روش های متعددی برای تعیین اقتصادی بودن و رتبه بندی پروژه های رقابتی وجود دارد. روش نرخ بازگشت سرمایه داخلی یکی از پر کاربرد ترین روش هایی است که به منظور تعیین مطلوبیت پروژه ها می شود. اما علی رغم محبوبیت، این روش دارای مشکلات و محدودیت های جدی است. بعد از سال ها تلاش به منظور بهبود روش و غلبه بر مشکلاتش، مگنی در سال 2010، رویکرد جدید و متمایزی را ارائه نمود که توانست اغلب مشکلات روش نرخ بازگشت سرمایه داخلی را حل نماید و گام بزرگی را در موضوع بردارد. این مقاله به ارائه یک روش جدید می پردازد به طوری که از رویکرد مگنی نشات گرفته ولی دارای محاسباتی به مراتب ساده تر از روش او بوده و در عین حال تمامی مشکلات روش نرخ بازگشت سرمایه داخلی را پوشش می دهد.
با توجه به نقش نقدشوندگی در کشف قیمت دارایی ها، توزیع ریسک مالی و کاهش هزینه معاملات، شناخت عوامل مؤثر بر آن اهمیت دارد. هدف این مطالعه تأثیر عدم تقارن اطلاعاتی بر رابطه بین همزمانی قیمت و نقدشوندگی سهام است. بدین منظور دو فرضیه تدوین که در این فرضیه ها به ترتیب عدم تقارن اطلاعاتی متغیر تعدیل گر، همزمانی قیمت متغیر مستقل و نقدشوندگی سهام متغیر وابسته می باشد. جامعه آماری پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و روش نمونه گیری حذف سیستماتیک و نمونه مورد مطالعه، شامل 133 شرکت پذیرفته شده طی سال های 1394 تا 1398 است. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی و از نظر ارتباط بین متغیرها علی-همبستگی است و از نظر هدف کاربردی و از لحاظ رخداد، پس رویدادی است. برای پردازش و آزمون فرضیه ها از روش رگرسیونی، داده های تابلویی و مدل اثرات ثابت استفاده شده است. نتایج به دست آمده حاصل از فرضیه ها نشان می دهد که همزمانی قیمت با نقدشوندگی شرکت رابطه مثبت و معناداری دارد. عدم تقارن اطلاعاتی بر نقدشوندگی تأثیر منفی و معناداری دارد. عدم تقارن اطلاعاتی بر همزمانی قیمت تأثیر منفی و معناداری دارد و در نهایت برای فرضیه چهارم نیز حاکی از تأثیر منفی و معنادار عدم تقارن اطلاعاتی بر رابطه بین همزمانی قیمت و نقدشوندگی سهام در سطح خطای 5 درصد دارد و متغیر کنترلی اندازه شرکت با نقدشوندگی سهام رابطه منفی و معناداری دارد و متغیر اهرم مالی با عملکرد مالی رابطه منفی و معناداری دارد.
خروج های داوطلبانه کارکنان متخصص نمایانگر از دست رفتن سرمایه انسانی سازمان ها است که فرآیند جایگزینی آنها هزینه های زیادی را در پی دارد. هدف اصلی این مقاله شناسایی عوامل مؤثر بر نیت ترک خدمت ارادی و پیش از موعد کارکنان در یکی از سازمان های نظامی می باشد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش انجام، پژوهشی توصیفی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنان ستادی سازمان مورد مطالعه به تعداد 245 نفر می باشد که از آن بین تعداد 150 نفر با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی ساده در این پژوهش مشارکت داده شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته بوده و تحلیل داده ها نیز با استفاده از نرم افزار SPSS و از طریق تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون تی استیودنت و آزمون فریدمن انجام شده است. بر اساس یافته های پژوهش 4 عامل در حوزه عوامل فردی، 8 عامل در حوزه عوامل سازمانی و 3 عامل در حوزه عوامل محیطی به عنوان عوامل مؤثر بر رهایی ارادی کارکنان جامعه مورد مطالعه شناسایی و تأیید گردیدند. همچنین نتایج نشان داد که عوامل فردی و سازمانی بیشتر از عوامل محیطی در نیت ترک خدمت ارادی کارکنان مؤثر بوده اند.
