اگر چه خاستگاه بازاریابی در حوزه کسب و کار بوده است، اما توانمندی این ابزار در تاثیری گذاری بر رفتار انسان باعث شده است که در موضوعات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ... از آن استفاده شود. به روشنی می توان ملاحظه کرد که امروزه کاربست دانش بازاریابی در موضوعات غیرتجاری در بسیاری از کشورها گسترده و چشمگیر شده است. یکی از مهم ترین این حوزه ها، بازاریابی اجتماعی است که هدف آن ایجاد رفاه اجتماعی از طریق تاثیرگذاری بر رفتار انسان ها برای حل مسائل اجتماعی است. از جمله مسائل اجتماعی که کم و بیش همه جوامع انسانی با آن درگیر هستند، موضوع فقر است. یکی از راهکارهایی که در مرحله درمان فقر در بسیاری از جوامع مورد استفاده قرار می گیرد، جلب کمک های مردمی در قالب خیریه های دولتی یا غیردولتی است. اما مسئله ای که در این میان وجود دارد، محتوای تبلیغات اجتماعی برای جلب مشارکت های مردمی است. با توجه به این که رفتار مالی در کمک کردن به دیگران در آموزه های دینی دارای بایسته ها و نبایسته های مشخصی است و رفتاری که در این چارچوب قرار نگیرد، مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت، تبلیغات صورت گرفته باید مبتنی بر تشویق افراد در این چارچوب باشد. در این پژوهش با احصای 9 زنجیره آیات در قرآن که در مقام دعوت به انفاق هستند، تلاش شد تا الگوی محتوایی برای بازاریابی اجتماعی انفاق طراحی شود. مهم ترین زنجیره در آیات 254 تا 274 سوره بقره قرار دارد که می تواند به عنوان الگویی برای ساخت تبلیغات اجتماعی در حوزه انفاق مورد استفاده قرار گیرد. تحلیل این الگوها، رهنمون هایی برای طراحی تبلیغات اجتماعی انفاق در موضوعاتی مانند زمینه چینی برای دعوت به انفاق، استفاده از جاذبه ها، پرداختن به رفتار مطلوب و ... را فراهم کرده است.
کسب و کارهای الکترونیک به سرعت درحال رشد هستند و کم کم سهم به نسبت خوبی از بنگاه های صنعتی کشور را به خود اختصاص داده اند و نقش انکارناپذیری در رشد اقتصادی کشور ایفا می کنند. از طرفی مطالعات و بررسی های صورت گرفته مؤید این است که مسأله به کارگیری بازاریابی رایانامه ای در کسب و کارهای الکترونیک با توجه به فقدان پژوهش در خصوص بازاریابی رایانامه ای در کشور دارای مشکلات و چالش هایی از جمله محتوا، زمان بندی، فرایند ارسال رایانامه و... و می توان اذغان داشت که پژوهش در این زمینه از اهمیت ویژه ای برخوردار است. با مروری جامع بر مطالعات انجام شده در راستای پاسخ گویی به پرسش های تحقیق تلاش شده است تا نخست دیدگاه ها، تعابیر و تعاریف مطرح شده درخصوص این مفهوم تبیین شده و دوم در قالب یک چارچوبی یکپارچه، اقدامات و الزامات پیاده سازی بازاریابی رایانامه ای تبیین شود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی است، به نحوی که برای بسیاری از بازاریابان و کسب و کارهایی مفید خواهد بود که بخواهند از بازاریابی رایانامه ای استفاده کنند. پژوهش حاضر درپی یافتن پاسخ این پرسش است که برای پیاده سازی و استقرار بازاریابی رایانامه ای باید چه اقدامات، راهکارها و الزاماتی را انجام داد. این پژوهش با مشارکت خبرگان بازاریابی رایانامه ای فعال در کسب و کارهای الکترونیک با روش توصیفی- پیمایشی مورد ارزیابی و آزمون قرار گرفته است. نتایج نهایی پژوهش به ارائه چارچوبی برای کمک به مدیران بازاریابی شرکت ها و صاحبان کسب و کارهای کوچک و متوسط و کسب و کارهای الکترونیک منجر شده است.
هدف اصلی این پژوهش طراحی الگویی برای جبران خدمات پزشکان متخصص در بیمارستان های دولتی شهر تهران است. جبران خدمات پزشکان، براساس تئوری های انگیزشی و نظریه ی هزینه ی زندگی و سایر ادبیات مربوط از چهار بُعد «سازمانی»، «اجتماعی»، «مدیریتی» و «روان شناختی» مؤلفه های اصلی جبران خدمات را مورد سنجش قرار می دهد.
