تبلیغات خلاق"" و ""کمپین های خلاق"" می توانند ایده های تازه ای برای مدیران و صاحبان کسب وکارها، و دست درکاران صنعت تبلیغات بیافرینند. با 8 کمپین برتر تبلیغاتی سال 2013 آشنا شوید.
پروفسور فیلیپ کاتلر و برادرش میلتون کاتلر در تازه ترین کتاب خود، پیشنهادهای فوق العاده تازه ای دارند برای شرکتهایی که تمایل دارند رشد یابند. اصلی ترین پیشنهاد آنان این است که باید ""مسیر رشد خود را بازاریابی کنید.""
فیلیپ کاتلر و برادرش، هر دو با نگاهی پیش بینی کننده از آینده ی دنیای کسب و کار، 8 استراتژی رشد را برای پیروزی شرکتها در کشاکش رقابت در این کتاب معرفی می کنند.
8 استراتژی رشد را در همین مقاله ی پیش رو بخوانید. همچنین پرسشهایی نیز آمده است که مدیران شرکتها می توانند از خود بپرسند. پاسخ به این پرسشها، شرکت شما را در مسیر رشد قرار خواهد داد.
زمینه وهدف: بخش قابل توجه ای از کارآمدی کارکنان پلیس درگرو فرهنگ سازمانی موجود آن است. بر این اساس و با توجه به جایگاه دانشگاه علوم انتظامی در تعلیم، تربیت و ارتقای توانمندی های افسران پلیس، بررسی فرهنگ سازمانی حاکم بر این دانشگاه و نیز کسب آگاهی از میزان رضایتمندی کارکنان آن، اهمیت زیادی دارد. هدف اصلی این پژوهش بررسی این موضوع است که آیا بین فرهنگ سازمانی دانشگاه علوم انتظامی و رضایت شغلی کارکنان رابطه معناداری وجود دارد یا خیر؟ روش: این تحقیق، از نوع تحقیقات کاربردی است که به شیوه توصیفی-پیمایشی انجام گردیده و برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است.برای بررسی فرضیه ها، از آزمون های همبستگی استفاده شده که طی آن 210 نفر از اعضای دانشگاه به طور سهمی از میان دانشکده ها و بخش های اداری و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان آزمودنی انتخاب گردیده اند.داده های تحقیق پس از جمع آوری و با استفاده از روش همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل و ارزیابی قرار گرفتند. یافته: یافته های تحقیق نشان می دهد میان خلاقیت و نوآوری، خودکنترلی، سیستم پاداش، تحمل تضاد و ریسک پذیری با رضایت شغلی کارکنان در دانشگاه علوم انتظامی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: با توجه به وجود رابطه مثبت و معنی دار میان ابعاد فرهنگ سازمانی با رضایت شغلی کارکنان پلیس، انتظار می رود با بهبود شرایط فرهنگ سازمانی بتوان سطح رضایت شغلی کارکنان را افزایش داد. همچنین در شرایط کنونی تفاوت معنا داری بین وضعیت موجود و مطلوب فرهنگ سازمانی این دانشگاه مشاهده گردید.
فوتبال صنعتی است که برندینگ و اساس آن یعنی هویت برند، اهمیت فوق العاده ای در آن دارد. بطوریکه محققان، در کشورهای صاحب فوتبال الگوهای برند خاصی در ارتباط با آن ارائه داده اند. در این تحقیق با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با هدف کاربردی، اطلاعات در دو فاز کیفی و کمی گرد آوری گردید. جامعه آماری، شامل 10 نفر از خبرگان مرتبط و کارشناس در زمینه تحقیق، و تماشاگران 6 تیم لیگ برتری که در ورزشگاه حاضر شدند، می باشد. حجم نمونه در فاز اول 300 و فاز دوم 720 نفر بود که با روش تصادفی ساده و با نسبت برابر، از هواداران تیم ها انتخاب شد. بر این اساس پژوهشگران ضروری دیدند که بر پایه دیدگاههای نوین تئوری هویت برند (کو 2009، شیلهانک 2008، کلمن 2011، زوچرماگلیو 2011، سیلوریا 2011، ریچلیو2011) و با در نظر گرفتن الگوهای هویت برند چند کشور دارای برند فوتبال (آلمان، اسپانیا، فرانسه، کره جنوبی) به همراه استفاده از نظرات خبرگان و هواداران، الگوی عوامل هویت برند تیم های حاضر در لیگ برتر فوتبال کشور در فصل 92/91 را ارائه نمایند و در نهایت با استفاده تحلیل عاملی و الگوی معادلات ساختاری دیدگاهی نوین در مورد ابعاد هویت برند فوتبال کشور ارائه شدکه به ترتیب بار عاملی عبارتند از: موفقیت (97/.)، تحویل کالا (92/.)، منطقه بومی تیم(89/.)، بازیکنان ستاره(88/.)، لوگو، هواداران، سابقه، رقیب سنتی(87/.)، سنت(85/.)، عملکرد تیم(82/.)، استادیوم(72/.) و پرسنل غیر بازیکن(51/.).
