در گذشته واژه «بازرسی»، مفهوم و معنای منفی و نامطلوبی را در ذهن افسران و درجه داران سازمانهای نظامی و انتظامی ایجاد می کرد لذا این نیاز و ضرورت احساس شدکه چگونه می توان بازرسی را از این وضعیت و نگرش ناصواب بیرون آورد. این مقاله نتیجه بررسیها و تغییراتی است که در طول سالهای اخیر در مورد مفهوم، رویکردها و اصول بازرسی در سازمانهای نظامی و انتظامی بوجود آمده است. امروزه دو رویکرد اساسی(رویکرد ساختاری و سیستمی) برای «بازرسی» وجود دارد که بازرسان از آنها استفاده می کنند. بازرسیها در سازمانهای نظامی و انتظامی پنج اصل اساسی (هدفمند بودن، هماهنگ بودن، تمرکز بر بازخوردها، آموزنده و پیگیری) را دنبال می کنند.
مقاله حاضر، قصد بررسی عوامل موثر بر پذیرش فناوری اطلاعات توسط دبیران مدارس هوشمند شهر تهران را دارد. روش تحقیق، مدل یابی معادلات ساختاری و جامعه پژوهش، کلیه دبیران مدارس هوشمند شهر تهران (149 نفر) هستند که به صورت سرشماری در تحقیق حاضر مورد بررسی قرار گرفته اند، ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه 25 سوالی محقق ساخته بر اساس مطالعات پیشین بود. جهت تعیین پایانی و روایی ابزار، از آلفای کرانباخ و تحلیل عامل تاییدی استفاده شده است که میزان آلفای به دست آمده برابر با 0.813، نشانگر پایانی مناسب ابزار و مقادیر PGFI، AGFI، GFI، RMSEA به ترتیب برابر با 0.004، 0.94، 0.93، 0.77 که نشانگر روایی مورد تایید ابزار می باشد.
با استفاده از یک مدل قطعی برای گله های گاو بومی مطابق با نظام نرخ گذاری شیردر ایران، معادلات ضرایب اقتصادی تولید شیر، درصد چربی، درصد پروتئین، و طول عمر گله در دو گرایش حداکثر سود و حداقل هزینه و در محدودیت کل نهاده و برای شرایط بلندمدت یعنی متغیر بودن تمام هزینه ها بر حسب واحد گاو برآورد شدند. به وسیله روش شبیه سازی داده ها و بر اساس اطلاعات 100 گله گاو بومی در سطح استان گیلان، میزان حساسیت ضرایب اقتصادی صفات نسبت به 20 درصد تغییر(کاهش یا افزایش) قیمت علوفه و کنسانتره، هزینه های غیرغذایی، قیمت شیر، میانگین تولید شیر، درصد چربی و پروتئین، و طول عمر گله بررسی شد. ضرایب اقتصادی تولید شیر، درصد چربی، درصد پروتئین و طول عمر گله در شـرایط مبنا در گرایـش حداکثر سـود و در میانگـین اسـتان به ترتیـب برابر با 895، 27311- ، 13901 و9/196 در گرایش حداقل هزینه برابر با 05/1-، 2/3، 6/1 و 9/6- بود.در گرایش حداقل هزینه برابر با 05/1-، 2/3، 6/1 و 9/6- بود. افزایش 20 درصدی قیمت علوفه بیش از دو برابر افزایش قیمت کنسانتره بر ضرایب درصد چربی و پروتئین در دو گرایش تأثیر داشت. ضریب اقتصادی تولید شیر و سپس طول عمر گله در میان بقیه صفات در دو گرایش از اهمیت بیشتری برخوردار بود. ضریب اقتصادی نسبی طول عمر گله نسبت به تولید شیر در اکثر شهرستان ها در دو گرایش مثبت بود و افزایش راندمان اقتصادی نظام تولید در این صفت بیش از صفات دیگر و هم جهت با صفت تولید شیر بود. بر اساس نتایج به دست آمده، نظام های مورد بررسی از نظر تغذیه و هزینه های آن و میزان تولید شیر و هزینه های آن و همچنین، نحوه فروش شیر تفاوت زیادی داشتند و بدین ترتیب، رفتار ضرایب اقتصادی به دست آمده در برابر تغییر عوامل تولیدی در شهرستان های مختلف مشابه نبود؛ در عین حال، برخی از صفات از ثبات بیشتری برخوردار بودند. بنابراین برای هر نظام تولید، باید ضریب اقتصادی خاصی را برآورد کرد.
