سازمان های امروزی که در یک دنیای حساس به مسائل اجتماعی و زیست محیطی بسر می برند، لازم است علاوه بر رضایت مشتریان، به سلامتی و رفاه کارکنان و همچنین حفاظت از محیط زیست اهمیت ویژه ای دهند. یکی از مهمترین مواردی که شرکت ها را به سمت استقرار و بهبود سیستم های ایمنی، بهداشت و محیط زیست ترغیب می کند، بروز انتظارات اساسی از طرف ذینفعان سازمان در حوزه های ایمنی، سلامتی و بخصوص محیط زیست است. صنایع نفت و گاز یکی از مهمترین صنایع در کشورمان می باشد که به بحث بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE) توجه ویژه ای داشته و تعیین نقاط ضعف و قوت HSE در این سازمان ها از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف از این پژوهش ارائه مدل بلوغ HSE برای صنایع نفت و گاز می باشد تا سازمان با استفاده از این مدل نقاط ضعف خود را شناسایی و در جهت رفع آنها قدم اقدام کنند. جامعه آماری پژوهش کارشناسان و خبره های HSE پالایشگاه سرخون و قشم می باشد. این مدل همانند مدل تعالی سازمان (EFQM) دارای دو بخش توانمندسازها و نتایج می باشد. به منظور تعیین ابعاد بخش توانمندسازها و نتایج به ترتیب از مدل های HSE-MS و HSEE استفاده شده است. شاخص های بلوغ HSE از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با خبرگان سازمان و نیز پیشینه تجربی پژوهش شناسایی شده و به منظور تعیین اهمیت ابعاد و شاخص ها از ترکیب تکنیک های دیمتل فازی و ANP فازی استفاده شده است و با در نظر گرفتن امتیاز 500 برای هر کدام از قسمت های توانمندسازها و نتایج، در قسمت توانمندسازها ابعاد استراتژی و خط مشی با امتیاز 97 ، ارزیابی و مدیریت ریسک با امتیاز 85 و رهبری،تعهد و فرهنگ با امتیاز 80 اولویت های اول تا سوم را به خود اختصاص دادند؛ در بخش نتایج نیز ابعاد ایمنی با امتیاز 172 ، بهداشت با امتیاز 142 و محیط زیست با امتیاز 137 دارای اولویت های اول تا سوم هستند. در مدل EFQMو یا سایر مدل های بلوغ، شاخص های دارای امتیاز و وزن نبوده و اهمیت همه شاخص ها یکسان در نظر گرفته می شود؛ ولی در مدل بلوغ ارائه شده شاخص های هر یک از ابعاد دارای امتیاز بوده و تاثیر شاخص های با اهمیت در سنجش بلوغ HSE بیشتر می باشد. در نهایت سطح بلوغ HSE شرکت پالایش گاز سرخون و قشم با استفاده از مدل ارائه شده در پژوهش مورد سنجش قرار گرفت که شرکت با کسب 80.2% کل امتیازات در جایگاه 3 (سطح رشد یافته) قرار گرفت.
