هزینه معاملات سهام یکی از پیامدهای نامطوب ریز ساختار بازار سرمایه است که بر عملکرد بازارهای مالی و سنجش نقدشوندگی سهام تاثیر زیادی دارد. در صورتی که اطلاعات داخلی شرکت به طور قابل اتکاء و به موقع افشاء نشود سرمایه گذاران از معاملاتشان متضرر می شوند. در این راستا، پژوهش حاضر اثر کیفیت افشاء از نظر امتیاز قابلیت اتکاء و به موقع بودن بر هزینه معاملات سهام بررسی کرده است. بدین منظور، نمونه آماری متشکل از 97 شرکت از شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران در طی سال های 1386 تا 1395 می-باشد. برای تجزیه و تحلیل آزمون فرضیه های پژوهش از مدل رگرسیونی چند متغیره با روش داده های تابلویی و رویکرد اثرات ثابت استفاده شده است. نتایج پژوهش بیان گر این است که هر دو امتیاز قابلیت اتکاء و به موقع بودن کیفیت افشا باعث کاهش هزینه معاملات سهام می شود. این یافته ها استدلال می کند هنگامی که اطلاعات شرکت ها به طور صادقانه و به موقع افشاء شوند میزان عدم تقارن اطلاعاتی کاهش می یابد و سرمایه-گذاران هزینه معاملاتی کمتری متحمل می شوند.
یکی از متغیرهای کلیدی در مدیریت بازارهای مبتنی بر سرمایه داری مصرف، آگاهی و ادراکات مشتریان و مصرف کنندگان در مصرف کالاها و خدمات است. این آگاهی و ادراک به نوعی میزان رضایتمندی مصرف کنندگان را از کیفیت و وضعیت موجود کالا و یا خدمات، در قالب فاصله میان برداشت مشتری از کیفیت عینی کالا یا خدمات در کنار انتظارات آن نشان می دهد. در این پژوهش با تأکید بر چنین مفهومی که از الگوی رضایت مشتری ریچارد الیور اخذ شده است، تحلیلی میان رشته ای عرضه می شود که در آن فاصله میان انتظارات و واقعیت های مصرف (گاز طبیعی) مصرف کنندگان اندازه گیری شده است. از این رو، هدف اصلی این پژوهش بنا بر قلمرو آن، شناسایی فاصله میان انتظارات و واقعیت درک شده مصرف کنندگان گاز طبیعی استان تهران است. این پژوهش که در سال 1395 به انجام رسیده از نوع توصیفی- مقایسه ای بوده، روش آن پیمایش و ابزار گردآوری داده های آن پرسشنامه است. جامعه پژوهش شامل کلیه مشترکان گاز طبیعی استان تهران به تفکیک مشترکان مسکونی، تجاری و صنعتی است. حجم نمونه 1837 مشترک و شیوه نمونه گیری آن از نوع PPSاست. بر اساس یافته های این پژوهش در مجموع میزان انتظار کلیه مشترکان گاز طبیعی از شرکت گاز استان تهران بیش از نمره ارزیابی عملکرد عینی این شرکت است. دیگر آنکه نحوه مواجهه مشترکان گوناگون با چنین پدیده ای به میزان آگاهی و بعد شناختی آن ها باز می گردد. از این رو، ارائه هرگونه تحلیلی از فاصله میان انتظارات و واقعیت های مصرف تابعی از کنشگران اجتماعی و تنوع موجود در میان آن ها خواهد بود.
ممنوعیت فروش استقراضی (نامنفی بودن اوزان دارایی) یکی از فرض های اولیه ی مدل مارکویتز است که تنها وضعیت خرید را برای دارایی ها ممکن می کند. حل مدل کوآدراتیک مارکویتز با در نظر گرفتن تنها دو محدودیت بازده و بودجه، مرز کارای نامقید سرمایه گذاری را به دنبال دارد. در سال های گذشته، معرفی سایر محدودیت های کاربردی منجر به توسعه ی مدل اولیه ی مارکویتز شده اند. در پژوهش پیش رو، مدلی نوین برای بهینه سازی پرتفو ارائه شده است که افزون بر مجاز شمردن فروش استقراضی، برخی محدودیت های کاربردی بازار نیز به مدل تحمیل شده است. با استفاده از اطلاعات قیمت 15 سهم، مدل غیرخطی پیشنهادی با به کارگیری ابزارهای استاندارد حل شده و مرز کارای مقید ترسیم شده است.
