یکی از عوارض صنعتی شدن افزایش روز افزون تعداد وتنوع حوادث شغلی می باشد ضمن تاثیر بر شاخص های اقتصادی،ضایعات انسانی نیز به همراه خواهدداشت. از طرفی تنها راه مقابله با این پدیده اجرای برنامه های پیشگیری می باشد واز آنجایی که اجرای برنامه های آموزشی متناسب برای اصلاح رفتارهای افراد درنتیجه ی کسب شده در تغییر و تثبیت رفتارها و کاهش بروز و شیوع حوادث تاثیر دارد بایستی از آموزش هایی که براساس نیازهای ذهنی کارکنان طراحی شده اند به عنوان یک عنصر پیشگیری کننده استفاده نمود. تحقیق حاضر توصیفی-تحلیلی و از نوع مقطعی است.جامعه مورد مطالعه 38 نفر از کارگران پیمانکاران یک پروژه صنعتی احداث کارخانه سیمان بوده اند که به دو گروه حادثه دیده و حادثه ندیده تقسیم شده اند. داده ها توسط پرسش نامه، مشاهده و بررسی شرح حال افراد گردآوری گردید
نتایج مطالعه نشان داد که بیشترین واحد های مورد پژوهش در گروه سنی 20-29 سال-31/73درصد از حادثه دیدگان و41/68درصد از حادثه ندیدگان قرار دارند .براساس یافته های این تحقیق بین آگاهی و عملکرد در هر دو گروه حادثه دیده و حادثه ندیده ارتباط مستقیم معنی دار وجود داشت . همچنین بین میزان آگاهی وعملکرد در گروه حادثه دیده با میزان آگاهی و عملکرد در گروه حادثه ندیده تفاوت معنی داری وجود داشت. با توجه به نتایج پژوهش می توان چنین نتیجه گیری کردکه آموزش وبالابردن آگاهی نکته اصلی در افزایش بازدهی، عملکرد و کاهش حوادث می باشد و افزایش راندمان آموزشی نوعی صرفه جویی در هزینه ها و افزایش بهره وری را به همراه خواهد داشت
بیماری های مزمن مرتبط با تغذیه در سال 2005 ، علت 60% موارد مرگ ومیر در جهان بوده است و80% موارد مرگ دراثر بیماری های مزمن درکشورهای کم درآمد و متوسط اتفاق افتاده است. گزارش سازمان جهانی بهداشت در سال 2002 حاکی از آن است که پنج علت عمده مرگ ومیر، بیماری های قلبی،سکته ،سرطان،بیماری های مزمن تنفسی ودیابت است ورژیم غذایی مناسب همراه با تحرک بدنی کافی نقش مهمی در پیشگیری وکنترل این بیماریها دارد. براساس برآوردهای انجام شده 80% بیماری های قلبی،سکته ودیابت نوع 2 و40% سرطانها با کنترل عوامل خطر قابل پیشگیری است. بار ناشی ازبیماریهای مزمن ، کاهش درآمد ملی کشورها را بدنبال دارد. بعنوان مثال هزینه های درمانی این بیماریها درکشور چین طی سالهای 2005 تا2020 ، معادل 558 میلیارددلار برآورد شده است.
بخش قابل توجهی از جمعیت جهان را جمعیت فعال از نظر اقتصادی تشکیل می دهد و65% جمعیت بالای 15 سال جزو جمعیت فعال بشمار می روند. براساس برآوردها ،جمعیت فعال در سال 2007 ،تقریبا 1/3میلیاردنفر بوده است واین رقم تاسال 2020 به 6/3 میلیارد نفر می رسد.
نقش تغذیه مناسب در سلامت عمومی و بازده کاری به اثبات رسیده است. اززمان ایجاد سازمان بین المللی کار به تغذیه در محیط کار توجه خاصی شده است. در سال 1956 با برگزاری کنفرانس بین المللی کار ، راهنما ی احداث مراکز تغذیه وغذاخوری ها در محل کار به منظور حصول اطمینان از اینکه کارکنان در ساعات کاری خود غذای کافی ومناسب مصرف می کنند ، تدوین گردید. امروزه با توجه به معظل چاقی واضافه وزن در گروههای فعال چمعیتی که به کار اشتغال دارند ، توجه بیشتر به تغذیه سالم وایمن و آموزش تغذیه در محیط کار برای کنترل وپیشگیری از بیماری های مزمن مورد تاکید است.
