هر چند، فقرزدایی در نواحی روستایی از برجسته ترین اهداف بیشتر برنامه های تعدیل اقتصادی به شمار می رفت، اما مطالعات انجام شده حاکی از افزایش تدریجی فقر روستایی به دلیل شیوه های نامناسب مطالعه و اجراست. پرسش اصلی این است که «آیا با تغییر شیوه مطالعه و اجرای برنامه ها، می توان میزان فقر مناطق روستایی را کاهش داد؟». در بیشتر موارد، این گونه برنامه ها با مشارکت حداقلی افراد و آن هم گروه های صاحب قدرت در نقاط روستایی به اجرا درآمده است. مطالعه حاضر، با بهره گیری از روش ساپ در منطقه حسین آباد شهرستان سربیشه، و با تعیین اهمیت و جایگاه برنامه های عمرانی و اجتماعی در تامین معاش فقرا، به بررسی شیوه های مدیریت و مداخله در این گونه مناطق می پردازد. نتایج بررسی نشان دهنده کاهش چشمگیر میزان فقر در پی اجرای برنامه هایی است که پس از تهیه و تدوین با روش های اصولی و مبتنی بر نظر ساکنان این مناطق اجرا شده اند، کاهشی که تحقق آن بیشتر مرهون تنوع بخشی به شیوه های تامین معاش بوده است. همچنین، این بررسی نشان می دهد که گذشته از تامین درآمد، باید فراهم سازی امکانات رفاهی و بهداشتی این مناطق نیز مورد توجه قرار گیرد.
موضوعی که مورد علاقه محققان مدییت راهبردی است کارآمدی فرآیند تدوین و اجرای راهبرد است که تحقیق حاضر بر آن تاکید دارد. بررسی ادبیات موضوع نشان می دهد که به رغم تحقیقات بسیار گسترده جهانی در رابطه با این موضوع هنوز هیچ تعریف منحصر به فردی در مورد تدوین راهبرد وجود ندارد. در نتیجه دامنه گسترده ای از چارچوب های مفهومی برای تدوین و اجرای راهبردها وجود دارد. تعداد کمی از آن ها بر شرایط عملی تاکید دارند. این مقاله شکاف موجود بین تدوین راهبرد و اجرای آن را تعیین کرده و به مهمترین عواملی که باعث این شکاف می شود توجه می کند. همین طور مقاله رابطه بین فرآیند برنامه ریزی راهبردی و تغییر محیط را بررسی می کند.
در حال حاضر، سازمانها با تعدد و تنوع ذینفعان و به تبع آن، خواستهها و انتظارات روبهرو بوده، به علت عقلانیت اقتصادی و یا عدم توانمندی در تأمین امکانات و تجهیزات لازم، قادر به پاسخگویی مطلوب نیستند. برقراری و توسعه ارتباطات بین سازمانی به عنوان راهکاری برای این امر مطرح است که در حال حاضر، بیش از پیش مصداق یافتهاست. در واقع، سازمانها، خواسته یا ناخواسته مجموعهای از ارتباطات را با سایر سازمانها انجام میدهند که علیالقاعده بخشی از مشکلات و چالشها و در نقطه مقابل بخشی از مزیتهای رقابتی و کارامدی آنها در این حوزه قابلطرح و بررسی است. با عنایت به این موضوع، مقاله حاضر به ارائه مدلی مبتنی بر شبیهسازی جهت بررسی و تحلیل ارتباطات بین سازمانی پرداختهاست. در این مدل، ارتباطات بین سازمانی با نگرش فرایندی، شناسایی و مستندسازی شده و از لحاظ حجم، زمان، نیروی انسانی درگیر، شبکه وابستگی متقابل و تصمیمگیریها مورد بررسی و تحلیل قرار میگیرند و بر اساس نتایج حاصل، اقدام به طراحی مجدد یا بهبود فرایندهای مربوط میشود. مطلوبیت این تغییرات بار دیگر به کمک شبیهسازی بررسی و در صورت تأیید، اقدام به پیادهسازی آنها میشود. این مدل در دفتر امور صنایع تبدیلی و تکمیلی بخش کشاورزی وزارت جهاد کشاورزی اجرا شدهاست.