این پژوهش با هدف بررسی رابطه فرهنگ سازمانی و مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. این پژوهش، کاربردی، و از نوع تحقیقات آمیخته همزمان است. در بخش کیفی این پژوهش از رویکرد پدیدارشناسی جیورجی تبعیت شده است. برای گردآوری اطلاعات کیفی از مصاحبه های اکتشافی نیمه ساختاریافته استفاده شده که به صورت رو در رو انجام شده است. نمونه آماری در این بخش به شیوه نمونه گیری هدفمند از نوع موارد خاص استفاده شده است و نمونه گیری تا اشباع نظری ادامه یافت و با 15 نفر از مدیران و کارکنان کتابخانه های دانشگاه شهید چمران اهواز مصاحبه انجام شده است. از یادداشت برداری و ضبط صوت نیز برای ثبت اطلاعات مبتنی بر پروتکل مصاحبه طراحی شده توسط محققان استفاده شده است. برای بررسی اعتبار سازه ابزار از روش سه سویه سازی داده ها استفاده شده است. اعتبار درونی بر پایه انتخاب نمونه ای هدفمند و براساس تشریح انبوه و غنی داده ها یا پرمایگی اطلاعات و طولانی کردن فرایند مصاحبه ها برای فهم عمیق موضوع، بررسی شده است. برای دقت و استحکام داده ها، مقبولیت، امکان انتقال و اعتماد داده ها، مورد بررسی قرار گرفت. داده های کیفی به روش استقرایی تجزیه و تحلیل شده است. بخش کمی این پژوهش، توصیفی همبستگی است. جامعه آماری شامل تمام مدیران و کارکنان کتابخانه های دانشگاه شهید چمران اهواز به تعداد 47 نفر است که به دلیل محدود بودن جامعه، همه این افراد به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در این بخش اطلاعات مورد نیاز از طریق دو پرسشنامه استاندارد فرهنگ سازمانی (کامرون و کوئین، 1996) و پرسشنامه مدیریت دانش (لاوسون، 2003) جمع آوری شد. روایی ظاهری و محتوایی پرسشنامه ها توسط پنج نفر از استادان رشته علم و اطلاعات شناسی با سابقه بیش از پنج سال سنجیده و مناسب ارزیابی شده است. برای سنجش پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شده که به ترتیب 92/0 برای پرسشنامه فرهنگ و 72/0 برای پرسشنامه مدیریت دانش به دست آمده است. با توجه به عادی بودن داده ها برای بررسی معنی داری رابطه ها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد و داده ها با استفاده از نسخه 24 نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شده است. یافته ها نشان داد فرهنگ حاکم بر کتابخانه ها فرهنگ سلسله مراتبی است؛ بین این نوع فرهنگ با مدیریت دانش رابطه معنا داری وجود ندارد؛ اما بین فرهنگ قبیله ای یا گروهی، فرهنگ بازاری و فرهنگ وضعیت سالار با مدیریت دانش رابطه معناداری هست. هم چنین، نتایج همبستگی نشان داد که فرهنگ سازمانی گروهی بیشترین همبستگی را با مدیریت دانش دارد. پیشنهاد می شود بستر لازم برای تغییر فرهنگ سلسله مراتبی حاکم بر کتابخانه های مورد مطالعه به فرهنگ گروهی ایجاد شود تا پیاده سازی مدیریت دانش در این کتابخانه ها با موفقیت بیشتری همراه باشد. بخش کمی این پژوهش از نوع تحقیقات توصیفی همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه مدیران و کارکنان کتابخانه های دانشگاه شهید چمران اهواز به تعداد 47 نفر است که به دلیل محدود بودن جامعه همه این افراد به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در این بخش اطلاعات مورد نیاز از طریق دو پرسشنامه استاندارد فرهنگ سازمانی (کامرون و کوئین ، 1996) و پرسشنامه مدیریت دانش (لاوسون ، 2003) جمع آوری گردید. روایی ظاهری و محتوایی پرسشنامه ها توسط 5 نفر از اساتید رشته علم و اطلاعات شناسی با سابقه بالای 5 سال سنجیده و مناسب ارزیابی شده است و برای سنجش پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شده است که به ترتیب 92/0 برای پرسشنامه فرهنگ و 72/0 برای پرسشنامه مدیریت دانش به دست آمده است. با توجه به نرمال بودن داده ها، برای بررسی معنی داری رابطه ها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد و داده ها با استفاده از نسخه 24 نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شده است. یافته ها نشان داد فرهنگ حاکم بر کتابخانه ها فرهنگ سلسله مراتبی است، بین این نوع فرهنگ با مدیریت دانش رابطه معنا دار وجود ندارد، اما بین ( فرهنگ قبیله ای یا گروهی، فرهنگ بازاری و فرهنگ وضعیت سالار) با مدیریت دانش رابطه معنادار است. همچنین، نتایج همبستگی نشان داد که فرهنگ سازمانی گروهی بیشترین همبستگی را با مدیریت دانش دارد. پیشنهاد می شود بستر لازم برای تغییر فرهنگ سلسله مراتبی حاکم بر کتابخانه های مورد مطالعه به فرهنگ گروهی ایجاد شود تا پیاده سازی مدیریت دانش در این کتابخانه ها با موفقیت بیشتری همراه باشد.
مد"" بویژه ""بازاریابی مد"" در عصر شتابان و پرتغییر، کاری است فوق العاده دشوار. تنها شرکتهایی در حوزه ی پابرجا می مانند که قادر باشند سرعتی شگفت هم در درک سلیقه ها و هم در تحقق و پیاده سازی آن داشته باشند.
""زارا"" از جمله شرکتهای پرسرعت کنونی در حوزه ی مد است که با اولیوت قرار دادن چند دستورالعمل توانسته همچنان ""مشتریان پرتوقع"" امروز را راضی و خشنود نگه دارد که سودای ""کسب وکارهای مشتری مدار"" است.
این مقاله با هدف امکان سنجی پیاده سازی مدیریت دانش در کتابخانه های تخصصی وزارت نیرو در جهت ارتقای سرمایه فکری آن وزارتخانه انجام گرفته است. ابعاد، مولفه ها و گویه های الگوی مفهومی، با پاسخ های 36 نفر از مدیران و کارکنان 16 کتابخانه های تخصصی شرکت برق منطقه ای مورد تجزیه و تحلیل (با استفاده از نرم افزارSPSS18 و آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون و فریدمن) قرار گرفته و سازگاری درونی آنها تأیید شده است. میزان تأثیر و تأثر ابعاد و مولفه ها و همچنین رتبه بندی اهمیت هر یک از آنها نسبت به امکان پیاده سازی مدیریت دانش در کتابخانه های تخصصی وزارت نیرو در جهت ارتقای سرمایه فکری و نیز ارتباط مستقیم و معنی دارشان با این مسأله، ثابت شده و الگویی برای آن ارائه گردیده است. نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد که با اعمال این الگو در کتابخانه های تخصصی وزارت نیرو قابلیت پیاده سازی مدیریت دانش را ممکن می سازد، می توان ارتقای سرمایه فکری را عملی کرد.
شاید اولین مفهومی که از ابتدای پیدایش سازمان ها تا به امروز مورد توجه قرار گرفته و می گیرد، مفهوم عملکرد سازمانی است. عملکرد سازمان ها، مفهومی است که به تنهایی قادر به توجیه وجود بقاء و حتی انحلال سازمان هاست و اصولاً فلسفه سازمان ها، همان عملکرد آنها می باشد . هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه بین راهبردهای تغییر سازمانی بر عملکرد شغلی معلمان شهرستان سنندج بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بوده و از بین معلمان تمامی مقاطع تحصیلی شهر سنندج نمونه ای به تعداد 372 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه های استاندارد عملکرد شغل بیرن و همکاران (2005) و راهبردهای تغییر سازمانی صلواتی و ثلاثی (1393) بود. آلفای کرونباخ محاسبه شده برای متغیرها بیانگر پایایی رضایتبخش و هماهنگی از سؤالات پرسشنامه بود. برای آزمون فرضیات از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین ابعاد راهبردهای تجربی– عقلانی، راهبرد هنجاری- بازآموزی و راهبرد تحول-گرا با عملکرد شغلی معلمان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد اما بین راهبرد اجباری – اقتداری و عملکرد شغلی معلمان رابطه ای به دست نیامد.
