفاده شد. یافته های این پژوهش توانایی مدیران صنایع خدماتی در شناسایی عوامل حیاتی مؤثر بر روی رقابتی شدن سازمان آنها با اجرای چرخه تکراری تئوری محدودیت ها برای شکستن و یافتن محدودیت های جدید را افزایش داده و باعث ایجاد تعادل در کل سیستم می شود. این پژوهش می تواند برای انجام پژوهش های آتی به منظور دستیابی به راه کارهای عملی جدیدتر برای حل مسئله و ارائه راه کارهای پیشنهادی، راه گشا باشد؛ همچنین نتایج این پژوهش در کلیه سازمان های خدماتی و تولیدی قابل استفاده است
حرفه حسابداری پیامد وجود فعالیت های اقتصادی و سرمایه گذاری است و مشتریان یکی از محرکان چرخه اقتصادی محسوب می شوند؛ لذا کسب اعتماد آنان در استفاده از حرفه حسابداری، وظیفه همه حسابداران و شاغلان در این حرفه است تا آینده حرفه حسابداری تضمین شود. هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش اخلاق حسابداری در جلب اعتماد مشتریان است در این پژوهش تأثیر ابعاد اخلاق حسابداری از قبیل درستکاری حسابدار، شایستگی و صلاحیت حرفه ای حسابدار، رازداری حسابدار و عینیت و بی طرفی حسابدار بر جلب اعتماد مشتریان بررسی شده است. پژوهش حاضر از منظر هدف، کاربردی و ازلحاظ روش گردآوری داده توصیفی و از نوع همبستگی است. مشتریان نمایندگی های سایپا در استان اردبیل جامعه آماری پژوهش را تشکیل می دهند. حجم نمونه 400 نفر پیش بینی شده که به این منظور از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است؛ و روایی آن بر اساس روش های صوری و محتوایی و برای بررسی کفایت داده ها از شاخص KMO و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ بررسی گردید. آزمون مدل پژوهش بر اساس آزمون تحلیل مسیر و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SPSS24 و LISREL8.54 استفاده شد. نتایج نشان می دهد اخلاق حسابداری تأثیر مثبت و معناداری بر جلب اعتماد مشتریان دارد؛ و ابعاد اخلاق حسابداری (درستکاری حسابدار، شایستگی و صلاحیت حرفه ای حسابدار، رازداری حسابدار و عینیت و بی طرفی حسابدار) بر جلب اعتماد مشتریان تأثیر مثبت و معنادار دارد؛ و بر اساس نتایج تحقیق پیشنهادهایی برای ارتقای وضعیت جلب اعتماد مشتری ارائه گردید. از لحاظ موضوعی رابطه بین اخلاق حسابداری و جلب اعتماد مشتری برای اولین بار است که موردبررسی قرارگرفته است و ازلحاظ جامعه آماری نیز اخلاق حسابداری و رابطه آن با جلب اعتماد مشتری اولین بار است که در نمایندگی های گروه خودروسازی سایپا موردبررسی قرار می گیرد.
بهره وری منابع انسانی یکی از رکن های مهم هر سازمان در ﺻﻮرﺗﯽ امکان پذیر ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد که به صورت اصولی به چالش ها و موانع موجود بر سر راه بهره وری نیروی انسانی پرداخته شود. این ﭘﮋوﻫﺶ ﺍﺯ ﻓﺮﺁﯾﻨﺪ ﻣﻬﻨﺪﺳﯽ ﺍﺭﺯﺵ در ﺟﻬﺖ زمینه یابی و ﮐﺸﻒ ﻋﻮاﻣل ارتقاء بهره وری نیروی انسانی در ﺳﻄﺢ یک سازمان تحقیقاتی نظامی بکارگیری شده و کارکردهای شناسایی شده در قالب 4 منظر کارت امتیازی متوازن جانمایی شده است. اجزاء بهره وری دارای 4 بعد مالی، مشتری، فرآیندهای داخلی، یادگیری و رشد بوده و در مجموع دارای 25 کارکرد می باشد. روایی پرسشنامه محقق ساخته توسط 14 نفر از خبرگان بررسی و 3 سؤال حذف گردید. در بررسی پایایی پرسشنامه، ضریب آلفای کرونباخ برابر 0.86 به دست آمده است. کلیه فرضیه های تحقیق مورد تأیید و رتبه بندی کارکردها در هر بعد مشخص شد. کارکرد رسیدن به رفاه نسبی در بعد مالی، رضایت داشتن شغلی کارکنان در بعد مشتری، ایجاد نمودن انگیزه در بعد فرآیندهای داخلی و فراهم بودن آموزش های لازم در بعد یادگیری و رشد از بالاترین امتیاز برخوردار می باشد که نشان دهنده کارکرد تأثیرگذار در بهره وری کارکنان می باشند.
در این مطالعه، رابطه بین پراکندگی سود و بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران بررسی شده است. هدف اصلی این پژوهش بررسی و مقایسه رابطه بین پراکندگی سود و بازده سهام با استفاده از الگوی جورجینسن و همکاران (2012) می باشد. تحلیل داده های گردآوری شده در این پژوهش با استفاده از روشهای رگرسیون و آزمون معناداری t انجام شد. سپس فرضیه های پژوهش مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج حاصل بررسی 285 شرکت عضو نمونه نشان داد که، بین پراکندگی سود جاری و بازده سهام جاری رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در نتیجه فرضیه اول مبنی بر وجود رابطه معنادار بین پراکندگی سود جاری و بازده سهام جاری پذیرفته و فرضیه دوم مبنی بر وجود رابطه معنادار بین پراکندگی سود آتی و بازده سهام جاری رد می شود.
Abstract
In this study, the relationship between stock returns and earnings dispersion in the companies listed in Tehran Stock Exchange was investigated. The main purpose of this research is to compare the correlation between aggregate stock returns and earnings dispersion based on the models developed by Jorgensen et al (2012). Tow hypotheses are set and tested by applying regression and t-test methods. Results of the study of 285 companies showed a positive relationship between aggregate stock returns and contemporaneous earnings dispersion. As a result, the first hypothesis concerning the relationship between aggregate stock returns and contemporaneous earnings dispersion is accepted, and the second hypothesis regarding to the relationship between aggregate stock returns, and future earnings dispersion is not accepted.
با پذیرش وجود اهرم هدف، تخمین سرعت حرکت شرکت ها به سمت هدف، مهم ترین گام در مدل سازی رفتار اهرم است. هر یک از سه نظریه اصلی توازن، موقعیت سنجی بازار و سلسله مراتب از دیدگاهی متفاوت به پیش بینی هزینه های انحراف از اهرم هدف و هزینه های تعدیل به سمت هدف و درنتیجه، برآورد سرعت تعدیل اهرم پرداخته اند. وضعیت اهرم شرکت نسبت به اهرم هدف، وضعیت تعادل مالی شرکت و ارزش گذاری نادرست سهام در بازار به ترتیب سه عامل مؤثر در برآورد سرعت تعدیل اهرم بر اساس هر یک از این سه نظریه هستند. پژوهش حاضر به بررسی سرعت تعدیل اهرم بر اساس پیش بینی هر یک از این نظریه ها و نیز تعامل آن ها با یکدیگر، در بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1383-1395 با استفاده از مدل پویای کسری می پردازد. نتایج ضمن تأیید اثر هر سه عامل بر سرعت تعدیل اهرم، پیش بینی اثرات تعاملی این نظریه ها را به صورت کامل امکان پذیر نمی سازد. بالا ترین سرعت تعدیل در شرکت هایی است که ضمن کمتر بودن اهرم واقعی از سطح هدف با کسری وجوه نقد مواجه بوده و سهام آن ها در بازار کمتر از میزان واقعی ارزش گذاری شده است.
