یکی از مسائل مهم جهت کاهش اتلاف و به دنبال آن افزایش بهره وری در سازمان های تولیدی، داشتن چیدمان تولیدی روان و درست می باشد. سازمان ها می توانند با پیش رو قرار دادن الگو تفکر ناب به بهره ور کردن چیدمان جریان تولید پرداخته و محصولات نهایی را با حداقل اتلاف تولید نمایند. هدف از این تحقیق، ارائه مدلی جهت کمک به فرآیند تصمیم گیری مدیران صنایع در امر انتخاب مناسب ترین الگوی چیدمان جریان تولید از لحاظ میزان اتلاف در واحدهای تولیدی است؛ لذا این امر با در نظر گرفتن معیارهای سطح موجودی، حمل و نقل، زمان تحویل و کیفیت محصول انجام گرفته است. برای ارزیابی و انتخاب چیدمان ها براساس معیارهای ذکر شده از سیستم استنتاج فازی استفاده شده است. ورودی این سیستم، امتیاز هر یک از چیدمان های جریان تولید در هر معیار است، که با روش ANP بدست آمده و خروجی آن میزان اتلاف هر یک از چیدمان های جریان تولید است. جهت شبیه سازی سیستم استنتاج فازی ارائه شده از نرم افزار Matlab استفاده شده است. در نهایت چیدمان محصولی با اختلاف کمی نسبت به چیدمان گروهی )سلولی(، کم ترین میزان اتلاف را به خود اختصاص داده و به عنوان مناسب ترین چیدمان جریان تولید ناب برای شرکت مورد مطالعه انتخاب شده است
آگاهی از تأثیر کیفیت افشای شرکتی بر مشکلات کلان اقتصادی از جمله گریز مالیاتی، حایز اهمیت بسیاری است. از طرفی با توجه به اهمیت روزافزون مالیات به عنوان یکی از مهم ترین منابع مالی و درآمدی دولت، شناخت راه کارهای کاهش پدیده مخرب گریز مالیاتی که موجب اختلال در وصول کامل مالیات و کاهش درآمدهای مالیاتی دولت می شود نیز اهمیت بسیاری دارد. افشای با کیفیت اطلاعات می تواند به عنوان یک عامل نظارتی، رفتار مدیریت شرکت را کنترل نموده و انگیزه گریز از مالیات را کاهش دهد، لذا انتظار می رود افزایش کیفیت افشای شرکتی موجب کاهش گریز مالیاتی شرکتی شود. با توجه به اهمیت موضوع، این تحقیق با استفاده از روش تحلیل داده های ترکیبی به بررسی تأثیر کیفیت افشای شرکتی بر کاهش گریز مالیاتی در ایران می پردازد. بدین منظور از اطلاعات 40 شرکت پذیرفته شده در دوره زمانی پنج سال، از سال 1386 لغایت 1390 استفاده شده است. در این تحقیق، به منظور تفکیک آثار اجزای گوناگون کیفیت افشا بر گریز مالیاتی، از دو معیار به موقع بودن و قابل اتکا بودن افشای شرکتی و برای سنجش گریز مالیاتی نیز از معیاری مبتنی بر تفاوت مالیات ابرازی و قطعی استفاده شده است. نتایج حاکی از وجود اثر مثبت کیفیت افشای شرکتی بر کاهش گریز مالیاتی شرکتی است.
هدف پژوهش حاضر، الگویابی معادلات ساختاری برای بررسی تأثیر عوامل مؤثر در هزینه سرمایه سهام است. پژوهش از نوع کمّی و از جنس علّی یا پس رویدادی، ازلحاظ روش اجرا در زمره همبستگی و براساس هدف، از نوع کاربردی است. برای تحلیل داده ها دوره پژوهش، از روش حداقل مربعات جزئی (PLS) و از نرم افزار Smart PLS استفاده شده است. براساس اجرای آزمون های مختلف، الگو های اندازه گیری، پایایی، روایی همگرا و روایی واگرای مناسبی دارند. براساس معیارz، تمام مسیرهای مربوط به الگوی ساختاری به غیر از مسیر ساختار صنعت به هزینه سرمایه و مسیر کیفیت گزارشگری به عملکرد مالی معنادار هستند. معیار R 2نشان دهنده برازش قوی الگوی ساختاری، معیار Q 2نشان دهنده قدرت پیش بینی متوسط رو به قوی الگو و معیارGOF نشان دهنده برازش قوی الگوی کلی است. نتیجه پژوهش نشان دهنده تأثیر مستقیم و غیرمستقیم معنادار راهبری شرکتی و تأثیر غیرمستقیم معنادار ساختار رقابتی صنعت بر هزینه سرمایه است، به گونه ای که تأثیر مستقیم راهبری شرکتی قوی تر از تأثیر غیرمستقیم آن است. تأثیر مستقیم ساختار صنعت بر هزینه سرمایه معنادار نیست.
هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر آموزش های فنی و حرفه ای بر شاخص های توسعه انسانی می باشد. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی، تک گروهی با پیش آزمون و پس آزمون بوده و جامعه آماری این پژوهش 30 آموزشگاه آزاد فنی و حرفه ای با تعداد 3800 نفر کار آموز که در سه ماهه چهارم سال 1391در این آموزشگاه ها ثبت نام نموده بودند. تعداد نمونه ها 246 نفر (123 نفر زن و 123 نفر مرد) به صورت تصادفی بر اساس جدول تعیین حجم نمونه مورگان، انتخاب گردیده و روش نمونه گیری به صورت تصادفی خوشه ای انجام گرفت. ابزار سنجش، پرسشنامه محقق ساخته، که پایایی سؤالات پرسشنامه با استفاده از آزمون ضریب آلفای کرونباخ برابر 0.85 محاسبه شده است. نتایج پژوهش نشان داد که، آموزش های فنی و حرفه ای بر کاهش میزان بیکاری و فقر تأثیر داشته است. همچنین در افزایش امید به زندگی و بهبود شرایط زندگی نیز مؤثر بوده و باعث افزایش توانمند سازی و سلامت روان در افراد آموزش دیده گردیده است. همچنین نشان داد که میزان تأثیر آموزش های فنی و حرفه ای بر مؤلفه های شاخص توسعه انسانی، در زنان و مردان در آموزشگاه های آزاد استان البرز تفاوت وجود دارد. بنابراین نتایج بدست آمده در این پژوهش حاکی از این امر است که آموزش های فنی و حرفه ای بر شاخص توسعه انسانی ازجمله کاهش میزان بیکاری و فقر و افزایش امید به زندگی و بهبود شرایط زندگی و افزایش توانمند سازی و سلامت روان فراگیران تأثیر داشته و تمامی فرضیه ها با اطمینان 99% در سطح معناداری 0.001 مورد تأیید قرار گرفت.
مقدمه: سیستم های اطلاعات مدیریت بخش رادیولوژی(Radiology Management Information Systems:RMIS) از طریق ارائه اطلاعات با کیفیت و مناسب به مدیران، نقشی مهم در فرآیندهایی از جمله تصمیم گیری، کنترل، سازماندهی و برنامه ریزی ایفا می کنند. با توجه به اهمیت اطلاعات معتبر و جامع برای مدیران جهت اتخاذ تصمیمات منطقی و درست، در این پژوهش وضعیت RMISبیمارستان های آموزشی تابعه دانشگاه های علومپزشکی شهر تهران مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی- مقطعیکه طی سالهای 1390 تا 1391 صورت پذیرفت،بیمارستان های تابعه دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران به دو طبقه تقسیم گردیدند. سپس، با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده، نمونه ی پژوهش مشتمل بر 21 بیمارستان انتخاب گردید. گردآوری داده ها به روش مشاهده و مصاحبه حضوری و با استفاده از چک لیست و پرسشنامه انجام گردید. روایی ابزار از طریق اعتبار محتوا سنجیده شد وبرای تعیین پایایی پرسشنامه از روش آزمون- باز آزمون (Test – retest, r= 0/89) استفاده گردید.در نهایت،داده ها با استفاده از آمار توصیفی تحلیل شدند.
