فرهنگ سازمانى عاملى موثر بر عملکرد سازمان است.هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه ى فرهنگ سازمانى با بهره ورى کارکنان در بیمارستان هاى عمومى آموزشى دانشگاه علوم پزشکى ایران بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مطالعات همبستگى ست و جامعه آمارى را کارکنان بیمارستان هاى عمومى آموزشى دانشگاه علوم پزشکى ایران(1244N=) تشکیل مى دهد. تعداد 96 نفر با روش نمونه گیرى طبقه اى انتخاب شدند. ابزار گردآورى داده ها، پرسشنامه اى مشتمل بر سه بخش اطَلاعات دموگرافیک، فرهنگ سازمانى و بهره ورى ست که با مقیاس پنج گزینه اى لیکرت (1= بسیارکم وتا 5= خیلى زیاد) نمره دهى شد. داده ها به روش خودپاسخگویى گرداورى ؛ و با استفاده از شاخص هاى آمار توصیفى و آزمون آمارى مجذورکاى تحلیل شد.
یافته ها: بین فرهنگ سازمانى و بهره ورى رابطه معنى دارى وجود دارد 01/0 P< و57 X2= ؛ در بین شاخص هاى فرهنگ سازمانى جامعه ى مورد مطالعه، کنترل و خلاقیَت فردى (با میانگین نمره 37/61 و 94/58) وضعیت بهترى نسبت به سایر شاخص هاى فرهنگ سازمانى داشتند. بالاترین میانگین نمرات بهره ورى کارکنان نیز مربوط به مؤلَفه هاى وضوح و شناخت نقش(35/69 از 130) و توانایى (68/57) بود.
نتیجه گیری: با توجَه به رابطه ى مثبت فرهنگ سازمانى و بهره ورى کارکنان ، تغییر فرهنگ سازمانى حاکم بر بیمارستانها ى مورد مطالعه (با اقداماتى از قبیل فراهم نمودن محیط مناسب براى افراد خلَاق و ارتقاى آگاهى پرسنل در زمینه ى ارزش کار)مطلوب خواهد بود. "
یکی از موضوعاتی که در عصر فنآوری اطلاعات و ارتباطات (ICT)، در حوزه بازاریابی مطرح شده است، تبلیغات از طریق تلفن همراه است که هنوز شناخت چندانی درباره آن وجود ندارد. در این مقاله سعی شده است با بررسی نگرش و عکس العمل 588 نفر از مصرف¬کنندگان نسبت به دریافت پیامکهای تبلیغاتی، به این موضوع پرداخته شود. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات از نوع توصیفی- پیمایشی است. با استفاده از یک پرسشنامه، نگرش افراد نمونه که به روش تصادفی طبقه¬ای انتخاب شده بودند، مورد بررسی قرار گرفت. برای آزمون فرضیات تحقیق از آزمون t و کای اسکویر پیرسون استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان میدهند که دیدگاه کاربران تلفن همراه نسبت به پیامکهای تبلیغاتی تا حدودی مثبت است. این نتیجه در مقایسه با نتایج بسیاری از تحقیقات انجام شده در سایر کشورها که خلاف این عقیده را دارند، قابل توجه است. نویسندگان این مقاله، معتقدند شاید بتوان این نتیجه را به نوظهور بودن این رسانه در ایران نسبت داد.
صنایع دستی فرش بافی یکی از منابع مهم درآمدی جامعه روستایی کشور به خصوص نواحی پیرامونی کویر مرکزی ایران است. این صنعت و اقتصاد روستایی در دو دهه اخیر با چالش های جدی مواجه شده است. آستان قدس در سال1373 کارگاهی قالی بافی در دهستان «بالاولایت» کاشمر تاسیس کرده است. این پژوهش نقش کارگاه قالی بافی را در تحولات اقتصادی و اجتماعی روستایی بررسی کرده است. اطلاعات مورد نیاز از طریق بررسی محلی و برخی اسناد جمع آوری شده است. جامعه نمونه تحقیق را 40 نفر از کارکنان کارگاه قالی باقی تشکیل می دهد. داده های تحقیق با استفاده از روش لیکرت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتیجه نشان می دهد که احداث این کارگاه منشا تحولات مثبت اجتماعی، اقتصادی و کالبدی در دهستان مورد مطالعه بوده است. استفاده از استعداد و دانش بومی مردم، سود مناسب، فقدان اثرات نامناسب زیست محیطی، ایجاد فرصت های شغلی، درآمد پایدار، افزایش کیفیت زندگی، بهبود راه و مسکن روستایی و گسترش کشت تجاری از مهم ترین دستاوردهای احداث این شرکت بوده است.
نقش برندها، برندگذاری و عوامل فنی وب سایت در اقتصاد امروزی که به صورت جهانی و دیجیتالی درآمده، توجه قابل ملاحظه ای را به خود جلب کرده است. شرکت های امروزی کاملاً با تمام عناصر کسب و کار آمیخته شده اند که از جمله آن عناصر، وب سایت ها می باشند. فعالیت شرکت ها در این زمینه به خاطر آن است که شبکه اینترنت یک فرصت مناسبی را به وجود آورده تا شرکت ها از طریق آن بتوانند برند تجاری خود را گسترش دهند. این مقاله سعی میکند تا اهمیت پیام رسانی برند را از طریق وب سایت، با مطالعه ای که از برندهای عمده- موسسات فرهنگی- به عنوان یک مطالعه موردی داشته است را بیان کند. دو هدف در این مقاله دنبال می شود: اول اینکه چطور وب سایت ها به تقویت پیام های یک برند کمک کرده، و بعلاوه فرصت هایی را که اینترنت برای خدمات رسانی الکترونیکی شرکت ها، برای ایجاد ارتباط با مشتریان ارائه کرده است، شرح می دهد و همچنین به برنامه ریزان بازاریابی برای پیشرفت و موفقیت در استراتژی های برندگذاری بر مبنای اینترنت یاری می رساند.
در این مطالعه به بررسی و انتخاب مناسب ترین مکان جهت احداث نیروگاه های 500 مگاواتی گازی 1 و 2 زنجان (قابل تبدیل به سیکل ترکیبی) در محدوده استان زنجان از مدل اکولوژیکی توسعه فعالیت های شهری- صنعتی مخدوم (1378) که یک روش ارزیابی چند عامله است، استفاده گردید. این مدل در برگیرنده سه طبقه جهت تشخیص سرزمین های مناسب از نامناسب برای اجرای فعالیت های توسعه ای می باشد. طبقه اول زمین های مناسب، طبقه دوم زمین های به نسبت مناسب و طبقه سوم زمین های نامناسب برای توسعه را به ما نشان می دهد. بر اساس این روش، هنگامی که انجام فعالیت توسعه در منطقه ای مدنظر باشد، لازم است ابتدا ویژگی ها و خصوصیات آن سرزمین، شناسایی شود. گام بعدی، مقایسه ویژگی های محیط زیست منطقه با ویژگی های هر کدام از طبقات مدل بوم شناختی یاد شده مورد بررسی قرار گرفته است و نتیجه حاصله به صورت نقشه می باشد که محل های مناسب و نامناسب جهت انجام توسعه مشخص شده است. جهت شناسایی مکان های مناسب، وضعیت موجود محیط زیست در قالب محیط فیزیکی، طبیعی و انسانی در محدوده مطالعاتی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بـا تـوجـه به ضوابط و استـانـداردهـای زیست محیطی مـوجـود در کشـور، 27 فاکتور و معیار جهت انتخاب گزینه های ساختگاه نیروگاه های 1 و 2 گازی زنجان تعیین و در چک لیستی ارائه شد. با انجام مطالعـات اولیه و تهیه نقشه های طبقات شیب زمین، ارتفـاع از سطح دریا و جهت هـای جغرافیایی و واحـدهـای شکل زمین در مجموع 90 اکوسیستـم کلان (واحد شکل زمین) در محدوده استـان زنجـان شناسایی گردید. از اکوسیستم های مزبور 6 نوع واحد شکل زمین بـه عنـوان مکان هـای منـاسب و 14 واحـد نیز بـه عنـوان مکان هـای به نسبت منـاسب، تعیین گردید. در مـرحلـه بعد با تلفیق اطلاعات زمین شنـاسی، زلـزلـه، منـابـع آب و …، بازدیدهای صحرایی اولیه در منـاطق منـاسب و به نسبت منـاسب، در مجموع 7 نقطه جهت استـقرار نیروگاه های 1 و 2 گـازی زنجـان معین شـد. بر اساس نتایج به دست آمده، گزینه 5 (در محور زنجان- میانه) در رتبـه اول و سایر گزینه ها در رتبه های بعدی قرار گرفتند.
زمینه و هدف: طی دهه اخیر، استفاده از سامانه های اطلاعات جغرافیایی و تکنیک های آماری و گرافیکی برای مقابله و پیشگیری از بزهکاری در مدیریت انتظامی و امور پلیسی بسیار اهمیت یافته است. زیرا انتخاب یک تکنیک درون یابی بهینه برای تخمین ویژگی های یک منطقه در نقاط نمونه گیری نشده نقش مهمی در مدیریت داده های انتظامی در جهت مقابله با بزهکاری دارد. هدف مقاله پاسخ به این سوال است که کدام یک از روش های زمین آماری موجود در نرم افزار ArcGIS، به منظور تعیین بهترین برازش مکانی (برآورد منطقه ای) محدوده های جرم خیز در بخش مرکزی شهر تهران برای مدیریت بهینه انتظامی این بخش از شهر مناسب است؟مواد و روش ها: برای تحلیل فضایی جرایم ارتکابی از چهار روش کریجینگ ساده، کریجینگ معمولی، عکس مجذور فاصله و توابع پایه شعاعی استفاده شده است و بر همین مبنا نقشه های بزهکاری محدوده بخش مرکزی شهر تهران تهیه شده است. بدین منظور ابتدا به ازای هر مدل، نیم تغییرنمای آن محاسبه، ترسیم و سپس با استفاده از تکنیک ارزیابی متوالی و ریشه متوسط مجذور خطاها (RMSE)، خطای نقشه ها برآورد و از میان شانزده نقشه، یک نقشه به عنوان نمونه مناسب پهنه بندی نقشه بزهکاری بخش مرکزی جهت مدیریت بهینه داده ای انتظامی در این محدوده انتخاب شد.یافته ها: نتایج نشان می دهد برای درون یابی اطلاعات بزهکاری در بخش مرکزی شهر تهران، روش عکس مجذور فاصله با توان نسبت به دیگر روش ها، از دقت بالاتری برخوردار است. نتیجه هم پوشانی نقشه جرم و کاربری اراضی و توزیع جمعیت نشان می دهد که محدوده های تجاری و اداری بخش مرکزی این شهر و همچنین در محدوده های با جمعیت ساکن، کانون های بزهکاری کم اهمیت تری شکل گرفته است.نتیجه گیری: با استفاده از نتایج تحلیل نقشه های تولیدی به روش درون یابی ملاحظه می گردد که مکان های آلوده محدوده مورد مطالعه، نیازمند مدیریت بهینه انتظامی، اصلاح و طراحی فضای مقاوم و کنترل های مستمر از طریق گشت های منظم و نامنظم انتظامی است.
در این مقاله ضمن بررسی مهم ترین مبانی نظری کارآفرینی، کارآفرینی دولتی و سازمانی، الگوی اولیه ای از مبانی نظری مطالعه شده استخراج و سپس در یکی از سازمان های دولتی آزموده شد.
پژوهش حاضر با طراحی سه پرسش نامه به ترتیب به سنجش عوامل فردی، سازمانی و عناصر کارآفرینی و همچنین آزمون مدل اولیه پرداخته و تاثیر متغیرهای مستقل (عوامل فردی و سازمانی) و متغیرهای وابسته (عناصر کارآفرینی) را الگوسازی کرده است. پس از جمع آوری اطلاعات، از طریق تحلیل عاملی چرخشی با روش واریماکس و چندین بار تکرار، هشت عامل برای عوامل سازمانی، هفت عامل برای عوامل فردی و پنج عامل برای عناصر کارآفرینی به دست آمد. پس از آن با استفاده از تحلیل های رگرسیونی، بنیادی و تحلیل مسیر (علیت) الگوی اولیه آزموده و در نهایت دو الگو با ترکیبی از عناصر مختلف و با ارزش های متفاوت ارایه شد. از این رو شاخص های اندازه گیری کارآفرینی و عوامل تاثیرگذار به صورت الگوی مناسب کارآفرینی همراه با یک الگوی ساختاری در مسیر تحقیق ارایه شد. نتیجه تحقیق نشان می دهد که سازه های اصلی کارآفرینی را در میان عوامل فردی، توفیق طلبی، تعهد سازمانی، مهارت های مذاکره و اعتماد به نفس؛ و در میان عناصر کارآفرینی، خطرپذیری، رفتار اثرگذار، استقلال و تمایل به اصلاح؛ تشکیل می دهند. از مجموع عوامل تاثیرگذار عوامل سازمانی نیز عوامل مشتری مداری، ساختار منعطف، فرهنگ کاری، کنترل استراتژیک، حمایت مدیریت و سیستم پذیرش ایده در الگوی ساختاری معنی دار بوده است.
