اصلاح صنعت تولید برق در استرالیا یکی از مؤلفه های اساسی در تحول وسیع اقتصادی است که در دستور کار دولت استرالیا قرار دارد. چنین اصلاحی، آنطور که توسط حامیان آن ادعا می شود، راندمان تولید صنعت برق را افزایش داده و باعث کاهش قیمت برق و شتاب بخشیدن به رشد اقتصادی کلی خواهد شد. این ادعا بر اساس نتایج یک سری مطالعات تجربی است که در طول دهه گذشته توسط گروه های پژوهشی مختلف انجام گردیده و تمرکز آن نیز روی ارزیابی دستاوردهای مربوط به اصلاح صنعت تولید برق بوده است. چهارچوب کلی این مطالعات اساساً از یک روش دو مرحله ای تبعیت می کند. اولین مرحله فوائد مربوط به افزایش راندمان تولید را اندازه می گیرد. در این مرحله معمولاً از تکنیک های تحلیلی پیشرفته نظیر آنالیز شاخص، آنالیز داده ها و روش های آماری نامنظم استفاده می شود. سپس این افزایش راندمان ها در مرحله بعد مورد استفاده قرار می گیرند تا اثرات کلان اقتصادی آن در یک چهارچوب تعادل عمومی قابل محاسبه ارزیابی شود. این مقاله یک بررسی کلی از این مطالعات را ارائه داده و در مورد این نکته که این چهارچوب برای درک واقع بینانه اثرات کلان اقتصادی اصلاح مذکور ناکافی است بحث می کند.
اتیل بنزن ماده اولیه تولید منومر استایرن می باشد که استفاده از آن هر ساله در حال افزایش است. این ماده از الکیلاسیون بنزن در مجاورت اتیلن تولید می گردد. یکی از ابزارهایی که می تواند به توسعه این فرایند کمک قابل ملاحظه ای نماید نرم افزار شبیه سازی این فرایند است. در این تحقیق فرایند، الکیلاسیون بنزن جهت تولید اتیل بنزن شبیه سازی شده است.معادلات موازنه جرم، انرژی و مومنتم برای رآکتور با جریان محوری نوشته شدند. با توجه به اینکه هیچیک از معادلات سینتیکی موجود در منابع شرایط واکنش های فرایند را ارضاء نمی کرد، با استفاده از تکنیک های بهینه سازی، معادلات موجود اصلاح شدند و با استفاده از آن فرایند آلکیلاسیون بنزن شبیه سازی گردید. نتایج بدست آمده از قبیل دمای رآکتور، فشار، درصد تبدیل خوراک و درصد اجزاء محصول با داده های تجربی حاصل از یک واحد صنعتی مقایسه شد که سازگاری بسیار خوبی مشاهده گردید بطوریکه از آن می توان با دقت بالایی در طراحی پایلوت و واحدهای جدید استفاده نمود.
یکی از شیوه های محاسبه ی مالیات بردرآمد شرکت ها از دید متصدیان امور مالیاتی در برخی از کشورها، استفاده از مبنای نقدی است. براساس این روش، سود مشمول مالیات از طریق تفاضل دریافتها و پرداختاهی وقایع انجام شده طی سال به دست می آید. این نگرش با دیدگاه حسابداری که سود یا زیان خالص را مبنای محاسبه مالیات قرار می دهد متفاوت است اما براساس بیانیه ی استاندارد حسابداری ملی تفاوت بین این دو دیدگاه را می توان تحت عنوان مالیات معوق به دروه های آتی تخصیص داد.....
"این مقاله می کوشد با توجه به سهم بالای هزینه های بلندمدت سازمان تأمین اجتماعی در کل هزینه های سازمان و تأثیراتی که نوسانات آن بر تراز مالی سازمان دارد، عوامل مؤثر بر تغییرات آن را شناسایی و همچنین فرایند آتی آن را پیش بینی کند.
در این گزارش ، عوامل مؤثر بر تغییرات هزینه های بلندمدت به دو بخش (متغیرهای اقتصادی و جمعیتی) تقسیم شده اند. در این تحقیق، با بهره گیری از روش های اقتصاد سنجی، تابع هزینه مربوط به هزینه های بلندمدت سازمان، برآورد شده و مآلاً با ارائه پیش بینی این هزینه ها برای سال های آینده، چشم انداز کلی سازمان در قبال تعهدات آتی آن روشن کرده است.
در این نوشتار، ابتدا فرایند گسترش پوشش سازمان تأمین اجتماعی در سال های 1340 تا 1380 بررسی و نشان داده می شود که این رشد، حدود 10 برابر رشد جمعیت طی این سال ها بوده و در سال های پس از انقلاب، این حرکت شتاب بیش تری به خود گرفته است.
سپس با معرفی حمایت های بلندمدت سازمان، اجزای تشکیل دهنده آن و فرایند آماری حرکت اقلام حمایتی بررسی می شود.
گفتنی است در بررسی ساختار پوشش سازمان تأمین اجتماعی، کارگاه های تحت پوشش سازمان و سیر تحول تعداد بیمه شدگان تبیین می گردد.
در بخش بررسی «مستمری بگیران سازمان تأمین اجتماعی» نیز بازنشستگان، بازماندگان، و مستمری بگیران از کارافتاده مورد توجه قرار می گیرند.
مقاله این نکته را مورد توجه قرار می دهد که از نظر عوامل اقتصادی، سازمان تأمین اجتماعی با دو مشکل عمده (رکود حاکم بر اقتصاد و بیکاری فزاینده موجود و در نتیجه، کاهش درآمدهای سازمان، و نیز فرایند خصوصی سازی و مخاطره آمیز شدن جریان درآمدی سازمان تأمین اجتماعی) مواجه است.
در این نوشتار همچنین تأکید می شود که به منظور کنترل هزینه های شتابان آتی و همچنین کسب درآمدهای متناسب با تعهدات آتی سازمان بی شک افزایش سن بازنشستگی، جلوگیری و اجتناب از وضع قوانین مربوط به بازنشستگی های پیش از موعد، حرکت به سوی نظام بیمه ای اندوخته گذاری کامل و ایجاد ذخایر و سرمایه گذاری های قابل توجه برای سال هایی که صندوق با خطر ورشکستگی مواجه است و توسعه و بهبود مدیریت ذخایر صندوق برای افزایش بازدهی از سرمایه گذاری های سازمان، ضروری و الزامی به نظر می رسد...."