الگوی مصرف هر جامعه ای، نقش برجسته ای در دستیابی آن جامعه به توسعه دارد؛ زیرا تغییرات آن، تأثیرات قبل توجهی بر دیگر متغیرهای کلان اقتصادی دارد. انرژی، مهم ترین کالایی است که مقوله اصلاح الگوی مصرف و رفتار مصرفی در رابطه با آن، به صورت جدی موضوعیت می یابد. با توجه به اینکه بالغ بر نیمی از انرژی در کشور متعلق به بخش خانوار است؛ نقش و جایگاه آن در مصرف انرژی، بسیار مؤثر است. مهم ترین مؤلفه تأثیرگذار بر رفتار مصرفی خانوارها، عوامل فرهنگی- اجتماعی هستند و این امر به دلیل وجود نگرش و رفتار مصرفی اعضای خانواده هاست که ریشه فرهنگی- اجتماعی دارد. در این تحقیق، سعی شده است تا منابع و نهادهای اجتماعی مؤثر بر رفتار مصرفی جامعه شهری و به تبع آن، کارایی مصرف انرژی خانوار شهری و میزان تأثیرگذاری و اهمیت هر کدام از آنها، مورد ارزیابی قرار گیرد. برای این منظور از روش های اسنادی، پیمایشی و تحلیل های کیفی استفاده شده است. داده های جمع آوری شده، مبتنی بر نظر خبرگان این حوزه بودند و با آزمون فریدمن و بهره گیری از نرم افزار SPSS، تحلیل شدند. نتایج تحقیق نشان دادند نهاد خانواده، از بیشترین میزان تأثیرگذاری برخوردار است و پس از آن، نهاد رسانه و نهادهای آموزشی، اهمیت نسبتاً یکسانی دارند. نهادهای دولتی و عمومی، شخصیت ها و چهره های مطرح اجتماعی و نیز گروه های مرجع و دوستی، در رده بعدی هستند که تأثیر نسبتاً یکسانی دارند. آخرین منبع اجتماعی، نهادهای مردمی و غیرانتفاعی می باشند که نسبت به سایر منابع و نهادهای اجتماعی ذکر شده، از تأثیر کمتری برخوردارند.
در عصر اقتصاد مبتنی بر دانش، فعالیت های ارزش آفرین سازمانها فقط متکی بر دارایی های مشهود آنها نیست؛ بلکه توانمندی سازمانها در بکار گیری دارایی های نامشهود، قدرت اصلی ارزش آفرینی آنها را شکل می دهد]4 [. سرمایه گذاری در دارایی های نامشهود در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین عوامل ارزش آفرینی برای بسیاری از بنگاه های اقتصادی می باشد. به هر حال با استفاده از استاندارهای جاری حسابداری به ندرت این سرمایه گذاری ها به عنوان دارایی شناخته می شوند. در این مقاله با استفاده از یک رویکرد انتقادی، به بررسی ادبیات موضوعی دارایی های نامشهود و برخی از چالش های پیش روی رویه های حسابداری این دارایی ها پرداخته شده است. نتایج این تحقیق نشان داد که افشای اختیاری اطلاعات دارایی های نامشهود به عنوان راهکاری به منظور برطرف کردن مشکلات شناسایی این دارایی های در صورت های مالی معرفی شده است.
در این مقاله با دیدی مبنایی به موضوع نهادهای مالی می پردازیم و راهکار خروج از انفعال نظام مالی- اسلامی را ضرورت توجه به مقوله نوآوری و تلاش برای ایجاد مهندسی مالی- اسلامی بیان می کنیم.
در نظام مالی اسلامی، مهندسی مالی به معنای خاص خود ابزاری برای توسعه این نظام استو به معنای متعارف آن که مشتقات مالی است، منحصر نمی گردد.
برای ایجاد مهندسی مالی- اسلامی که تا به امروز توجه زیادی بدان نشده است؛ باید ابتدا ساختار آن را بیان نمود و در این روند باید به فرایند نوآوری و محدودیت ها و چالش های آن از یک سو و فرصت ها و ضرورت های آن از سوی دیگر توجه داشت. در گام بعدی در مهندسی مالی- اسلامی به اصول موضوعه و مبانی اسلامی و شرعی آن باید توجه داشت و خط مشی اساسی مهندسی مالی- اسلامی از میان این مبانی اسلامی و مبانی مالی و علمی آن مشخص می گردد.
در نهایت، با شناخت شرایط کنونی نظام مالی- اسلامی و تبیین استراتژی و خط مشی این نظام و اهداف و رویکردهای نهایی آن، مبانی و هسته اساسی مهندسی مالی- اسلامی را استخراج خواهیم کرد.
منظور از این نوشته ارائه پیشنهادهایی است برای ترجمه متنهای علمی و تحقیقی بویژه آثار یونسکو در کتابداری و دانش اطلاع رسانی، تجربة نویسنده در ترجمه این آثار در مرکز اسناد و مدارک علمی و ویرایش بعضی از آنها انگیزة نوشتن این مقاله بوده است. مقاله در دو بخش است. در بخش اول دشواریها را شرح داده ایم و در بخش دوم در ضمن چند مثال، پیشنهادها را ارائه کرده ایم.
بدست آوردن مقادیر مناسب کمیتهایی نظیر دبی جرمی جریانهای هوای خشک?شونده و هوای بازیافت?کننده، دما و رطوبت مطلق هر یک از این دو جریان، همچنین سرعت دوران چرخ رطوبت?زدا، جرم مواد جاذب موجود در ماتـریس و ابعـاد و کیفیتهای ساختمانی آن، مساله طراحی بهینه چرخ رطـوبت?زدا را بسیار مشکل و پیچیده می?کند. دشواری مساٌله، به دلیل تاثیر تغییر هر یک از کمیتهای مذکور بر سایر کمیتهاست. در این مقاله، روشی ساده برای تحلیل چرخ رطوبت?زدا ارائـه شده است که ضمن سادگی، نیاز به تکرار تحلیل به ازای تغییرات تمامی مقادیر ورودی ندارد. این روش بر این پایه که حداقل رطوبت مطلق هوای خشک?شونده خروجی از چرخ رطوبت?زدا مستقل از دمای هوای بازیافت?کننده است، استوار باشد.