بر اساس تئوری نمایندگی، ساختار مالکیتی نقش با اهمیتی را در راهبری رفتارهای فرصت طلبانه مدیران ایفا می کند. در این پژوهش اشکال مختلف ساختار مالکیتی شامل مالکیت مدیریتی و نهادی و چگونگی تاثیر آنها بر ارتباط بین جریان های نقد آزاد و استفاده بهینه از دارایی ها مورد بررسی قرار می-گیرد. به همین منظور، داده های مربوط به شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره ی زمانی 1384 تا 1390 استخراج و از الگوی رگرسیونی داده های ترکیبی برای آزمون فرضیه ها استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین جریان های نقد آزاد، مالکیت مدیریتی و استفاده بهینه از دارایی ها رابطه ی مثبت و معنی داری وجود دارد اما، ارتباط بین مالکیت نهادی و استفاده بهینه از دارایی ها تایید نگردید. همچنین، نتایج حاکی از این است که با افزایش مالکیت مدیریتی، ارتباط بین جریان های نقد آزاد و استفاده بهینه از دارایی ها منفی و معنی دارتر می شود. مدیران مایل به سرمایه-گذاری جریان های نقد آزاد در پروژه های با منفعت شخصی هستند و از رویه های پیش بینی شده پیروی نکرده و حتی از خالص ارزش فعلی منفی پروژه چشم پوشی می کنند. برخی از فعالیت های سرمایه-گذاری در مجموع ممکن است که بازدهی مثبت داشته باشند ولی این بازدهی کمتر از هزینه سرمایه است.
مقدمه و هدف پژوهش: هدف اصلی این طراحی الگو جهت سنجش میزان مسئولیت اجتماعی در رسانه ملی می باشد. سؤال اصلی مقاله آن است که چگونه می توان الگویی کمی جهت سنجش و اندازه گیری مسئولیت اجتماعی در رسانه ملی طراحی و ارائه نمود؟
سؤالات فرعی مقاله عبارتند از: شناسایی ابعاد و مؤلفه های مسئولیت اجتماعی، شناسایی میزان اهمیت هر یک از ابعاد و مؤلفه های مسئولیت اجتماعی و طراحی مدل کمی اندازه گیری مسئولیت اجتماعی در رسانه ملی.
در گام بعدی در پاسخ به سؤالات اصلی تحقیق، فرضیات تنظیم شد. سپس با تعیین شاخص به طراحی پرسشنامه ها در راستای سؤالات تحقیق و اهداف تحقیق پرداخته شد. پس از جمع آوری پرسشنامه ها با دو روش توصیفی و استنباطی و از طریق تجزیه و تحلیل آماری پرسشنامه ها به اثبات و یا رد فرضیه ها پرداخته شده است. بنابراین در این تحقیق با استفاده از تکنیک های آماری، داده های خام جمع آوری شده از پرسشنامه طبقه بندی و با استفاده آمار توصیفی در جدول و نمودار نشان داده شد و از طریق آمار استنباطی فرضیه های تحقیق مورد بررسی قرار گرفت.