اجتناب مالیاتی، نوعی استفاده از خلأهای قانونی در قوانین مالیاتی به منظور کاهش مالیات است که می تواند از طریق انتقال درآمد به یک منطقه با مالیات کم و یا قیمت گذاری انتقالی انجام شود. در اغلب پژوهش هایی که تاکنون با هدف تبیین عوامل مؤثر بر اجتناب مالیاتی صورت گرفته، تأکید بر ویژگی های خاص شرکت ها بوده است؛ این در حالی است که پژوهش های اخیر، ویژگی های شخصیتی مدیران را به عنوان یکی از مهم ترین عوامل تعیین کننده اجتناب مالیاتی بررسی می کند. نتایج پژوهش های پیشین نشان می دهد یکی از عوامل تعیین کننده اجتناب مالیاتی، مفهوم توانایی مدیریت است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر توانایی مدیریت بر اجتناب مالیاتی است. جامعة آماری پژوهش را شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1386 تا 1393 تشکیل می دهد. در این پژوهش برای اندازه گیری اجتناب مالیاتی از دو سنجة نرخ مؤثر مالیات نقدی و تفاوت سود حسابداری و سود مشمول مالیات استفاده شده است. به منظور دستیابی به اهداف پژوهش، دو فرضیه تدوین و برای آزمون آنها، روش های آماری رگرسیون خطی چند متغیره به کار رفته است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان می دهد توانایی مدیریت، تأثیر مثبت معناداری بر اجتناب مالیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران دارد. همچنین یافته ها نشان دهنده تأثیر غیرمستقیم اندازه شرکت و اهرم مالی بر اجتناب مالیاتی است.
توان تجزیه و تحلیل و قدرت پیش بینی مهم ترین عامل در تصمیمات سرمایه گذاری می باشد که خود به عوامل متعددی از قبیل سود آتی، قیمت سهام، بازده سهام، ریسک و غیره بستگی دارد. این تحقیق نقش ذهنیت گرایی سرمایه گذاران در مورد پیش بینی سود شرکت ها و اینکه آیا استفاده از اطلاعات حسابداری مالی می تواند موجب حذف یا کاهش ذهنیت گرایی سرمایه گذاران گردد را مورد بررسی قرار می دهد. در این طرح تجربی 114 سرمایه گذار مشارکت داده شدند که اثرات توان تجزیه و تحلیل و قضاوت ذهنی آنها در سرمایه گذاری های انجام شده مورد بررسی قرار گرفت. از جمله عوامل ذهنیت گرایی همانا « پیشداوری » می باشد که یک مفهوم روانشناسی است که مانعی بر«قضاوت منطقی» رفتارهای افراد می باشد. نتایج حاصله از تحقیق حاکی از آن است که یکی از راه های کم اثر کردن یا حذف آن « راهنمایی » و « ارائه اطلاعات » در قضاوت رخدادهای آتی می باشد. این مطالعه همچنین مورد رسیدگی قرار می دهد که آیا دسترسی به صورت های مالی در زمانی که سرمایه گذاران نیاز به پیش بینی در مورد سودآوری آتی شرکت ها دارند، می توانند در کاهش تعصبات و پیشداوری آنها نقش مؤثر داشته باشد؟ نتایج مطالعه حاکی از آن است که استفاده از اطلاعات حسابداری مالی می تواند در فرایند پیش بینی تعصبات داوری را کاهش دهد (البته نه به معنی حذف کامل آن). در این تحقیق زمانی که نمونه ای از دانشجویان و کارشناسان مالی مورد آزمون قرار گرفتند، تعصبات کاملاً حذف گردید. این نتایج نشان می دهد که «آموزش» و «نحوه استفاده از صورتهای مالی» اعتماد بیشتری روی اطلاعات ایجاد می کند و استفاده کنندگان به صورت های مالی اتکاء بیشتری خواهند داشت.