The main purpose of this study is identifying influential factors on the future of spiritual tourism and formulation of plausible scenario for it. From philosophical point of view, this paper is pragmatic, exploratory from target’s point of view and it’s practical. It’s a survey research in collecting data and its methodology is mixed. In this study, by studying the literature and interviewing with experts, the factors influencing the future of spiritual tourism were identified and then, using the Cross Impact analysis approach, the data was entered into the MIC MAC software and two key factors affecting the future of spiritual tourism in Qom province. It was found out that Facilitate versus Rigor and Culture policy which were selected among the eleven final effective factors. In the next step, four scenarios are presented in this study. These scenarios include Limited liberalism scenario, Liberal world Scenario, Negligence scenario and Authoritarian Spirituality scenario.
هدف اصلی تحقیق بررسی تأثیر وجود حسابرس داخلی و ویژگیهای کمیته حسابرسی بر تسریع گزارش حسابرسی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1392 تا 1396» می باشد که در این راستا وجود حسابرس داخلی و ویژگیهای کمیته حسابرسی (اندازه، تخصص مالی و استقلال کمیته حسابرسی) به عنوان متغیرهای مستقل و تسریع گزارش حسابرسی به عنوان متغیر وابسته می باشد. اندازه شرکت، اهرم مالی، نسبت اقلام تعهدی و نسبت جریانات نقدی عملیاتی نیز به عنوان متغیرهای کنترل می باشند. نمونه آماری تحقیق 112 شرکت می باشد. روش تحقیق از نوع توصیفی همبستگی با رویکرد کاربردی بوده و روش گردآوری اطلاعات در بخش مبانی نظری از روش کتابخانه ای و در بخش آزمون فرضیات از روش اسنادکاوی صورتهای مالی می باشد. به طور کلی روش آماری مورد استفاده در این تحقیق روش همبستگی و رگرسیون چندگانه است. براساس نتایج تحقیق؛ وجود حسابرس داخلی، تخصص مالی و استقلال کمیته حسابرسی بر تسریع گزارش حسابرسی تأثیر مستقیم و معناداری دارند و اندازه کمیته حسابرسی بر تسریع گزارش حسابرسی تأثیر معناداری ندارد. نتایج مربوط به متغیرهای کنترلی نشان داد که اهرم مالی و نسبت اقلام تعهدی بر تسریع گزارش حسابرسی تأثیر معکوس و معناداری دارند و اندازه شرکت بر تسریع گزارش حسابرسی تأثیر مستقیم و معناداری دارد. بین نسبت جریانات نقدی عملیاتی و تسریع گزارش حسابرسی همبستگی معناداری یافت نشد.
از آنجا که سازمان های رسانه ای در فضایی پیچیده و متغیر فعالیت می کنند نیازمند نقشه راهی هستند تا به کمک آن بتوانند این فضا را مدیریت کرده و در مقابل تغییرات ناگهانی آن از خود واکنش مناسب نشان دهند. سیاست گذاری در سازمان های رسانه ای می تواند نقش مهمی در این خصوص ایفا کند. در این تحقیق فرایند سیاست گذاری در سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مطالعه گردیده و آسیب های موجود در نظام فعلی سیاست گذاری به روش تحلیل تم بررسی شده است. تحقیق حاضر با استفاده از روش کیفی با انجام مصاحبه های نیمه ساختار یافته با دوازده نفر از مدیران ارشد سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و همچنین اساتید و نخبگان رسانه که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند انجام گردید. با توجه به تجزیه و تحلیل مضمون (تم) پاسخ های ارائه شده به نظر می رسد که این آسیب ها را بتوان در سه دسته آسیب های ساختاری، زمینه ای و محتوایی دسته بندی کرد. از جمله این آسیب ها در فرایند سیاست گذاری سازمان صدا و سیما می توان به شکل گیری سیاست های کلان در طیف کوچکی از مدیران داخل سازمان، عدم شفافیت قوانین در خصوص شورای سیاست گذاری سازمان و همچنین عدم پای بندی ساختار مدیریتی به تغییر در پیش فرض های کنونی راجع به محیط سازمان اشاره کرد.