نظریه های متفاوتی انگیزه افراد از مشارکت در خلق مشترک ارزش را بررسی کرده اند و در تمام این پژوهش ها درباره اهمیت و سودمندی خلق مشترک ارزش به وسیله مشتریان توافق نظر وجود دارد. باوجود توافق درباره اهمیت و سودمندی خلق مشترک ارزش با مشتریان، همچنان کمبود دانش راجع به چرایی و چگونگی مشارکت افراد ، انگیزه های آنها در خلق مشترک ارزش در سازمان ها و وجود نظریه های مختلف برای تبیین این فرایند دیده می شود. تحقیق حاضر با بررسی انگیزه های اولیه مشارکت مصرف کنندگان در فرایند خلق مشترک باتوجه به دیدگاه های مختلف و شناسایی مدل های رایج برای جلب مشارکت مشتریان و خلق مشترک ارزش، در جست وجوی مدل مناسب انگیزه های مصرف کنندگان برای مشارکت مشتریان در فرایند خلق مشترک ارزش است. برای دستیابی به مدل، در این تحقیق از روش فراترکیب استفاده شده و مقالات مرتبط در بازه زمانی 2006 تا 2017 شناسایی و بررسی شده است. پس از استخراج مفاهیم و موضوعات مرتبط با مشارکت در خلق مشترک ارزش، 66 کد گزینشی و 13 شاخص شناسایی شد. این شاخص ها شامل انگیزه های رفتاری، هیجانی، منافع مالی، اجتماعی، ریسک ادارک شده، فنی، جمع گرایی، عملکرد اداراک شده، یادگیری اجتماعی، عوامل اطلاعاتی، هدفمندی شخصی، روانی و انتظار مالی هستند. هم چنین با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری این عوامل در چهار سطح دسته بندی شدند. نتایج نشان می دهد انگیزه های روانی، اجتماعی و هیجانی بیشترین تأثیرگذاری را روی سایر انگیزه ها دارند؛ به گونه ای که ده انگیزه دیگر به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از این ویژگی ها تأثیر می پذیرند
هدف: ریسک در زنجیره تأمین به رویدادهای نامشخص یا غیر قابل پیش بینی اشاره دارد که می تواند در هر نقطه از زنجیره تأمین رخ دهد و بر عملکرد یا سودآوری زنجیره تأمین تأثیر منفی بگذارد. زنجیره تأمین مواد غذایی یکی از نیازهای اساسی کارکنان شاغل در سازمان های دفاعی است؛ به همین دلیل سازمان به نوعی مجبور به تأمین مواد غذایی می باشد. تأثیر ریسک های زنجیره تأمین اقلام غذایی در شرایط حال حاضر کشور یعنی شرایط تحریمی، بحران اقتصادی و تهدیدات خارجی بیش از پیش برجسته می شود. روش : در این تحقیق ابتدا به وسیله مطالعات کتابخانه ای 92 ریسک شناسایی شد و سپس با انجام مصاحبه و برگزاری جلسه طوفان فکری با خبرگان در حوزه مدیریت ریسک زنجیره تأمین اقلام غذایی به 27 ریسک کاهش پیدا کرد، علاوه بر ریسک ها معیارهای اندازه گیری آن ها نیز به همین روش مشخص گردید. سپس نظرات خبرگان به کمک پرسشنامه جمع آوری شده و نهایتاَ رتبه بندی ریسک ها با روش فرآیند تحلیل شبکه ای فازی (FANP) انجام شده است. یافته ها: سازمان به خودی خود به دنبال کاهش هزینه های زنجیره، بهینه کردن و پاسخگویی به نیاز زنجیره می باشد. عدم شناسایی و پاسخگویی مناسب به ریسک های موثر مانع رسیدن سازمان به اهداف زنجیره می شود و اعمال هزینه بیشتری را در پی خواهد داشت. نتیجه گیری: ده ریسک اول در تحقیق جاری به ترتیب شامل موارد: کیفیت پایین اقلام تولید شده، وجود تحریم ها، اتخاذ تصمیمات نادرست، تاخیر زمانی در تحویل محصول، خطرات، مشکلات بهداشتی کشتارگاه، تورم و ریسک نرخ بهره، افزایش هزینه های حمل ونقل، فاسدشدن اقلام، بیماری های مسری و واگیردار و بیوتروریسم به عنوان ریسک های مهم و برتر مشخص شدند. و به منظور اتخاذ راهبرد مناسب در اختیار مدیران قرار گرفت.
