از جمله مشکلات مهم امروز صنعت کشور عدم رقابت پذیری است که یکی از ارکان این مشکل بزرگ عدم شفافیت بازار می باشد. منظور اینکه اطلاعات به اندازه کافی در محیط بازار وجود ندارد. لذا معاملات و مبادلات با کارایی بالا انجام نمی شود. در صورتیکه اطلاعات موجود در بازار افزایش یابد، از یک طرف مشتریان خریدهای بهینه تری را انجام خواهند داد و از طرف دیگر تولیدکنندگان نیز ترغیب می شوند که برای حفظ یا افزایش سهم بازار خود تلاش بیشتری نمایند. این مساله (عدم شفافیت بازار) برای شرکت های انفورماتیکی کشور نیز مطرح بوده است. در این مقاله جستجویی گسترده در ارتباط با سابقه رتبه بندی در دنیا، تکنیک ها و متدولوژی های رتبه بندی و مدل های ارزیابی سازمان انجام گرفته است. خروجی این کار توسعه مدلی جهت بررسی شرکت های انفورماتیکی بوده است. دراین مدل یک شرکت بر اساس سه حوزه ورودی، پردازش و خروجی مورد بررسی قرار می گیرد. سپس یک تکنیک کمی مدل مذکور را تکمیل نموده است. در نهایت نیز نمره هر شرکت بر اساس جذابیت سرمایه گذاری محاسبه شده و بر مبنای آن رتبه بندی شرکت ها صورت گرفته است.
پیش بینی متغیرهای اقتصادی و مالی اهمیت فراوانی برای سیاستگذاران اقتصادی کشورها دارد. در این مقاله شاخص کل بازدهی سهام تهران (TEPIX) با استفاده از داده های روزانه و هفتگی این شاخص در بازه زمانی سال 1377تا 1382 و بکارگیری روش های مختلف پیش بینی مانند مدل های ARIMA، ARFIMA، GARCH و شبکه عصبی (ANN) برآورد و پیش بینی شدند. مقایسه دقت پیش بینی مدل های مذکور از طریق معیار های پیش بینی مانند RMSE، MAE و U-Thiel نشان می دهد که مدل ANN در پیش بینی شاخص روزانه و هفتگی عملکرد بهتری نسبت به سایر مدل ها دارد، اما مقایسه آماری دقت پیش بینی مدل های مختلف با استفاده از آماره دیبلد- ماریانو، تفاوت معنی داری بین دقت پیش بینی مدل های مذکور را نشان نمی دهد.
نتایج پژوهشهای متعددی موید کارایی ضعیف بورس اوراق بهادار تهران است. در چنین بازاری، سرمایهگذاران و استفادهکنندگان از اطلاعات بر آنند که شرکتهای برتر را از شرکتها غیربرترتمیز دهند تا سرمایهگذاری مناسبتری بهعمل آورند. یکی از سوالات اساسی این است که شرکتهای برتر کدامند و چگونه میتوان آنها را تعیین نمود؟ در این تحقیق بررسی مقایسهای میان دو روش معمول رتبهبندی شرکتها بر اساس شاخصهای برتری بورس اوراق بهادار تهران و نسبتهای سود آوری حسابداری (شامل نسبت سود ناخالص، نسبت سود عملیاتی، نسبت سود خالص، نسبت بازده جمع داراییها و نسبت بازده حقوق صاحبان سهام که به نظر در شاخصهای بورس نادیده گرفته شدهاند) بهعمل آمده است. این تحقیق بر اساس دادههای پنجاه شرکت برتر طی سه سال 1381، 1382و 1383 به اجرا در آمده و همبستگی میان نتایج این دو نوع رتبهبندی را مورد بررسی مقایسهای قرار میدهد. نتایج آزمون تجربی نشانگر آن است که همبستگی ضعیفی میان این دو گروه رتبهبندی بهعمل آمده وجود دارد. این بدان معنی است که شرکتهای برتر منتخب بورس لزوما دارای رتبههای بالاتر ازحیث نسبتهای سودآوری نمیباشند. بنابراین آنچه را که نسبتهای حسابداری برتر تلقی میکنند از حیث بورس برتر محسوب نمیشوند. بهعبارتی دیگر، نسبتهای سودآوری شرکتهای بورس برای پیش بینی و تعیین شرکتهای برتر از نظر بورس مناسب نمیباشند.
در این مطالعه، ابتدا تفاوت متوسط برخی از ویژگیهای مالی شرکتهای موفق و ناموفق، مورد بررسی تحلیلی قرار گرفته است. سپس، دو مدل مجزا برای پیشبینی شرکتهای موفق و ناموفق ارایه شده است. مدل اوّل، با استفاده از تحلیلهای آماری لاجیت ، احتمال تعلق یک شرکت به گروه شرکتهای موفق یا ناموفق را از نظر بازده سهام (عملکرد بازار) پیشبینی میکند. مدل دوم نیز با استفاده از روششناسی مشابه، به پیشبینی بازده حقوق صاحبان سهام (عملکرد مالی) میپردازد. یافتههای تحقیق، در مورد تحلیل معنیدار بودن تفاوت اطلاعات مالی منتشره شرکتهای موفق و ناموفق، چنین نشان میدهند که از نظر شاخصهای فعالیت، وضعیت بدهیها (اهرم مالی)، متوسط اندازه ارزش دفتری داراییها، و نوع صنعت، تفاوتهای آماری با اهمیتی وجود دارد. هرچند، تفاوت وضعیت نقدینگی این دو گروه با اهمیت نیست. صحت پیشبینی مدلهای تعیین شده برای پیشبینی رتبه عملکرد بازده سهام و عملکرد بازده حقوق صاحبان سهام، چه در نمونه تعیین مدل و چه در نمونه کنترل آن، از نظر آماری با اهمیت هستند. هرچند، همانگونه که انتظار میرفت، آمارههای مدل پیشبینی بازده حقوق صاحبان سهام، بهتر از مدل پیشبینی بازده سهام میباشند.
این تحقیق محتوای افزاینده و نسبی اطلاعاتی سود، جریانات نقدی عملیاتی و اقلام تعهدی را در بازار سرمایه ایران بررسی میکند. این موضوع از طریق بررسی ارتباط بازده سهام با سود و اجزای آن آزمون میشود. بر اساس یک نمونه متشکل از 400 سال - شرکت از میان شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1379 تا 1382، نتایج حاکی از آن بود که سود نسبت به جریانات نقدی عملیاتی دارای محتوای اطلاعاتی بیشتری است. نتایج یاد شده بر وجود محتوای افزاینده اطلاعاتی سود نسبت به جریانات نقدی عملیاتی تاکید دارد. از سوی دیگر بررسیهای انجام گرفته در این مطالعه، حاکی از محتوای افزاینده اطلاعاتی اقلام تعهدی نسبت به جریانات نقدی عملیاتی است، که این مسئله با تفکیک کل اقلام تعهدی به اجزای اختیاری و غیراختیاری آن، نمود بیشتری مییابد. این موضوع با این بحث که اقلام تعهدی، مربوط بودن سود را در انعکاس ارزش بنیادی شرکت افزایش میدهد، سازگار است. نتایج تحقیق حاکی از بار اطلاعاتی فزاینده اقلام تعهدی اختیاری نسبت به اقلام تعهدی غیر اختیاری است.
هدف اصلی این مقاله بررسی سودمندی متغیرهای بنیادی در پیشبینی رشد سود عملیاتی است. چهار متغیر بنیادی ( مستقل) ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام، قیمت سهام، سود تقسیمی و سود عملیاتی، انتخاب و ارتباط آن با رشد سود عملیاتی سال آتی طی دوره زمانی 1378تا 1382 مورد مطالعه قرار گرفت. برای آزمون فرضیهها از فنون آماری رگرسیون چند متغیره و پانل دیتا بهره گرفته شد. نتایج بهدست آمده بیانگر آن است که به غیر از سود تقسیمی بقیه متغیرهای مستقل با رشد سود عملیاتی رابطهی معنیدار دارند.