در این تحقیق به بررسی ریسکها و پیامدهای زیست محیطی ناشی از فعالیتهای گردشگری در جزیره هرمز پرداخته شده است. جهت انجام تحقیق با استفاده از روش تجزیه و تحلیل حالات شکست زیست محیطی، ریسکها بر اساس مشاهدات میدانی و نظرات متخصصان محیط زیست و گردشگری مورد شناسایی قرار گرفته و بر اساس گستره آلودگی، احتمال وقوع و شدت ریسک، ، عدد اولویت ریسک محاسبه شد، جهت امتیاز دهی عدد اولویت ریسکها از جداول مربوطه و نظرات 15 نفر از متخصصان استفاده شد. نهایتا 18 ریسک زیست محیطی مورد شناسایی قرار گرفت که از این بین، 14 ریسک درمحدوده ریسک متوسط، 2 ریسک در محدوده ریسک پایین و 2 ریسک در محدوده ریسک بالا قرار گرفتند که ریسکهای بالا شامل ریسک ناشی از ریختن زباله توسط گردشگران با پیامد آلودگی آب و خاک و محل دپو زباله های جمع آوری شده با پیامد آلودگی آب، خاک و هوا می باشند.
الگوهای زیادی تلاش نمودند تا بتوانند عوامل مؤثر بر مهاجرت نخبگان را شناسایی و نحوه اثرگذاری این مؤلفه ها را توضیح دهند. در این میان برخی از اقتصاددانان معتقدند فراوانی منابع طبیعی به واسطه تشدید رفتارهای رانت جویانه در اقتصاد، اختلال در تخصیص منابع، افزایش نابرابری اجتماعی و اقتصادی، ضعف مدیریت دولت ها در استفاده از این منابع جهت گسترش تقاضای سرمایه انسانی باعث تشدید مهاجرت نخبگان در کشورهای دارای فراوانی منابع طبیعی می شود. در حالی که مدیریت فراوانی منابع طبیعی از کانال حکمرانی به عنوان یک عامل جاذبه مطرح است که میتواند موجب کاهش خروج خیل وسیع نخبگان از کشورهای فوق الذکر شود. با توجه به نقش مهم مدیریت فراوانی منابع طبیعی از کانال حکمرانی بر مهاجرت نخبگان، پژوهش حاضر با استفاده از روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) به بررسی تاثیر مدیریت فراوانی منابع طبیعی بر مهاجرت نخبگان از کشورهای برگزیده نفتی و توسعه یافته به ایالات متحده آمریکا طی دوره 2014-1996 پرداخته است. یافته های مطالعه حاکی از آنکه مدیریت فراوانی منابع طبیعی از کانال حکمرانی ارتباط منفی و معنادار بر مهاجرت نخبگان در هر دو گروه کشورهای درحال توسعه و توسعه یافته دارد. همچنین یافته های اقتصادسنجی مطالعه، ارتباط منفی و معنادار شاخص شکاف رفاهی و شکاف دستمزد حقیقی با مهاجرت نخبگان در هر دو گروه کشورهای مورد مطالعه را مورد تائید قرار می دهد. متغیر سرمایه انسانی نیز در کشورهای توسعه یافته ارتباط مثبت و معنادار و در کشورهای برگزیده نفتی ارتباط مثبت و بی معنا بر مهاجرت نخبگان دارد.
امروزه با توجه به گسترش رقابت و افزایش اهمیت دانش در سازمان های پروژه محور، جنین سازمان هایی را به سوی استفاده از مهم ترین منابع خود، یعنی دانش حاصل از اجرای پروژه ها و سرمایه های فکری سوق داده است. مدیریت دانش سازمانی درواقع رویکردی نوین به منابع و عوامل قدرت سازمانی و باور به اهمیت و ارزش انسان ها و خلاقیت و نوآوری آن ها است. تحقیق حاضر به لحاظ دسته بندی بر مبنای هدف، تحقیق کاربردی و با قصد کاربرد نتایج یافته ها برای بهبود و عملیاتی نمودن ارزیابی مدیریت دانش معاونت عمران قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص) انجام شده است. روش کلی این تحقیق، روش توصیفی بوده و چگونگی انجام تحقیق و گردآوری داده ها، کتابخانه ای و میدانی به گونه پیوسته است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کارشناسان و مدیران فنی در بحث مدیریت دانش، سازمان پروژه محور قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص) تشکیل می دهند که تعداد آن ها در زمان تحقیق 125 نفر می باشد. برای بررسی مشخصات جمعیت شناختی پاسخ دهندگان و رسم نمودارها از آمار توصیفی استفاده گردید. جهت بررسی میزان تأثیر متغیرها، با استفاده از آزمون فرض آماری میانگین یک جامعه، مؤثر بودن هر یک از شاخص ها در ارزیابی مدیریت دانش مورد آزمون و افزون بر آن، با استفاده از روش کارت امتیازی متوازن (BSC) وضعیت مدیریت دانش معاونت عمران قرارگاه موردسنجش و از روش های تصمیم گیری چند معیاره مانند تاپسیس (TOPSIS) به رتبه بندی و درجه اهمیت شاخص ها پرداخته شده است. به کارگیری نتایج این تحقیق، در راهبرد مدیریت دانش، ارزیابی و بهبود عملکرد کارشناسان و مدیران معاونت عمران قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص) کمک و آن را ارتقاء بخشیده و در نهایت ارزیابی کل سازمان را بهبودمی دهد. با بهره گیری از روش کارت امتیازی متوازن تمامی ابعاد سازمان، میزان موفقیت در دستیابی به رسالت و چشم انداز سازمان را اندازه گیری نموده و ارائه این شاخص ها و روش ها به افزایش صحیح نگرش مدیران، در ارزیابی مدیریت دانش سازمان های پروژه محور مؤثر و آن ها را بیش از پیش در به کارگیری آن ترغیب خواهد نمود.
هدف از این پژوهش، تدوین الگویی برای ارزیابی عملکرد مالی شرکت های پتروشیمی بوده است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی از نوع اکتشافی و ازنظر شیوه گردآوری اطلاعات، آمیخته(کمی- کیفی)بوده است.جامعه آماری در بخش کیفی شامل20نفرازخبرگان حرفه ای و دانشگاهی این حوزه به شیوه نمونه گیری غیر احتمالی هدفمند تا سطح اشباع و در بخش کمی نیز، تعداد 200 نفر از کارشناسان و مهندسان شاغل در شرکت های پتروشیمی به روش نمونه گیری انتخاب شدند . برای دستیابی به اهداف پژوهش، ابتدادربخش کیفی و پس از مرور پیشینه و انجام مصاحبه عمیق با خبرگان وبا به کارگیری رویکرد اشتراوس وکوربین از نظریه داده بنیاد،مدل پژوهش در قالب 98 مفهوم کلیدی،24مؤلفه و6بعد حاصل گردید سپس در بخش کمی پژوهش، با به کارگیری روش تجزیه وتحلیل معادلات ساختاری، اعتبارسنجی مدل انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد، شاخص نکویی برازش کل مدل درحد قابل قبول0/486است و به نظر می رسد نتایج حاصل از این پژوهش می تواند در ارزیابی عملکرد مالی شرکت های پتروشیمی مؤثرباشد.