مدیریت مهم ترین عامل در حیات، رشد و بالندگی یا مرگ یک جامعه است و روند حرکت از وضع موجود به سوی وضع مطلوب را کنترل می کند. روستاها به منزله مکان هایی خاص با شیوه زندگی و فعالیت هایی متفاوت نسبت به شهرها نیازمند الگوی مدیریتی مجزا و منطبق با شرایط اقتصادی، اجتماعی و بوم شناختی حاکم بر روستا هستند. نگاهی به سیر تاریخی مدیریت این نکته را آشکار می سازد که شکست دولت و بازار در عرصه مدیریت در دو قرن اخیر به علت ناکارآمدی دولت و بازار بوده است. اما در دهه های اخیر، از یک سو، مدیران و برنامه ریزان روستایی بدین نتیجه رسیده اند که بدون مشارکت مردم محلی، در کنار دولت و بازار دسـتیابی به توسعه پایدار غیرممـکن اسـت، و از سوی دیگر، تغییر در شیوه مدیـریتی مسـتلزم نگاهـی نو به نقش نهادهای مـؤثر در روستاسـت. در نتیجه، به دلیل پویایی جامعه روستایی، هیچ نسخه از پیش تجویزشده ای بدون مشارکت مستقیم مردم، دولت و بازار در فرآیند سیاست گذاری، برنامه ریزی و مدیریت پاسخگوی کاستی ها نیست. فرآیند مدیریت و برنامه ریزی روستایی نیازمند دستیابی به یک نقطه تعادل میان قدرت های مؤثر در آن است که از آن با عنوان مدیریت مشارکتی یاد می شود. هدف این تحقیق، از یک سو، یافتن شیوه مدیریتی سازگار با شرایط روستاها و از سوی دیگر، برقراری تعامل منطقی بین نیروهای بومی و غیربومی برای برنامه ریزی مناسب تر است. سؤال تحقیق این است که آیا مدیریت مشارکتی می تواند منجر به شکل گیری ترکیب مناسبی از بازیگران عرصه مدیریت روستایی شود؟
پژوهش حاضر، با بهره گیری از فن دلفی و مدل سوات به اجرا درآمد. در هر یک از بخش های این مدل، پرسش هایی مطرح شد تا بر اساس پاسخ های دریافتی و تجزیه و تحلیل های لازم در سه مرحله چشم انداز گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات ترسیم شود. کلیه متخصصان فناوری اطلاعات و ارتباطات و توسعه روستایی شهرستان کرمانشاه جامعه آماری تحقیق را تشکیل داده اند. براساس پاسخ های دریافتی، کسانی که با فناوری اطلاعات و ارتباطات آشنایی کافی نداشتند، حذف شدند. همزمان، نظر متخصصان شهری و روستایی با یکدیگر مقایسه شد. براساس نتایج به دست آمده، از جمله نقاط قوت عبارت اند از وجود برق، دفتر مخابرات، قشر جوان تحصیل کرده، جاذبه های گردشگری؛ برخی از نقاط ضعف عبارت اند از ضعیف بودن تجهیزات مخابراتی، هزینه بالا، عدم جاذبه برای بخش خصوصی، کمبود نیروی متخصص بومی، پایین بودن سطح تحصیلات؛ مهم ترین فرصت ها عبارت اند از دسترسی به بازارهای جهانی، کاهش واسطه گری، دیدگاه مثبت مسئولان، قرار گرفتن فناوری اطلاعات و ارتباطات در برنامه چهارم توسعه، افزایش گردشگری روستایی؛ و بالاخره، از جمله تهدیدها عبارت اند از افزایش مصرف گرایی و ناهنجاری های رفتاری. افزون بر آن، نتایج نشان داد که دو گروه متخصصان شهری و روستایی در بسیاری از موارد نظرهایی یکسان داشتند. در مجموع، بر اساس نتایج این تحقیق، می توان چشم انداز گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات در محدوده مورد مطالعه را خوش بینانه ارزیابی کرد.