اهمیت بالای توسعه فناوری باعث شده مدیران ارشد شرکت هپکو اقدام به شناسایی و ارزیابی توانمندی های فناورانه سازمان خود نمایند و به موازات آن نسبت به شناسایی تحولات فناورانه دردنیا و پایش تلاش رقبا برای دستیابی به فناوری های جدید، در جهت ارتقای توانمندی فناوری شرکت گام بردارند. از طرف دیگر، این ارزیابی یکی از ابزارهای کلیدی در فضای مدیریت فناوری است که با بهره گیری از این ابزار نسبت به شناسایی نقاط قوت و قابل بهبود با هدف اندازه گیری شکاف فناورانه اقدام می نمایند. این مقاله سعی دارد با استفاده از مدل توسعه یافته پاندا و راماناسن نسبت به ارزیابی توانمندی های فناورانه و شکاف موجود در شرکت هپکو اقدام نماید. این مدل از ابع اد مختلف سطح توانمن دی شرکت را م ورد ارزیابی قرار داده و در هریک از این ابع اد وضعیت شرکت را مشخص می نماید. این اقدام می تواند مبنایی برای تدوین پروژه های بهبود فناورانه باشد.
مقدمه و هدف پژوهش: در این مقاله به ارائه مدل مدیریتی مطلوب جهت ساماندهی کودکان کار و خیابان شهر تهران پرداخته شده است. مسئله ساماندهی کودکان کار و خیابان از جمله موضوعاتی است که در سال های اخیر توجه بسیاری از سازمانهایی که در حوزه اجتماعی فعالیت می کنند را به خود جلب نموده است. در اینجا به بررسی نقاط قوت و ضعف سازمان های فعال در این حوزه پرداخته شده و تلاش می شود تا با بررسی پتانسیل سازمان های مختلف، تقسیم کار مناسبی بین این سازمانها صورت گیرد. روش پژوهش: چارچوب نظری با استفاده از مطالعه تطبیقی نمونههای موفق در سایر کشورها طراحی شده است. این چارچوب بر پایه الگوی جامع مدیریت استراتژیک و رویکرد ماتریسی طراحی شده و شامل سه مرحله اصلی سیاست گذاری، اجرا و نظارت و کنترل می باشد که مأموریت و وظایف هر یک از سازمانها در هر یک از این مراحل مشخص شده است. برای اعتبار بخشی به یافته ها از نظرات جامعه صاحب نظران شامل مدیران، کارشناسان و مددکاران اجتماعی در سازمان های مددکاری اجتماعی و سامان دهی کودکان کار و خیابان شهر تهران بودهاند و به روش تصادفی انتخاب شدهاند استفاده شده است. در فاز اول که هدف آن شناسایی راهکارها بوده است، با استفاده از روش نمونه گیری قضاوتی نمونه 15 نفری انتخاب شد و در فاز دوم که هدف از آن تأیید راهکارها بوده از روش نمونه گیری تصادفی استفاده شده و 11 نفر انتخاب شدند. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که برنامه ریزی و نظارت به عنوان مهم ترین مؤلفه با میانگین رتبه 26.2 و پس از آن واگذاری به سازمان های مردم نهاد با میانگین رتبه 2655 در رتبه دوم قرار دارند که مهم ترین مؤلفه ها برای مدیریت مطلوب و ساماندهی کودکان کار و خیابان شهر تهران هستند. نتیجه گیری: بر مبنای یافته ها، پیشنهادهایی برای بهبود وضعیت ساماندهی کودکان کار و خیابان شهر تهران ارائه شده و مدل تقسیم کار پیشنهادی بر پایه الگوی جامع مدیریت استراتژیک و رویکرد ماتریسی طراحی شده و شامل سه مرحله اصلی سیاست گذاری، اجرا و نظارت و کنترل میباشد که مأموریت و وظایف هر یک از سازمان ها در هر یک از این مراحل مشخص شده است.
در سالهای گذشته بسیاری از تئوریهای مالی مانند مدل بهینه سازی پرتفوی مارکوییتز، مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای شارپ- ترینیر- جنسن، قیمت گذاری اختیارها توسط بلک-شولز و غیره مبتنی بر فرض توزیع نرمال بازدهی ها بوده است، اما پژوهشهای اخیر این فرض را رد می کند. اگر توزیع بازدهی ها متفاوت از توزیع نرمال باشد، نوع متغیرها و شیوه بکارگیری آنها در این مدل ها با چالش روبرو می شود. بنابراین مهم است که نوع توزیع ها مشخص شود. به همین دلیل در پژوهش حاضر به کمک روش R/S برای تخمین نمای هرس و معیار اندرسون-دارلینگ، توزیع بازدهی سهام 22 شرکت فعال در بورس بین سالهای 90-1380 آزمون شده است و نتایج نشان می دهد که 9 نماد معاملاتی توزیع پایدار دارند.
هدف این مقاله بررسی رابطه بین رقابت در بازار محصول و مدیریت سود شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. به همین منظور، از شاخص های هرفیندال-هیرشمن، لرنر و لرنر تعدیل شده به عنوان معیارهای اندازه گیری رقابت در بازار محصول استفاده شده است. هم چنین، از اقلام تعهدی اختیاری به عنوان معیاری برای اندازه گیری مدیریت سود استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش را 67 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تشکیل می دهد که در طی سال های 1383 تا 1390 مورد بررسی قرار گرفته است. از تحلیل های آماری رگرسیون خطی چند متغیره برای آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیه های پژوهش نشان می دهد که به طور کلی بین شاخص های هرفیندال-هیرشمن، لرنر و لرنر تعدیل شده با مدیریت سود شرکت ها رابطه معکوس معناداری وجود دارد.
یکی از ویژگی های برجسته اقتصاد کشورهای مختلف دنیا در طول دهه های اخیر، رشد قابل توجه بازارها و نهادهای مالی می باشد به طوری که برخی این تغییرات را تحت عنوان مالی شدن نامگذاری نموده اند. به علاوه در طول دهه های اخیر نرخ رشد سرمایه گذاری ثابت در کشورهای مختلف نسبتا کاهش یافته است. پدیده مالی شدن با فراهم آوردن فرصت های سرمایه گذاری مالی و ایجاد هزینه های ناشی از تامین مالی باعث کاهش سرمایه گذاری ثابت در شرکت های غیر مالی می شود. در این پژوهش به تحلیل تاثیر مالی شدن بر سرمایه گذاری ثابت شرکتهای غیر مالی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته می شود. بدین منظور درآمد و هزینه های مالی به عنوان ابعاد مالی شدن و متغیرهای مستقل و خالص سرمایه گذاری ثابت مشهود شرکتهای غیرمالی به عنوان مغیر وابسته در نظر گرفته شدند. داده های مورد نیاز به صورت سالانه طی دوره زمانی 87-1381 گردآوری شد. بر اساس پیش فرضهای اقتصادسنجی، روش رگرسیونی مبتنی بر داده های ترکیبی انتخاب و بر اساس آن تجزیه و تحلیل هر یک از فرضیه ها انجام گرفت. بر اساس نتایج پژوهش، فرضیه اول مبنی بر ارتباط هزینه های مالی بر سرمایه گذاری واقعی شرکتها پذیرفته شد اما فرضیه دوم مبنی بر ارتباط درآمدهای های مالی بر سرمایه گذاری واقعی شرکتها رد شد.
مقدمه: ارزیابی عملکرد ، ضرورت بنیادین در رویاروئی رویارویی و سازگاری با تحولات و بهبود مستمر فعالیت ها است. دانشگاه نیز با وظیفه ی خطیر خود در تربیت نیروی انسانی مورد نیاز جامعه و بازار کار، از این قاعده مستثنی نیست.
هر یک از مدل های ارزیابی عملکرد، ابزاری می باشندکهاست که پس از اجرا، می توانند اطلاعات گوناگونی را در اختیار تصمیم گیرندگان قرار دهند. هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی عملکرد گروه های آموزشی غیر بالینی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان می بواشد.
روش بررسی: در این مقاله، با استفاده از مدل ریاضی تحلیل پوششی داده ها از نوع خروجی محور و استفاده از نرم افزار lingo، به ارزیابی عملکرد گروه های آموزشی غیر بالینی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در بازه ی زمانی سال های 90-1380 ارزیابی پرداخته شدگردیده است . در مدل مربوط،ه متغیرهای ورودی، تعداد دانشجویان و تعداد اعضای هیات هیأت علمی و متغیرهای خروجی تعداد فارغ التحصیلاندانش آموختگان و فعالیت های پژوهشی اعضای هیات هیأت علمی به عنوان شاخص های اصلی عملکرد در نظر گرفته شده است .