هدف این پژوهش بررسی و اولویت بندی مواد و مهارت های اصلی، هدف های آموزشی، بهترین روش های یاددهی - یادگیری و ظرفیت زمانی مناسب برای آموزش کارآفرینی در رشته علوم تربیتی است. این تحقیق بر روی دو جامعه آماری انجام شده است؛ حجم نمونه اول تحقیق را 117 نفر دانشجوی مقطع کارشناسی 27) پسر و 90 دختر) دانشگاه تهران در سال تحصیلی 1385-86 و حجم نمونه دوم تحقیق را 40 نفر از صاحب نظران تشکیل داده اند. روش تحقیق به صورت آمیخته (کمی و کیفی) است. برای گردآوری داده ها در روش کمی از دو پرسشنامه با آلفای کرونباخ 88.31 (دانشجویان) و 88.69 (صاحب نظران) استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تحلیل توصیفی (درصد و فراوانی)، تحلیل استنباطی T) مستقل، ضریب همبستگی پیرسون) و تحلیل کیفی استفاده شده است. بر اساس نتایج این پژوهش، اولویت های آموزشی برای توسعه کارآفرینی در بین دانشجویان رشته های علوم تربیتی که باید در برنامه درسی آن ها گنجانده شوند، عبارت اند از: انجام پروژه های تحصیلی مرتبط با رشته علوم تربیتی در قسمت آموزش سازمان های مختلف، آشنایی با نحوه تدوین طرح کسب و کار، آشنایی با شغل های مربوط به رشته تحصیلی، آشنایی با قانون های کسب و کار، آشنایی با مهارت های مالی و بازاریابی، آشنایی با مفاهیم خلاقیت، نوآوری و مهارت های مربوط به آن و ...
سالانه بسیاری از کارآفرینان نوظهور اقدام به راه اندازی کسب و کار جدید می کنند اما تنها تعداد اندکی از آن ها موفق به ایجاد یک شرکت پایدار می شوند. بیشتر این کارآفرینان در مواجهه با مانع ها و مشکل های راه اندازی کسب و کار جدید، دست از تلاش می کشند. این مطالعه به بررسی مانع های پیش روی کارآفرینان نوظهور که در دوره های آموزش کارآفرینی و مهارت های کسب و کار در تهران شرکت کرده اند، می پردازد. یافته های این پیمایش (n=179) نشان می دهد که محدودیت های نگرشی و فرهنگی (میانگین (3.7، محدودیت های آموزشی (میانگین (3.66، محدودیت های حمایتی و زیربنایی (میانگین (3.64، محدودیت های بازار و محیط کار (میانگین (3.38، محدودیت های قانونی و اداری (میانگین (3.41، و محدودیت های مالی (میانگین (3.42 به ترتیب مهم ترین مانع های راه اندازی کسب و کار هستند؛ در حالی که محدودیت های شخصی افراد (میانگین (3.08 مانعی برای راه اندازی کسب و کار آن ها نمی باشند. اما نکته مهم این است که کارآفرینان نوظهوری که ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه قوی تری دارند با وجود درک این مانع ها، هم چنان تمایل بیشتری به راه اندازی کسب و کار دارند. در واقع، تبیین نقش تعدیل کنندگی متغیر «ویژگی های شخصیتی کارآفرینانه» و تاثیر مانع ها بر تمایل به راه اندازی کسب و کار جدید، مهم ترین مشارکت علمی این تحقیق در توسعه دانش کارآفرینی بوده است.