این مطالعه رابطه بین شیوه های بازاریابی دیجیتال، رضایت مشتری، مشارکت مشتری و قصد خرید را بررسی می کند. تمرکز بر استراتژی های بازاریابی دیجیتال شرکت های خدماتی در طول یک بیماری همه گیر و قفل و تعطیلی ناشی از آن است. این کار به دنبال تجزیه و تحلیل تحول دیجیتالی شیوه های بازاریابی و قصد خرید حاصل از مشتریان بود. کووید 19 به عنوان یک بیماری همه گیر غالب و تأثیر آن بر تحول دیجیتالی استراتژی های بازاریابی علت محور در نظر گرفته شد. پنج بعد از استراتژی های دیجیتال مارکتینگ با هجده مورد و سه مورد رضایت مشتری و قصد خرید برای اهداف کاربردی در نظر گرفته شد. برای مطالعه 535 پاسخ مشتریان شرکت های خدماتی از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده کرد. یافته ها نشان می دهد که روش های SEM/SEO، نمایش و E-CRM به طور قابل توجهی بر رضایت مشتری و قصد خرید تأثیر می گذارد. علاوه بر این، یک رویکرد میانجی گری-معانه روی انجام شد. رضایت مشتری به طور قابل توجهی بر قصد خرید تأثیر گذاشت و میانجی خوبی بین شیوه های بازاریابی دیجیتال و قصد خرید داشت. علاوه بر این، مشارکت مشتری رابطه بین بازاریابی محتوا و ارتباط با قصد خرید را تعدیل کرد. این کار تحقیقاتی به طور کلی به بازاریابان شرکت های خدماتی کمک می کند. مدیران کانال های دیجیتال به صراحت نقاط قوت خود را در رابطه با پنج بعد استراتژی های بازاریابی دیجیتال درک می کنند. بر این اساس، آنها برنامه های خود را برای تصمیم گیری به منظور بهبود رضایت مشتری و در نتیجه قصد خرید، تنظیم می کنند.
مشارکت شهروندی محصول دموکراسی در دوران جدید و به رسمیت شناختن حق حاکمیت یکایک انسانها در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خویش است. این در حالی است که بر اساس آموزه های اسلامی، مشارکت مردم جزء دکترین و اندیشه های بنیادین حکومت اسلامی به شمار می رود. بنابراین دولتهای اسلامی باید ساز و کار تحقق مشارکت حداکثری مردم را طراحی کنند. مسئله پژوهش این است که چه عواملی در تقویت و یا تضعیف مشارکت مردم در عرصه های مختلف حاکمیتی نقش دارد و یا مؤثر است. برای استخراج این عوامل به یکی از مهمترین منابع معتبر دینی یعنی نهج البلاغه مراجعه شده است. تحلیل داده ها نیز با استفاده از راهبرد تحلیل مضمون مبتنی بر نرم افزار Maxqda صورت گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندی در دو دسته عوامل پیش برنده و بازدارنده قرار می گیرد که هر یک از آنها می تواند منشأ مردمی و دولتی داشته باشد؛ به عبارت دیگر هم دولتها و هم شهروندان در ایجاد مشارکت سهیم هستند. قدرت متقابل نیروی عوامل پیش برنده و نیروی عوامل بازدارنده حد توازن و تعادل مشارکت شهروندی را ایجاد خواهد کرد.
خلاقیت در بسته بندی یعنی جلب توجه و ایجاد انگیزه برای ""خرید"". این 8 بسته بندی متفاوت در کفش، ماست، قرص، دستمال کاغذی، آبمیوه، و نوشیدنی ورزشی را ببینید. حتماً با دیدن آن به این فکر خواهید افتاد که بخشی از دلایل افزایش فروش، همین بسته بندی های هیجان انگیز، مفرح و خلاق است. با نگاهی به این بسته بندی، خلاقیت تجسمی خود را پرورش دهید.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی الگوی فرهنگ جهادی در نظام اداری کشور طراحی و اجرا شد. در بخش اول این پژوهش کیفی، با فلسفه ای تفسیرگرایانه و با رویکردی استقرایی و بهره گیری از روش تحلیل محتوای متنی، به شناسایی مؤلفه ها و شاخص های فرهنگ جهادی در آیات قرآن پرداخته شد. بخش دوم، با بهره گیری از روش فراترکیب، به شناسایی الگوی فرهنگ جهادی در کتب و مقالات موجود اختصاص یافت. در بخش سوم نیز، با بهره گیری از یافته های بخش های اول و دوم، از مجرای روش گروه کانونی، الگوی فرهنگ جهادی معرفی شد. الگوی پیشنهادی بر اساس سطوح جهان بینی، ایدئولوژی، و رفتار ارائه شد که در سطح جهان بینی شامل 6 بعد، در سطح ایدئولوژی شامل 17 مؤلفه، و در سطح رفتار شامل 87 شاخص رفتاری است.
