تأمین موقتی از اطلاعات مالی برای سرمایه گذاران مهم است، زیرا بر روی آنها تأثیر می گذاردتصمیمات سرمایه گذاری اسناد تحقیق قبلی، انتشار های اواخر درآمد، بازار را منفی می دانند زیرا می توانند ارزش افشای عمومی را در ارتباط با قیمت اوراق بهادار کاهش دهند و نابرابری را در میان شرکت کنندگان در بازار که دسترسی مشابه به اطلاعات خصوصی را به اشتراک نمی گذارند، کاهش دهد. بررسی رابطه بین بازخور گزارش های حسابرسی و حجم سرمایه گذاری مهم است، زیرا یافته های این مطالعه به شرکت های مدیریتی یکی از عواقب ایجاد یک شرکت را به اطلاع می رساند به طوری که ممکن است اقدامات مناسب را برای کاهش هر گونه عواقب ناخواسته انجام دهد. تاخیر در گزارش درآمد که به کیفیت ضعیف گزارشگری مالی به بازار نشان می دهد. این تحقیق بررسی تاثیر حجم سرمایه گذاری، توانمندی سود آوری و حجم دارائیهای شرکتها بر به موقع بودن گزارشات توسط حسابر س مستقل بررسی می کند. به طور خاص، ما بررسی رابطه بین حجم سرمایه گذاری، سودآوری و حجم دارائیهای شرکت با تجزیه و تحلیل عامل تجزیه و تحلیل گزارش حسابرسی و سه پراکندگی برای حجم سرمایه گذاری برای توسعه یک عامل فرصت سرمایه گذاری بررسی. سه پروکسی برای حجم سرمایه گذاری عبارتند از: دارایی به بازار (FIRMASS)؛ حقوق صاحبان سهام (MKTBEQ)؛ و اموال ناخالص، تجهیزات بوته و تجهیزات (PPEGT). از دست دادن، تغییر حسابرس و صنایع دستی به عنوان متغیرهای کنترل استفاده می شود. با نمونه ای از 100 از بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1390-1395، ارتباط مثبتی بین اندازه اندازه و عقب ماندگی گزارش حسابرسی پیدا می کنیم. بین سودآوری با گزارش دهی گزارش حسابرسی منفی پیدا می کنیم. بین حجم سرمایه گذاری و گزارش حسابرسی رابطه وجود ندارد.
امروزه موفقیت در عملکردهای بازاریابی نه به عنوان یک علم بلکه به عنوان یک ارزش در جهت پیشبرد اهداف شرکت ها محسوب می شود که نیازمند شناخت محیط داخلی و عملکردی شرکت ها و اصلاح ساختارهای دارای مشکل می باشد. در واقع هدف این پژوهش بررسی تاثیر افشا نقاط ضعف داخلی بر ارزش برند و عملکرد برند شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بود. دوره ی زمانی پژوهشی 1391 تا 1395 بود و در این بازه زمانی تعداد 73 شرکت بورس اوراق بهادار تهران از طریق حذف نمونه گیری سیستماتیک انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد، افشای نقاظ ضعف کنترل های داخلی بر ارزش برند در سطح خطای 1 درصد و بر عملکرد برند در سطح خطای 5 درصد تاثیر مثبت و معناداری دارد و باعث می گردد توانمندی های برند شرکت ها چه از نظر ارزش آفرینی و چه از منظر عملکردی همچون افزایش سهم بازار شرکت ها تقویت شود.
