فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۱۶۱ تا ۲۰٬۱۸۰ مورد از کل ۳۳٬۸۴۳ مورد.
چارچوبی برای تحلیل رقابت و ثبات سیاسی با نگاهی به تجربه جمهوری اسلامی ایران
حوزههای تخصصی:
رد نظریه انگلیسی مالکیت مشاع قواسم بر جزایر ایرانی تنب بزرگ ، تنب کوچک و ابوموسی با استدلال حقوقی – تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سفارت بریتانیا در تهران در سال 1888 (م) با ارسال یادداشت رسمی به وزارت امور خارجه ایران بر مالکیت مشاع یا دوگانه حاکمیت قوام لنگه و شارجه بر جزایر سه گانه تاکید کرد اما استدلال دولت بریتانیا در نفی حاکمیت و مالکیت دولت ایران بر جزایر سه گانه آن چنان سست و بی اساس بود که کارشناسان بریتانیا نیز آن را نپذیرفتند.
سیری در مناسبات فرهنگی ایران و هند ( از آغاز تا انجام )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روابط سیاسی ایران و هند به دوران پیش از مهاجرت طوایف آریایی باز می گردد. دردوران اسلامی به ویژه در زمان حکومت غزنویان این روابط شکل گسترده تری یافت و در زمان جانشینان آنان یعنی غوریان و ممالیک غوریه و پادشاهان مسلمان هند و پادشاهان گورکانی بر دامنه روابط سیاسی و دیپلماتیک و مناسبات فرهنگی افزوده شد.
درآمدی بر بنیادگرایی اسلامی
حوزههای تخصصی:
در این مقاله بنیان های فکری «بنیادگرایی اسلامی» مورد بررسی قرار می گیرد. در حقیقت سئوال اصلی آن است که بنیادگرایی اسلامی چیست و دارای چه مؤلفه ها و گزاره هایی است. بنا بر فرضیه نویسنده بنیادگرایی اسلامی به عنوان یک ایدئولوژی، دارای مؤلفه ها، گزاره ها و بنیان های فکری ـ سیاسی خاصی است که آن را از سایر ایدئولوژی های رایج در قرن بیستم همچون لیبرالیسم، سوسیالیسم، ناسیونالیسم و مانند آن جدا می کند. بنیادگرایی اسلامی به رغم تعدد و تنوع اش در عرصه نظر و عمل در دنیای اسلام، بنیان های فکری و سیاسی مشترکی دارد که عبارتند از: جامعیت و شمولیت دین اسلام؛ پیوند میان دیانت و سیاست؛ لزوم بازگشت به اصول و مبنای دین اسلام؛ برقراری حکومت اسلامی؛ و عمل گرایی و داشتن برنامه و راهبرد عملی برای گذار از وضع نامطلوب غیراسلامی به وضع مطلوب اسلامی. به این معنا نویسنده بنیادگرایی را مترادف با «الاصولیه» در برداشت اسلام گرایانی چون یوسف قرضاوی، راشد الغنوشی و حسن البنا می داند و به بررسی نسبت آن با مفاهیمی چون «بیداری اسلامی» و «اصلاح طلبی دینی» می پردازد. بر این اساس بنیادگرایی اسلامی تفسیری جدید و مغایر با قرائت مدرنیته از روابط میان انسان، خداوند و جامعه ارائه می دهد تا سعادت دنیوی و اخروی بشر را تأمین کند.
اسلام سیاسی و جهانی شدن
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با بررسی پدیده جهانی شدن و تلاش برای توضیح این پدیده به برآورد چالش ها و فرصت هایی می پردازد که اسلام سیاسی در شرایط جدید با آن مواجه است. نویسنده رهیافت مناسب برای این بررسی را رهیافت مطالعات تحلیل گفتمانی می داند و بر این اساس به جای تلقی جهانی شدن به مثابه گفتمان واحد، معتقد است که تصویر جهانی شدن به منزله وضعیت جدید منازعه گفتمانی، توان توضیح دهندگی بیشتری دارد. از این منظر آنچه جهانی می شود نزاع گفتمان هاست و از این رو گفتمان ها درصدد معنابخشی به جهانی شدن و تقریر آن بر حسب مفصل بندی خود می باشند تا به گفتمانی مسلط تبدیل شوند. در این میان اسلام سیاسی نیز می تواند به مثابه گفتمانی قلمداد شود که دال محوری و مرکزی آن احیای هویت اسلامی در عرصه عمل سیاسی است. در این صورت در فضای جهانی شدن، اسلام سیاسی می تواند با فراخوانی به هویت مبتنی بر محوریت اسلام به عنوان دال برتر و کلمه نهایی در برابر هویت های دیگر همچون مدرنیسم غربی عمل نماید. در واقع مدرنیسم به دلیل تمرکز بر زندگی مادی ـ دنیوی و کم رنگ ساختن ابعاد معنوی حیات بشری دچار بحران معنا شده و در معرض خطر از دست دادن سیطره گفتمانی است.
سرمایه اجتماعی و تندرستی
سرمایه اجتماعی ، جامعه مدنی و دموکراسی
حوزههای تخصصی:
سرمایه اجتماعی در چند دهه اخیر به عنوان یکی از مهمترین مباحث در میان اندیشمندان شاخه های مختلف علوم اجتماعی و انسانی مطرح شده است . سنجش تاثیرات سرمایه اجتماعی بر جنبههای مختلف زندگی ، از بهداشت و سلامت تا حاکمیت و جامعه مدنی ، موضوعاتی هستند که دلمشغولی بسیاری را ایجاد نموده اند . این نوشتار با واکاوی و بهره گیری از تئوریها و مدلهای مطرح شده در رابطه با سرمایه اجتماعی و موضوعات مختلف ، درصدد برآمد تا به ارائه مدلی نو به برقراری پیوند میان سرمایه اجتماعی و دموکراسی دست یازد ...
نفت : ابزار قدرت در سده 21 ؛ آمریکا و نفت خلیج فارس
حوزههای تخصصی:
انجمنهای سری در ایران
اندیشه: ""حق"" و مدرن شدن ایران (ناکامی تاریخی مسلمانان)
منبع:
آیین دی ۱۳۸۵ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
ملاحظاتی انتقادی در خصوص تجربه مدرنیته ایرانی
حوزههای تخصصی: