یکی از انواع گردشگری که در دهه های اخیر مورد توجه گردشگران و برنامه ریزان قرار گرفته، «گردشگری جنگ» می باشد.جنگ تحمیلی رژِیم بعث عراق علیه جمهوری اسلامی ایران، از جمله جنگ هایی است که در تاریخ،حماسه ها و رشادت های آن ثبت شده است و برای گردشگران جذابیت های خاص خود را دارد، لذا بر این اساس در پژوهش حاضر به سنجش گرایش گردشگران(انتخاب نوع گردشگری)، میزان علاقه برای بازگشت مجدد گردشگران و مقایسه مناطق مورد مطالعه از نظر یادمان های جنگی پرداخته شد،که این پژوهش از نظر روش توصیفی – تحلیلی بوده و برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده گردید، که داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند، که در نهایت یافته های حاصل از پژوهش بیانگر وجود رابطه مثبت و معنی دار بین رضایتمندی گردشگران و بازگشت مجدد آنها به منطقه، ورود گردشگران به منطقه با هدف صرفاً معنوی مرتبط با فاکتورهای گردشگری جنگ،تفاوت در اثرات گردشگری جنگ در استانهای مختلف بوده است و در نهایت راهکارهایی در جهت بهبود وگسترش این نوع گردشگری وافزایش گرداشگران ورودی به مناطق مورد مطالعه ارائه گردید.
تحولات اخیر در سوریه بدون تردید سخت ترین چالش داخلی نظام حاکم بر سوریه، تاکنون بوده است. این تحولات بسیاری از سردرگمی کرده است. البته این امر به نقش دولت های منطقه را هم در موضعگیری و نوع برخورد با این تحولات دچار تعارض و مهم منطقه ای سوریه و اهمیت این کشور بر تحولات منطقه بر می گردد. بدون تردید بحران در سوریه، محدود به مرزهای داخلی این کشور نبوده و تاثیرات مهم منطقه ای و حتی جهانی داشته است. بحران سوریه بر کشور ایران و ترکیه تأثیر گذاشته و چالش های را در روابط این دو کشور پدید آورده است. رویکردهایی که توسط ایران و ترکیه در سال های اخیر در عرصه سیاست خارجی دنبال شده، ریشه در تفاوت های تاریخی و رفتار سیاستگذاران و انگیزه های دو کشور دارد. تفاوت بین اهداف استراتژیک ایران و ترکیه است که دیدگاه ها و سیاست های این دو کشور در قبال تحولات سوریه را تعیین می کند. رفتار تهران و آنکار، بحران سوریه و دیگر تنش های منطقه ای و البته تحولات جهان عرب، نقش تعیین کننده ای در تعریف چشم انداز خاورمیانه دارد. در ادامه این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که سیاست خارجی ایران و ترکیه در قبال سوریه به دنبال چه اهدافی است و این اهداف چه آثار منطقه ای در پی دارد؟
برای کشورهایی که توانایی تولید و صدور اسلحه را دارند، بهره جستن از این توانایی به عنوان یکی از ابزارهای کارآمد در سیاست خارجی همواره مورد توجه بوده است. روسیه از دیرباز یکی از مهم ترین قطب های تولید و صادرات اسلحه در جهان بوده است. دستگاه تصمیم گیری سیاست خارجی روسیه چه در دوران شوروی و چه در زمان حاضر، در صدد بهره جستن از این مزیت در جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجی روسیه بوده اند. هر چند پس از فروپاشی شوروی عنصر مزیت اقتصادی به مهم ترین عامل تعیین کننده در استراتژی صدور اسلحه از سوی روسیه بدل شده است اما همچنان سیاست خارجی روسیه می کوشد از این برگ برنده برای امتیاز گیری از غرب یا رقبای دیگر با تهدید فروش تسلیحات پیشرفته، حمایت از متحدان خود یا تاثیرگذاری بر روند تحولات سیاسی و امنیتی استفاده کند.