امروزه با توجه به توسعة روزافزون شهرها و عدم تعادل در پراکنش کاربری ها، ساماندهی کاربری اراضی شهری از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. کاربری اراضی شهری و چگونگی توزیع فضایی- مکانی آنها، یکی از مهمترین کارکردها به منظور استفادة بهینه از فضای شهری است. در این تحقیق، ضمن بررسی کاربری اراضی شهری در جهان و ایران، مشخصاً به تحلیل و بررسی کاربری ها در شهر ایذه پرداخته شده است. هدف از این پژوهش، آن است که با مطالعه وضع موجود کاربری زمین شهر ایذه و شناخت کاربری های مختلف شهری، اعم از مسکونی، تجاری، درمانی، مذهبی و مانند آنها و مقایسه این کاربری ها با سرانه استاندارد، میزان کمبود هر یک از کاربری ها مشخص شود و همچنین با استفاده از مدل swot نقاط ضعف و قوت هر یک از این کاربری ها مورد بررسی گردد. در این پژوهش، با استفاده از روش های توصیفی- تحلیلی و پیمایشی به بررسی کاربری ها پرداخته شده است.نتیجه تحلیل کاربری ها در شهر ایذه، نشان می دهد که گسترش کالبدی شهر در دهه های اخیر و افزایش جمعیت آن، باعث عدم تعادل در پراکنش کابری ها گردیده است و سرانة بسیاری از کاربری های موجود با ضوابط علمی و استانداردهای شهرسازی مطابقت ندارد
مهاجرت به مثابه ادامه منطقی توزیع و ترکیب نهایی و جا به جایی جمعیت در مکان جغرافیایی، مهمترین شکل تحرک مکانی جمعیت است. پدیده مهاجرت مردم افغانستان به کشورهای همسایه، به ویژه ایران، نیز یکی از اشکال مهاجرت است. سالیان درازی است که مهاجران افغانی در جای جای کشور سکونت دارند. هیچ استانی نیست که ساکنان آن با این مهاجران برخورد نداشته باشند و میان آنها مراوداتی صورت نگیرد. این روابط در بعضی جنبه ها چنان عمیق بوده که حتی در صورت بازگشت مهاجران به کشورشان، بازهم تا سالیان دراز اثراتی که از خود به جای گذاشته اند، از بین نخواهد رفت. درحال حاضر نزدیک به 3 میلیون افغانی در ایران حضور دارند. جامعه آماری مورد بحث 20 هزار نفر مهاجر افغان ساکن در شهر کاشان است که به صورت نمونه از حدود 350 نفر افغانی پرسشنامه تکمیل گردید. داده ها با بهره گیری از آمارهای توصیفی به کمک نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. نتایج نشان می دهد که مهاجرت افغان ها به شهر کاشان پیامدهای زیادی را در پی داشته است. یکی از این پیامدها تاثیرات اقتصادی مهاجران افغانی بر کاشان است. حضور مهاجران افغانی به علت بهره وری بالاتر و هزینه کمتر نسبت به نیروی بومی موجب کاهش فرصت های شغلی و افزایش نرخ بیکاری در شهر کاشان شده است. همچنین خرید زمین و مسکن به وسیله مهاجران افغانی موجب کمبود مسکن و افزایش نرخ اجاره در سطح شهر می شود. از دیگر پیامدهای حضور مهاجران افغانی تاثیرات اجتماعی آنها بر شهر کاشان است. این پیامدها شامل افزایش جمعیت شهر کاشان، افزایش فقر و شکاف طبقاتی، افزایش نرخ بی سوادی و همچنین بحران هویت جمعی به علت ازدواج مهاجران با بانوان ایرانی است که دارای تبعات و پیامدهای منفی و خطرناکی است
توسعه توانمندیهای تکنولوژیکی از روش های مؤثر در ارتقاء عملکرد رقابتی بنگاه ها است. انتقال مناسب تکنولوژی کمک میکند تا بنگاه ها در زمان کوتاه تری در مقایسه با توسعه درونی تکنولوژی، موقعیت رقابتی خود را در صنعت تقویت نمایند. موفقیت پروژه های انتقال تکنولوژی در بنگاه ها را میتوان بر اساس شاخص های متنوعی مانند ارتقاء عملکرد رقابتی بنگاه به واسطه انتقال تکنولوژی مورد سنجش قرار داد. این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیر انتقال تکنولوژی تولید خودرو تندر90 بر عملکرد رقابتی قطعه سازان ایرانی با استفاده از مدل معادلات ساختاری به انجام رسیده است. بر اساس یافته های تحقیق، انتقال تکنولوژی اثر مستقیمی بر عملکرد رقابتی شرکت های فعال در پروژه تولید خودرو تندر90 داشته است و به افزایش کیفیت و کاهش هزینه تولید منجر شده است و از سوی دیگر در فرآیند انتقال تکنولوژی توجه بنگاه ها بیشتر بر ابعاد سخت افزاری و نرم افزاری تکنولوژی متمرکز بوده است.