تامین غذای مغذی وسالم همواره ارتقاء سلامت کارکنان را بدنبال داشته است. کارکنان برای حفظ سلامت و بازده کاری به تغذیه مناسب نیازدارند. کمبود های تغذیه ایی ( مانند کمبود ریزمغذیها) ، چاقی وبیماری های مزمن ازجمله دیابت ، سرطان وبیماری های قلبی عروقی بدلیل تغذیه نامناسب بروز می کنند. محیط کاربه دلیل سهولت دسترسی به گروه درمعرض خطر ، محیط مناسبی برای ترویج برنامه غذایی سالم ومناسب وکاهش ریسک بیماری های مزمن است.
بحران اقتصادی، تازه ترین موضوع مورد بحث محافل اقتصادی و پژوهشهای بین المللی است. نظرگاههای متفاوتی در تبیین و ترسیم این موقعیت، آرا و دیدگاههای خود را ارائه کرده اند. یکی از این روشها، روش استعاره ای (ZMET) است که در شماره پیشین ( شماره ی 8- زمستان 1387؛ فصلنامه توسعه مهندسی بازار) به تفصیل تشریح شد.
در این شماره یک مطالعه ی موردی (Case Study) انجام شده است که مبتنی بر روش تکنیک تازه ی بازاریابی است.
بسیاری از متخصصان بازاریابی بر این باورند که نوآوری در کالا و خدمات یکی از رموز بقای شرکتها در بازارهای پر رقابت امروزی است. نوآور بودن خود دارای پیچیدگیهای مختلفی اعم از شناخت بازار، شناخت نیاز مشتریان ، تیم توانمند تحقیق و توسعه، تیمهای توانمند فنی، خط تولید منعطف، قدرت سرمایه گذاری در تولید، و... است.
نوآوری زمانی می تواند منجر به ارائه ی محصولات و خدمات مناسب و مورد پسند مشتری باشد که بستر تامین نیاز مشتریان فراهم آمده باشد و پس از تولید و ارائه ی محصول، رضایت مشتری فراهم شود. بدون رضایت مشتری، نوآوری محصول با شکست مواجه می شود. تحقیقات نشان داده است که حدود 70 درصد از نوآوریهای انجام شده در صنعت با شکست مواجه شده و محصولات جدید مورد پسند مشتریان قرار نمی گیرد؛ به همین دلیل بسیاری از شرکتها پیش از آنکه محصولی را تولید کنند، با استفاده از تکنیکهای تحقیق بازار مانند کلینیک محصول، نیاز مشتریان را شناخته و سعی می کنند محصولی ارائه شود که مورد پسند مشتریان قرار گیرد.
استعاره و دنیای پرظرفیت و ظرافت آن در بازاریابی و تبلیغات جلوه های ویژه ای دارد. این اثر افزون بر استعاره، به روایت نیز می پردازد و در پرتو آن تیزرهای تبلیغاتی را به بررسی می نگرد.
نگاه تیزبین نویسنده ی این اثر در آن است که یکی از تیزرهای برجسته ی تبلیغات جهانی را با همین دیدگاه استعاره و روایت مورد توجه قرار می دهد؛
این تبلیغ، تا کنون 7 جایزه از سه جشنواره ی تبلیغاتی دریافت کرده. آخرین جایزه ای که این کمپین خلاقانه تصاحب کرده، مربوط به جشنواره ی تبلیغاتی ایپکا (Epica) است که در سال 2008 برگزار شد.راز آن در کجاست ؟
ضرورت توجه به منافع عمومی در مدیریت دولتی ایجاب میکند که مدیران دولتی در فراگردها و رفتارهای روزمره خود، نوعی جهت گیری عمومی داشته باشند. ضرورت تاکید بر اعتماد عمومی و اعتماد درون سازمانی که روز به روز در حال کاهش است و همچنین الزام توزیع قدرت و توانمند سازی در کشورهایی که فراگرد دموکراتیزه شدن را طی میکنند? وجود رهبری خدمتگزار را ضروری ساخته و ایده خدمات دولتی نوین دنهارت به مثابه مفهومی که در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است? بر ضرورت توجه الگوی رهبری خدمتگزار افزوده است. در این راستا این تحقیق در صدد است تا اثرات الگوی رهبری خدمتگزار را بر اعتماد و توانمندسازی در سازمانهای دولتی بررسی نموده و رهنمودهایی را برای اثربخشی هر چه بیشتر مدیران دولتی ارائه کند. از این رو رابطه متقابل رهبری خدمتگزار با اعتماد سازمانی و توانمند سازی از طریق تحلیل تحقیق همبستگی مورد بررسی قرار گرفته، نتایج حاصله بر وجود رابطهای قوی میان رهبری خدمتگزار? اعتماد سازمانی و توانمندسازی دلالت دارند. همچنین یافتههای تحقیق بیانگر آنند که تفاوت معناداری میان ادرک کارکنان و مدیران از رهبری خدمتگزار وجود دارد.
با توجه به چالشهایی که سازمانها امروزه با آن مواجه هستند، ایجاد سازمان شاد یکی از نیازهای استراتژیک برای موفقیت در بلند مدت میباشد . در این مقاله ضمن مطالعهی ادبیات پژوهش و بررسی پیشینهی تحقیق، 10 مؤلفه برای نشاط در محیط کار شناسایی کردیم.با توجه به مؤلفهها پرسش نامهای برای سنجش نشاط در محیط کار طراحی گردید.روایی مؤلفهها و پرسش نامهی مربوطه با استفاده از نظر اساتید مورد بررسی قرار گرفت.برای سنجش پایایی پرسش نامه، پرسش نامه را در بین 30 نفر از کارکنان اجرا نموده و پیایی آن مورد تایید قرار گرفت پرسش نامه در نمونهی مورد نظر که شامل 134 نفر از کارکنان سازمانهای منتخب در استان قم بود به اجرا در آمد. نتایج بدست آمده از تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان داد که در سازمانهای منتخب استان قم مؤلفههای یادگیری سازمانی، خودگشودگی، مشارکت، عدالت، مثبت اندیشی و ساختار منعطف در وضعیت نامناسب و مؤلفههای معناداربودن کار، علاقه به کار، امنیت در محیط کار وتعامل با همکاران در وضعیت متوسط میباشد.
سیستم مدیریت به هنگام موجودی ها، یک سیستم مدیریت خرید مواد اولیه و تولید محصول است که موفقیت اجرای آن در هر واحد صنعتی وابسته به ایجاد شرایط متعدد درون و برون سازمانی است. تحقیق حاضر عوامل مؤثر بر اجرای این سیستم در صنعت خودرو سازی ایران را مورد مطالعه قرار داده است. بر اساس نتایج حاصل از انجام این تحقیق، موانع به کار گیری سیستم مدیریت به هنگام موجودی ها در صنعت خودرو سازی ایران عبارتند از : عدم وجود فن آوری جدید و به روز، عدم وجود سیستم کنترل کیفیت جامع ، نرخ تورم بالا، ریسک تاخیر در تحویل محصولات، عدم وجود یک بازار رقابتی قوی در صنعت خودروی ایران، عدم ثبات سیاست گذاری های دولت در عرصه تجارت خارجی، ریسک وقفه در تولید و وجود ابهام در میزان تقاضا برای محصولات به دلیل نوسانات میزان تقاضا.
نظریه احساس برابرى آدامز توازن عادلانه اى را بین داده هاى کارکنان و ستاده هاى آنان پیش بینى مى کند. این تحقیق با هدف بررسى تاثیر سبک هاى رهبرى مدیران بر احساس برابرى کارکنان انجام شده است. روش بررسی: این مطالعه ى على مقایسه اى، در نیمه ى نخست سال 1386 در دانشگاه علوم پزشکى مشهد انجام شده است. پرسشنامه هاى احساس برابرى و سبک رهبرى ابزار جمع آورى داده ها بوده اند. حجم نمونه 179 نفر بوده که با رضایت کامل و به تحلیل واریانس یک طرفه و همبستگى پیرسون ،t صورت ناشناس، به پرسشنامه پاسخ داده اند. آزمون هاى مقایسه میانگین مستقل براى پاسخدهى به سؤالات مورد استفاده قرار گرفته اند. یافته ها: میان احساس برابرى کارکنان بر حسب سبک رهبرى مدیران تفاوت معنى دارى وجود ندارد. رابطه ى مستقیم و معنى دار بین احساس برابرى کارکنان و میزان اطلاع آنان از پاداش سایرین وجود دارد. تفاوتى بین احساس برابرى کارکنان بر حسب جنس، مدرک تحصیلى و سابقه ى خدمت آنان مشاهده نشد. نتیجه گیری: صر فنظر از سبک رهبرى مدیران، چنانچه کارکنان از نحوه و میزان پرداخت پاداش به سایر کارکنان آگاهى داشته باشند، با مقایسه دروندادها و بروندادها خود و دیگران به احساس برابرى بیشترى خواهند رسید. بر این اساس مى توان به مدیران توصیه کرد که به شیو ههاى مناسب،اطلاع رسانى به کارکنان را در برنامه هاى کارى خویش قرار دهند، ضمنا ینکه شرایط محیط کارى توجه سازمانى، عدالت روى هاى و احساس کرامت انسانى از جمله مواردى هستند که در کنار حقوق و پاداش، احساس برابری کارکنان را متاثر می نماید.
نتایج تحقیقات پژوهشگرانِ حوزه کتابداری و اطلاعرسانی از گرایش قابل توجه کاربران (اعم از متخصص و غیرمتخصص) به منابع غیررسمی اطلاعات حکایت دارد. با این حال، بهنظر میرسد که در متون علمی این حوزه بهعلل و عوامل گرایش یادشده چندان که باید پرداخته نشده است. در نوشته حاضر ضمن ارائه پیشینهای از برخی مطالعات انجامشده در داخل و خارج از کشور در ارتباط با نوع منابع اطلاعاتی مورد استفاده از سوی جویندگان اطلاعات، مهمترین دلایل اقبال کاربران به منابع غیررسمی اطلاعات تبیین میشود. بررسی نگارنده در متون مختلف فارسی و انگلیسی حکایت از این موضوع دارد که « اجتماعیبودن انسان » ، « اصل کمترین کوشش » ، « حس باورپذیری انسان » ، « الگوی صرفهجویی اقتصادی » و « اضافهبار اطلاعات » در زمره مهمترین دلایل کاربران در گرایش به منابع اطلاعاتی غیررسمی بهشمار میآیند. نگارنده بر این باور است که گرایش روزافزون کاربران (اعم از متخصص و غیرمتخصص) به منابع اطلاعاتی غیررسمی، در آینده نهچندان دور، به کمتوجهی و شاید هم بیتوجهی کاربران به منابع اطلاعاتی سنّتی نظیر کتاب و کتابخانه بینجامد.
این تحقیق در زمینه بررسی توسعه کارآفرینانهی صنایع کوچک با رویکرد ساختاری در شهرک صنعتی اراک (1) انجام گرفته است. هدف اصلی تحقیق بررسی رابطه بین ساختار سازمانی کارآفرینانهی صنایع کوچک شهرک صنعتی اراک بوده، در این تحقیق چهار شاخص به عنوان شاخصهای توسعه کارآفرینانه ذکر گردیده که افزایش در آمد، رضایت مندی مشتری، افزایش سهم بازار، نوآوری در خدمات یا محصولات را شامل می گردد. ساختار کارآفرینانه شامل شاخصهای، انعطاف پذیری در قوانین و مقررات، شفافیت در وظایف، وجود تیم های کاری و ارتباطات سازمانی است. برای بررسی رابطه بین ساختار کارآفرینانه و توسعه کارآفرینانه از ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده گردیده است نتایج نشان میدهد که بین انعطاف پذیری در قوانین و مقررات، شفافیت در وظایف ، وجود تیم های کاری، ارتباطات سازمانی کا رآفرینانه و توسعه ی کارآفرینانه صنایع کوچک ارتباط مثبت وجود دارد.