در ضرورت و تشریح و تعریف مفهوم واژه ی عملکرد باید خاطرنشان نمود که جایگاه این واژه از آنجا حائز اهمیت است که تنها با تعریف و تشریح عملکرد است که می توان آن را ارزیابی یا مدیریت نمود. ایشان همچنین به این موضوع که هدف ارزیابی، نتایج عملکرد است یا رفتار اشاره می نمایند. در خصوص چیستی عملکرد، نگرش های متفاوتی وجود دارد. به طوری که می توان عملکرد را فقط سابقه ی نتایج حاصله تلقی کرد. از نظر فردی، عملکرد سابقه ی موفقیت های یک فرد است. هدف اصلی تحقیق بررسی تاثیر نوآوری محوری بر عملکرد مالی از طریق وجوه مختلف می باشد. در این تحقیق جامعه آماری پژوهش کلیه مدیران ارشد شرکت های واقع در شهرک های صنعتی رشت را شامل می شود که 600 نفر هستند. براساس جدول مورگان می بایست 234 نفر به عنوان نمونه انتخاب می شدند؛ اما حداقل نمونه قابل قبول برای نرم افزار لیزرل 350 مورد است؛ بنابراین 400 پرسشنامه توزیع شد که از میان آنها 350 پرسشنامه عودت داده شد که از میان آنها 260 پرسشنامه قابلیت بکارگیری داشت. تمامی فرضیات این تحقیق به جز فرضیه «H4a: «یکپارچگی با مشتری» بر «عملکرد مالی» اثر مثبت دارد.» تایید شده است.
موضوع و هدف مقاله: هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جامع برای پاسخگویی در حسابداری از منظر اسلام با محوریت تئوری ساخت یابی از حوزه تئوری های اجتماعی است.. روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ شیوه اجرا کمی می باشد. در بخش کمی از روش همبستگی مبتنی بر تحلیل عامل تاییدی و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل حسابداران و حسابرسان بخش دولتی و اعضای جامعه حسابداران رسمی است که با روش نمونه گیری در دسترس 250 نفر انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه استخراجی از ادبیات تحقیق است. یافته های پژوهش: تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کمی در قالب مدل معادلات ساختاری نشان داد که اثرات 6 حوزه شامل رویکرد پاسخگویی، سطوح پاسخگویی، ابعاد پاسخگویی، ارکان پاسخگو، اصول پاسخگویی، تقویت پاسخگویی بر پاسخگویی نظام حسابداری معنادار بوده اند. نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: الگوی اسلامی با تمرکز بر عاملیت در تئوری ساخت یابی و تاکید بر ارزش های اخلاقی در تشکیل نظام های اجتماعی، زبان پاسخگویی در نظام حسابداری را به تکامل و پویایی می رساند.
بانک ها نهادهای مالی هستند که دارایی ها را از منابع گوناگون جمع آوری می کنند و آنها را در اختیار بخش هایی قرار می دهد که به نقدینگی نیاز دارند. از این رو بانک ها شریان حیاتی هر کشور محسوب می شوند. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و از نظر اجراء، از نوع پس رویدادی و مبتنی بر تکنیک همبستگی و با هدف بررسی و تاثیر مدیریت ریسک سیستماتیک بر و ساختار مالی بانک پاسارگاد مورد بررسی قرار گرفته است. داده های این پژوهش مبتنی بر ارقام و اطلاعات واقعی و داده های مربوط به عملکرد مالی بانک پاسارگاد است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه آمار و ارقام مربوط به عملکرد مالی بانک پاسارگاد طی سری زمانی 4 ساله (ابتدای سال 1394 الی انتهای سال 1397) می باشد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیونی انجام شده بر روی داده های آماری به دست آمده از شرکت های مورد بررسی بیانگر آن است که ریسک سیستماتیک بر نرخ بازده دارایی ها نرخ بازده حقوق صاحبان سهام تاثیر ندارد این رابطه منفی نشات گرفته از عواملی مانند اهرم مالی، ریسک حقوقی، عدم تقارن اطلاعات میان مدیران و سرمایه گذاران خارجی و ویژگی هایی همچون حاکمیت شرکتی، اندازه شرکت، مالکیت مدیران و ...) می باشند.