این پژوهش با توجه به دگرگون شدن محیط عملیاتی سازمان ها و نیاز به تغییر اساسی و در کوتاه مدت به جهت سازگاری قابلیت های درون سازمانی با فرصت های به دست آمده، تدوین شده است. از آنجایی که همر و چامپی تخمین زده اند که 50 الی 70 درصد سازمان ها در تلاش خود برای دستیابی به مزایای بازمهندسی فرآیند کسب وکار با شکست مواجه شده اند؛ بنابراین، یک پیش ارزیابی با صرف زمان و هزینه کم از وضعیت فرآیند موجود که لزوم اجرای بازمهندسی فرآیند کسب وکار را نمایان سازد، میتواند به تصمیم گیری مدیریت ارشد سازمان در این خصوص کمک کند. در این پژوهش شرکت مدیریت پروژه های نیروگاهی ایران (مپنا)، به صورت موردی بررسی شده، با روش ماتریس ارزش/ هزینه، فرآیند کلیدی شرکت تعیین شده است. سپس با استفاده از ابزار پرسشنامه وضعیت فرآیند تأمین تجهیزات آن شرکت مورد ارزیابی قرار گرفت. فرض صفر اصلی پژوهش مبنی بر نبود هر گونه شکافی بین وضعیت موجود فرآیند با وضعیت در بهترین عملکرد، رد شده وجود شکاف فرآیندی مشخص شد.
زمینه: مدیریت اخلاق پدیده ای است که با افزایش رفتارهای غیراخلاقی در محیط های کاری مورد توجه قرار گرفته است. پیدایش مشکلات اخلاقی در سازمان چندین دلیل اساسی را به همراه دارد از جمله: عدم احساس مسوولیت، فقدان باورهای اخلاقی، عدم تعهد در قبال سازمان و غیره. در هر حال، مدیران الگوهایی قوی به شمار می آیند و رفتار آنها می تواند به افزایش عملکرد اخلاقی، کسب اثربخشی و بهره وری و افزایش رضایت شغلی افراد کمک کند. هدف این تحقیق بررسی رابطه بین رفتار اخلاقی مدیران و رضایت شغلی کارکنان واحدهای دانشگاه آزاد استان کرمان بود.روش کار: این پژوهش با استفاده از روش همبستگی در جامعه آماری مدیران و کارکنان واحدهای دانشگاه آزاد استان کرمان (نیمه اول 1387) انجام شد. برای جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه بسته استفاده گردید: پرسشنامه رفتار اخلاقی و پرسشنامه رضایت شغلی. در تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد بین رفتار اخلاقی مدیران و رضایت شغلی کارکنان رابطه وجود دارد. از طرفی بین مسوولیت پذیری، قاطعیت، رفتار عادلانه و امانتداری مدیران با رضایت شغلی کارکنان رابطه مثبت وجود دارد.نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت رفتار اخلاقی مدیران در محیط کار سبب کاهش تنشها و افزایش رضایت شغلی و اثربخشی می شود. لذا پیشنهاد می گردد رفتارهای اخلاقی در محیط کار نهادینه گردد.
در گستره هزاره جدید آموزش کسب و کار و فرهنگ کارآفرینانه می تواند راهکار ارزشمندی برای ایجاد تفکر کارآفرینی و اشتغال دانش آموختگان آموزش عالی و به موازات آن بهبود بحران بیکاری جامعه باشد. با این حال، ارتقای کارآفرینی از طریق آموزش با چالش همراه بوده و بررسیهای مرتبط با تاثیر آن به خصوص بر نیت و رفتار کارآفرینانه فراگیران نسبتا بدون آزمون باقی مانده است. لذا، پژوهش حاضر با هدف کلی بررسی تاثیر آموزش کارآفرینی بر رفتار کارآفرینانه دانشجویان با کاربرد تئوری رفتار برنامه ریزی شده Ajzen انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان رشته مهندسی صنایع دانشگاه پیام نور کرمانشاه تشکیل دادند(N=0.22) .از این تعداد 140 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری تصادفی ساده و با استفاده از جدول Krejcie and Morgan(1970) انتخاب شدند. به منظور آزمون فرضیات پژوهش به روش مدلسازی معادلات ساختاری و تحلیل واریانس چند متغیره، از دو گروه افرادی که در دوره های آموزش کارآفرینی شرکت کرده بودند و افرادی که در این دوره ها شرکت نکرده بودند بهره گرفته شد. بر اساس یافته ها، فرضیه های اصلی پژوهش مبنی بر ارتباط مثبت و معنادار نیت کارآفرینانه دانشجویان با نگرش نسبت به کارآفرینی، هنجارهای ذهنی، باور به خودکارآمدی و رفتار کارآفرینانه و تاثیر مثبت و معنادار آموزش کارآفرینی بر نگرش نسبت به کارآفرینی، هنجارهای ذهنی و باور به خودکارآمدی تایید شد.
زمینه: هدف اصلی این مقاله بررسی لزوم گنجاندن درس اخلاق حسابداری در برنامه درسی رشته حسابداری است. هر چند که بخشی از اصول اخلاقی حرفه حسابداری در درس حسابرسی مطرح می شود، اما با توجه به اهمیت آن به نظر می رسد که این موضوع از حساسیت زیادی برخوردار و نیازمند توجه بیشتری است و لذا باید در قالب یک عنوان درسی جدید که معادل سه واحد درسی محسوب می شود، در برنامه درسی رشته حسابداری گنجانده شود.روش کار: در این مقاله، نخست یافته های حاصل از پرسشنامه ای که میان صاحبنظران آموزش حسابداری توزیع شده است، برای بررسی لزوم قرار گرفتن این درس در برنامه درسی دوره کارشناسی رشته حسابداری مورد استفاده قرار گرفت. سپس با روش توصیفی پیمایشی ارایه درس اخلاق حسابداری در دوره کارشناسی دانشگاههایی که دوره کارشناسی حسابداری را برگزار می کنند و جزء 150 دانشگاه برتر جهان هستند، بررسی و بر این اساس طرح درس نمونه ارایه شد.یافته ها: یافته های این تحقیق بیانگر آن است که ارایه درس اخلاق حرفه ای در مقطع کارشناسی یک ضرورت است و مطالب آن از طریق سایر دروس حسابداری پوشش داده نمی شود.نتیجه گیری: از آنجا که جلب اعتماد عمومی برای حرفه حسابداری بسیار با اهمیت است، و با توجه به این که صاحبنظران و استادان حسابداری مورد پرسش در این تحقیق، آموزش مفاهیم و اصول اخلاقی به حسابداران را ضروری قلمداد نموده اند، توصیه می شود که این واحد درسی به مجموعه دروس مقطع کارشناسی حسابداری افزوده شود.
زمینه و هدف: با اهمیت یافتن دانش در عصر حاضر و اشتیاق سازمان ها برای پیاده سازی مدیریت آن به عنوان ابزاری برای بقا و بالندگی، لزوم به کارگیری مکانیسمی برای هدایت این تلاش ها در مسیری درست، احساس می شود و ارزیابی سطح مدیریت دانش، چنین امکانی را فراهم می کند. این موضوع به خصوص برای سازمان های دانشی نظیر دانشگاه ها، دارای اهمیت حیاتی است. هدف این پژوهش ارزیابی سطح مدیریت دانش در دانشگاه علوم انتظامی است.
روش: این پژوهش به دو شیوه اسنادی و پیمایشی انجام و به کمک ابزارهای فیش برداری و پرسشنامه محقق ساخته اطلاعات آن جمع آوری گردید؛ برای روایی ابزار تحقیق از نقطه نظرات اساتید مجرب و صاحبنظر در مدیریت دانش استفاده گردید؛ پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (92/0=α) مورد تایید قرار گرفت. داده های به دست آمده از طریق آماره های توصیفی و استنباطی (آزمون t استیودنت و فریدمن) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: دانشگاه علوم انتظامی در هیچ کدام از ابعاد تشخیص، تحصیل، به کارگیری، اشتراک، توسعه و نگهداری دانش دارای وضعیت ایده آل نیست. بین ابعاد مدیریت دانش در این دانشگاه با سایر دانشگاه ها نیز تفاوت هایی وجود دارد.
نتایج: سطح مدیریت دانش در ابعاد شش گانه آن در دانشگاه علوم انتظامی با وضعیت مطلوب فاصله به نسبت زیادی دارد؛ همچنین این دانشگاه در شرایط فعلی و به طور نسبی در بین ابعاد مدیریت دانش، بهترین وضعیت را در تشخیص دانش و ضعیف ترین وضعیت را در تحصیل دانش مورد نیاز خود دارد. با توجه به نتایج این تحقیق، دانشگاه علوم انتظامی باید با برنامه ریزی مناسب و تعامل با مراکز علمی معتبر به دنبال تقویت این ابعاد باشد.
زمینه و هدف: کشور ایران در دهه های اخیر با رشد سریع و چشمگیر جمعیت مواجه بوده، به گونه ای که در کمتر از دو دهه جمعیت ایران به بیش از دو برابر افزایش پیدا کرده است. رشد جمعیت در ایران مسائلی همچون: افزایش فقر، گسترش بی رویه شهرها، مشکل مسکن، مهاجرت های بی رویه روستاییان به شهرهای بزرگ و از همه مهم تر، ایجاد شکل جدیدی از زندگی به نام حاشیه نشینی را موجب شده است. محرومیت و عدم برخورداری سکونتگاه های غیررسمی از تسهیلات زندگی شهری در قیاس با دیگر نواحی شهری آن ها را کانون مسائل بغرنج شهری و انسانی نموده است که یکی از آن ها افزایش بزه کاری و جرم می باشد. از آنجا که سکونت گاه های غیررسمی شیراز از حیث جرم و جنایت در یک وضعیت بحرانی قرار دارند، بنابراین در مقاله حاضر به تأثیر ویژگی های محیطی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این نقاط بر جرایم شش گانه پرداخته شده است.
روش: در این تحقیق، با استفاده از روش های میدانی و اسنادی، اطلاعات لازم جمع آوری و جهت بررسی و مقایسه مناطق مختلف غیررسمی، اقدام به تهیه نقشه گردید.
یافته ها: تحقیق بیانگر افزایش چشمگیر جرم در نقاط غیررسمی شیراز در مقایسه با سایر مناطق شهر می باشد. همچنین در سکونت گاه های غیررسمی که مهاجران بیشتری سکونت دارند، میزان جرم بیشتر است.
نتیجه گیری : اتخاذ تدابیر خاص برای ساماندهی و بهبود سکونت گاه های غیررسمی و جلوگیری از گسترش آن؛ از آنجا که اسکان غیررسمی در پاره ای از عوامل، فراتر از مکان آن شکل گسترش یافته و متقابلاً بر محیطی فراتر از آن تأثیر می گذارد، چاره جویی این مسئله به سیاست گذاری و اقداماتی نه فقط در سطح محلی آن، بلکه در سطح ملی نیاز دارد.
زمینه و هدف: کشور جمهوری اسلامی ایران در همسایگی جنوب شرقی خود با بزرگ ترین تولیدکننده مواد مخدر جهان هم مرز می باشد، از این رو بیشترین آسیب های امنیتی و انتظامی را متحمل شده است. یکی از عوامل مهم در این زمینه شرایط جغرافیایی به ویژه ژئومورفولوژیکی مرزهای جنوب شرقی کشور است. گسترش واحدهایی مانند: بیابان های گرم و وسیع، کویرها و نمک زارهای متعدد، مناطق کوهستانی و دیگر زمین شکل ها، حاصل فرایندهای ژئومورفولوژیکی مسلط در این مناطق است، که شرایط مساعدی را برای قاچاقچیان مواد مخدر فراهم نموده و آنها با بهره گیری از این شرایط اقدام به اعمال غیرانسانی خود می نمایند. هدف از این تحقیق مطالعه تأثیر عوارض سطح زمین، قابلیت ها و محدودیت های ناشی از این اشکال بر قاچاق مواد مخدر می باشد.
روش: روش تحقیق در قالب جمع آوری اطلاعات بر پایه مطالعات میدانی (بازدید میدانی از مسیر نوار مرزی استان سیستان و بلوچستان از زهک تا جالق) و کتابخانه ای، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی مبتنی بر نگرش سیستمی است. ابزار فیزیکی تحقیق شامل: نقشه های زمین شناسی در مقیاس 1:100000، توپوگرافی در مقیاس 1:50000، تصویر ماهواره ای منطقه و همچنین برخی از اسناد و مدارک مربوط به این محدوده بوده است.
یافته ها: نتایج نشان داد که قاچاقچیان مواد مخدر با شناخت کامل از وضعیت عوارض زمین و بهره گیری از آنها در بسیاری از موارد مبادرت به این عمل می کنند و پیشنهاد می گردد که نیروهای نظامی و انتظامی بیش از پیش از طریق بارگیری علوم زمین به ویژه ژئومورفولوژی، برای انجام مأموریت های محوله اقدام کنند.