یافته ها: . از 13 گروه آاموزشی مورد بررسی، 6 گروه کارا و 7 گروه آموزشی ناکارا ارزیابی شدند. الگوهای مرجع گروه های ناکارا نیز مشخص گردید.
نتیجه گیری: گروه های آموزشی ناکارا ، از طریق الگوهای کارایئی ، قادر به افزایش در میزان خروجی خود می باشند. بدین منظور، میزان افزایش در خروجی ها بر اساس الگوهای مرجع آن ها پیشنهاد گردید.
شرکت های سرمایه گذاری و صندوق های سرمایه گذاری به عنوان نهادهای مالی که به سرمایه گذاران غیرحرفه ای کمک می کنند تا به طور غیرمستقیم در بازار سهام سرمایه گذاری کنند، دارای ویژگی های مشابهی هستند. به عنوان مثال مدیریت تخصصی و مدیریت ریسک دو ویژگی است که در هر دو نهاد مالی دیده می شود. به علت تشکیل سبد سهام در هر دو نهاد، انتظار این است که تا حد مناسبی ریسک غیرسیستماتیک در دو نهاد مدیریت شود. در عین حال سؤال در اینجاست که کدام یک از دو نهاد مالی مزبور، عملکرد مناسب تری داشته اند.
هدف این تحقیق بررسی مقایسه ای بازده و ریسک صندوق ها و شرکت های سرمایه گذاری و به دست آوردن بازده تعدیل شده بر اساس ریسک این دو نهاد با استفاده از معیارهای شارپ و ترینور می-باشد. بدین منظور در فاصله زمانی ابتدای سال 1388 تا پایان سال 1390، به بررسی نتایج به دست آمده در مورد نسبت های محاسبه شده برای صندوق ها و شرکت های سرمایه گذاری در بازار سرمایه پرداخته شده است.
بر اساس نتایج به دست آمده با استفاده از آزمون برابری میانگین ها (میانه ها)، بر اساس معیار شارپ، عملکرد صندوق های سرمایه گذاری بهتر از شرکت های سرمایه گذاری ارزیابی می شود اما بر اساس معیار ترینور که بازده مازاد را با استفاده از شاخص بتا (شاخص بازار) تعدیل می کند، تفاوت معناداری میان بازده دو نهاد مذکور مشاهده نگردید.
برند شهری""، عنوان میزگردی است که با حضور برجستگان جهانی برگزار شد. گزارشی از این میزگرد می تواند الهام بخش شوراهای شهر، شهرداران، مدیران شهری، مردم و دولت باشد.
مسئولیت ""برند شهری"" بر عهده ی همگان است اعم از شوراهای شهری، مدیران شهر، شهرداران، مردم، و دولت که در ارتباطی هماهنگ و منسجم، با داشتن نقشه ی راه برای ساخت ""برندی شهری"" اهتمام ورزند. همچنانکه تجربه ی شهرهای برتر پاریس، لندن، سیدنی، نیویورک، لس آنجلس و... نشان می دهد، ابعاد و وجوه فراوان ""برند شهری"" مستلزم داشتن آرا و افکاری درخشان، و مدیران با عزم و اراده است تا این افکار و آرا را تحقق بخشند.
""میزگرد برند شهری- "" اثری که پیش رو دارید - بدون تردید دربرگیرنده ی افکاری است فوق العاده مؤثر، برگرفته شده از دانش و تجربه های فراوان، و حاوی راهکارهای عملیاتی که در نوع خود کم نظیر است بویژه آنکه بدون حاشیه روی، مستقیم به خود موضوع می پردازد؛ یعنی ""برند شهری.""
مطالعه ی آرای متفکران برند شهری می تواند نقطه ی آغازی باشد برای مدیران شهری که عزم خود را جزم کرده اند تا ""برندی"" پرآوازه از ""شهر"" در منظر جهانیان بیافرینند.