افشای اطلاعات مربوط به ارزش افزوده و اجزای آن، همچنین محتوای اطلاعاتی آن در سالیان اخیر بارها مورد آزمون قرار گرفته است. در تحقیق حاضر، هدف اصلی بررسی محتوای نسبی و افزاینده اطلاعاتی داده های ارزش افزوده (شامل ارزش افزوده و ارزش افزوده نقدی) در مقابل داده های سنتی (شامل سود حسابداری و وجوه نقد حاصل از عملیات) می باشد. بدین منظور ارتباط بازده سهام و تغییرات داده های مربوط به ارزش افزوده، ارزش افزوده نقدی، سود حسابداری و وجوه نقد حاصل از عملیات، برای شرکتهای تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از سال 1998 تا 2003 مورد آزمون قرار گرفته است. جهت آزمون فرضیات تحقیق از روش تحلیل رگرسیون چند متغیره برای داده ها هم به شکل مقطعی و هم بصورت تجمعی استفاده گردید.علی رغم نتایج حاصل از تحقیقات بلکویی و همکاران (طی سالهای 1991 تا 1999) و فیررز (2004) که حاکی از محتوای اطلاعاتی بیشتر ارزش افزوده نسبت به سود حسابداری بود، نتایج این تحقیق نشان می دهد که محتوای اطلاعاتی سود حسابداری بیشتر از داده های ارزش افزوده می باشد. از سوی دیگر مطابق نتایج حاصل از مطالعات بلکویی (1994) هم داده های ارزش افزوده دارای محتوای افزاینده اطلاعاتی نسبت به داده های سنتی بوده و نیز داده های سنتی دارای محتوای افزاینده اطلاعاتی نسبت به داده های ارزش افزوده می باشد. علاوه بر این در این تحقیق نیز همانند مطالعات عرب مازار (1995)، سابرامانیام (1996)، و هاو و همکاران (2001) شواهدی در رابطه با محتوای اطلاعاتی بالاتر داده های تعهدی نسبت به داده های نقدی مشاهده گردید.
هدف اصلی این تحقیق دستیابی به یک سبد سرمایه مناسب تر برای سرمایه گذاران ریسک پذیر است. در این تحقیق مدل مارکوتیز در تئوری سبد سرمایه به عنوان مدل مقایسه ای استفاده شده است و مدل شبکه عصبی با آن مقایسه شده است. الگوی یادگیری شبکه عصبی، الگوی «پس انتشار خطا» می باشد. سبد انتخابی شامل بیست سهم از بازار بورس اوراق بهادار تهران است که برای یک دوره سیزده ماهه مورد مطالعه قرار گرفته است. در هر دو مدل شبکه عصبی و مارکوتیز، تفاوت معنی داری بین بازده روزانه سبد تصادفی و نتیجه سرمایه گذاری در پایان دوره آزمون وجود دارد. در این سبد، تنها معیار بازده مورد نظر است و ریسک مورد توجه نیست، بنابراین سبد با بالاترین ریسک در مدل مارکوتیز مورد استفاده قرار گرفته است. هزینه معامله در هر دو مدل در نظر گرفته نشده است. این مطالعه نشان می دهد که سبد سرمایه مدل شبکه عصبی پس از دوره آزمون هم بازده بیشتری داشته است و هم ریسک آن از مدل مارکوتیز پایین تر بوده است
نظر به اینکه ارزیابیهای مالی با بیان موقعیت کنونی سازمان در بین شرکتها و ایجاد فضای رقابتی، شرکتها را برای دستیابی به سطحی بالاتر از عملکرد ترغیب میکنند و با شناسایی نقاط ضعف و قوت فعالیتهای انجام شده، نسبت به اصلاح و بهبود امور اقدام مینماید، این مقاله ابتدا به معرفی تجزیه و تحلیل صورتهای مالی و بررسی چند روش ارزیابی عملکرد مالی از میان روشهای متعددی می پردازد که تاکنون به منظور ارزیابی مالی پیشنهاد شده است. تکنیکهایی که مورد بررسی قرار گرفتهاند، عبارتند از: هزینهیابی بر مبنای فعالیت، مدل جایزه مالکوم بالدریج، کارت امتیازی