معلولیت به مثابه پدیده ای زیستی و اجتماعی، واقعیتی است که تمام جوامع، صرف نظر از میزان توسعه-یافتگی، اعم از کشورهای صنعتی و غیرصنعتی با آن مواجه هستند. ارزیابی فضاهای عمومی با توجه به نیازهای معلولان و جانبازان و برنامه ریزی برای آن، یکی از ضروریات هر جامعه، بخصوص جامعه ماست که بعد از جنگ تحمیلی با جمع کثیری از جانبازان و معلولان مواجه شده است. با توجه به اهمیت موضوع، در این پژوهش به یکی از مهمترین نیازهای معلولان و جانبازان در سطح فضاهای شهری؛ یعنی ترافیک می پردازیم. هدف از تحقیق حاضر، بررسی و ارزیابی ترافیک و حمل و نقل شهری با توجه به نیازهای معلولان و جانبازان در سه محدوده مرکز شهر، پارک آزادی و حافظیه در شهر شیراز است. روش تحقیق در این پژوهش مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، مشاهدات میدانی، مصاحبه و به دست آوردن داده ها، از طریق پرسشنامه و تجزیه و تحلیل اطلاعات با نرم افزارSPSS بوده است. همچنین برای ارزیابی و رتبه بندی مناطق نمونه از مدل تصمیم گیری (Topsis) استفاده گردید. نتایج نشان می دهند که در مرکز شهر شیراز نامناسب بودن وسایل حمل و نقل عمومی و عدم دسترسی به آن ها با 4/23 درصد به عنوان مهمترین مشکل در بحث ترافیک از نظر معلولان و جانبازان بر شمرده شده و پس از این مهم، نامناسب بودن پیاده رو ها، وجود چاله و ناهموار بودن سطح پیاده رو با 3/21 درصد به عنوان مشکل بعدی عنوان گردیده شده است. در محدوده پارک آزادی و حافظیه، مهمترین مشکل معلولان و جانبازان نامناسب بودن پیاده رو ها، وجود چاله و ناهموار بودن سطح پیاده-رو با 3/22 درصد در حافظیه و 3/18 درصد در پارک آزادی بوده است. با استفاده از مدل «Topsis» مشخص گردید که وضعیت ترافیک شهری در مرکز شهر، نامطلوب ( )، پارک آزادی تا حدی مطلوب ( ) و ترافیک محدوده حافظیه، مطلوب ( )بوده است. شایان ذکر است که وضعیت ترافیک در هر سه محدوده در وضع نامطلوب به سر می برد و این ارزیابی میزان رضایت و سنجش معلولان از میان سه محدوده بوده است
قیمت سهام در بازارهای سرمایه متاثر از خبرهای خوب یا بد دریافتی از شرکت ها است. شناخت خبر موثر و پی بردن به درجه اهمیت آن بر اساس میزان تاثیرپذیری قیمت سهام از آن، یکی ازخواسته های سرمایه گذاران و پژوهشگران بازارهای سرمایه است.هدف این تحقیق بررسی اخبار و اطلاعات حاصل از گزارش های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در قالب نسبت های مالی و یافتن میزان تاثیر این نسبت ها بر قیمت سهام شرکت های مورد مطالعه است.بدین منظور از اطلاعات مالی 97 شرکت از مجموعه شرکت های تولیدی پذیرفته شده در سازمان بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1378تا1383به صورت مقطعی استفاده شده است. فرضیه های تحقیق با بهره گیری از الگوهای رگرسیون چند متغیره و مدل متغیرهای تاخیری در دو سطح کلی و تفکیکی شرکت ها در صنایع مختلف آزمون شده اند.نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان می دهد که در سطح کل شرکت ها، نسبت های ROE, ROA بر قیمت سهام موثر است، ولی اهرم مالی تاثیر معناداری ندارد.درسطح تفکیکی صنایع، نتایج تاثیر نسبت های مالی بر قیمت سهام در هر صنعت با صنایع دیگر متفاوت است که بیانگر استقلال صنایع از یکدیگر است.
