فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۱۲۱ تا ۵٬۱۴۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
بررسی شایسته سالاری در نظام سیاست گذاری جمهوری اسلامی ایران در تئوری و عمل (با تأکید بر قوّه مقننه و مجریه)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در حکومت اسلامی، تصدی همه پست ها و مناصب؛ به ویژه آن هایی که به سیاست گذاری ها و تصمیم گیری های کلانِ نظام اسلامی مربوط می شود، بایستی بر اساس اصل شایسته سالاری صورت پذیرد و ترتیبی اتخاذ شود که شایسته ترین ها در این مناصب قرار گیرند. از منظر اسلامی، شایستگی را می توان مرکّب از دو مؤلفه اصلی تقوا و تخصص دانست. بر این اساس، رعایت و حاکمیت اصل شایسته سالاری در حکومت اسلامی ایجاب می کند برای ورود افراد به جایگاه های مهم سیاست گذاری و تصمیم گیری، نظامی طراحی شود که از میان افراد واجد صلاحیت، حتی المقدور با تقواترین و متخصص ترین (شایسته ترین) آن ها در آن منصب قرار گیرد. این مقاله با مراجعه به اسناد و با روش توصیفی تحلیلی، تلاش کرده است این مسأله را در جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار دهد. این بررسی که در دو بعد نظری و عملی صورت گرفته است، اجمالاً نشان می دهد که با سازوکارها و نظام موجود در این زمینه، نه به لحاظ نظری و نه در اجرا و عمل، هیچ تضمین و اطمینانی وجود ندارد که اصل شایسته سالاری مورد نظر اسلام، جامه عمل پوشیده و محقق گردد.
سازمان ملل متحد: گذشته، حال، آینده
حوزههای تخصصی:
ریشه ها و مؤلفه های سکولاریسم و دین گرایی در روابط بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله، رابطه بین دین به مثابه متغیر مستقل و روابط بین الملل به مثابه متغیر وابسته در هر دو عرصه نظری و عملی را بررسی میکند. در این چارچوب، دین گرایی نوین در روابط بین الملل نقش متغیر واسطه را بازی میکند. جریان های دین گرایی از جنبه عملی، غالباً وضع موجود در روابط بین الملل را یک نظم نامطلوب میدانند و درصدد تغییر آن هستند. با وجود اینکه نوک پیکان انتقادات دین گرایی به سمت واقعیت های عملی روابط بین الملل است، تئوری روابط بین الملل نیز به تبع آن تحت تأثیر قرار گرفته است. دین گرایی از جنبه نظری، تئوری روابط بین الملل را که تحت تسلط مکاتب مدرن جریان اصلی ـ در رأس آنها نورئالیسم و نولیبرالیسم ـ قرار دارد، به چالش میکشد و خواهان ورود هستیشناسی و معرفت شناسی دینی به مطالعه روابط بین الملل است.
درس هایی برای دموکراسی ایران - بخش پایانی: دموکراسی هدایتی نخبگان یا دموکراسی مردمی؟
منبع:
گزارش آذر ۱۳۷۹ شماره ۱۱۸
حوزههای تخصصی:
سپاه رسالت محور (وظایف و ماموریت ها در حوزه های گوناگون نظامی، امنیتی و فرهنگی قلمروهای ممنوعه - قلمروهای مجاز و تکلیفی)
منبع:
پیام بهار ۱۳۸۷ شماره ۸۸
فرایند یکپارچگی نسلهای حقوق بشر
حوزههای تخصصی:
کاریزمایی و فرهمندی
حوزههای تخصصی:
نظریه پسا استعمارگرایی و روابط بین الملل انتقادی؛ از واسازی تا رهایی بخشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد پسااستعماری در رشته روابط بین الملل از رویکردهای متاخر و نوپای محسوب می شود. این رویکرد با قرادادن کشورهای غیرغربی و به نوعی فرودستان در کانون تحلیل ها و تحقیقات خود، علاقمند به برملاساختن و تغییر دادن مناسبات پیچیده ی قدرت/دانش است که نظم جهانی معاصر را بازتولید می کند. تعریف متفاوت پسا استعمارگرایی از گذشته، حال و آینده روابط بین الملل چشم انداز نظری متفاوتی را در تفسیر رویدادهای بین المللی نشان می دهد و ابعاد ناآشکاری را دانش روابط بین الملل برجسته می کند. بر این اساس به لحاظ نظری نقش پسا استعمارگرایی در دانش روابط بین الملل روشن کردن ابعادی در روابط بین الملل است که رهیافت های دیگر آن را نادیده می گیرند که به دو صورت بررسی می شود. رابطه تباین با جریان اصلی روابط بین الملل و رابطه تکمیل کننده با روابط بین الملل انتقادی. مقاله حاضر رابطه تکمیل کننده نظریه پسااستعماری و روابط بین الملل انتقادی و امکانات پژوهشی آن را بررسی می کند.