محافظه کاری با تأثیرگذاری بر میزان سود تقسیمی، سبب کاراتر شدن قراردادهای ضمنی منعقده بین گروه های ذینفع در واحد تجاری، به ویژه بین سهامداران و اعتباردهندگان، می گردد. با توجه به تئوری تضاد منافع بین مدیران و مالکان، ممکن است برخی از مدیران وادار شوند جریان های نقد آزاد را در پروژه های باارزش فعلی خالص منفی سرمایه گذاری کنند تا در کوتاه مدت برخی از منافع شخصی خود را تأمین نمایند. در این تحقیق به بررسی ارتباط بین هزینه نمایندگی، جریان وجه نقد آزاد و محافظه کاری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شد. این تحقیق به روش توصیفی- همبستگی انجام شده و از نوع تحقیقات کاربردی است. جامعه آماری تحقیق را کلیه شرکت های پذیرفته شده درصنعت دارویی بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1394 تا 1398 تشکیل می دهند که تعداد 131 شرکت در تمام طول دوره تحقیق در بازار بورس فعال بوده و مورد مطالعه قرار گرفته اند. داده های تحقیق از صورت های مالی شرکت ها استخراج گردیده و با استفاده از مدل های رگرسیونی به روش داده های ترکیبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های تحقیق حاکی از وجود ارتباط معنادار بین هزینه های نمایندگی و جریان وجه نقد آزاد با محافظه کاری دارد؛ و همچنین جریان وجه نقد آزاد بر رابطه بین هزینه های نمایندگی و محافظه کاری تاثیر دارد.
یکی از ویژگی های شخصیتی تأثیرگذار برتصمیمات مدیریتی، بیش اطمینانی مدیران است که منجر به خودارزیابی و باور اغراق گونه مدیران می شود. برآورد آنها ازتوانایی شان در حل مسائل بیش ازحد بوده و انتظار بازده بیش ازحد از سرمایه گذاری هایشان دارند. آنها باور دارند که اطّلاعاتی در اختیارشان است که دیگران ندارند، بنابراین، سودها و جریان های نقدی آتی بیش ازحد پیش بینی می کنند. این بیش اطمینانی ریسک سقوط قیمت سهام را افزایش می دهد. اطلاعات معتبر، قابل اتکا، به موقع و قابل فهم، در قالب هایی قابل تجزیه و تحلیل برای بقا بازار سرمایه حیاتی بوده و لازم است سرمایه گذاران اطلاعات شرکت ها را صحیح، کامل، قابل اطمینان و به موقع بدانند. عدم شفافیت اطلاعاتی به پنهان سازی و انباشت اخبار بد توسط مدیران کمک کرده و در نتیجه، ریسک سقوط قیمت سهام افزایش می یابد. هدف این تحقیق بررسی شفافیت اطلاعاتی شرکت ها، بیش اطمینانی مدیران و ریسک سقوط قیمت سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. داده های مالی 126 شرکت در بازه زمانی 1388-1398 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. این پژوهش با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی و با بهره گیری از نرم افزار Eviews انجام شده است. یافته ها نشان می دهد عدم شفافیت اطّلاعاتی شرکت ها بر ریسک سقوط قیمت سهام شرکت تأثیر معنادار و مثبت دارد. بیش اطمینانی مدیران بر ریسک سقوط قیمت سهام شرکت تأثیر معنادار و مثبت دارد. همچنین عدم شفافیت اطّلاعاتی شرکت ها بر رابطه بین بیش اطمینانی مدیران بر ریسک سقوط قیمت سهام تأثیر معنادار و مثبت دارد. این اثرات در شرکت هایی با شفافیت اّطلاعاتی بیشتر، کمتر می باشد و بالعکس. عدم شفافیت شرکتی، به افزایش فرصت های مدیریت اطّلاعات و پنهان سازی اخبار بد توسط مدیران منجر شده و ریسک سقوط قیمت سهام را افزایش می دهد.
پژوهش حاضر به بررسی تاثیر ظرفیت نوآوری برعملکرد صادرات از طریق نقش میانجی تجربه بین المللی در شرکت فولاد مبارکه پرداخته است تحقیق حاضر شامل کلیه مدیران و کارکنان در شرکت فولاد مبارکه می باشد. حجم نمونه بااستفاده از فرمول کوکران 217 نفر تعیین گردید و روش نمونه گیری پژوهش حاضر نمونه گیری تصادفی ساده می باشد. داده های تحقیق با روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده و ابزار مورد استفاده پرسشنامه بوده است. پایایی پرسشنامه ها با استفاده از روش آلفای کرونباخ 869.0 و روایی ابزار با روش محتوایی و سازه مورد تأیید قرار گرفته اند. اطلاعات تحقیق به کمک نرم افزار اس پی اس اس و لیزرل و با استفاده از آزمونهای آماری، توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که در سطح اطمینان 95% تاثر متغیرهای نوآوری در تحقیق و توسعه، نوآوری در بازاریابی، نوآوری در تولید، نوآوری در یادگیری، نوآوری سازمانی نوآوری در استفاده از منابع و نوآوری استراتژیک برعملکرد صادراتی معنادار شده است. با توجه به این که مقدار آماره تی خارج بازه بحرانی است، با احتمال 95/0 تایید شده است. همچنین نتیجه فرضیه میانجی نشان میدهد تجربه بین المللی از طریق تجربه بین المللی بر عملکرد صادراتی تاثیرگذار است. با این حال مدیران فوالاد مبارکه می بایست در جهت توسعه نوآوری در منابع صادراتی به صورت منظم نقاط قوت و ضعف رقبای خود را شناسایی کنند. به بررسی منظم متغیرهای بازارریابی (قیمت، محصول و جزآن) رقبای خود بپردازند.
فرهنگ سازمانی موضوعی است که در دانش مدیریت و در قلمرو رفتار سازمانی راه یافته است. به دنبال نظریات و تحقیقات جدید در مدیریت، فرهنگ سازمانی دارای اهمیت روزافزونی شده و یکی از مباحث اصلی و کانونی مدیریت را تشکیل داده است. به موجب آیین نامه تشخیص شرکت ها و مؤسسات دانش بنیان، شرکت های دانش بنیان، مؤسسات خصوصی یا تعاونی هستند که به منظور افزایش علم و ثروت، توسعه اقتصادی بر پایه دانش و تحقق اهداف علمی و اقتصادی در راستای گسترش اختراع و نوآوری و درنهایت تجاری سازی نتایج تحقیق و توسعه (شامل طراحی و تولید کالا و خدمات) در حوزه فناوری های برتر و با ارزش افزوده فراوان (به ویژه در تولید نرم افزارهای مربوط) تشکیل می شود. هدف از مقاله حاضر معرفی انواع فرهنگ سازمانی و مدل های فرهنگ سازمانی با مرور ادبیات موضوع و پیشینه پژوهش می باشد. در این تحقیق روش پژوهش استفاده شده توصیفی و کتابخانه ای است. با بررسی مبانی نظری فرهنگ سازمانی، انواع مدل های مورد استفاده در این حوزه شناسایی و سپس با معرفی شرکت های دانش بنیان پرداخته شده است. از نتایج تحقیق حاضر محققان حوزه مدیریت در تمامی گرایش ها و همچنین شرکت های دانش بنیان می توانند بهره مند گردند.
هدف این مقاله بحث کردن حول مشاهدات کلاهبرداری مبتنی بر حسابداری قانونی است، نویسندگان پیشرفت های اخیر این ادبیات را شناسایی کرده و به معرفی چندین معضل مهم که ارزش یادداشت دارد پرداخته اند. نویسندگان از روش تحلیل تفسیری استفاده کرده اند. پیام اصلی این مقاله این این است که کلاهبرداری پیچیده است و همین پیچیدگی کلاهبرداری می تواند تاثیر به سزایی در تحقیقات حسابداری قانونی کلاهبرداری بگذارد. حسابداران و محققان قانونی باید پیچیدگی کلاهبرداری را در رویه های خود دخیل کنند و در نظر داشته باشند بدون توجه به این موضوع که کدام یک از این ۵ روش، تجربی، آزمایشی، اکتشافی، تحلیلی و انتقادی را برای شناسایی کلاهبرداری پیش گرفته اند. این تحقیق به شناسایی مسائل و مشکلات اخیر در ادبیات کلاهبرداری میپردازد.
این مقاله به بررسی مجموعه مبانی نظری مربوط به نوآوری دیجیتال در سیستم های مدیریت دانش (KMS) برای شناخت نقش آن در مدیریت کسب و کار می پردازد. این پژوهش یک بررسی گسترده از ادبیات علمی در مورد این موضوع، برای درک اینکه چگونه نوآوری دیجیتال از طریق بهینه سازی دانش جدید، مدل های جدید کسب و کار را توسعه می دهد، ارائه می کند. نتایج نشان می دهد که تحقیقات منتشر شده در این زمینه مفاهیم جالبی را در مورد مدل های کسب و کار و عملکردکسب و کار ارائه می کنند. این یافته ها به ویژه ارتباط بین نوآوری و پایداری را برجسته می کند و نشان می دهد که ابزار تحول دیجیتال در طولانی مدت به فرآیند خلق ارزش کمک می کند. این تحقیق به ادبیات موجود در تحلیل موضوع KMS با در نظر گرفتن آن از دیدگاه فرآیندهای نوآوری دیجیتال و با اشاره به لزوم پیاده سازی خلق دانش جدید و به اشتراک گذاشتن اقداماتی که از رشد جهانی و فراگیر پشتیبانی می کند، کمک می کند.
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش ممیزی بازاریابی رابطه مند و مهارت ه ای ارتباطی در پیش بینی رضایت مشتری بود. طرح پژوهش، تابع تشخیص دو گروهی بود. جامعه آماری این پژوهش مشتریان فروشگاه دیجی کالا شهر تهران در سال 1400 بودند. 100 نفر از این افراد به شیوه نمونه گیری دسترس انتخاب شدند به پرسشنامه بازاریابی رابطه مند (RMQ) اکبری و همکاران (1394)، پرسشنامه تجدیدنظر شده مهارت های ارتباطی (CST-R) کوئین دام (2004) و پرسشنامه رضایت مشتری محقق ساخته (R-MCSQ) پاسخ دادند. از بین آنها به این منظور تعداد 500 نفر دارای رضایت بالا و 50 نفر دارای رضایت پایین انتخاب شدند و بعد از این مرحله، داده های گرد آوری شده در دو سطح توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل تابع تشخیصی یا تحلیل ممیزی) با نرم افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شد. نتایج نشان داد که با کمک بازاریابی رابطه مند و مهارت های ارتباطی می توان رضایت مشتری را پیش بینی کرد و تحلیل ممیزی توانست با 94 درصد پیش بینی صحیح افراد را به دو گروه دارای رضایت پایین و بالا طبقه بندی نماید.
امروز بیکاری یکی از معضلات جامعه می باشد لذا با توجه به اهمیت آموزش فنی و حرفه ای در ایجاد اشتغال و کارآفرینی و به تبع آن رشد اقتصادی جامعه پژوهش حاضر به بررسی تأثیر آموزش فنی و حرفه ای بر افزایش کارآفرینی و اشتغال فارغ التحصیلان سال 1399 هنرستان سپیده کاشانی منطقه 17 شهر تهران پرداخته است. جامعه اماری پژوهش را فارغ التحصیلان سال 1395 هنرستان سپیده کاشانی منطقه 17 شهر تهران به تعداد 200 نفر تشکیل دادند که به علت عدم دسترسی به کلیه جامعه اماری بر مبنای جدول مورگان به 132 نفر به عنوان نمونه نیاز داشتیم لذا پرسشنامه ها با درصدی افزایش (تعداد 150 پرسشنامه) توزیع شد که تعداد 136 پرسشنامه عودت داده شد که این تعداد به عنوان نمونه در نظر گرفته شد سپس داده ها با استفاده از ازمون های ks، آزمون T و فریدمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش حاکی از تاثیر معنادار آموزش فنی و حرفه ای بر افزایش کارآفرینی و اشتغال فارغ التحصیلان سال 1399 هنرستان سپیده کاشانی منطقه 17 شهر تهران می باشد. همچنین ابعاد پژوهش همگی مورد تائید قرار گرفتند.
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر نیاز به تأمین مالی برون سازمانی بر شاخص حاکمیت شرکتی و ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. روش مورد استفاده در این پژوهش روش توصیفی- همبستگی می باشد. نمونه پژوهش با استفاده از روش حذف سیستماتیک و با اعمال محدودیت ها، تعداد 180 شرکت طی سال های (1392 تا 1396) انتخاب شد. فرضیه ها با تکنیک آماری رگرسیون چند متغیره داده های تلفیقی (تابلویی) مورد آزمون قرار گرفته اند. تجزیه وتحلیل اطلاعات جمع آوری شده و آزمون فرضیه های پژوهش نشان می دهد که نیاز به تأمین مالی برون سازمانی تأثیر معناداری بر شاخص حاکمیت شرکتی و ارزش شرکت دارد ولی شاخص حاکمیت شرکتی تأثیر معناداری بر ارزش شرکت ندارد. با توجه به نتایج به دست آمده، پیشنهاد می گردد مدیران واحدهای تجاری چنانچه به دنبال عوامل مؤثر بر افزایش ساختار سرمایه می باشند، زمینه های تقویت کیفیت حاکمیت شرکتی را به صورت جدی در واحدهای تجاری تحت کنترل خود فراهم آورند؛ زیرا این امر موجب انتخاب ساختار سرمایه بهینه می گردد.
یادگیری سازمانی مهمترین سرمایه برای تسهیل توسعه حرفه ای کارکنان و نیز تحول سازمانی محسوب می شود. هدف پژوهش؛ بررسی تأثیر یادگیری سازمانی بر تحول سازمانی با توجه به نقش میانجی توسعه حرفه ای کارکنان در بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران است. روش پژوهش توصیفی- کاربردی و از نوع معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری کلیه مدیران و کارشناسان مدیریتی سطوح بالای بانک مرکزی و سازمانهای تابعه(429 نفر) که از میان آنها 203 نفر نمونه به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردید. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استاندارد یادگیری سازمانی(عزیزی؛ 1393)، تحول سازمانی(جان گاتر و پیتر دراکر؛2005) و توسعه حرفه ای کارکنان(لانگ و همکاران؛2015) استفاده شد که روایی آن از طریق روایی صوری و پایایی توسط آلفای کرونباخ (یادگیری سازمانی:95/0، تحول سازمانی:92/0، توسعه حرفه ای کارکنان:88/0) ارزیابی گردید. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS تحلیل شدند. نتایج نشان داد یادگیری سازمانی بر توسعه حرفه ای کارکنان و تحول سازمانی تأثیر مستقیم داشته و توسعه حرفه ای کارکنان در رابطه بین یادگیری سازمانی و تحول سازمانی نقش میانجی معناداری دارد.
از آنجا که فهرست استانداردی از شایستگی ها وجود ندارد، سازمان های مختلف، شرکت ها و موسسات، وزارتخانه ها و نهادهای دولتی در سراسر جهان، همه بسته به شرایط و نیازهای خود، چارچوبی را برای شایستگی های مورد انتظار خود تعریف می کنند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و رتبه بندی شایستگی های مدیران راهبردی سازمان بهزیستی خراسان رضوی انجام گردید. روش پژوهش، اکتشافی آمیخته (کیفی- کمی) بوده که در بخش کیفی، تحلیل مضمون و در بخش کمی، پیمایشی لحاظ گردیده است. نمونه آماری در بخش کیفی، 15 نفر از اساتید هیئت علمی رشته مدیریت و با روش نمونه گیری نظری و در قسمت کمی، نیز 12 نفر از اساتید شاغل در دانشگاه های خراسان رضوی با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. روش تجزیه وتحلیل داده های مصاحبه در بخش کیفی، شبکه مضامین و در بخش کمی تحلیل آنتروپی شانون انتخاب شده است. یافته های پژوهش در بخش کیفی شامل 25 مضمون سازماندهند در قالب 4 مضمون فراگیر (فردی،راهبردی، سازمانی و رهبری) و نتایج بخش کمی نشان داد که شایستگی راهبردی به عنوان مهمترین و شایستگی فردی به عموان کم اهمیت ترین شاخص شناسایی شده اند. با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت مولفه های شناسایی شده برای ارزیابی شایستگی مدیران راهبردی بهزیستی میتواند مورد توجه قرار گیرد.
هدف از تحقیق حاضر مطالعه و بررسی تاثیر رهبری در ارتفاع بالا بر عملکرد کارکنان با نقش میانجی رضایت شغلی در سازمان تامین اجتماعی شهر اصفهان می باشد. روش تحقیق این پژوهش توصیفی-پیمایشی از نوع کاربردی می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر را کارکنان ستادی سازمان تامین اجتماعی شهر اصفهان (150 نفر) تشکیل می دهند که 110 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری تصادفی با استفاده از فرمول کوکران، انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بوده و روایی و پایایی سازه از طریق تحلیل عاملی مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش نیز با استفاده از روش معادلات ساختاری و نرم افزار Spssو pls انجام شد. یافته های این تحقیق نشان داد که رهبری در ارتفاع بالا بر عملکرد کارکنان با نقش میانجی رضایت شغلی کارکنان تاثیر مثبت و معنادار دارد. مدیران سازمان تامین اجتماعی شهر اصفهان باید یک فرهنگ خلاقانه ای ایجاد کنند تا کارکنان پیشنهادهای جدید خود را در زمینه بهبود بهره وری و سبک رهبری مناسب ارائه دهند و به کار گیرند. برای توسعه خلاقیت فردی کارکنان باید تا حدی ریسک پذیری آنها افزایش یابد. مدیران سازمان باید کارکنان را آموزش دهند و از توانایی ها و نظرات خلاقانه آنها برای حل مسایل سازمانی استفاده کنند. همچنین برای بهبود وضعیت ساختار در سازمان و ایجاد انگیزه کارکنان، مدیران باید از تکنیک های توسعه فرهنگی و رهبری تحولی استفاده نمایند.
فرار مالیاتی می تواند براثر بخشی سیاست های اقتصادی نیز اثرگذار باشد، زیرا این گونه سیاست ها بر اساس شاخص های رسمی (همانند بیکاری، تعداد نیروی کار، درآمد و مصرف) صورت می پذیرد و این در حالی است که وجود اقتصاد زیرزمینی سیاست مداران را با مشکل روبه رو ساخته و منجر به این می گردد که سیاست اقتصادی درست و مناسبی اعمال نگردد. لذ اگر بتوان عوامل مؤثر بر فرار مالیاتی را شناسایی کرد، آنگاه سیاست گذران به راحتی می توانند از سیاست های مناسب در جهت حداقل نمودن هزینه های فرار مالیاتی را بکار گیرند. هدف از این تحقیق شناسایی عوامل مؤثر بر فرار مالیاتی در ولایت بلخ سال (1397)، مطالعه موردی مالیه دهندگان متوسط هست. انتظار می رود در طراحی سیستم مالیاتی مورداستفاده قرار گیرد، بر علاوه ممکن است به عنوان مبنی برای مطالعات بیشتر مورداستفاده قرار بگیرد. تحقیق حاضر، تحقیق کاربردی نوع توصیفی می باشد. داده ها با استفاده از پرسشنامه به دست آمده و جامعه آماری این تحقیق را کلیه شرکت های که از پرداخت مالیه فرار نمودند؛ تشکیل می دهد. نمونه آماری تحقیق حاضر با استفاده از جدول مورگان به تعداد (251) شرکت نمونه انتخاب گردیده است. برای تجزیه وتحلیل از آزمون های کلموگروف-اسمیرنوف، فریدمن، الفای کرونباخ و ضریب همبستگی استفاده گردیده است. نتایج تحقیق نشان داد که تفاوت معنی دار بین نرخ بالای مالیات، پیچیدگی قوانین و مقررات مالیاتی، سرمایه اجتماعی و تورم با فرار مالیاتی وجود دارد. آزمون فریدمن نشان داد که فساد اداری و قوانین مقررات پیچیده ازجمله عوامل مهم در فرار مالیاتی مالیه دهندگان متوسط در ولایت بلخ محسوب می گردد. خروجی آزمون ضریب همبستگی نشان داد که بین سرمایه اجتماعی و قوانین پیچیده همبستگی قوی و معنی دار، بین تورم و سرمایه اجتماعی نیز همبستگی قوی و معنی دار وجود دارد.
هدف: وجود اطلاعات باکیفیت، عامل مؤثری برای افزایش اطمینان سرمایه گذاران در تخصیص بهینه منابع در قالب تصمیم های سرمایه گذاری و تأمین مالی است. در این راستا، یکی از عوامل بیرونی مؤثر بر کیفیت گزارشگری مالی، نگرش اجتماعی شرکت ها برای تأمین منافع همه گروه های ذی نفع، به عنوان مشروعیت اجتماعی است؛ ولی پایبندی شرکت ها به این موضوع با توجه به الزام موجود برای اجرای رویه های متفاوت تجاری در مراحل مختلف چرخه عمر شرکت، نیز متفاوت است. با توجه به این مقدمه، هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه مسئولیت پذیری اجتماعی با قابلیت مقایسه اطلاعات حسابداری در مراحل چرخه عمر شرکت است.
روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، هم بستگی و پس رویدادی است. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، 123 شرکت در فاصله زمانی سال های 1391 تا 1398 انتخاب و با استفاده از مدل های رگرسیونی چند گانه تحلیل شدند. برای اندازه گیریشاخص مسئولیت پذیری اجتماعی، ازسه بُعد اقتصادی، قانونی و اخلاقی مسئولیت پذیری اجتماعی مشابه روش جیو و راپونس (2010) استفاده شد. برای اندازه گیری قابلیت مقایسه صورت مالی از مدل دی فرانکو و همکاران (2011) و برای چرخه عمر شرکت از روش دیکنسون (2011) منطبق بر الگوی جریان های وجوه نقد استفاده شد.
یافته ها: نتایج آزمون فرضیه ها نشان می دهد که شاخص کل مسئولیت پذیری اجتماعی، بر قابلیت مقایسه اطلاعات تأثیر مثبتی دارد. از سوی دیگر، شاخص مسئولیت پذیری اجتماعی در مرحله رشد بیشترین و در مرحله بلوغ کمترین تأثیر را می گذارد و در مرحله افول، بر قابلیت مقایسه اطلاعات تأثیری ندارد.
نتیجه گیری: افزایش مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت برای پاسخ گویی شفاف در مقابل عملکرد سالانه خود به ذی نفعان مختلف و در نتیجه، نظارت بیشتر بر عملکرد شرکت، عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش داده و بر این اساس، کیفیت و قابلیت مقایسه اطلاعات را افزایش می دهد. شرکت ها در مراحل رشد و بلوغ تجاری، به سبب دسترسی بیشتر به منابع مالی و تمرکز بر استراتژی تمایز، برای افزایش کیفیت گزارشگری و تقویت جایگاه رقابتی خود، از مسئولیت پذیری اجتماعی استفاده می کنند.
هدف: هدف پژوهش پیش رو، ارائه مدلی مناسب برای شناسایی و دسته بندی عوامل تأثیر گذار بر قیمت گذاری کیفیت اطلاعات حسابداری در ایران و بیان راهکارهایی برای بهبود نقش اطلاعات حسابداری در بازار سرمایه است.
روش: در این پژوهش از روش تحلیل مضمونی و ابزار مصاحبه استفاده شده است و به همین منظور تعداد 17 مصاحبه نیمه ساختاریافته با متخصصان و صاحب نظران در حوزه بازار سرمایه انجام شده است. به منظور اطمینان از کیفیت پژوهش، فرایند اعتبارسنجی نیز در مراحل کدگذاری، تحلیل و تدوین مدل، صورت گرفت.
یافته ها: پس از شناسایی 21 عامل اثرگذار بر ارزیابی کیفیت گزارش های مالی از طریق مصاحبه با سرمایه گذاران، با توجه به این عوامل، راهکارهایی برای بهبود وضعیت قیمت گذاری کیفیت اطلاعات حسابداری در ایران، بر مبنای نقش هر یک از عناصر فعال در بازار سرمایه، مطرح شد. در نهایت یافته های پژوهش در قالب مدل کیفی ترسیم و ارائه شد.
نتیجه گیری: سهمی که هر سرمایه گذار در فرایند کسب اطلاعات برای تصمیم گیری های اقتصادی به گزارش های حسابداری می دهد، به هدف سرمایه گذاری، سطح دانش مالی و درصد مالکیت وی بستگی دارد. انتظار می رود سرمایه گذاران خُردی که برای خرید سهام، از افق بلندمدت و دانش مالی کافی برخوردارند، کیفیت اطلاعات حسابداری را تحت تأثیر عوامل گوناگونی قیمت گذاری کنند. چهار گروه شرایط بازار سرمایه، وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور، ویژگی های خاص واحد تجاری و سویه های رفتاری سرمایه گذاران را می توان منشأ عوامل تأثیرگذار بر قیمت گذاری کیفیت اطلاعات حسابداری در نظر گرفت. قانون گذاران، دست اندرکاران تهیه گزارش های مالی و سرمایه گذاران، به عنوان عناصر اصلی بازار سرمایه، می توانند به کمک راهکارهای مختلفی که در این پژوهش ارائه شده است، در راستای بهبود وضعیت قیمت گذاری کیفیت اطلاعات حسابداری در ایران گام بردارند.
پژوهش حاضر به بررسی تاثیر توسعه محصولات جدید برعملکرد پایدار از طریق نقش چابکی استراتژیک و طرفیت جذب در شرکت آماده لذیذ پرداخته است. روش تحقیق مورد استفاده از نوع توصیفی، پیمایشی و پیمایشی میباشد. همچنین جامعه آماری در پژوهش حاضر، کلیه مدیران شرکت آماده لذیذ می باشد. حجم نمونه بااستفاده از فرمول کوکران 105 نفر تعیین گردید و روش نمونه گیری پژوهش حاضر تصادفی ساده می باشد. داده های تحقیق با روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده و ابزار مورد استفاده پرسشنامه بوده است. پایایی پرسشنامه ها با استفاده از روش آلفای کرونباخ 0.877 و روایی ابزار با روش محتوایی مورد تأیید قرار گرفته اند. اطلاعات تحقیق به کمک نرم افزار SMART PLS و با استفاده از آزمونهای آماری، توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که توسعه محصولات جدید بر عملکرد پایدارو ظرفیت جذب تاثیر مثبت داشته است. همچنین نتایج نشان داد ظرفیت جذب بر عملکرد پایدار تاثیر معناداری دارد. بعلاوه چابکی استراتژیک تاثیر توسعه محصولات جدید بر عملکرد پایدار را به طور معناداری تعدیل میکند. از طرفی، توسعه محصولات جدید از طریق چابکی استراتژیک بر عملکرد پایدار تاثیر معناداری دارد.