روش اجرای این پژوهش، توصیفی پیمایشی است و جامعه ی آماری آن بیمارستان های دولتی شهر تهران می باشد. برای گردآوری داده ها و سنجش مؤلفه های جبران خدمات، پرسش نامه ای با قابلیت اعتماد 4/91 درصد ساخته شد. به منظور اندازه گیری روایی آن از معادلات ساختاری استفاده شده است شاخص تناسب مدل حکایت از مناسب بودن مدل اندازه گیری مؤلفه های جبران خدمات دارد و چارچوب کلی سنجش آن معنادار و قابل پذیرش است. نتایج پژوهش نشان می دهد که هر چهار بعد شناسایی شده با جبران خدمات پزشکان رابطه ای مستقیم و معنادار دارد.
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر سکوت سازمانی بر چابکی سازمان از دیدگاه کارکنان آموزش عالی در دانشگاه یزد انجام گرفته است. روش پژوهش توصیفی- همبستگی است. جامعة آماری پژوهش حاضر همة کارکنان دانشگاه یزد در سال 1393 بود که تعداد 425 نفر را شامل شده است که از میان آن ها براساس فرمول کوکران 100 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شد. برای سنجش مفاهیم اصلی این پژوهش، دو پرسشنامة سکوت سازمانی و چابکی به کار گرفته شد. برای تأیید روایی روش روایی محتوا و تحلیل عاملی تأییدی اجرا شد. داده های جمع آوری شده به روش مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد بین سکوت سازمانی و چابکی سازمان رابطة مستقیم و معناداری وجود دارد.
هدف: ویژگی های فردی مدیران عامل از جمله شهرت و امنیت شغلی، می تواند رفتار و نوع تصمیمات آنها را در سازمان تحت الشعاع قرار دهد و به موجب آن، شفافیت گزارشگری مالی تحت تأثیر قرار گیرد. در این تحقیق به بررسی تأثیر شهرت و امنیت شغلی مدیران عامل بر شفافیت گزارشگری مالی پرداخته شده است. با توجه به محدودیت های تحقیق، 110 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی دوره زمانی 1395-1389 مورد بررسی قرار گرفته است.<br /> روش: برای اندازه گیری متغیر شهرت از پوشش رسانه ای مدیران عامل و متغیر امنیت شغلی مدیران عامل از دو شاخص ضریب نوسان پذیری فروش و دوره تصدی مدیران عامل و همچنین جهت سنجش شفافیت گزارشگری مالی از معیار چند بُعدی که دامنه وسیعی از مفاهیم مرتبط با شفافیت را پوشش می دهد، استفاده گردیده است. منبع جمع آوری داده های مورد نیاز پژوهش، صورت های مالی، گزارش های فعالیت هیئت مدیره و حسابرس مستقل، و همچنین خبرگزاری وابسته به سازمان بورس اوراق بهادار تهران است. در این پژوهش به دلیل کنترل شدن اثرات سال و صنعت، برازش مدل به صورت مقطعی انجام شده، و سپس برای آزمون فرضیه ها از روش خطاهای استاندارد مقاوم استفاده گردیده است.<br /> یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که شهرت مدیران عامل، اثر مثبت و معناداری بر شفافیت گزارشگری مالی دارد. همچنین بین متغیرهای ضریب نوسان پذیری فروش و دوره تصدی مدیران عامل به عنوان شاخص های امنیت شغلی و شفافیت گزارشگری مالی، ارتباط مثبت مشاهده شد، ولی این رابطه معنادار نگردیده است. در نهایت، نتایج تحقیق نشان داد که شهرت و امنیت شغلی (ضریب نوسان پذیری فروش) به صورت همزمان اثر مثبت و معناداری بر شفافیت گزارشگری مالی دارند.<br /> نتیجه گیری: بر طبق نتایج پژوهش، به سرمایه گذاران و استفاده کنندگان اطلاعات مالی پیشنهاد می شود که در ارزیابی شفافیت گزارش های مالی شرکت های بورس اوراق بهادار تهران، به شهرت مدیران عامل و در صورت لزوم به طور همزمان به دو مقوله شهرت و امنیت شغلی مدیران عامل توجه نمایند.
هدف اصلی این مقاله فراهم سازی تعامل اکوسیستم ها با یکدیگر (اکوسیستم- اکوسیستم) از راه اکولوژی خلق ارزش است. اکولوژی به عنوان استعاره ای برای سیستم های اطلاعاتی در سازمان ها به کاربرده می شود. تمایز اصلی بین اکولوژی خلق ارزش با زنجیره عرضه و زنجیره ارزش عبارت از اکولوژی خلق ارزش، زنجیره ارزش شبکه ای است؛ بنابراین از آن جا که اکوسیستم ها مفهومی گسترده تر از شبکه دارند و پیچیده تر از آن هستند، بهره گیری از اکولوژی ارزش آفرینی برای برقراری تعامل بین اکوسیستم ها کارآمدتر خواهد بود. به این ترتیب ارزش های اکولوژیک به وجود می آید. نخست با استفاده از روش تحلیل کیفی، تم مربوط به هر یک از مقوله ها و با تحلیل کیفی صورت گرفته توسط نرم افزار اِن ویوو همبستگی بین مقوله ها شناسایی می شود. سپس با پرسش نامه ای مشتمل بر 135 پرسش که هر یک کدهای داده شده به مضامین در مرحله کدگذاری هستند، رگرسیون و همبستگی بین مقوله ها سنجیده می شود. روایی تم حاصل با محاسبه روایی مرکب سنجیده می شود. از سویی امکان برقراری ارتباط مؤثر بین اکوسیستم اسمک و اکوسیستم کسب و کار دیجیتال از طریق اکولوژی خلق ارزش نیز آزمون شده که نتیجه این آزمون تأیید اثر این تعامل است.
هدف این تحقیق درنظرگرفتن مدل ریسک کلاسیک است که با عامل فرآیند وینر، به مدل ریسک کلاسیک با عامل اغتشاش تبدیل می شود. در این تحقیق فرمول هایی صریح برای تابع چگالی احتمال توام و حاشیه ای مقدار مازاد سرمایه بلافاصله قبل و در زمان ورشکستگی و همچنین تابع چگالی احتمالی برای مقادیر و اندازه خسارت هایی که باعث ورشکستگی شده اند، به دست می آوریم. انجام چنین تحقیقی بدین سبب لازم است که در مدل ریسک کلاسیک، میزان دقیقی از احتمال میزان مازاد سرمایه باتوجه به عواملی چون سود و تورم و ... را به مدیریت ریسک گزارش نمی کند و این احتمالات با اطلاعات و داده های واقعی بیمه هم خوانی چندانی ندارند. اضافه کردن عامل اغتشاش به مدل کلاسیک را می توان از دو دیدگاه اضافه شدن عدم اطمینانی جدید در دریافتی های حق بیمه و یا کل خسارت تفسیر کرد. در ادامه باتوجه به فرمول های نظری به دست آمده برای تابع چگالی احتمال های محاسبه شده، توزیع احتمال فاز نوع معرفی می شود و با استفاده از ویژگی های ماتریسی در این توزیع، ارتباطی را بین فرمول های تابع چگالی احتمال های محاسبه شده و توزیع فاز نوع برقرار و نمودار توزیع احتمال های مورد نظر را رسم می کنیم.
تحلیل پوششی داده ها (DEA) روشی برای سنجش عملکرد گروهی از واحدهای تصمیم گیری (DMUها) است که از ورودی های متعدد برای تولید خروجی های متعدد استفاده می کنند. این مقاله دو DMUی مجازی به نام DMUی ایده آل و DMUی آنتی ایده آل را وارد DEAی بازه ای می کند. مدل های DEAی بازه ای به دست آمده به ترتیب DEAی بازه ای با DMUهای ایده آل و آنتی ایده آل نامیده می شوند. یکی از آنها DMUها را از دیدگاه کارآیی خوشبینانه ارزیابی می کند، در حالی که دیگری آنها را از دیدگاه کارآیی بدبینانه ارزیابی می کند. این دو کارآیی بازه ای متمایز با هم ترکیب می شوند و یک شاخص جامع به نام نزدیکی نسبی به DMUی ایده آل را درست مانند رویکرد روش ترجیح ترتیب بر اساس شباهت به جواب ایده آل در تصمیم چندشاخصی تشکیل می دهند. سپس از شاخص نزدیکی نسبی به عنوان سنجش کلی هر DMU استفاده می شود و بر مبنای آن یک رتبه بندی کلی برای همه ی DMUها به دست می آید. یک مثال نیز در زمینه ی ارزیابی عملکرد بیست شعبه ی بانک ارائه خواهد شد که نشان می دهد که رویکرد DEAی بازه ای پیشنهادی یک روش ساده، مؤثر و عملی برای اندازه گیری عملکرد در موقعیت های زندگی واقعی است.
