تحلیل گفتمان سیاسی درصدد توضیح رویدادهای ارتباطی خاص و ساخت و تغییر نظم گفتمان سیاسی است. هدف کلی مقاله حاضر، پایه ریزی یک چارچوب تحلیلی به منظور پژوهش در نظم گفتمان سیاسی معاصر است. این چارچوب، کاربرد حوزه خاصی از نسخه ای از تحلیل گفتمان انتقادی است. به منظور تحلیل متون و رویدادهای گفتمانی فردی نیاز است تا آنها را در وضعیت های حوزه سیاسی و اجتماعی و چارچوب گسترده تر آن قرار داده و به مفهومی کلی از نظم گفتمان و نظم اجتماعی دست یافت و از این رو باید به ترکیبی از دانش فرهنگی خود و بیانات مکتوب گفتمان سیاسی، اتکا نمود. در پایان، مثالی آورده شده که صرفاً به منظور ارائه مفهومی از برخی پتانسیل های این چارچوب است.
مقاله حاضر در صدد تبیین شاخص های عدالت سیاسی در گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی است. عدالت سیاسی، یعنی امور کشور به نحو شایسته اداره شود، تا مردم در یک فضای عادلانه به زندگی خود ادامه دهند. برخورداری از برابری، آزادی، امنیت و آسایش، به عنوان حقوق طبیعی افراد جامعه، تامین کننده این فضای عادلانه خواهد بود. همچنین عدالت سیاسی دارای شاخصه هایی از جمله مشارکت سیاسی برابر، گزینش سیاسی برابر و امنیت سیاسی برای همگان است که به بررسی این شاخصه ها در گفتمان مذکور پرداخته می شود.
در نوشتار حاضر، فقه و نمایندگی، معانی لغوی و اصطلاحی و ماهیت وکالت از منظر آیات، روایات و فقاهت مورد بررسی قرار می گیرد و سپس به ارکان وکالت ـ که شامل صیغه، منجز بودن و تعیین مورد وکالت و شرایط وکالت است ـ پرداخته می شود.
همچنین، شرایط انتخاب کننده؛ از قبیل بلوغ، عقل، جایز التصرف بودن و شرایط وکیل (انتخاب شده) ـ که او نیز بایستی دارای عقل و بلوغ، قصد و اختیار باشد ـ را مورد توجه قرار داده و در ادامه، تعهدات نماینده و وکیل و این که وکالت و یا نمایندگی، تعددبردار است یا نیست را بحث نموده و به امکان تعدد آن تصریح خواهیم کرد.
انقلاب اسلامی ایران، در طی فرایند تکوین و تکامل خود در طول سه دهه پرفراز و نشیب، با هجمه های گوناگونی از سوی نظام سلطه سرمایه داری مواجه بوده است. این نوشتار، در پی آن است تا با ارائه الگویی مفهومی از مراحل تکامل سیر انقلاب اسلامی و نیز نحوه تعامل خصمانه کشورهای سلطه طلب با جمهوری اسلامی ایران، راهبردهای اتخاذ شده از سوی آنان را مورد بررسی و نقد قرار دهد و در ادامه، راهبرد هژمونی نظام لیبرال سرمایه داری (راهبرد جنگ نرم) را در مقطع فعلی بازشناسی و تبیین کرده، ابعاد پیچیده و متغیرهای مؤثر در تحقق جنگ نرم را آشکار کند.
نوشتار حاضر، تلاشی در جهت بررسی نقش مرجعیت در تحولات سیاسی عراق امروز و چگونگی تعامل مرجعیت با ساختار سیاسی ـ اجتماعی آن کشور است. نویسنده مرجعیت را به عنوان عاملی تاثیرگذار و کنشگری فعال در تاریخ حیات سیاسی عراق با چارچوب تحلیلی ساختار کارگزار بررسی می کند. همچنین با استفاده از رهیافت واقع گرایی انتقادی، در تحلیل تحولات سیاسی عراق از رابطه میان کارگزار ـ مراجع ـ و ساختار داخلی و خارجی عراق، نوعی درک پویا به ما می دهد و ما را از اولویت دادن به یکی از دو عنصر ساختار و کارگزار در این کنش دیالکتیکی منع می نماید، و در نتیجه، بینشی مورد قبول به ما عرضه می کند. سقوط رژیم بعث در سال 2003 فرصتی را در اختیار شیعیان قرار داد تا با توجه به اکثریت جمعیتی و محرومیت آنها از مشارکت در حکومت در زمان رژیم بعث، زمام امور را به دست گیرند که در نتیجه این کسب قدرت سیاسی شیعیان، قدرت مراجع دینی چون آیت الله سیستانی نیز افزایش یافت.
مفهوم دمکراسی، در خاورمیانه همیشه با فراز و نشیب های بسیاری همراه بوده و در طی زمان، دچار تحول زیادی شده است. اگر چه چالش های ظهور مفهوم دمکراسی در بسیاری از حکومت های خاورمیانه قابل مشاهده است؛ شدت و ضعف این چالش ها با توجه به سابقه تاریخی، فرهنگی و اقتصادی کشورهای جهان اسلام متفاوت است. پیش بینی و فرضیه غالب، این است که توسعه سیاسی و بسط دمکراسی در جهان، زمینه ساز ظهور جنبش های مخالف، در تمامی کشورهای جهان اسلام خواهد بود؛ اما نهادینه شدن فرایند دمکراسی، دارای روندی است که گذر از آن، نیازمند مطالعه و دقت بیشتری است.