"مقدمه: تعیین خدمات بستهی بیمهی درمان پایه، همواره یکی از چالشهای اساسی سازمانهای بیمهای بوده است. به عبارت دیگر، این سازمانها همیشه با این سؤال روبهرو بودهاند که با توجه به محدودیت منابع، برای تعیین خدمات این بسته چه معیارهایی را مورد توجه قرار دهند. بدون تعیین معیارهای تاثیرگذار بر تدوین بستهی بیمهی درمان پایه و در نظر گرفتن نقش واقعی آنها، بدون شک بستهی خدماتی تعریف میشود که از نظر سیاسی غیر قابل قبول است، از جهت مالی امکانپذیر نیست، از منظر فنی ناکاراست و یا مجموعهای از این مشکلات را دارد. این مطالعه با هدف تعیین معیارهای اطلاعاتی برای خدمات بستهی بیمهی درمان و اهمیت هر کدام از آنها در تدوین این بسته، انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر مطالعهای توصیفی– مقطعی بود که در سال 1387 انجام گرفت. در مرحلهی اول مطالعه، با 20 نفر از کارشناسان و دستاندرکاران بیمهی سلامت کشور، مصاحبهای صورت گرفت و در ادامه، معیارهای مورد استفاده این مصاحبهها به همراه معیارهای استخراج شده از مطالعهی مفهومی، جمعآوری و طبقهبندی گردید. در مرحلهی دوم مطالعه، معیارهای جمعآوری شده در قالب یک پرسشنامه، به علت نظرخواهی در اختیار 52 نفر از کارشناسان سازمانهای بیمهگر پایه گذاشته شد. با استفاده از روش اعتبار محتوا و همچنین آزمون- بازآزمون (84/0 r =) اعتبار و روایی پرسشنامه تایید شد. برای تحلیل دادهها در مرحلهی اول از نرمافزار Atlas-Ti و روش تحلیل محتوا و در مرحلهی دوم از نرمافزار SPSS و روش آمار توصیفی استفاده گردید.
یافتهها: معیارهای استخراج شده از مرحلهی اول در قالب 32 معیار و 6 گروه طبقهبندی گردید. کارشناسان بیمهای کشور معتقد بودند که مهمترین معیارهای تعیین کننده محتوای بستهی بیمهی درمان پایه در حال حاضر شامل معیارهای «قابلیت اجرایی»، «دیدگاه افراد و گروههای سیاسی»، «هزینه مداخلات» و «تعلق داشتن افراد بیمار به گروههای آسیبپذیر» میباشند. این کارشناسان به «هزینه- اثربخشی» خدمات، «اثربخشی خدمات»، «اعتبار مستندات» و «عدالت» به عنوان مهمترین معیارهایی که از طریق آنها میتوان خدمات بسته را به طور مناسبی تعیین نمود، اشاره کردند.
نتیجهگیری: برای تدوین مناسبتر خدمات بسته بیمه درمان پایه، پیشنهاد میگردد که شرایط لازم برای انجام مطالعات هزینه-اثربخشی مهیا شود و نتایج این مطالعات، جایگزین معیارهایی نظیر اعمال نفوذ گروههای مختلف در تعیین خدمات بسته بیمه درمان پایه گردد. "
این پژوهش درصد شناسایی نقش آموزش عالی در تبادلات فرهنگی ملل مختلف می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی می باشد. نمونه مورد پژوهش شامل کلیه متخصصان و صاحبنظران و اساتید عرصه فرهنگ و آموزش عالی می باشد که با توجه به وسعت جامعه مورد پژوهش با روش سرشماری نمونه گیری صورت پذیرفت و 67 نفر به عنوان نمونه مورد پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش از دو روش کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه 30 گویه ای) استفاده شده است. مهمترین مولفه های شناسایی شده بر اساس مطالعه ادبیات پژوهش شامل: ایجاد فضای فکری، پذیرش تکثر فرهنگی، تصحیح محیط ادراکی- روانشناختی ملتها، پرهیز از سلطه جویی، رفع موانع سیاسی و دیپلماتیک، خلق معانی مشترک، دستیابی به فهم و استنباط مشترک، جلوگیری از تحجر، رقابت بین کلیه فرهنگها، توازن میان اولویتهای داخلی و خارجی می باشند که در این میان مولفه جلوگیری از تحجر در جایگاه نخست و مولفه های ایجاد فضای فکری و تصحیح محیط ادراکی- روانشناختی ملتها در جایگاه دوم و سوم اهمیت نقش و جایگاه آموزش عالی در تبادل فرهنگی میان کشورها قرار دارند.