متوازن، جایزه کیفیت اروپایی (مدل تعالی سازمانی)، ارزش افزوده اقتصادی و... علاوه بر این نقش اساسی شرکتهای آب و فاضلاب در زندگی اجتماعی و اعتبارات و منابع مصرف شده در این بخش، ایجاب میکند سیستم ارزیابی عملکرد مالی متناسب با صنعت آب و فاضلاب طراحی گردیده و شاخصهای مرتبط با آن مد نظر قرار گیرند. بنابراین با مقایسه مدلهای ارائه شده، بر پایه دادهها و نسبتهای مالی بهدست آمده جهت 33 شرکت آب و فاضلاب شهری، مدل ارزیابی عملکرد مالی را به روش اقتصاد سنجی و تابع تولید مرز قطعی ارائه و با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی تصحیح شده ، اقدام به رتبهبندی این شرکتها نموده ایم، که در نتیجه شرکتهای فارس، تهران و خوزستان رتبههای اول تا سوم را کسب کردند. در انتها پیشنهاداتی را جهت بکارگیری ارزیابی مالی در بودجهبندی شرکتها ارائه دادهایم.
بهرغم گذشت بیش از ده سال از طرح نظریة سازمان یادگیرنده توسط پیترسنگه، به دلیل عمق و وسعت بسیارش هنوز جنبههای مبهم بسیاری در این ایده وجود دارد که آشکار سازی آنها نیازمند تحقیقات بیشتری است. در این مقاله چیستی سازوکارهای یادگیری سازمانی همراه با مدلی از سازمان یادگیرنده بحث شده و همچنین سازوکارهای یادگیری سازمانی در شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفت ایران با روش میدانی مورد بررسی قرار گرفته است.ضمن اعتبار سنجی پرسشنامه، نتایج بهدست آمده از آزمون دو جملهای حاکی از آن است که شرکت مذکور از سازوکارهای مناسب یادگیری سازمانی جهت تسهیل یادگیری سازمانی، تشخیص نیازهای یادگیری و توسعه، بر آوردن نیازهای یادگیری توسعه و اجرای دانش فراگرفته شده در عمل، بر خوردار است.
امروزه یکی از دغدغههای اصلی سازمانها، استفاده از امکانات و ابزارهای فناوری اطلاعات و ارتباطات بهمنظور یکپارچه سازی اطلاعات و سیستمهای اطلاعاتی در سطح سازمان و افزایش بهرهوری در کلیه سطوح است. به این منظور مدلها، چارچوبها و متدولوژیهایی مختلف معماری سازمانی(مانند FEAF،TOGAF) ارایه شده است که سازمانها را در جهت دستیابی به یک طرح جامع فناوری اطلاعات و ارتباطات یاری مینماید. از آنجایی که این متدولوژیها عام بوده و بهصورت تخصصی برای صنایع مختلف طراحی نشدهاند، ازاینرو ممکن است زمان و هزینه بسیار زیادی را جهت پیاده سازی به خود اختصاص دهند و بهعلاوه باعث عدم یکپارچگی برنامهریزیهای مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات برای صنایع مختلف گردند. به جهت گستردگی فعالیتهای مرتبط با توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در سازمانها و همچنین تنوع صنایع، نیاز به مدلهای مرجع فنی ویژه صنایع احساس میشود تا بتوان بر اساس آنها اصول و جوانب مختلف فنی فناوری اطلاعات و ارتباطات را در سازمانها با توجه به نیاز تخصصی صنایع مورد توجه قرار داد. افزون بر این، بتوان فعالیتهای مرتبط با توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات را در صنایع بهویژه در راستای تحقق دولت الکترونیک یکپارچه نمود. در این مقاله پس از بررسی مدلهای مرجع معتبر در سطح جهان به انتخاب یک مدل مرجع مناسب پرداخته شده و سپس با توجه به اسناد بالادستی دانشگاههای ایران در سطح کشور این مدل بومیسازی شده است.
ارتباط علمی یکی از محورهای اساسی نهاد اجتماعی علم است. مجلات علمی تخصصی یکی ازمجاری تولید علمی و ارتباط علمی تلقی شده و سعی در ایفاء دو کارکرد فوق میان اندیشمندان درحوزه های مختلف علمی را عهدهدار هستند. بررسی تاریخی علوم نشان می دهد که عوامل موثری درشکلگیری، پیدایش، رشد و توسعه یافتگی علوم به طور عام و دانش مدیریت به طور خاص نقش داشتهاند که از آن میان میتوان مجلات علمی تخصصی را مورد نظر قرار داد. مجلات علمی تخصصی نشریات تخصصی هستند که با فاصله زمانی منظم و در مدت نامعلوم منتشر شده وبه ایفاء دو کارکرد اجتماعی تولید علمی و ارتباط علمی میپردازند. تعداد متعدد، متنوع و مختلفی مجلات علمی تخصصی در حوزه دانش مدیریت منتشر میشود که گذشت دهههای مختلف 1930 تاکنون معرف آن است که برتعداد مجلات علمی منتشره افزوده گردیده است. مقاله حاضر سعی در بررسی تحلیل محتوای گرایشهای پژوهشی در مجلات علمی تخصصی مدیریت دارد.براین اساس پژوهشی بااستفاده ازاطلاعات موجوددرپایگاه اطلاع رسانی اینترنتی مطالعات سازمانی(کامیینگز، 2005)و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا انجام گردیده است. اطلاعات مربوط به 2868 فهرست مقالات چهار مجله علمی تخصصی مدیریتی جمعآوری گردید که در طی سالهای 2001-1981 میلادی منتشر شده و فهرست مقالات مذکور قابل چاپ در 197صفحه بودهاند.متغیرهای مستقل تحقیق شامل تعداد مقاله، سال انتشار، نوع مجله، تعداد نویسنده و متغیر وابسته مربوط به گرایشهای 24 گانه پژوهشی سازمانی در نظر بوده است. دادههای پژوهش پس از جمعآوری برای طبقهبندی و تجزیه و تحلیلهای آمار توصیفی و استنباطی از برنامه کامپیوتری SPSS کدبندی و استخراج شده است.
عقلانیت ابزاری کارایی مدار مدیریتی در اندیشه جامعه شناسیهای خود را به عقلانیت زمینه مدار میدهد که در آن مشروعیت برون سازمانی به اندازه کارایی درون سازمانی اهمیت دارد. منطق مدیریتی کارایی طراحی ساختارهای کارا و منطق اجتماعی مشروعیت، کارکرد سمبلیک ساختارها را برای سازمان مؤثر دانسته و کنار گذاشتن وظیفه شناسانه کارایی را در طراحی ساختار خاطر نشان میسازد. این مقاله در صدد تبیین دو نوع ساختار سازمانی به صورت همزمان در ایران کنونی است. اول ساختار سازمانی نمایشی که به دلیل نهادی شدن دموکراسی به صورت رسمی بیان میشود تا با اسطورههای جهانی همشکلی ایجاد کند و دوم ساختار سازمانی واقعی که حاصل ساختار اجتماعی ایران و چگونگی رسوب گذاری دوران کهن بوده و در عمل مورد استفاده قرار میگیرد؛ یعنی یافتههای تحقیق حاکی از وجود همزمان دو ساختار در سازمانهای ایرانی است: ساختار دموکراتیک نمایشی و ساختار هیدرولیک واقعی.