این پژوهش با هدف طراحی مدل دارایی های نامشهود سازمانی با استفاده از رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل رؤسای دانشگاه و معاونین و رؤسای دانشکده های دانشگاه های دولتی منطقه 5، کشور بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند 14 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. پژوهش دارای دو گام اصلی است که در گام نخست، ابعاد دارایی های نامشهود سازمانی از مبانی نظری استخراج و با استفاده از روش دلفی و مصاحبه با خبرگان نمونه آماری، ارزیابی و تأیید شدند. خروجی این مرحله، شناسایی یازده بُعد دارایی های نامشهود بود. در گام دوم برای برقراری ارتباط و توالی بین ابعاد و ارائه مدل ساختاری آن ها از رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری بهره گرفته شد. نتایج پژوهش به طراحی مدل دارایی های نامشهود سازمانی در چهار سطح منجر شد. سرمایه های فکری، دانشی، اطلاعاتی و هوشی به عنوان تأثیرگذارترین ابعاد دارایی های نامشهود سازمانی شناسایی شدند که نقش مهم و کلیدی در مدل دارند. سرمایه های فرهنگی، سیاسی، سازمانی و شهرت سازمانی به عنوان خروجی مدل و کم اثرترین ابعاد شناسایی شدند؛ همچنین در بررسی و تحلیل MICMAC متغیرها بر حسب قدرت نفوذ و وابستگی، ابعاد سرمایه فرهنگی، سرمایه سیاسی، شهرت سازمانی و سرمایه سازمانی در خوشه وابسته، سرمایه های فکری، اجتماعی، معنوی و روان شناختی در خوشه پیوندی و سرمایه های دانشی، اطلاعاتی و هوشی در خوشه مستقل قرار گرفته اند و هیچ بعدی در خوشه خودمختار قرار نگرفته است.
هدف اصلی از این پزوهش بررسی تاثیر هیجانات و رضایت بر تمایلات رفتاری در حوزه گردشگری بالاخص بازدید از کاخ موزه ها که همگی از سازمان های غیر انتفاعی و دولتی می باشند، است. برای این منظور تعداد 416 پرسشنامه پخش و 390 پرسشنامه سالم جمع آوری شد. جامعه آماری پژوهش بازدیدکنندگان داخلی از کاخ موزه های تهران (نیاوران- سعدآباد- گلستان) بودند که از خدمات این مکان ها استفاده کرده بودند. برای نمونه گیری، از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. داده های بدست آمده با استفاده از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که شناخت هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم می تواند به رضایت بیانجامد. از طرفی تاثیر شناخت بر روی لذت تائید نشد ولی تاثیر شناخت بر روی برانگیختگی مورد تائید قرار گرفت. شناخت با تاثیر بر روی برانگیختگی به صورت غیر مستقیم بر روی لذت تاثیر می گذارد، چرا که تاثیر برانگیختگی بر روی لذت به اثبات رسید. همچنین تاثیر رضایت بر روی وفاداری و تمایل به پرداخت پول بیشتر )تمایلات رفتاری (تائید شد ولی ارتباط داخلی میان عناصر تمایلات رفتاری (تاثیر وفاداری بر روی تمایل به پرداخت بیشتر) تائید نشد. از طرفی به اثبات رسید که هم شناخت و هم رضایت می توانند بروز رفتارهای آنی را منجر شوند. البته تاثیر رضایت بر بروز رفتارهای آنی بیشتر از شناخت بود. کلید واژه ها: لذت،
هدف این پژوهش، رتبه بندی ارزش ویژه برند شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بر اساس شاخص های مالی و با استفاده از روش بی مقیاس سازی فازی، به منظور ارایه راهبرد سرمایه گذاری است. بنابراین در این پژوهش پس از حذف سیستماتیک شرکت های فاقد مولفه های لازم ارزش گذاری برند، نمونه ای شامل 268 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1386 تا 1395 انتخاب گردیده و ارزش ویژه برند بر اساس روش داموداران، کیو توبین، هولیهان، ارزش بازار و میانگین سود، محاسبه و بر مبنای مقایسه با استاندارد صنعت به روش بی مقیاس سازی فازی امتیازبندی گردید و سپس عملکرد همزمان و آتی پرتفوی برندهای قوی و ضعیف مورد مقایسه قرار گرفت. نهایتاً با استفاده از رگرسیون داده های تابلویی، به تحلیل روابط بین متغیرها پرداخته شد. یافته های پژوهش نشان داد برندهای قوی تر، از عملکرد همزمان بالاتری نسبت به برندهای ضعیف تر برخوردارند، درحالی که رابطه قدرت برند و عملکرد آتی معکوس است. همچنین نتایج، وجود رابطه ی مثبت و معنا دار ارزش برند با بازده همزمان و رابطه ای معکوس با بازده آتی را نشان داد.
هدف: در دهه های اخیر، با توجه به آن که هزینه های جذب مشتری جدید به طور پیوسته در حال افزایش است، توجه به نگهداری مشتریان و بالا بردن وفاداری آن ها، برای سودآوری سازمان ها بسیار مهم و حساس است. از این رو سازمان ها برنامه های مختلفی را برای افزایش ماندگاری مشتریان خود اجرا می کنند. از سوی دیگر همه مشتریان سودآوری یکسانی برای سازمان ندارند و منابع محدود سازمان باید صرف مشتریان با ارزش شود. هدف این پژوهش ارائه مدلی ریاضی برای انتخاب بهینه مشتریان هدف جهت برنامه های ماندگاری و همچنین انتخاب میزان هزینه برای هر مشتری است. روش شناسی: اجرای تحقیق حاضر در 3 گام اصلی صورت گرفت. در گام اول با استفاده از داده کاوی احتمال رویگردانی مشتریان بدست می آید. در گام دوم ارزش دوره ی عمر مشتری محاسبه می شود و در گام آخر مدل بهینه سازی پیشنهادی حل می شود، برای حل مدل از LP-Metric استفاده شده و حل آن در نرم فزار GAMS انجام شده است. در حل مدل پیشنهادی داده های واقعی یکی از سازمان های بیمه ای کشور مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: یک مدل بهینه سازی دو هدفه بر مبنای ارزش دوره عمر مشتری ارائه شده است. یکی از توابع هدف مربوط به بیشینه کردن ارزش دوره عمر مشتری با اجرای برنامه ماندگاری و هدف دیگر مربوط به کمینه کردن هزینه های برنامه است. نتیجه گیری: با حل مدل بهینه سازی پیشنهادی، یک نمودار پارتو بدست آمده که با در نظر گرفتن نظر کارشناسان، هر نقطه بر روی این نمودار می تواند یک جواب بهینه برای انتخاب مشتریان هدف برنامه های ماندگاری و شیوه هزینه کرد برای آن ها باشد.
هدف: در عصر حاکمیت عمومی نوین، برخی دولت ها، ارزش های اجتماعی همانند کاهش فقر و بیکاری را در قالب سیاست های تدارکات اجتماعی تحقق می بخشند و از تدارکات خود به عنوان اهرمی مهم برای دستیابی به اهداف مختلف اجتماعی استفاده می کنند. بنابراین هدف از این پژوهش، شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر شکل گیری و اجرای تدارکات اجتماعی به منظور کاهش فقر در سازمان های حمایتی استان فارس است. روش: این پژوهش، پژوهشی کیفی است که از روش نظریه پردازی داده بنیاد بهره می برد. در این راستا، با بیست نفر از اساتید دانشگاه، مدیران و کارشناسان کمیته امداد امام خمینی «ره» و سازمان بهزیستی استان فارس که به عنوان نمونه آماری و به شیوه هدفمند انتخاب شده بودند، مصاحبه نیمه ساختار یافته ای انجام شد و متن های مصاحبه در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان دادند که خط مشی اجتماع محور به منزله پدیده محوری و در تعامل با سایر عوامل موجب شکل گیری تدارکات اجتماعی می شود. نحوه ارتباط این عوامل در مدل نهایی پژوهش نشان داده شده است. «برنامه ریزی اجتماع محور»، «توسعه سیاست های مشارکت آفرین» و «خط مشی گذاری چندمنظوره» در شکل گیری «سیاست گذاری تدارکات» تأثیری بسزایی دارند و در نهایت این نگرش، پایه ای برای به وجود آمدن پدیده تدارکات اجتماعی می شود. نتیجه گیری: تدارکات اجتماعی می توانند از طریق هم افزایی و هم آفرینی در جامعه، پیامدها و دستاوردهای ارزشمندی همچون کاهش فقر، توسعه سرمایه های اجتماعی، پاسخ های نوآورانه به نیاز های اجتماعی، ارتقای سلامت اجتماعی، بهینه سازی منابع و منافع عمومی و توانمندسازی گروه های هدف را در پی داشته باشد.