تغییر از بزرگ ترین خصوصیات سازمان ها و موسسات در حوزه رقابتی است. با آغاز قرن بیست و یکم سازمان ها تغییرات اساسی را پیرامون خود تجربه کرده اند. این تغییرات، سازمان ها را به سمت چالش های نوینی هدایت می کند، که عدم توجه به آنها بقا وموفقیت سازمان را به طور فزاینده ایی تهدید می کند. این موقعیت منجر به آن شده که بسیاری از سازمان ها در الویت های کسب و کار و دیدگاه های استراتژیک خود تجدید نظر کنند و تاکید خود را بر سازگاری با تغییرات محیط کسب و کار و پاسخ به نیازهای مشتری از طریق روش های نوین همکاری و سازمان مجازی قرار دهند. سازمان ها برای پاسخ به این چالش های کسب وکار رویکرد نوینی به نام چابکی را توسعه دادند. در این تحقیق سعی بر این است تا نشان داده شود که آیا قابلیت های چابکی در اداره کل پست استان مازندران مطلوب است یا خیر؟ بدین منظور با بررسی اولیه چهار متغیر مستقل پاسخگویی، شایستگی، انعطاف پذیری و سرعت، برای رسیدن به هدف مورد بررسی با طراحی پرسشنامه و جمع آوری داده ها، با استفاده از نرم افزارهای آماری اطلاعات مورد تحلیل قرار گرفت و به این نتایج رسیدیم که اداره کل پست مازندران دارای قابلیت های چابکی مطلوب نیست و بین وضع موجود و وضع مطلوب آن شکاف وجود دارد.
هدف اصلی این پژوهش بررسی موانع و ارایه راهکارهای مناسب جهت برقراری نظام مدیریت کیفیت جامع (TQM) در شرکت سیمان مازندران (نکا) است. این پژوهش مقدمه ای است برای پژوهش های بعدی در راستای شناسایی دقیق موانع و عوامل اثرگذار جهت برقراری نظام مدیریت کیفیت جامع. جامعه آماری این پژوهش 110 نفر از مدیران، سرپرستان و کارشناسان شرکت سیمان مازندران (نکا) و حجم نمونه بر اساس جدول مورگان n=86 می باشد.برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استاندارد شده استفاده شده است و داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار SPSS مورد تحلیل آماری قرار گرفته و در این راستا از آزمون x2استفاده شده است. نتیجه پژوهش، تایید تعدادی از فرضیه ها و رد تعدادی دیگر از فرضیه ها را نشان می دهند.
بدون شک هدف اساسی برنامه ریزی، تقلیل میزان قبول خطر نسبت به اتفاقات احتمالی و اتخاذ تدابیری جهت هماهنگی برای دستیابی به موفقیت های بهتر است. به علت محدودیت منابع و نامحدود بودن نیازهای این حوزه ها، مساله تخصیص بهینه منابع مطرح می شود. تخصیص بهینه منابع مهم ترین ابزار اجرای استراتژی و برنامه ای بلند مدت برای حوزه پژوهشی دانشگاه ها است و سیاست ها و هدف های برنامه هر حوزه پژوهشی، در تخصیص بهینه منابع به فعالیت ها انعکاس می یابد.با توجه به اینکه تخصیص منابع در حال حاضر به روش سنتی و مبتنی بر تجربیات و استدلال ذهنی نیزوی انسانی می باشد و استفاده از آن سبب ایجاد نارضایتی است و قابلیت تعمیم پذیری و انطباق دلیل ریاضی ندارد.لذا هدف از این پژوهش استفاده از تئوری ریاضی جهت نزدیک کردن کمیت و کیفیت استدلال انسانی به استدلال ریاضی می باشد و سعی می شود با بررسی های دقیق و ارایه یک مدل مناسب جهت تخصیص بهینه منابع در حوزه تحت مطالعه ارایه شود.