دانشگاه ها نیز مانند هر سازمان دیگری به منظور استفاده بهینه از منابع محدود خود و اثربخشی بیشتر، نیازمند ارزیابی و سنجش عملکرد می باشند. تحقیق حاضر به منظور تدوین مدلی جهت سنجش ارزیابی عملکرد دانشگاه ها بر اساس مطالعه حوزه های انسانی، پژوهشی، اداری- پشتیبانی، فرهنگی و آموزشی در میان دانشگاه های استان فارس و اصفهان است. داده های تحقیق حاضر از طریق پرسشنامه ای 63 سؤالی و از میان 322 نفر از هیئت علمی، کارشناسان و مدیران جامعه آماری مذکور جمع آوری گردید، در بررسی داده های تحقیق مشخص گردید که تمامی عوامل به استثنای عامل فرهنگی بر بهبود ارزیابی اثربخش تأثیرگذارند. مقدار ضریب تعیین داده های تحقیق نشان می دهد تمامی متغیرهای منابع آموزشی، منابع اداری پشتیبانی، منابع انسانی، منابع فرهنگی و منابع پژوهشی رویهم رفته 3/68% از واریانس متغیر اثربخشی ارزیابی عملکرد را توضیح می دهند. با توجه به ضریب مسیر به دست آمده می توان گفت که بیشترین اثر را شاخص منابع آموزشی داشته است (ضریب مسیر بزرگ تری داشته است)، منابع پژوهشی در رده دوم، منابع انسانی در رده سوم، منابع اداری پشتیبانی در رده چهارم و منابع فرهنگی نیز در رده پنجم و کمترین تأثیر را در ارزیابی عملکرد داشته است.
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر ساختاری مهارت سیاسی بر توانمندی کارکنان با نقش واسطه ای رفتار سکوت کارمندان و جو سکوت است. این پژوهش از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه آماری، تمامی کارمندان ادارات آموزش وپرورش شهر مشهد در سال 92-93 است. نمونه ای به حجم 171 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده است. شرکت کنندگان پرسشنامه ی مهارت سیاسی، سکوت سازمانی و توانمندی کارکنان را تکمیل کردند. داده ها با مدل معادلات ساختاری و با نرم افزار LISREL تحلیل شده اند. یافته ها نشان داد که نشانگرهای سازه نهفته مهارت سیاسی به نحو مطلوبی پیش بینی کننده مهارت سیاسی هستند. افزون بر آن، نیرومندترین نشانگر سازه نهفته جو سکوت سازه فرصت ارتباط است. در مدل ساختاری تدوین شده، یافته ها نشان می دهد مهارت سیاسی بر جو سکوت، اثر ساختاری منفی دارد (43/0-= GA11)؛ مهارت سیاسی بر رفتار سکوت اثر ساختاری منفی دارد (33/0-= GA21) و مهارت سیاسی بر توانمندی کارکنان اثر ساختاری مثبت دارد (79/0= GA31). اثر غیرمستقیم مهارت سیاسی بر رفتار سکوت، معنی دار نبوده و اثر غیرمستقیم مهارت سیاسی بر توانمندی کارکنان معنی دار است (049/0). همچنین، جو سکوت سازمان بر رفتار سکوت کارمندان اثر ساختاری مستقیم (15/0= BE) دارد. در نتیجه، برای مقابله با رفتار سکوت سازمانی و بهره گیری از تجربیات کارکنان باید جو سکوت سازمانی را از میان برداشت. یک عامل بسیار مؤثر در این زمینه، افزایش مهارت سیاسی کارکنان است. استفاده از مهارت سیاسی، با کمرنگ شدن جو سکوت همراه است که به تبع آن می توان انتظار داشت رفتار سکوت سازمانی کاهش یابد و کارکنان توانمندتر شوند.