با وجود پیشرفت های مهم در زمینه افزایش ایمنی در آزادراه ها، توجه به اهمیت تصادفات در آزادراه ها و هزینه های انسانی و اقتصادی ناشی از آنها، لزوم مطالعه و مدل سازی در زمینه تصادفات آزادراهی را برای شناخت عوامل مؤثر در شدت تصادفات اجتناب ناپذیر می-نماید. در این تحقیق آزادراه تهران-کرج به عنوان مطالعه موردی در نظر گرفته شده است و اطلاعات مورد نیاز در خصوص تصادفات این آزادراه مربوط به سا ل های 1384 تا 1387 از سازمان ها و نهادهای ذیربط مختلف گردآوری شده است. با توجه به ماهیت رخداد حوادث رانندگی، پارامترهای متعددی در بروز این گونه حوادث و شدت آنها نقش دارند. در این تحقیق روش رگرسیون ترتیبی مورد استفاده قرار گرفته و نحوه تأثیر عوامل مختلف در شدت تصادفات با استفاده از معیارهای آماری توضیح داده شده است. برای انجام مدل سازی از نرم-افزار SPSS استفاده شده است. براساس نتایج بررسی اثر متغیرهای مختلف بر شدت تصادف و نتایج حاصل از مدل های ارایه شده در این مطالعه، عواملی نظیر هوای صاف، حجم ترافیک کمتر از 4000 وسیله نقلیه در ساعت، رانندگان دارای کمتر از 35 سال و عدم رعایت فاصله طولی از جمله عواملی هستند که نقش عمده ای در افزایش شدت تصادفات داشته اند.
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر ساختار سرمایه بر پاداش هیئت مدیره و کارایی سرمایه گذاری در شرکت های پدیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. برای اندازه گیری ساختار سرمایه از نسبت کل بدهی ها به حقوق صاحبان سهام و برای اندازه گیری کارایی سرمایه گذاری از مدل بیدل و همکاران استفاده گردیده است. به منظور بررسی این فرضیه ها داده های 115 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی سال های 1388 الی 1392 و با به کارگیری مدل های رگرسیونی چند متغیره مبتنی بر داده های ترکیبی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که ساختار سرمایه بر پاداش هیئت مدیره تأثیر معنادار و مثبت دارد. علاوه بر این، نتایج پژوهش نشان می دهد که بین پاداش هیئت مدیره و کارایی سرمایه گذاری رابطه معناداری وجود دارد.
فرهنگ به عنوان شیوه زندگی مردم در جامعه و فرهنگ سازمان به عنوان شیوه کار کارکنان یک سازمان نقش بنیادی و زیربنایی در ارتقای سطح پویایی سازمان دارد. فرهنگ صنعتی با کار مفید و سازنده در سازمان شروع و از طریق کار کیفی و نظام دار تقویت و پایدار می شود ، آنچه در سازمانهای تولیدی به فرهنگ صنعتی مشروعیت می بخشد نظم پذیری جمعی ، کار دلسوزانه و باورهای عملی به ارزش کار فکری ، یدی و سازگار شدن با شرایط ، قواعد و رفتارهای صنعت و تولید است...
در آستانه هزاره سوم ودر اوایل قرن 21، معیارها و قواعد جدید، جهانی متصل به هم را نوید می دهد، جهانی که از منطق شبکه تبعیت می کند. این پدیده را مهمترین چالش پیش روی کتابداران و اطلاع رسانان دانسته اند، چالشی که به توجهی عمیق و مطالعه ای همه جانبه نیاز دارد. به همین جهت هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر عوامل درونی بر نگرش کتابداران و اطلاع رسانان پزشکی کشور نسبت به جایگاهی است که در آینده حرفه خواهند داشت.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع پیمایشی و جامعه مورد بررسی شامل کلیه کتابداران و اطلاع رسانان شاغل در حوزه علوم پزشکی کشور می باشد. از پرسشنامه برای گردآوری داده ها استفاده شد. پرسشنامه مورد نظر در دو قسمت اصلی تنظیم گردید. علاوه بر آن یک قسمت دیگر از پرسشنامه به اطلاعات فردی اختصاص داده شد. پس از اطمینان از صحت روایى و پایایى آن، پرسشنامه مذکور در بین 1368 نفر توزیع گردید، از این تعداد 1001 نفر به آن پاسخ دادند. در محاسبات آماری که شامل توزیع فراوانی، میانگین، درصد شاخص های پراکندگی، ضریب همبستگی و آزمون دو جمله ای بود داده ها به کمک نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و سپس نتایج با استفاده از روش های آمار توصیفی در قالب جداول ارائه گردید.
