. در مجموع پس از طی مراحل اشاره شده در فوق، 585 مطالعه قابل استفاده شناسایی گردید. با توجه به امکان بررسی کلیه مطالعات انجام شده نیازی به نمونه گیری نبوده و تمامی مطالعات صورت گرفته بصورت تمام شماری در این تحقیق بررسی شده اند. نتایج نشان می دهد که سه مورد از متغیرهای مرتبط با ویژگی های موضوع، چهار مورد از متغیرهای مربوط به ساختار پژوهش و چهار مورد از متغیرهای مرتبط با ویژگی های نمونه بعنوان مداخله گرها منجر به تفاوت در ارتباط بین فناوری اطلاعات و عملکرد شرکت های تجاری شده است.
هدف این پژوهش تبیین رابطه میان راهبردهای توسعه بازار و عملکرد صادراتی و شناسایی عواملی است که می توانند این رابطه را تحت تاثیر قرار دهند. سهم اصلی این پژوهش در پژوهشهای مربوط به استراتژی توسعه بازار صادراتی، مطالعه همزمان عوامل موثر بر استراتژی توسعه بازار صادراتی و عملکرد صادراتی، با اتکا به اصل همسویی راهبرد- محیط و با استفاده از رویکرد انحراف از ویژگیهای معیار در آزمون همسویی است. نتایج (که با مطالعه شرکتهای تولیدی صادرکننده محصولات غذایی در ایران طی سالهای 4-1382 حاصل شد(حاکی از این است که در مورد اغلب معیارهای عملکرد صادراتی (شامل سطح صادرات و رشد نسبی صادرات) تفاوت معنی داری میان دو راهبرد تمرکز بازار و گسترش بازار وجود ندارد. در این پژوهش، کسب سهم بازار بیشتر به عنوان هدف صادراتی، تطبیق محصول با نیازهای مشتریان در بازارهای هدف، فایق آمدن بر محدودیتهای لجستیک، دیدگاه بین المللی مدیریت، بهره مندی از قابلیتهای تولیدی، قیمت گذاری رقابتی و دیدارهای منظم از بازارهای صادراتی، به عنوان عواملی شناسایی شده اند که با راهبرد تمرکز بازار هماهنگی دارند. در مقابل، دستیابی به حجم فروش بیشتر، حل مشکلات و محدودیت های قیمت گذاری، برخورداری از قابلیت های تولیدی و توانمندیهای بازاریابی عواملی هستند که با راهبرد گسترش بازار تناسب دارند.
گفتگویی که در پی می آید حاصل حضور مهربان و صمیمی دکتر ابراهیمی ،بنیانگذار رشته بازاریابی در ایران، در دفتر نشریه است. در این گفتگو عنوان نشریه یعنی ""توسعه مهندسی بازار ""پرسش نخست ما بود با این توجه که این عنوان به لحاظ تئوریک و کاربردی در پیکره نظام بازاریابی چه معنایی دارد. دکتر ابراهیمی با نگرش وسیع به این پرسش پرداخت اما محدود به آن نشد و قلمروهای بحث گسترده تر از آن شد که انتظار می رفت.در این گفتگو .........