یافته ها: در اکثر مراکز تحت مطالعه، سیستم های اطلاعات مدیریت بخش رادیولوژی به صورت دستی- کامپیوتری وجود داشت. در مراکز مذکور، داده های مربوط به تجهیزات(4/44 درصد- 8/27 درصد) و داده های اداری- مالی (3/33 درصد- 6/16 درصد) به میزان اندکی جمع آوری می شدند.سیستم اطلاعات بیمارستان (در سیستم های کامپیوتری)و ایندکس اصلی بیماران و دفترچه ی بیمه بیماران (در سیستم های دستی) مهمترین منابع گردآوری داده هامحسوب می شدند. از میان گزارشات تولید شده در RMIS،گزارشات مربوط به شاخص های کلیدی و گزارشات مالی کمترین فراوانی را به خود اختصاص می دادند. همچنین، در تمام مراکز،RMISبا سیستم اطلاعات بیمارستان ارتباط داشت و با سایر سیستم های اطلاعات نیز به میزان (8/27 درصد- 7/16 درصد) در ارتباط بود.
نتیجه گیری:ارتقاء و توسعهسیستم های اطلاعات مدیریت بخش رادیولوژی در پرتو اتخاذ تمهیدات و برنامه ریزی های لازم در زمینه هایی از جمله گردآوری کامل داده ها (پرسنل، تجهیزات و امور مالی) میسر خواهد گردید.بعلاوه،پردازش دقیق و کامل داده ها، تهیه و توزیع اطلاعات و نیز تهیه گزارشات به شیوه ای مناسب،نقشی مهم در این زمینه ایفا می نمایند.
هدف مقاله حاضر، بررسی عوامل تعیین کننده شدت تجارت دوجانبه محصولات کشاورزی بین کشورهای عضو اکو طی دوره زمانی 2012-1993 می باشد. بدین منظور، از الگوی جاذبه تجاری تعمیم یافته ای استفاده شده است که علاوه بر در نظر گرفتن متغیرهای جاذبه، اثر شاخص های مهم دیگر مانند تشابه ساختار کشاورزی، تشابه حمایتهای دولتی و آزادسازی تجاری را نیز بر شدت تجارت دوجانبه اعضای اکو مورد بررسی قرار دهد. نتایج نشان داد که متغیرهای نرخ ارز واقعی دوجانبه و درجه باز بودن تجاری اثر مثبت و معنی دار بر شدت تجارت محصولات کشاورزی درون منطقه اکو دارد، در حالی که متغیرهای تولید ناخالص داخلی سرانه تقاطعی، نوسانات نرخ ارز و مسافت اثر منفی بر شدت تجارت دو جانبه دارند، البته اثر منفی مسافت غیرمعنی دار است. همچنین افزایش عدم تشابه ساختار کشاورزی اثر مثبت و معنی داری بر شدت تجارت محصولات کشاورزی درون منطقه اکو دارند. به عبارت دیگر، در تجارت محصولات کشاورزی بین اعضای اکو، تئوری تجارت هکشر- اوهلین تایید شده است. علاوه بر آن، عدم تشابه حمایت دولت از بخش کشاورزی تاثیر منفی و معنی داری بر شدت تجارت محصولات کشاورزی درون منطقه اکو دارد. به عبارت دیگر، اتخاذ سیاستهای مالی مشترک و مشابه سبب افزایش تجارت محصولات کشاورزی بین اعضای اکو می شود.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر رضایت از جبران خدمات مالی و غیرمالی بر درگیری عاطفی- ذهنی کارکنان با در نظر گرفتن نقش میانجی عدالت سازمانی ادراک شده صورت پذیرفته است. جامعه آماری 862 نفر از کارکنان شهرداری اصفهان بودکه 314 نفر، به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. روش گردآوری داده ها از طریق پرسشنامه بوده است؛ در این راستا برای سنجش عدالت سازمانی و درگیری عاطفی- ذهنی کارکنان، از پرسشنامه استاندارد و به منظور اندازه گیری رضایت از جبران خدمات مالی و غیر مالی، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. توصیف داده ها ازطریق نرم افزار SPSS و برای آزمون مدل معادلات ساختاری از نرم افزار PLS استفاده شد.
نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که رضایت از جبران خدمات مالی و غیرمالی، بر عدالت سازمانی تأثیر دارد. رضایت از جبران خدمات غیرمالی بر درگیری عاطفی- ذهنی تأثیر دارد. تأثیر رضایت از جبران خدمات مالی و عدالت سازمانی بر درگیری عاطفی- ذهنی معنادار نبود. همچنین، نقش میانجی عدالت سازمانی، در تأثیر رضایت از جبران خدمات غیر مالی بر درگیری عاطفی- ذهنی تأیید شد.