شورای عالی انقلاب فرهنگی خط مشی «راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب» را در سال 1384 تصویب کرد و در آن برای 26 نهاد و سازمان مسئولیت اجرایی در نظر گرفت، اما این خط مشی پس از گذشت 9 سال از تصویب، به صورت کامل اجرا نشده است و موانع متعددی در مسیر اجرای آن وجود دارد. در این پژوهش موانع اجرای خط مشی نام برده از طریق بررسی ادبیات نظری اجرای خط مشی عمومی و مصاحبه های انجام شده با خبرگان عرصه فرهنگ و خط مشی گذاری کشور با استفاده از روش تحلیل تم، تحلیل شد و 52 تم فرعی شناسایی شده در قالب 4 تم اصلی موانع مربوط به خط مشی، موانع مربوط به مجریان، موانع ساختاری و مدیریتی و موانع محیطی طبقه بندی شد. در ادامه برای آزمون نتایج از تکنیک دلفی فازی استفاده شد و 49 مانع تأیید نهایی شدند. اولویت بندی توصیفی نتایج نشان می دهد موانع مربوط به خط مشی بیشترین اهمیت و موانع مربوط به مجریان کمترین اهمیت را دارد.
هدف: در سال های اخیر، ادبیات بازاریابی به ابعاد مختلف پیامدهای مصرف و ضرورت توجه به الگوهای مصرف متناسب با توسعه پایدار توجه بیشتری نشان داده است. یکی از مفاهیم مطرح شده برای تحقق چنین الگوی مصرفی، مفهوم مصرف آگاهانه است و یکی از وجوه مصرف آگاهانه، برخورداری مصرف کنندگان از ساختار ذهنی آگاهانه است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد ساختار ذهنی آگاهانه به عنوان یکی از وجوه مصرف آگاهانه است. روش: در پژوهش حاضر با رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه زمینه ای و از طریق مصاحبه عمیق با پژوهشگران و استادان دانشگاه در رشته های مدیریت بازرگانی، جامعه شناسی، روان شناسی و اقتصاد، ابعاد ساختار ذهنی آگاهانه، به عنوان پیشایند بروز رفتار آگاهانه در مصرف کنندگان شناسایی شد. مشارکت کنندگان در پژوهش، از طریق فرایند نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافتند و در نهایت، 22 مصاحبه انجام شد. برای تحلیل داده ها، از اصول مرتبط با نظریه زمینه ای (کدگذاری باز و انتخابی، تحلیل مقایسه ای مستمر، ایجاد مفاهیم و مقوله ها) استفاده شد. یافته ها: نتایج کدگذاری داده ها به شناسایی 22 مفهوم منجر شد که در قالب شش مقوله دسته بندی شدند. بر این اساس، ابعاد ساختار ذهنی آگاهانه عبارت اند از: درگیری ذهنی با پیامدهای مصرف، برخورداری از ذهن آگاهی (هوشیاری)، اهمیت دادن به خود، اهمیت دادن به مسائل زیست محیطی، اهمیت دادن به منافع جامعه و اهمیت دادن به حقوق مصرف کننده. نتیجه گیری: یکی از رویکردهای مهم در بازاریابی اجتماعی، یافتن ویژگی های لازم برای تحقق رفتار مطلوب و ارائه آن به جامعه، شرکت ها و همین طور نهادهای سیاست گذار است. در همین رابطه، پژوهش حاضر ابعاد یک ساختار ذهنی آگاهانه را شناسایی کرد که به رفتار آگاهانه در حوزه مصرف منجر می شود. از این رو، نتایج این پژوهش می تواند برای شناسایی، برنامه ریزی و ارائه راهکارهایی برای ترغیب مصرف کنندگان به مصرف آگاهانه در کانون توجه پژوهشگران، شرکت ها، دولت ها، سازمان ها و مجامع سیاست گذار عمومی قرار گیرد.