شکاف شیعی – سنی در اسلام سیاسی و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی
حوزههای تخصصی:
ایالات متحده آمریکا پس از اشغال افغانستان و عراق، در پی حادثه 11 سپتامبر، به گونهای ناخواسته موقعیت جمهوری اسلامی ایران را در منطقه تقویت کرده است. این پیامد ناخواسته و تلاش ایران برای دستیابی به انرژی هستهای، آمریکا را بر آن نموده تا با بزرگنمایی تهدید ایران برای منطقه، از شکافها و تضادهای موجود در خاورمیانه برای مهار و تضعیف جمهوری اسلامی ایران بهرهبرداری نماید. در این صورت، نوعی همگرایی میان آمریکا، اروپا، اسرائیل، دولتهای عربی و بنیادگرایان سنی علیه ایران و گروههای شیعه در عراق و جنوب لبنان به وجود خواهد آمد که تهدیدی علیه منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است.
بررسی تعاملات فرهنگ سیاسی و تحزب در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ سیاسی عبارت است از مجموعه نگرش ها و ارزش هایی که به فرایند و زندگی سیاسی شکل می بخشد. نوع و میزان جامعه پذیری و مشارکت سیاسی برحسب تبعی و انفعالی یا مدنی بودن فرهنگ سیاسی، فرق می کند. بر همین مبنا و با توجه به عاملیت و نقش مهم فرهنگ سیاسی در نوع عملکرد و میزان کارآیی احزاب و نحوه نگرش به تحزب، این نوشتار به بررسی نوع تعاملات این دو متغیر به ویژه تاثیر منفی برخی مولفه های فرهنگ سیاسی ایرانی بر مقوله تحزب پرداخته و تلاش نموده یکی از علل مهم ناکارآمدی احزاب ایرانی را از منظر فرهنگ سیاسی توضیح دهد
میزگرد: اندیشه ای نوین سیاسی در خاورمیانه و نقش ارتباطات در شکل گیری آنها
حوزههای تخصصی:
در سوگ دکتر محمد هادی حزینی
حوزههای تخصصی:
تلاش ناکام تحمیل بینش فلسفی به روش علمی در قرن بیستم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روش تجربه گرا که به صورت پراکنده و نابسامان توسط برخی اندیشمندان پیشین ارائه شده بود، بالاخره از سده شانزدهم به بعد در پژوهش پدیده های طبیعی به کار بسته شد و به علت کامیابی های شگفت انگیز خود به سرعت گسترش یافت و پشتیبانان روزافزونی پیدا کرد. در سده نوزدهم، اگوست کنت گام های بلندی در راستای کاربرد این روش در پژوهش پدیده های اجتماعی برداشت. در اوایل سده بیستم اندیشمندان حلقه وین کوشیدند با توسعه سنت تجربه گرایی کنت تفاوت های عمده علم از متافیزیک را نشان داده و روش علمی را برپایه اثبات گرایی استوار سازند.