پارادایم نوین ارزش آفرینی بهترین ملاک و معیار برای سهامداران در عرصه سرمایه گذاری است. زیرا با این معیار از تمامی ابعاد می توان ارزش ایجاد شده سهامداران را با هدف حداکثر سازی ثروت و بالا بردن نرخ بازده برای آنان مدیریت و اندازه گیری نمود. مدیریت مبتنی بر ایجاد ارزش سهامداران (MSV)استفاده از ابزارهایی را در این راستا پیشنهاد می کند که از آن جمله ارزش افزوده اقتصادی(EVA) ، ارزش افزوده بازار (MVA)و ارزش افزوده نقدی (CVA) را می توان مورد اشاره قرار داد.تحقیق حاضر به منظور بررسی شاخصهای مدیریت ارزش برای سهامداران در شرکتهای پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران گروه صنایع فلزی در محدوده سالهای 1380 الی 1385 انجام گرفته است. تعداد شرکتهای مورد استفاده از سال 1380 الی 1385 بطور میانگین 26 شرکت که با توجه به امکان دسترسی به اطلاعات 24 شرکت جمعا 144 سال مالی مورد استفاده قرار گرفته است. بطوریکه معیارهای سنجش عملکرد مبتنی بر ارزش آفرینی از جمله ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار را با ارزش افزوده سهامداران مورد ارزیابی قرار داده است. نتایج حاصل از تحقیق حاکی از وجود ارتباط معنی دار متغییرهای فوق با ارزش افزوده سهامداران بوده و در نتیجه مناسب بودن استفاده از ارزش افزوده اقتصادی (EVA) و ارزش افزوده بازار (MVA) را به عنوان متغییرهای پیش بینی کننده و جایگزین در جهت شناسایی و اندازه گیری ارزش افزوده سهامداران (SVA) پیشنهاد می شود.
وفاداری مشتری از جمله مؤلفههایی است که بازاریابی رابطهمند به ویژه در بازار صنعتی امروزه به آن تأکید قابل توجهی میکند. یکی از عواملی که در شکلگیری این وفاداری نقش دارد علایم تجاری شرکتهاست. از اینرو پژوهش حاضر به بررسی رابطه وفاداری مشتریان با عوامل مؤثر از علایم تجاری پرداخته است. به منظور تحقق این هدف، بر اساس مدل مفهومی تحقیق رابطه رضایتمندی، ارزش، مقاومت برابر تغییر، احساس، اعتماد، و ارزش ویژه برند با وفاداری مشتری فرضیه سازی و اطلاعات لازم با استفاده از پرسشنامه به صورت تصادفی در جامعه آماری مراکز عرضه کننده خدمات زیراکس و چاپ در مناطق 22 گانه تهران با حجم نمونه 150 مرکز جمع آوری شد و با استفاده از آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن و تحلیل معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. نتایج حاکی از آن است که ارزش ویژه برند و اعتماد، مهمترین عامل اثر گذار درالگوهای رفتاری و نگرشی وفاداری مشتری را هستند. ضمن اینکه عوامل اثر گذار بین وفاداری رفتاری در مقابل وفاداری نگرشی ممکن است در زمینه های تحقیقاتی مختلف، متفاوت باشد.
هدف همة مؤسسات خدماتی از جمله بانکها ارائه خدمات مناسب و مورد رضایت مشتریان است. از آنجا که سازمانهای ارائه دهنده خدمات مالی و به ویژه بانکها در محیطی با محصولات غیرمتمایز فعالیت میکنند، کیفیت خدمات در آنها به عنوان اولین سلاح رقابت شناخته میشود. این پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر کیفیت خدمات بانکی انجام شده است. در این راستا ، پس از دو مرحله توزیع پرسشنامه و تحلیل نتایج به دست آمده از آنها، 50 شاخص به عنوان مهمترین شاخصهای مؤثر بر کیفیت خدمات بانکی حاصل شد. پس از قرار دادن این 50 شاخص در پرسشنامه نهایی و توزیع آن، از روش تحلیل عاملی جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات و تقلیل متغیرها استفاده گردید. نتایج به دست آمده از تحلیل عاملی نشان داد که در حدود 65% کل واریانسِ متغیرها توسط نه عامل قابل توجیه است و حدود 35% بقیه واریانس به وسیله متغیرهای دیگری توضیح داده میشود که اندازهگیری نشده است. در نتیجه نه عامل به عنوان مهمترین عوامل مؤثر بر کیفیت خدمات بانکی شناسایی شد. این نه عامل به ترتیب اهمیت عبارتاند از : 1) رفتار کارکنان ؛ 2) شایستگی و مهارت کارکنان ؛ 3) نوآوری در خدمات بانکی ؛ 4) سود و تسهیلات؛ 5) نحوة پاسخگویی و ارائه خدمات بانکی؛ 6) امکانات فیزیکی بانک؛ 7) قابلیت اعتماد ؛ 8) تنوع در خدمات و 9) سهولت در خدمات