امروزه از سازمان های نظامی آینده نگر انتظار می رود با نگاهی فاعلانه به آینده، بستر لازم را برای طراحی و ساخت هوشمندانه صحنه نبرد آینده فراهم نمایند. چراکه هوشمندانه ترین اقدام، آماده شدن برای امور غیرقابل پیش بینی است.سازمان های نظامی آینده نگر می خواهند بدانند چه صحنه های نبردی در آینده می توانند رخ دهند (ممکن)، چه صحنه های نبردی با احتمال بیشتری شکل می گیرند (محتمل) و چه صحنه های نبردی باید برپا شوند (مرجح). کلید جلوگیری از غافلگیری و غافلگیرسازی دشمن در صحنه نبرد آینده، در مفهوم «پارادایم» نهفته است. پارادایم های نظامی حاکم بر ذهن فرماندهان و افراد دفاعی یک کشور، تعیین کننده رفتار و مسیر حرکت توسعه توانمندی های آنان در آینده است. در این مقاله، ضمن معرفی مفاهیم مؤلفه های مؤثر در چگونگی شکلگیری آینده همچون علائم ضعیف تغییر، شگفتی سازها، روندها، پیشران ها و پارادایم ها، به روش های رصد، شناسایی و تحلیل این مؤلفه ها اشاره گردیده و در نهایت بر مبنای این مفاهیم و روش ها، به منظور جلوگیری از غافلگیری در صحنه نبرد آینده، پیاده سازی «سامانه هشدار راهبردی سریع» و به منظور غافل گیرسازی دشمن در صحنه نبرد آینده تغییر پارادایم ها و تولید پارادایم جدید، انجام «آینده نگاری تمدنی» و «طراحی الگوی تحّول آفرین پژوهش توحیدی» پیشنهاد گردیده است.
پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این سؤال اساسی است که الگوی مناسب جذب و نگهداری مشتریان راهبردی در بانک ها (مورد مطالعه: بانک انصار) کدام است؟ این پژوهش بر مبنای نتایج، از نوع توسعه ای – کاربردی و بر مبنای اهداف، از نوع پژوهش های تبیینی است که جهت جمع آوری داده از روش پیمایشی و جهت تحلیل داده ها از روش همبستگی استفاده شده است. جامعه آماری شامل کلیه مشتریان راهبردی در شعب بانک انصار شهر تهران و کلیه مدیران شعب بانک انصار در شهر تهران می باشند که بر اساس جدول کرجسی و مورگان، حدود 335 نفر با روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند (قضاوتی) به عنوان نمونه انتخاب شدند. همچنین، به علت محدود بودن حجم جامعه مدیران شعب مورد نظر، تعداد 76 نفر مدیر شعب شهر تهران به عنوان نمونه آماری برگزیده شدند. ابزارهای اصلی جمع آوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه و مصاحبه نیمه ساخت یافته می باشد. نتایج نشان می دهد متغیر قابلیت اعتبار بر جذب مشتریان راهبردی در بانک انصار تأثیر مستقیم نداشته؛ اما متغیرهای شایستگی کارکنان، بازاریابی رابطه مند، پاسخگویی و همدلی بر جذب مشتریان راهبردی در بانک انصار تأثیر مستقیم دارد. ضمنا متغیرهای سفارشی سازی خدمات، قابلیت اعتماد و اطمینان و قابلیت دسترسی بر جذب مشتریان راهبردی در بانک انصار تاثیر معکوس داشته اند. همچنین، نتایج حاکی از آن است که متغیرهای شایستگی کارکنان، بازاریابی رابطه مند، پاسخگویی، قابلیت اعتبار، قابلیت اعتماد و اطمینان و قابلیت دسترسی بر نگهداری مشتریان راهبردی در بانک انصار تأثیر مستقیم نداشته؛ اما متغیر همدلی بر نگهداری مشتریان راهبردی در بانک انصار تأثیر مستقیم دارد. ضمنا متغیر سفارشی سازی خدمات بر نگهداری مشتریان راهبردی در بانک انصار تأثیر معکوس دارد.