این اندیشمندان اثبات گرایی را در دو جهت توسعه دادند که به پیدایش دو مکتب اثبات گرایی تجربی و اثبات گرایی منطقی انجامید. اثبات گرایان تجربی تئوری های علمی را فراورده کاربست روش استقرایی ـ آماری می دانستند، درحالی که اثبات گرایان منطقی علاوه بر تجربه، به جایگاه منطق در تئوری پردازی و آزمون آن اهمیت زیادی می دادند. طولی نکشید که این مکتب ها رقیبی پیدا کردند به نام ابطال پذیری. کارل ریموند پوپر بنیانگذار مکتب ابطال پذیری، این اندیشه دیرینه پیشینیان را که «استقرای کامل غیرممکن است» پیش کشید و برپایه آن ادعا کرد هیچ حکم علمی را نمی توان با کاربست روش تجربی اثبات کرد اما می توان آنها را با روش استقرایی ابطال نمود. ابطال پذیری نیز پیروان فراوانی یافت زیرا با این روش همه احکام متافیزیکیِ ذاتاً ابطال ناپذیر، به عنوان گزاره های معتبر علمی، گرچه به طور موقت، پذیرفته می شد و به این ترتیب همه احکام غیرعلمی هم می توانستند قبای علمی به تن کنند و مخالفان اثبات گرایی را خوشحال سازند. بدین ترتیب پوپر نخستین کسی بود که در سده بیستم با نشاندن روش قیاسی به جای روش استقرا در روند پژوهش های علمی، بینش فلسفی را از طریق دگرگون سازیِ روش، جایگزین بینش علمی کرد. آثار پوپر راه را برای تزریق بیشتر دیدگاه های فلسفی به روش و بینش علمی هموار ساخت.
در دهه 1950 توماس کوهن با نگارش کتاب ساختار انقلاب های علمی، با تجربه گرایی به هر شکل و صورت آن مخالفت کرد و پیشرفت علم را نه از راه آزمون تجربی گزاره ها بلکه از طریق شکستن بینش های علمی جاافتاده یا «پارادایم ها» امکان پذیر دانست. این بینش را پل فیرابند با نگارش کتاب علیه روش ابعاد تازه ای بخشید؛ از دیدگاه او هیچ نوع روش پژوهش علمی وجود ندارد و هر پژوهشگری باید بر اساس خواست و سلیقه خود به پژوهش بپردازد. وی به قول خودش آنارشیسم را در علم و روش علمی توصیه کرد.
روش علمی مبتنی بر سنت اثبات گرایی در برابر این هجمه همه جانبه، با اندکی بازسازی به صورت رفتارگرایی عرض اندام کرد تا نشان دهد روش تجربی نه تنها در پژوهش پدیده های طبیعی بلکه فراتر از آن در پژوهش پدیده های اجتماعی نیز به طور موثر به کار بسته می شود. کشمکش میان آنارشیسم علمی و رفتارگرایی در دهه 1980 به صورت یک جنگ تمام عیار علمی درآمد و درنتیجه منجر به پیدایش مکتب نسبی گراییِ انتقادی شد که در گام نخست به کلی منکر وجود واقعیت های عینی جدا از ذهن و قابل شناخت گردید و مدعی شد حتی در صورت وجود واقعیت های طبیعی و اجتماعی، هیچ روش معینی برای شناخت یا آشکار سازی آن واقعیت ها وجود ندارد؛ صحنه علم نبردگاه پژوهش های رقیب با نقاط قوی و ضعیف هریک است و هر اندیشمندی می تواند دستاورد هر یک از آنها را بپذیرد یا رد کند. این آنارشیسم در روش شناسی، منجر به باز سازی واقع گرایی سنتی به صورت واقع گرایی علمی شد که هم اکنون، به رغم غوغای ضد واقع گرایان، حدود 90 درصد پژوهش ها عملاً با این روش صورت می گیرد.
ثبات ، دموکراسی و توسعه
بر سر علم اسلامی چه آمده است؟
حوزههای تخصصی: