مدیریت به عنوان شاخص ترین عامل انسانی ، نقش بسیار مهمی را در تأمین اهداف سازمان ایفا می کند. مدیران سازمان متناسب با رشد تکنولوژی و تغییر و تحولات بوجود آمد همواره با وضعیت ها و شرایط جدیدی مواجه می شوند که به منظور هماهنگی با آن ، نیازمند کسب معلومات و تخصص های ویژه ای می باشند. بنابراین تقویت و غنی سازی دانش حرفه ای و تجارب مدیران با اهمیت است. باید توجه داشت که توسعه و تحولات سازمان ها و نیز اثر بخشی مدیریت به دور از حمایت های آموزشی نیست و آموزش به عنوان وسیله تأمین و بازسازی ساختار این تجارب وظیفه پر کردن خلاء معلومات فنی – تخصصی و مهارت های لازم برای اجرای صحیح مسئوولیت ها بر دوش دارد.محققین و صاحبنظران علم سازمان براین باورند که برای افزایش کارایی و عملکرد مدیران و بهسازی مدیریت سازمان ها باید به اموزش های مدیریتی متوسل شد. هرچند که در کشورهای در حال رشد به دلیل حاکم بودن نظام سنتی بر سازمان ها و نبود برنامه های دراز مدت ، به امر آموزش کمتر بها داده می شود، اما با گذشت زمان و توسعه نظام های اجتماعی ، سازمان ها دست کم به منظور ادامه حیات یا تأمین حداقل منافع خود مجبورند نقاط قوت و ضعف عملکرد مدیران و نتایج تصمیمات آنان را مورد مداقه و بررسی قرار داده و جهت تقویت یا مرتفع ساختن آن اقدامات لازم را به عمل آورند. جامه عمل پوشاندن چنین جریانی یازمند اجرای فرایند آموزش است؛ این فرایند از بررسی ابتدایی ترین مرحله یعنی مصاحبه با مدیران و ارزیابی ویژگی ها و عملکرد های آنان شروع شده و به عملیات آموزشی( تعیین نیاز آموزشی، برنامه ریزی آموزشی ، اجرا ، ارزشیابی ) منتهی می شود. این مقاله نتیجه می گیرد که بالندگی و نیاز آموزشی مدیران در به هنگام کردن دانستنی ها امری نیست که با اجرای یک یا چند دوره آموزشی خاتمه یافته تلقی شود، اهذا طراحی یک نظام مداوم آموزشی برای ارتقاء کیفیت عملکرد مدیریت سازمان ها امری ضروری و اجتناب ناپذیر است.
شش سیگما پدیده شگفت انگیزی است که در صنعت مورد اقبال عمومی قرار گرفته است. اما دارای شالوده نظری و مبنای تحقیقاتی خاصی به جز مطالعه کارهای عملی نیست. شش سیگما از نقطه نظر تجاری در جهان کسب و کار به عنوان یک استراتژی کسب و کار، برای بهبود سودبخشی تجاری تعریف شده است تا کارایی و اثر بخشی در همه عملیاتی که منجر به برآورده شدن نیازها و توقعات ...
در تحقیق حاضر تلاش شده است که رابطه میان میزان سهام شناور آزاد شرکت ها و ضریب قیمت به درآمد آن ها با استفاده از داده های مربوط به شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی سال 1383 تا 1389سنجیده شود. از سوی دیگر علاوه بر تلاش برای پاسخ به پرسش فوق، کوشش شده است که رابطه مذکور در میان صنایع مختلف نیز مورد آزمون قرار گیرد. با استفاده از نمونه گیری حذفی، داده های مربوط به 79 شرکت از میان صنایع مختلف جمع آوری شدند. بررسی فرضیه های تحقیق به کمک آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیونی در دوره مورد نظر گواه بر رابطه مثبت میان این دو متغیر است. همچنین در اغلب صنایع مورد آزمون نیز این رابطه مثبت و معنی دار تأیید شده است.