صنعت گردشگری برای تبدیل شدن به یکی از صنایع پیشتاز و مهم دنیا با شتاب در مسیر توسعه گام برداشته است؛ اما توسعه با چنین شتابی، نیازمند سیستمی منسجم برای حمایت از این صنعت در مواقع بحرانی است. با وقوع بحران ها صنعت گردشگری، گردشگران و جامعه محلی تحت تأثیر قرار می گیرند. از این رو، توجه مسئولان دولتی، سازمان ها و شرکت های بزرگ فعال در صنعت گردشگری به مبحث مدیریت بحران ، ضمن این که می تواند به حفظ جنبه های پایداری این صنعت در یک مقصد کمک کند و زمینه ساز همکاری ها و برنامه ریزی های کلان و بلندمدت شود، می تواند برای فعالیت های اقتصادی کوچک در صنعت گردشگری نیز جنبه ای حیاتی داشته باشد. نبود طرح مدیریت بحران با رویکرد گردشگری می تواند به سطح پایین آمادگی در مقصدهای گردشگری بیانجامد؛ بنابراین پژوهش حاضر به ارزیابی فرآیند مدیریت بحران در حوزه گردشگری شهر اردبیل پرداخته است. این پژوهش از نوع کاربردی با ماهیت پیمایشی با ابزار پرسشنامه محقق ساخته می باشد. نمونه آماری پژوهش 120 نفر از مدیران و کارشناسان 19 سازمان موثر در مدیریت بحران حوزه گردشگری شهر اردبیل می باشد و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSSوLISREL استفاده شده است. نتایج حاکی از ارزیابی ضعیف وضعیت فرآیند مدیریت بحران در حل معضلات بحران های طبیعی حوزه گردشگری شهر اردبیل می باشد.
مدیریت در راستای دستیابی به سود مستمر و پایدار، سعی می کند نوسان های دوره ای سود را حذف و اقدام به ارائه تصویری مناسب از عملکرد شرکت نماید، در حالی که طبق نظریه-های اقتصادی عامل موثر در ارزیابی عملکرد شرکت ها، عوامل اصلی و نسبتا پایدار صنعت می باشد. در این تحقیق به بررسی تفاوت در پایداری سود صنعت و شرکت و اجزای آنها برای شناخت بهتر جهت ارزیابی عملکرد شرکت ها پرداخته شده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. داده های مورد بررسی مشتمل بر 238 شرکت طی سال های 1387 تا 1394 بوده است. نتایج حاکی از پایدارتر بودن سود صنعت و اجزای آن نسبت به سود خاص شرکت و اجزای آن است همچنین نتایج نشان داد که شوک های تجاری عاملی موثر در کاهش پایداری سود هستند و اقلام تعهدی صنعت نسبت به اقلام تعهدی خاص شرکت پایدارتر است. اما اخبار بد نمی-تواند اثر معناداری بر پایداری سود داشته باشد.
در میان پژوهش های انجام شده درباره رهبری، رهبری تحول آفرین بیشتر بررسی شده است. در این میان، رشد پژوهش های مختلف در حوزه رهبری تحول آفرین و نقش آن در توانمندسازی روان شناختی کارکنان، موجب پراکندگی اطلاعات در این حوزه گردیده است؛ ازاین رو انجام پژوهش های ترکیبی که عصاره پژوهش های انجام شده در این موضوع را به شیوه نظامند و علمی فراروی پژوهشگران قرار دهد اهمیت فراوانی دارد. پژوهش حاضر با هدف ترکیب کمی نتایج پژوهش های انجام شده در حوزه تأثیر رهبری تحول آفرین بر توانمندسازی روان شناختی کارکنان، با استفاده از روش فراتحلیل و نرم افزار جامع فراتحلیل CMA۲ تعداد ۱۱ پژوهش انجام شده در این حوزه در ایران را مورد بررسی قرار داده است. نتیجه فراتحلیل نشان داد که تأثیر رهبری تحول آفرین بر توانمندسازی روان شناختی با اندازه اثر ۶/۰، بالاتر از حد متوسط بوده است. علاوه بر این، از میان ابعاد رهبری تحول آفرین، ملاحظات فردی و نفوذ آرمانی به ترتیب با اندازه اثرهای ۵۴۷/۰ و ۴۵۲/۰ بیشترین و کمترین تأثیر بر توانمندسازی روان شناختی کارکنان در ایران دارند.