در این مقاله مزیت صنعت چرم ایران ارزیابی شده است. به این منظور شاخص های مزیت شامل DRC ،RCA ، TMو CMS برای پوست، چرم و محصولات چرمی (کفش و سایر پوشاک چرمی) محاسبه شده اند. نتایج حاصل از محاسبه شاخص ها نشان می دهد که ایران در صدور پوست (ماده اولیه اصلی صنعت چرم) دارای مزیت است البته چون سیاست کشور جایگزینی صدور این ماده با محصولات دارای ارزش افزوده بالاتر است، شاخص های مبتنی بر اطلاعات تجاری بیانگر خروج تدریجی کشور از بازار پوست است.بر حسب شاخص DRC (هزینه منابع داخلی)، کشور در زمینه چرم دارای مزیت بالقوه است و شاخص RCA (مزیت نسبی آشکار شده) نشان می دهد که در سال های اخیر این مزیت به فعل در آمده و ایران در صدور چرم دارای مزیت نسبی شده است. شاخص TM (نقشه ریزی تجاری) نشان می دهد اگر چه کشور در گروه برندگان بازار چرم قرار گرفته است ولی بازار چرم در جهان در سال های اخیر رو به افول است. در این صورت شناخت بازارهای صادراتی و اعتلای عوامل تعیین کننده مزیت رقابتی اهمیت مضاعف می یابند. تحلیل شاخص CMS (سهم بازار پایدار) نشان می دهد که مزیت کشور در بازار چرم پایدار نیست، این امر علاوه بر رو به افول بودن بازار این محصول در سال های اخیر به انتخاب نامناسب بازارها و اثر رقابتی منفی بر می گردد.در زمینه محصولات چرمی اگرچه شاهد رشد صادرات هستیم، اما هنوز RCA کوچکتر از یک است، لذا کشور فاقد مزیت نسبی است. شاخص TM نشان می دهد که بازار این نوع محصولات روبه افول و در نتیجه رقابت در آن دشوار است. شاخصCMS نیز برای بیشتر بازارهای صادراتی منفی است.در مجموع اگرچه صادرات صنعت چرم کشور دارای رشد است اما تا رسیدن به مزیت پایدار و رقابتی به ویژه در محصولات با ارزش افزوده بالاتر فاصله دارد. پیمودن این فاصله مستلزم توجه به عوامل تعیین کننده مزیت رقابتی چون فناوری، تحقیق و بازاریابی است.
شهرزاد اسفرجانی ( موسس و مدیر شرکت تبلیغاتی داروگ، مدرس طراحی بسته بندی و تبلیغات بازرگانی ) میر احمد امیر شاهی ( دکتری مدیریت از دانشگاه کرتین استرالیای غربی، عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا (س))، پرویز درگی عضو هیأت علمی مقطع کارشناسی ارشد سازمان مدیریت صنعتی، رئیس هیأت مدیره و مدیر عامل شرکت توسعه مهندسی بازار گستران آتی )، رامین زمانی ( فوق لیسانس رشته مهندسی از دانشگاه امیر کبیر، مدیر بازاریابی شرکت بدرالکتریک) ، علی عیاری ( فوق لیسانس مدیریت اجرایی، مدیر بازاریابی شرکت پاکسان)، و محمود محمدیان ( دکتری مدیریت بازاریابی، عضوهیات علمی دانشکده مدیریت دانشگاه علامه طباطبایی ) شرکت کنندگان در این میزگرد بودند.
برخی توسعه تکنولوژی را مسأله ای صرفاً فنی و تکنیکی و برخی دیگر آن را آمیخته به مسائل کلان فرهنگی، سیاسی و اقتصادی می بینند. در میان کسانی که مسأله توسعه تکنولوژی را صرفاً فنی و تکنیکی نمی پندارند، در دامنه تاثیر فرهنگ و نظام فرهنگی جامعه، نظام سیاسی و حتی نظام اقتصادی جامعه بر توسعه تکنولوژی اتفاق نظر وجود ندارد. در ایران نیز دیدگاه های متفاوتی درباره تأثیر فرهنگ بر فناوری و بالعکس وجود دارد. این مقاله مدعی است که با توجه به وجود دیدگاه های متفاوت، نمی توان مسأله توسعه تکنولوژی را در ایران به بحث های فنی و تکنیکی فروکاست؛ بنابراین موضوع مباحث نظری در توسعه تکنولوژی، امری ضروری است. درنتیجه برای حل مسأله توسعه تکنولوژی در کشور لازم است تا نسبت میان توسعه تکنولوژی و توسعه کلان فرهنگی اقتصادی و سیاسی روشن شود.