در این تحقیق اعتبار مدل خطی اطلاعات با استفاده از نمونه شرکت های ایرانی بین سال های 1368 تا 1383 بررسی می شود. در تحقیق حاضر از روش های آماری همبستگی سری های زمانی و رگرسیون استفاده گردیده است. با استفاده از آزمون رگرسیون، پارامترهای هفت مدل خطی ارائه شده در مقاله اوتا (2001) برآورد شده است. سپس با استفاده از مدل های ارزش گذاری مبتنی بر سودهای باقیمانده، مدل های خطی پذیرفته در جهت قیمت گذاری سهام مورد استفاده قرار گرفته است. بررسی ها نشان می دهد که از بین مدل های برآورد شده مدلی با تئوری موجود در این زمینه سازگاری دارد. مدل خطی اطلاعات و سود غیرعادی واژگانی است که در این تحقیق به کار رفته است.
پس از پایان عصر یکپارچهسازی عمودی که در آن سازمانها از ابتدا تا انتهای فعالیتهای زنجیره تامین (از لایه تامین تا لایه توزیع و تحویل محصولات و خدمات مشتری) را تماماً خود پیاده سازی و اجرا مینمودند، اکنون عصر برون سپاری فعالیتهای سازمانی ظهور کرده است. امروزه یکی از دغدغههای مدیران ارزیابی و کنترل فعالیتهای برون سپاری شده میباشد که این امر در بسیاری از موارد با توجه به قضاوتها و استدلالهای انسانی و از همه مهمتر شرایط عدم قطعیت شاخصهای ارزیابی، دستخوش سلایق و افکار کارشناسان قرار گرفته است که این موضوع ادامه فعالیتهای برون سپاری را به مخاطره میاندازد. از این رو در این مقاله پس از بررسی مطالعات انجام شده در رابطه با معیارها و شاخصهای ارزیابی عملکرد تامینکنندگان به مطالعه روشهای ارزیابی موجود در این زمینه پرداخته و سپس یک روش کنترل فازی امتیاز ارزیابی را متناظر با عملکرد آنها ارائه مینماییم. در پایان با توجه به اهمیت موضوع ضمن انجام یک مطالعه موردی در بخش صنعت، به تجزیه و تحلیل نتایج حاصله خواهیم پرداخت.
آگاهی از وضعیت موجود هر سیستم و فرایندهای آن، اولین گام برای تصمیمگیری و سیاستگذاری در راستای مدیریت بهینه آن سیستم است. هرگونه تصمیمگیری و سرمایهگذاری در یک سازمان که در واقع سرمایهگذاری روی تجهیزات، نیروی انسانی و دانش مجموعه است نیز از این اصل مستثنی نیست. ترکیب عوامل مذکور سازمان که به عنوان تکنولوژی شناخته میشود، همواره نیازمند مدیریت صحیح و برنامهریزی شده است. این مدیریت، بدون ارزیابی، دانش و شناخت کافی از وضعیت و عملکرد تکنولوژی در دست امکانپذیر نمیباشد و در نهایت، به مدیریتی با بازده پایین منتهی میشود. مدلهای ارزیابی تکنولوژی ابزاری در دست مدیریت تکنولوژی است تا با کمک آن، سازمان به مدیریتی مناسب بر اجزا تکنولوژی خود و در نهایت بازده سازمانی مناسب نائل آید. این مقاله در ابتدا، به معرفی مفهوم تکنولوژی، اجزای تکنولوژی و ارزیابی آن میپردازد و در ادامه، به کمک مدل ارزیابی تکنولوژی اطلس تکنولوژی، به بررسی و تحلیل تکنولوژی و اجزای آن در شرکتهای تابع برق تهران پرداخته است و در نهایت، نتیجه این بررسی و نتایج حاصله و پیشنهادات مورد نظر ارائه میشود.
ارزیابی کیفیت آموزش به علت ماهیت آن نیازمند روشهای خاصی میباشد. در این مقاله سعی شده است تا با بهکارگیری تکنیکهای مختلف ارزیابی و رتبهبندی، روش نوینی در ارزیابی کیفیت دورههای آموزشی ارایه شود. بهمنظور اولویتبندی و یافتن میزان اهمیت شاخصهای کیفیت آموزش، از فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده شده است. برای ارزیابی عملکرد هر یک از دورهها برمبنای شاخصهای کیفیت آموزش، جمعآوری دادهها و تلخیص آنها به کمک تئوری مجموعههای فازی انجام پذیرفته است و در نهایت برای رتبهبندی دورههای آموزشی و مقایسه آنها نیز از روش TOPSIS سود برده شده است.
یکی از عوامل بسیار مهم در رقابتپذیری شرکتها، تعیین بهترین مکان برای احداث و راهاندازی آنها است. تا کنون انواع مختلفی از مدلهای مکانیابی مراکز صنعتی توسط محققان ارایه شده که در آنها از شاخصهایی مانند زمان، هزینه، حمل و نقل، بازار به عنوان معیارهای اصلی تصمیمگیری استفاده شده است. در این مقاله، یک چارچوب مناسب برای مکانیابی مراکز صنعتی در سطح ملی ارایه میگردد. در این چارچوب از انواع روشهای تصمیمگیری چندمعیاره استفاده شده است. این چارچوب برای مکانیابی کارخانه آلومینیوم توسعه داده شده است. معیارهای تصمیمگیری نیز بر اساس نیازمندیهای کارخانه موردنظر، نظرات خبرگان و مدیران، ملاحظات مسایل مکانیابی و سیاستهای خاص مکانیابی صنایع در کشور؛ تعریف گردیده است. ما اعتقاد داریم چارچوب ارایه شده رویکردی مناسب جهت حل مسایل مکانیابی در کشور میباشد.
به دلیل نقش اساسی تأمین کنندگان در تعیین معیارهای کیفیت، هزینه و خدمات در دستیابی به اهداف زنجیره تأمین، مسئله تخصیص سفارشات خرید به تأمین کنندگان، یکی از مهمترین فعالیتهای مدیران خرید در یک زنجیره تأمین محسوب میشود. این مسئله چند هدفه است که در آن، اهداف با یکدیگر در تعارضاند و بسته به موقعیت خرید، اهداف اهمیت و اولویتی متفاوت مییابند. در پرداختن به این موضوع، مشخص نبودن و مبهم بودن اطلاعات مربوط به محدودیتها و پارامترهای مسئله، تصمیمگیری را سخت و پیچیده می سازد. "تئوری فازی" یکی از ابزارهایی است که به خوبی میتواند، اینگونه مسائل را حل کند. در این مقاله، یک مدل چند هدفه فازی برای از بین بردن ابهامات اطلاعات و عدم قطعیت در این مسئله توسعه داده شده است. مدل توسعه داده، شامل سه تابع: هدف، کمینهسازی هزینههای کل، و بیشینه سازی کیفیت و سطح خدمات کل کالاهای خریداری شده است. در این مدل، با استفاده از مجموع وزندار توابع عضویت، تابع تصمیمگیری مناسب به گونهای ساخته میشود که در آن، وزن معیارها متناسب با اهمیت آنها در زنجیره تأمین باشد. در خاتمه، مدل با یک مثال توضیح داده شده است.