مقدمه: پرونده ی پزشکی بیمار مهم ترین منبع برای تحقیقات،آموزش پزشکی و مراجع قضایی به شمار میرود و عملکرد پزشک به عنوان سرپرست تیم درمانی در مورد ثبت دقیق و صحیح اطلاعات، حایز اهمیت میباشد. ثبت کامل تمام موارد شکستگی در شرح تشخیص لازم و ضروری است. از این رو تحقیق حاضر به منظور تعیین میزان رعایت اصول تشخیص نویسی در پرونده های پزشکی بیماران بستری به علت شکستگی در بیمارستان شهید مطهری ارومیه انجام گرفت.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی- مقطعی بود و بر روی پرونده ی بیماران بستری دچار شکستگی در سال 1386 بیمارستان شهید مطهری دانشگاه علوم پزشکی ارومیه انجام شد. تعداد 400 پرونده ی بیماران بستری دچار شکستگی به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب گردید، سپس ثبت یا عدم ثبت اطلاعات مورد نیاز شامل محل آناتومیک، نوع، شکل، علت خارجی و جراحات همراه شکستگی در چک لیستی که روایی و پایایی آن مورد تأیید صاحب نظران قرارگرفته بود، جمع آوری گردید و نتایج به صورت جداول فراوانی ارایه گردید.
یافته ها: بیشترین میزان ثبت مربوط به محل یا موضع شکستگی (25/91 درصد) و کمترین میزان ثبت مربوط به شکل شکستگی (7 درصد) بود. در هیچ پرونده ای همه ی موارد نوع، شکل، محل، علت و جراحات همراه شکستگی در شرح تشخیص نوشته نشده بود و فقط در 25/1 درصد از پرونده ها، 4 مورد از موارد شکستگی به طور کامل در پرونده ثبت شده بود.
نتیجه گیری: ثبت ناقص تشخیص نهایی توسط پزشکان، یکی از مشکلات مهم مستندسازی است. پرونده نویسی یکی از مسؤولیت های مهم پزشک و کادر درمانی است، اما نتایج به دست آمده نشان میدهد که این مسؤولیت جدی گرفته نشده است. برگزاری کارگاه های آموزشی برای پزشکان و برقراری پشتوانه های اجرایی میتواند میزان رعایت اصول مستندسازی در پرونده های بیماران را ارتقا دهد.
امروزه توجه به مقوله معنویت گرایی در حال گسترش به همه حوزه های مطالعاتی مدیریت و سازمان در فرهنگ ها و کشورهای مختلف است.هدف این مقاله کنکاشی است پیرامون علاقه مندی و گرایش روزافزون اندیشمندان، مدیران و سازمانها به مطالعه تاثیر معنویت در حیات سازمانی با رویکردی ویژه به جایگاه و نقش معنویت در سازمانهای بخش عمومی. در واقع؛ با طرح دیدگاهها و رویکردهای گوناگون موجود در این عرصه، تلاش می شود تا تبیین نسبتا جامعی از معنویت گرایی و تاثیرات احتمالی آن بر ابعاد مختلف حیات اجتماعی و سازمانی (با محوریت بخش عمومی و دولتی) ارائه و راهی پیش روی محققان آینده گشوده شود.روش: توصیفی- اسنادی است.یافته: امروزه تاثیرگذاری معنویت گرایی در بسیاری قلمروها و حوزه های علمی، همچنین بر مدیریت و سازمان، غیرقابل انکار است. علاوه بر این، به نظر می رسد که بررسی بیشتر رابطه معنویت و مدیریت دولتی ضروری است.