روش های تحلیلی یعنی تجزیه و تحلیل نسبت ها و روندهای عمده ، شامل مقایسه ارزش های مورد انتظار حسابرسی با اقلام واقعی مندرج در صورت های مالی و حدود تغییراتی است که ممکن است به طور معقول در ارزش ها رخ داده باشد. حسابرسان هنگام اجرای روش های تحلیلی، فرض می کنند که هزینه ها متناسب با نوسان های فروش، تغییر می کند. بنابراین، درک صحیح تر نحوه تغییر هزینه ها نسبت به نوسان های فروش می تواند به حسابرسان در بهبود اجرای رویه های تحلیلی کمک کند و در نهایت کیفیت حسابرسی را افزایش یابد. همچنین، حسابرسی مستقل می تواند به طور مؤثری بر رفتار فرصت طلبانه مدیران نظارت و آنرا محدود کند و در نهایت چسبندگی هزینه ها را کاهش دهد. هدف اصلی این پژوهش، بررسی رفتار چسبندگی هزینه ها در سه سطح بهای تمام شده کالای فروش رفته، هزینه های اداری، عمومی و فروش و سایر هزینه های عملیاتی و تأثیر آن بر کیفیت حسابرسی طی سال های 1383 تا 1392 در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از آنالیز رگرسیون خطی لجیستیک استفاده شده است. نتایج حاصل از تعداد 114 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران نشان می دهد که بین رفتار چسبندگی بهای تمام شده کالای فروش رفته و کیفیت حسابرسی یک رابطه منفی و معنادار وجود دارد. همچنین، نتایج این پژوهش نشان داد که بین رفتار چسبندگی هزینه های اداری، عمومی و فروش با کیفیت حسابرسی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بین رفتار چسبندگی سایر هزینه های عملیاتی با کیفیت حسابرسی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. در واقع نتایج پژوهش نشان می دهد که با افزایش رفتار چسبندگی هزینه ها در هر سه سطح سه سطح بهای تمام شده کالای فروش رفته، هزینه های اداری، عمومی و فروش و سایر هزینه های عملیاتی، کیفیت حسابرسی کاهش یافته است.
ییکی از مهمترین چالش های پیش روی شرکت ها، تأمین مالی وجوه مورد نیاز برای فعالیت های جاری و سرمایه گذاری می باشد. نحوه تأمین مالی شرکت ها تحت تأثیر عوامل بسیار زیاد و متفاوت درون و برون سازمانی قرار دارد. از سویی دیگر تحقیقات مختلفی نشان داده است که با توجه به مشکلات تئوری های سنتی ساختار سرمایه، یکی از عوامل تأثیرگذار بر مسائل تأمین مالی شرکت ها، انعطاف پذیری مالی است. این مطالعه به بررسی رابطه بین انعطاف پذیری مالی و نوع تأمین مالی (بدهی یا انتشار سهام) می پردازد. برای این منظور از میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، 108 شرکت انتخاب و اطلاعات مالی مربوط به سال های1382 تا 1392 آنها مورد بررسی قرار گرفت. برای انجام این مطالعه، ابتدا با استفاده از مدل فالکندر و وانگ (2006)، ارزش نهایی وجه نقد که شاخصی برای تعیین انعطاف پذیری مالی است، محاسبه شده و سپس با استفاده از رگرسیون لجستیک ساده و چند گانه، به بررسی تأثیر انعطاف پذیری مالی بر تأمین مالی از طریق سهام یا بدهی یا ترکیبی از آنها پرداخته شده است. نتایج پژوهش، نشان می دهد که انعطاف پذیری مالی با انتشار بدهی های موقت شرکت ها دارای رابطه مثبت و معناداری بوده ولی با انتشار سهام دارای رابطه معناداری نمی باشد. در این مطالعه منظور از بدهی های موقت، بدهی های بالاتر از اهرم بهینه برآوردی می باشد.
شرکت های کوچک و متوسط نقش عمده ای در اقتصاد ملی دارند. برخورداری از فرایندهای الکترونیکی فرصت های زیادی را برای این شرکت¬ها برای مشارکت در بازارهای منطقه ای و بین المللی فراهم می¬آورد. هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل موثر بر پیاده سازی کسب و کار الکترونیک در شرکت های کوچک و متوسط است. بدین منظور پس از بررسی پیشینه پژوهش و استخراج 61 شاخص در قالب 10بعد به عنوان عوامل موثر بر پیاده سازی کسب و کار الکترونیک در شرکت های کوچک و متوسط، وضعیت شرکت های مورد مطالعه بررسی گردید و در ادامه، درجه اهمیت هر یک از عوامل با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی مشخص و در نهایت، مهم ترین شاخص ها با استفاده از تاپسیس فازی شناسایی گردید. نتایج نشان می دهد وجود آدرس اینترنتی، بالا بودن سیستم های ارتباطی در سازمان، مدیریت منابع فیزیکی و مالی، آماده¬سازی برای تولید، اندازه و سطح تولید کالا، حمایت از مصرف کننده، وجود تعرفه¬های گمرکی، سیستم حمل و نقل، توسعه کارت-های اعتباری و فرهنگ سازمانی، مهم ترین مولفه¬های موثر بر پیاده¬سازی کسب و کار الکترونیک در شرکت های کوچک و متوسط است.
با وجود پیشرفت های مهم در زمینه افزایش ایمنی در آزادراه ها، توجه به اهمیت تصادفات در آزادراه ها و هزینه های انسانی و اقتصادی ناشی از آنها، لزوم مطالعه و مدل سازی در زمینه تصادفات آزادراهی را برای شناخت عوامل مؤثر در شدت تصادفات اجتناب ناپذیر می-نماید. در این تحقیق آزادراه تهران-کرج به عنوان مطالعه موردی در نظر گرفته شده است و اطلاعات مورد نیاز در خصوص تصادفات این آزادراه مربوط به سا ل های 1384 تا 1387 از سازمان ها و نهادهای ذیربط مختلف گردآوری شده است. با توجه به ماهیت رخداد حوادث رانندگی، پارامترهای متعددی در بروز این گونه حوادث و شدت آنها نقش دارند. در این تحقیق روش رگرسیون ترتیبی مورد استفاده قرار گرفته و نحوه تأثیر عوامل مختلف در شدت تصادفات با استفاده از معیارهای آماری توضیح داده شده است. برای انجام مدل سازی از نرم-افزار SPSS استفاده شده است. براساس نتایج بررسی اثر متغیرهای مختلف بر شدت تصادف و نتایج حاصل از مدل های ارایه شده در این مطالعه، عواملی نظیر هوای صاف، حجم ترافیک کمتر از 4000 وسیله نقلیه در ساعت، رانندگان دارای کمتر از 35 سال و عدم رعایت فاصله طولی از جمله عواملی هستند که نقش عمده ای در افزایش شدت تصادفات داشته اند.
این پژوهش، با هدف بررسی رابطه ی بین شایستگی های عاطفی- اجتماعی مدیران با رضایت کارکنان از کیفیت زندگی کاری اجرا شده است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی و جامعه ی آماری آن، کلیه ی کارکنان ستادی نواحی چهارگانه ی آموزش و پرورش شیراز بوده اند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 201 نفر انتخاب شدند.ابزارهای مورد استفاده، شامل سیاهه ی شایستگی عاطفی و اجتماعی (ESCI) بویاتزیس (2007) و مقیاس رضایت از کیفیت زندگی کاری فوریه (2004) بود. نتایج نشان داد که: 1. وضعیت شایستگی های عاطفی- اجتماعی و کیفیت زندگی کاری از حد مطوب پایین تر است. 2. از دیدگاه کارکنان، مدیران در شایستگی کارجمعی بالاترین و در بعد نفوذ و تأثیر پایین ترین میزان شایستگی را دارند.
3. کارکنان از عوامل اجتماعی محیط کاری بیشترین و از جوسازمانی کمترین میزان رضایتمندی را نشان دادند. 4. شایستگی های عاطفی- اجتماعی مدیران پیش بینی کننده ی مثبت و معنادار رضایت از کیفیت زندگی کاری کارکنان شناخته شد
تا کنون، نظریه ها و مدل های مختلفی برای حل و فصل منازعات ارائه شده، اما نظریه و مدل خاصی برای حل و فصل اختلاف ها و منازعات سرزمینی وجود ندارد. پژوهش حاضر با بررسی این فرضیه که اختلاف ها و منازعات سرزمینی، ریشه و گستره منطقه ای دارند، به دنبال ارائه الگویی برای بازنمایی فرایند حل و فصل منازعات سرزمینی است. مطابق مدل طراحی شده، همچنانکه ریشه ها و شرایط اختلاف ها، گستره منطقه ای دارند، اتخاذ روش ها و تاکتیک های مبتنی بر توان های منطقه ای می تواند به حل و فصل آنها کمک کند. نگاه کشورها به اختلاف، روش در پیش گرفته شده برای حل آن و سودمندی متقابل برآمده از به کارگیری روش های مسالمت آمیز، از پیش زمینه های مورد نیاز در حل منازعات منطقه ای است.
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر ساختار سرمایه بر پاداش هیئت مدیره و کارایی سرمایه گذاری در شرکت های پدیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. برای اندازه گیری ساختار سرمایه از نسبت کل بدهی ها به حقوق صاحبان سهام و برای اندازه گیری کارایی سرمایه گذاری از مدل بیدل و همکاران استفاده گردیده است. به منظور بررسی این فرضیه ها داده های 115 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی سال های 1388 الی 1392 و با به کارگیری مدل های رگرسیونی چند متغیره مبتنی بر داده های ترکیبی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که ساختار سرمایه بر پاداش هیئت مدیره تأثیر معنادار و مثبت دارد. علاوه بر این، نتایج پژوهش نشان می دهد که بین پاداش هیئت مدیره و کارایی سرمایه گذاری رابطه معناداری وجود دارد.