یافته ها: یافته های حاصل از این مطالعه نشان داد که از 1001 نفر که به پرسشنامه پاسخ دهند، 462 نفر دارای تحصیلات کتابداری بودند. همچنین میانگین اهمیت عوامل درونی و نگرش از نگاه افراد مورد مطالعه به ترتیب 13/4 و 18/4 در مقیاس پنج بود. در بررسی اثر عوامل درونی بر نگرش مشاهده شد که غیر از مورد یک، بین سایر عوامل رابطه مثبت و معنی دار وجود داشت (001/0 (P<، به این معنی که افزایش هر کدام از عوامل درونی تاثیر مثبت بر نگرش افراد مورد نظر داشت و منجر به بهبود نگرش آنان نسبت به جایگاهشان در آینده حرفه می شد. فقط عامل یک یعنی « آگاهی قبل از حرفه» در نگاه کتابداران مورد نظر وجود نداشت. نکته قابل توجه این بود که کتابداران و اطلاع رسانان به خوبی از شرایط آینده حرفه مطلع و برای انطباق با آن تلاش می کردند.
نتیجه گیری: ایجاد بستری مناسب برای تحقق اراده کتابداران نسبت به انطباقشان با شرایطی که در آینده با آن مواجه می باشند مستلزم بازنگری در ساختار تشکیلات اداری و آموزشی این حرفه می باشد. "
همکاری بین شرکت ها در زنجیره تأمین صنایع مختلف برای دستیابی به رضایت مشتریان نهایی ضروری است، اما طبق تحقیقات مختلفی که انجام شده است، بسیاری از پروژه های همکاری توفیق لازم را نمی یابند. یکی از مهم ترین دلایل این امر عدم توجه به مسائل و اختلافات فرهنگی در ایجاد همکاری بین سازمان هاست. نظر به اهمیت موضوع، در این تحقیق ابتدا موانع مهم تعامل پذیری فرهنگی بین سازمان های همکاری کننده در زنجیره تأمین صنعت خودرو شناسایی شد و سپس این موانع با استفاده از رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری، سطح بندی گردیدند. اطلاعات مورد نیاز این پژوهش، از خبرگان و متخصصین صنعت خودرو در شهر رشت با استفاده از پرسشنامه سطح بندی موانع تعامل پذیری فرهنگی که توسط محقق بر طبق روش شناسی مدل سازی ساختاری تفسیری طراحی شده، گردآوری شده است. مطالعه نشان می دهد که رفع چهار مانع «تفاوت در جهت گیری استراتژیک سازمان ها»، «تفاوت پرسنل سازمان ها از لحاظ دانش، تجربه و ظرفیت یادگیری»، «تفاوت در زبان گفتاری سازمان ها» و «تفاوت در میزان توجه سازمان ها به یادگیری» سنگ زیربنای رفع موانع تعامل پذیری فرهنگی در زنجیره تأمین می باشند.
در این تحقیق توصیفی که از نوع پیمایشی است، نظر 360 نفر استفاده کننده از تلفن همراه، که با روش تصادفی ساده انتخاب شدند، جمع آوری شده و به کمک نرم افزارهای SPSS و LISREL تحلیل گردیده است. برای تجزیه تحلیل داده ها از تکنیک های تحلیل عاملی تاییدی و معادلات ساختاری استفاده شده است.
هدف این مقاله بررسی آثار ساختار مالکیت بر شیوه ی مدیریت وجوه نقد و موجودی های کالای شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. جامعه آماری این پژوهش شامل 67 شرکت در بورس اوراق بهادار تهران است که در بازه ی زمانی 1383 تا 1389 مورد بررسی قرار گرفته است. از تحلیل آماری رگرسیون خطی چند متغیره برای آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیه های پژوهش نشان می دهد که بین مالکیت مدیریتی و میزان نگهداری موجودی های کالا رابطه ی معکوس وجود دارد، اما بین مالکیت نهادی، مالکیت شرکتی و تمرکز مالکیت با میزان نگهداری موجودی های کالا رابطه ی معناداری وجود ندارد. هم چنین نتایج پژوهش نشان می دهد که بین مالکیت نهادی و تمرکز مالکیت با میزان نگهداری وجه نقد رابطه ی معکوس وجود دارد، اما بین مالکیت شرکتی و مالکیت مدیریتی با میزان نگهداری وجه نقد رابطه ی معناداری وجود ندارد؛ بنابراین می توان مالکیت مدیریتی را به عنوان یکی از عوامل مؤثر در بهبود شیوه ی مدیریت موجودی کالا و مالکیت نهادی و تمرکز مالکیت را به عنوان عوامل اثرگذار بر بهبود شیوه ی مدیریت وجوه نقد شرکت دانست.
امروزه، انعطاف پذیری، عنصری مهم برای بقا در محیط های بسیارپویا به شمار می رود.
در نتیجه این پیشرفت ها، محیط کسب وکار یک سازمان باید در تطابق با تغییرات، توانا باشد. یک سازمان و منابع انسانی آن باید قادر به واکنشی انعطاف پذیر نسبت به تطابق با تقاضاهای در حال تغییر باشند. انتقال و یکپارچه سازی دانش، راهی برای رسیدن به این هدف است. هدف از این پژوهش، تجزیه وتحلیل تأثیر انتقال و یکپارچه سازی دانش بر انعطاف پذیری منابع انسانی و ارائه الگو در این زمینه است. این مطالعه در دانشگاه یزد انجام شده است. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه استاندارد گومز(2005) و از پرسشنامه انعطاف پذیری منابع انسانی بلترام مارتین (2008) استفاده شده است. روایی آن توسط خبرگان دانشگاه و پایایی آن نیز توسط آلفای کرونباخ تأیید شده است. نمونه آماری طبق جدول مورگان اندازه گیری شده و 123 پرسشنامه بین کارکنان به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده توزیع شده است. شیوه پژوهش، توصیفیِ همبستگی است و داده ها، به وسیله نرم افزارSmart PLS و SPSS 21 تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد که انتقال و یکپارچه سازی دانش، تأثیر مثبت و معنی داری بر انعطاف پذیری منابع انسانی دارد.
پیش بینی حرکت قیمت سهام ازجمله مسائلی است که همواره تحلیل گران و سرمایه گذاران با آن مواجه هستند و آنان از ابزارهای مختلفی ازجمله تحلیل های بنیادی و تکنیکال برای انتخاب سهام خوب و همچنین پیش بینی روند قیمتی در روزهای آینده استفاده می کنند. آنچه تحلیل گران به آن توجه دارند، توانایی تحلیل تکنیکال در پیش بینی های کوتاه مدت می باشد. بدین منظور، در این مقاله، مدل هایی با استفاده از ابزارهای شبکه عصبی، لاجیت، پروبیت و مقدار حدی به منظور پیش بینی جهت حرکت قیمت سهم در روز بعد ارائه شده است. برای پیاده سازی و مقایسه مدل های ارائه شده، برخی از شاخص های تکنیکال روزانه سهام شرکت ایران خودرو در بورس اوراق بهادار تهران که ازجمله سهام های مورد اقبال سرمایه گذاران می باشد، بررسی شده است. بازه زمانی موردبررسی سال های 1392 تا 1397 بوده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که در آزمون نا پارامتری برابری نسبت ها، ازلحاظ آماری مدل های ارائه شده تفاوت معناداری باهم نداشته اند، اما معیارهای سنجش خطا بیان می کند که مدل پروبیت، خطای کمتری در پیش بینی سهام در بازار بورس تهران دارد.