این پژوهش به بررسی چگونگی ارتباط توانایی مدیریت با حق الزحمه و تعدیل اظهارنظر حسابرسی به دلیل ابهام در تداوم فعالیت نمونه ای از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1382 تا 1392 می پردازد. به منظور سنجش توانایی مدیریت از نمره توانایی مدیریت منتج از مدل دومرحله ای تحلیل پوششی داده های ارائه شده توسط دمرجیان و همکاران (2012) استفاده شده است. ضمن اینکه حق الزحمه و اظهارنظر حسابرس در مورد ابهام در تداوم فعالیت واحد تجاری به عنوان شاخص هایی از ریسک حسابرسی در نظر گرفته شده اند. نمونه مورد مطالعه این پژوهش شامل 94 شرکت و 1034 مشاهده سال شرکت است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان می دهد که با افزایش میزان توانایی مدیران، حق الزحمه حسابرسی و احتمال وجود بند ابهام در تداوم فعالیت در گزارش حسابرسی واحد تجاری کاهش می یابد. به صورت کلی، یافته های تحقیق نشان می دهد که توانایی مدیریت، عاملی تأثیرگذار بر تصمیمات حسابرسان است. این نتایج ازآن رو اهمیت دارد که شواهد تجربی چندانی در خصوص رابطه بین خصوصیات مدیریت و تصمیمات حسابرسان وجود ندارد.
صنایع الکترونیک با توجه به ویژگی های منحصر به فردش، تنها صنعتی است که دارای رشد 15درصد در جهان است. این صنعت از نظر تحول و نوآوری بیش ترین درصد پیشرفت را به خود اختصاص داده، به طوری که پدید آمدن محصولات جدید الکترونیکی، تحولات عظیمی را در زندگی بشر ایجاد کرده است [1]. تنوع محصولات الکترونیک مصرفی، استفاده از تکنیک های پیچیده بازاریابی، استفاده از فناوری های تولید و محصول و سایر پیشرفت های فناورانه باعث گردیده که این محصولات با گروه عظیمی از مشتریان، بتوانند بازارهای بسیاری را کسب کنند [2]. از آن جا که شرکت های تولید کننده محصولات الکترونیک مصرفی در کشور با چالش های متعددی مواجه هستند، در این مقاله سعی می شود مشکلات و وضعیت فعلی صنایع الکترونیک مصرفی کشور مورد شناسایی قرارگیرد. براساس یافته های این پژوهش، وضعیت این صنعت در کشور رو به رکود و مواجه با چالش های اساسی، ازجمله ضعف فناوری تولید، فشار رقبای خارجی و ... است و پیشنهادهایی جهت رفع مشکلات این صنایع ارائه گردیده که مهم ترین آن ایجاد انجمن صنایع الکترونیک مصرفی کشور متشکل از چند انجمن موجود به صورت یک نهاد غیردولتی فعال است که به جهت دهی و اطلاع رسانی بازار و فناوری صنایع کمک کند.
در محیط رقابتی امروز، سازمان ها برای ادامه حیات ناگزیر به کسب مزیت رقابتی هستند و در این راستا یکی از مقولاتی که به کمک کارشناسان سازمانی می آید فناوری اطلاعات است. استفاده از هر سیستمی برای بهبود وضعیت نیازمند یکسری آمادگی های قبلی است و بدون شک زمانی که کارکنان در جریان نوسانات قرار گیرند می توانند با شرایط خود را وفق دهند. اما فراسوی این توصیفات، مسئله این است که تاثیر تغییرات بر عملکرد کارکنان و در نهایت عملکرد سازمان چگونه خواهد بود. هدف این پژوهش بررسی تاثیر آمادگی فناوری بر عملکرد سازمانی است. جامعه آماری این پژوهش شامل شرکت های تولیدی شهر تهران بودند و حجم نمونه 78 شرکت تعیین گردید که تعداد 233 پرسشنامه به روش نمونه گیری تصادفی نظام مند جمع آوری شد. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه بود که ضریب آلفای کرونباخ آن برابر 88/0 به دست آمد. بر اساس تحلیل معادلات ساختاری PLS مشخص شد که آمادگی فناوری بیشترین تأثیر مثبت را بر عملکرد سازمان به هنگام استقرار یک فناوری دارد و از طرف دیگر بُعد «خوش بین بودن» یکی از ابعاد آمادگی فناوری، کمترین تأثیر را بر عملکرد سازمانی دارد. در نهایت پذیرش فناوری به صورت مستقیم بر عملکرد تاثیر ندارد و همچنین نقش تعدیل گر بین آمادگی فناوری و عملکرد ایفا نمی کند.
در سال های اخیر، بسیاری از شرکت ها به این باور رسیده اند که یکی از با ارزش ترین دارایی های آنها، برندهای محصولات و خدمات آنها می باشد. شناخت هر چه بیشتر و دقیق تر مفاهیمی چون رضایت از برند و سازه های شکل دهنده آن، دانش دست اندر کاران در این حوزه را عمیق تر خواهد کرد و طراحی و برنامه ریزی بهتری در حوزه فعالیت های فروش و برند سازی در اختیار قرار خواهد داد. بنابراین هدف اصلی مطالعه حاضر بررسی اثر رضایت از برند بر قصد خرید مجدد مصرف کننده است. همچنین هدف دیگر تحقیق بررسی نقش تعدیلگرانه سبک زندگی و ارزش لذت جویانه در این رابطه است. تحقیق حاضر یک پژوهش کاربردی و توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق را مشتریان لوازم خانگی ایرانی و خارجی در شهر تهران تشکیل می دهند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه است که در اختیار 413 نفر از مشتریان به صورت در دسترس به عنوان نمونه قرار داده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی تأییدی و حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان داد که رضایت از برند و ابعاد آن شامل خوشنودی، خوشحالی و قانع بودن از برند تأثیر معناداری بر قصد خرید مجدد مشتریان لوازم خانگی دارد. همچنین متغیرهای سبک زندگی و ارزش لذت جویانه رابطه میان رضایت از برند و قصد خرید مجدد را به طور مثبت و معناداری تحت تأثیر قرار می دهد
هدف این مقاله، شناسایی عوامل اثرگذار بر بهکارگیری موفق تجارت الکترونیک در بنگاه های کوچک و متوسط در ایران است. بدین منظور ابتدا با بررسی پیشینهی تحقیق شاخص های اثرگذار، استخراج و در قالب پرسش نامه ای از صاحب نظران علمی این حوزه در سطح شهر تهران و مدیران بنگاه های کوچک و متوسط مستقر در شهرکهای صنعتی شهر تهران سوال شد. طبق محاسبه های فرمولی با توجه به نامحدود بودن حجم جامعهی آماری، نمونهی آماری این تحقیق شامل 150 نفر بوده است که 102 نفر از آن ها پرسش نامه های تحقیق را پاسخ دادند (نرخ بازگشت 68?). روش نمونه گیری استفاده شده برای انتخاب این افراد ""نمونه گیری هدف مند قضاوتی"" بوده است. پس از دسته بندی شاخص ها با تحلیل عاملی اکتشافی، با استفاده از تکنیک الگوسازی معادله های ساختاری، روابط ساختاری این الگو آزمون شد. طبق یافته ها، کلیهی شاخص های برازش الگو در دامنهی قابل قبول بوده و تایید شدند. نتایج نشان داد که بلوغ بازارهای برخط (آنلاین) و زیرساخت فناوری شرکت دارای بیش ترین میزان اثرگذاری و هم بستگی هستند. در بخش پایانی، کاربردهای این الگو همراه با پیشنهادهای علمی و اجرایی بحث شده است.