همانطور هر بازار دیگر ، بازار دانش نیز به بازاری اطلاق می شود که در آن نوعی معامله صورت گیرد ، با این تفاوت که جنس مورد معامله در این بازار ، از جنس دانش است . به عبارت دیگر بازار دانش ، بازاری است که در آن خرید و فروش دانش صورت می پذیرد . بازار دانش می تواند درون سازمان یا خارج از سازمان شکل گرفته و در آن مبادلات دانش تسهیل شود . مدیران هوشمند سازمانها دریافته اند که هر قدر بازارهای دانش (و بخصوص بازارهای دانش درون سازمانی) گرمتر شوند ، مدیریت دانش در سازمان نیز تسهیل شده و تولیدات دانش در سازمان فزونی خواهد یافت ...
پژوهش حاضر با هدف تعیین الگوهای ذهنی کارکنان دانشگاه ایلام در خصوص ارتقای شغلی انجام شد. روش پژوهش برحسب هدف کاربردی، به لحاظ ماهیت اکتشافی و از حیث گردآوری داده ها، توصیفی پیمایشی است که با استفاده از روش کیو (کیفی- کمی) الگوهای ذهنی مختلف کارکنان نسبت به ارتقا شغلی احصاء شد. از بین کارکنانی که موقعیت-مناسب تری برای ارتقا شغلی نسبت به سایر کارکنان داشتند به شیوه نمونه گیری گلوله برفی و با استناد به اطلاعات حاصل از دانشگاه ایلام تعداد 9 نفر به عنوان جامعه هدف انتخاب و با آنها مصاحبه مبتنی به روش کیو (Q) انجام شد و کارت های مربوط به گزاره های کیو در بین آنها توزیع شد. بر اساس کارتهای توزیع شده، از میان 105 گزاره، ۴۱ گزاره نهایی شناسایی و در مرحله بعد توسط مشارکت کنندگان اولویت بندی شدند . درنهایت، بر اساس یافته ها و نتایج تحلیل عاملی کیو، مشخص شد که سه الگوی ذهنی (سیاست گرایی، وحدت گرایی و عدالت گرایی) مختلف نسبت ارتقای شغلی در بین کارمندان دانشگاه وجود دارد. بر اساس نتیجه گیری نهایی می توان چنین تفسیر کرد که درصد زیادی از گزاره ها و الگوهای شناسایی شده مدعی بر ناعادلانه بودن سیستم ارتقای شغلی در سازمان است و طبق ذهنیت کارکنان عامل سیاست بیشترین تأثیر را در ارتقای شغلی کارکنان دارد.
دارایی ها (فیزیکی و مالی) تحت تأثیر ریسک هایی هستند که عملکرد و بازدهی آن ها را تحت تأثیر قرار می دهد. یکی از ریسک های مرتبط با دارایی های مالی، نوسان جریانات نقد حاصل از آن دارایی می باشد که به عنوان عامل ریسک غیرسیستماتیک، بازده سهم را تحت تأثیر قرار می دهد. در همین راستا در این پژوهش به بررسی عوامل تأثیرگذار بر بازدهی سهام پرداخته می شود و تأکید اصلی بر نوسان جریان نقد می باشد تا این پژوهش وجه تمایزی نسبت به دیگر پژوهش های انجام گرفته داشته باشد. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بوده و از روش داده های تلفیقی جهت تخمین مدل استفاده شده است. در این پژوهش 116 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله سال های 1380 الی 1389 مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش انجام شده در صدد بررسی ارتباط بین بازدهی سهام و نوسان جریان نقدی بوده که برای این منظور 4 فرضیه مطرح شد که فرضیات مربوط به بررسی رابطه بین بازدهی سهام و مومنتوم قیمت و نوسان جریان نقد به ارزش دفتری در سطح اطمینان 95% قابل رد نبودند و فرضیات مربوط به ارتباط بین بازدهی و عدم نقدشوندگی، بازدهی غیرمنتظره استاندارد شده و نوسان جریان نقدی به فروش در همین سطح اطمینان رد شدند. نتایج حاصل از این پژوهش، رابطه معکوسی بین بازدهی مورد انتظار با نوسان نسبت جریان نقدی به ارزش دفتری و مومنتوم قیمت نشان داد.