هدف: فربه شدن مفهوم نوستالژی در زندگی روزمره، ضرورت توجه بیشتر به آن را در منظومه گفتمانی رفتار مصرف کننده برجسته ساخته است. نوستالژی یا ترجیح بر آنچه درگذشته معمول بوده، حسرتی غم بار و توأمان لذت بخش است که در بازیابی و بازآفرینی زیست جهانِ مصرف کننده نقش-آفرینی می کند. پژوهش حاضر به دنبال مطالعه تأثیر حس نوستالژی بر نیات رفتاری مصرف کنندگان در پرتو نقش میانجی ارزش تجربی و پیوستگی اجتماعی است. روش شناسی: جامعه آماری مورد مطالعه، مشتریان رستوران هایی هستند که از زاویه نشانه -شناسی، حامل عناصر بازنمایی نوستالژیک هستند. روش تحقیق این مطالعه آمیخته است و جهت انجام این مطالعه، ابتدا بر اساس مطالعه ادبیات و پیشینه تحقیق مدل اولیه تدوین شد. سپس در بخش کیفی و به روش مصاحبه عمیق، مدل اولیه و متغیرهای فرعی آن بازآرایی شد و سپس به روش پیمایش، دیدگاه های 259 نفر از مشتریان رستوران های با فضای محتوایی نوستالژیک مطالعه شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهند نوستالژی با نقش میانجی ارزش تجربی (شامل بازگشت سرمایه گذاری مصرف کننده و ادراک برتری خدمات) و پیوستگی اجتماعی (مانند حس تعلق و همذات پنداری) بر نیات رفتاری مصرف کنندگان تأثیر دارد. نتیجه گیری: حس تعلق و میل به کسب ارزش، می تواند رفتار مصرف کنندگان را در خوانش تعابیر نوستالژیک تعدیل کند و در نهایت به خلق پیوندهای جمعیِ نو بیانجامد. مشارکت این مطالعه می تواند پنجره ای نو به اعتلای ادبیات نوستالژی و احیای فضای اندیشگی آن در درک رفتار مصرف انسان ایرانی بگشاید.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اعتباریابی عوامل تسهیل کننده انتقال آموزش در شرکت ملّی گاز ایران، به روش آمیخته انجام شده است. بدین منظور در مرحله کیفی، 16 نفر از متخصصان شرکت ملی گاز ایران و اعضای هیات علمی دانشگاه ها، به عنوان نمونه پژوهش به صورت هدفمند انتخاب شدند. در مرحله کمّی، روش پژوهش پیمایشی بوده و از طریق فرمول کوکران 380 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای تحلیل داده های کیفی از فن تحلیل موضوعی و جهت اعتبارسنجی الگوی پیشنهادی از مدل یابی معادلات ساختاری (PLS) استفاده شد. در مرحله کیفی، نتایج تحلیل موضوعی نشان داد که عوامل سازمانی تسهیل کننده انتقال آموزش شامل؛ جوّ، فرهنگ، حمایت، پیامد، مدیریت عملکرد، عدالت سازمانی، خصیصه های مدیر مستقیم، مشارکت در تصمیم گیری، محیط یادگیرنده، فرصت کاربرد و تناسب شغل و شاغل است. نتایج آزمون استنباطی حاکی از آن بود که تمامی عوامل سازمانی انتقال یادگیری (به جز مدیریت عملکرد) در حد بالاتر از متوسط ارزیابی گردید. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که همه متغیرهای مشاهده پذیر و مکنون دارای بار عاملی بالاتر از 70 / 0 روی متغیر مکنون متناظر خود بوده و در سطح 01 / 0 مورد تایید قرار گرفتند. نتایج بخش ساختاری مدل نشان داد که عامل سازمانی می تواند 599 / 0 از انتقال یادگیری را تبیین کنند.