ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۳٬۸۸۱ تا ۳۳٬۸۹۱ مورد از کل ۳۳٬۸۹۱ مورد.
۳۳۸۸۱.

بررسی رویه و بازشناسی اهداف ایالات متحده ی آمریکا در تدوین، پذیرش و عدم عضویت در معاهدات بین المللی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۷
ایالات متحده آمریکا به عنوان یکی از قدرت های برتر نظام بین الملل، نقش برجسته ای در شکل دهی و هدایت بسیاری از معاهدات و سازمان های بین المللی دارد. تجربه تاریخی قرن بیستم و بیست ویکم نشان داده است که این کشور معمولاً در مراحل اولیه تدوین و پیشبرد معاهدات کلیدی، نقش فعال و حتی بنیان گذار را ایفا می کند، اما در ادامه، یا عضویت در آن ها را نپذیرفته، یا به عضویتی مشروط و محدود رضایت داده، یا حتی از آن ها خارج شده است. این رویکرد، پرسش های بنیادینی را درباره اهداف واقعی آمریکا در صحنه بین الملل، میزان پایبندی آن به قواعد حقوق بین الملل، و تأثیر چنین سیاست هایی بر اصل برابری و منافع جمعی جامعه جهانی مطرح می کند. مسئله اصلی این تحقیق آن است که آیا این کشور، در پس ظاهر همکاری جویانه و قانون مدار، در واقع به دنبال بهره برداری یک جانبه از تعهدات دیگران و گریز هدفمند از تعهدات خود بوده است؟ و اگر چنین است، چه سازوکارهایی را برای تحقق این هدف به کار گرفته و چه پیامدهایی برای نظام حقوقی بین الملل به همراه داشته است؟ هدف اصلی این پژوهش، شناسایی رویه های ایالات متحده در حوزه تدوین، پذیرش و عدم عضویت در معاهدات بین المللی، و تحلیل اهداف پشت پرده این رفتارهاست. این تحقیق تلاش می کند با مطالعه نمونه های برجسته- از جمله پیمان جامعه ملل، منشور ملل متحد، و اساسنامه دیوان بین المللی کیفری- تصویری روشن از الگوی رفتاری آمریکا ارائه دهد. هم چنین به دنبال آن است که پیوند میان این الگو و راهبردهای کلان ملی آمریکا را نشان داده، و تأثیر این رفتار خاص گرایانه بر حقوق بین الملل و منافع جهانی را تحلیل کند. به طور خاص، پژوهش می کوشد پاسخ دهد که اولاً آیا در سیاست خارجی آمریکا، تدوین معاهدات ابزاری برای محدودکردن دیگران بدون پذیرش محدودیت برای خود محسوب می شود، و ثانیاً در برابر چنین الگوهایی، چه تدابیر یا سیاست هایی از سوی دیگر کشورها می تواند مناسب باشد. روش این پژوهش، توصیفی تحلیلی با رویکرد تاریخی اسنادی است. داده ها از منابع کتابخانه ای، اسناد تاریخی، تحلیل های حقوق دانان بین المللی و بیانیه های رسمی سیاستمداران گردآوری شده است. مطالعه، هم بر بررسی تطبیقی اسناد و رویدادهای تاریخی (مانند روند تشکیل جامعه ملل یا مذاکرات منشور ملل متحد) متمرکز است و هم به تحلیل محتوای مواضع و اظهارنظرهای رسمی آمریکا می پردازد تا پیوستگی رفتاری و اهداف راهبردی شناسایی شود. در این مسیر، رویکرد استقرایی از مطالعه موردی به نتیجه گیری کلی- و نیز روش تحلیل منطقی برای تبیین رابطه میان کنش های اعلامی و رفتارهای واقعی آمریکا به کار گرفته شده است. بررسی مورد جامعه ملل نشان می دهد که ایالات متحده، علی رغم نقش محوری در طرح ایده و تدوین میثاق آن، نهایتاً به بهانه های حقوقی نظیر ناسازگاری ماده دفاع دسته جمعی با قانون اساسی، از عضویت رسمی خودداری کرد. شواهد تاریخی حاکی از آن است که بخشی از این مخالفت ها نه از دغدغه های حقوقی اصیل، بلکه از رقابت های حزبی داخلی و انگیزه محدودکردن سایر کشورها بدون محدودیت متقابل نشأت گرفت. نتیجه این رفتار، ایجاد تعهدات الزام آور برای دیگر کشورها در خلع سلاح و همکاری امنیتی، در حالی بود که آمریکا از این تعهدات آزاد ماند و نفوذ غیرمستقیم خود را بر تصمیمات جامعه حفظ کرد. در مورد سازمان ملل متحد نیز، آمریکا با پذیرش حق وتو به همراه چهار قدرت دیگر، عملاً امکان بی اثرکردن هر تصمیم مغایر با منافع خود را تثبیت کرد. در عین حال، پیشنهاد «قطعنامه اتحاد برای صلح» را مطرح نمود تا در شرایطی که وتوی دیگران به ضررش باشد، بتواند مسیر دیگری برای تأمین منافع خویش بیابد. این رفتار دوگانه نشان می دهد که حتی سازوکارهایی که در ظاهر برای تقویت کارآمدی سازمان ارائه می شود، در عمل می تواند در خدمت منافع یک قدرت خاص باشد. مطالعه موردی اساسنامه دیوان بین المللی کیفری نمونه دیگری از این الگو را نشان می دهد: آمریکا در فرایند تدوین اساسنامه نقش فعال ایفا کرد و در ابتدا آن را امضا نمود تا بر شکل گیری مواد و سازوکارهای دیوان اثر بگذارد، اما سپس نه تنها از ارسال آن به سنا خودداری کرد، بلکه امضای خود را رسماً پس گرفت و از عضویت در دیوان سرباز زد. این اقدام به روشنی حاکی از استفاده ابزاری از فرآیند تدوین برای شکل دهی به نهاد بین المللی، بدون پذیرش تعهدات آن، است. تحلیل تطبیقی این سه نمونه نشان می دهد که یک خط مشی ثابت در سیاست خارجی و حقوقی آمریکا وجود دارد: ترغیب دیگر کشورها به پذیرش محدودیت های الزام آور، بهره گیری از فضای متعهد بودن آنان برای پیشبرد منافع ملی، و اجتناب هدفمند از هر تعهدی که توان مانور و برتری راهبردی این کشور را محدود کند. این رویکرد در قالب نوعی «خاص گرایی حقوقی» ظاهر می شود که در آن قدرت های بزرگ، به ویژه آمریکا، قواعد را نه به عنوان اصولی عام و برابر، بلکه به مثابه ابزارهایی انعطاف پذیر برای تحقق منافع خود تفسیر و اجرا می کنند. در نهایت، یافته ها نشان می دهد که چنین رویه ای، علاوه بر تضعیف اعتماد به نهادها و معاهدات بین المللی، می تواند باعث گسترش بدبینی و کاهش انگیزه کشورهای ضعیف تر برای پایبندی به تعهدات بین المللی گردد. این امر، کارایی حقوق بین الملل را به عنوان سازوکار تنظیم کننده رفتار بین المللی، به شدت کاهش می دهد. پژوهش استدلال می کند که تنها از طریق آگاهی بخشی، ایجاد جبهه های متحد میان کشورهای متضرر، و اصرار بر سازوکارهای نظارتی بی طرفانه می توان از پیامدهای منفی این الگو کاست و مانع تثبیت بیش تر رژیم های خاص گرایانه در حقوق بین الملل شد.
۳۳۸۸۲.

چیستی حکمرانی انسان پایه و ویژگی های آن از منظر قرآن در مواجهه با انگاره های حکمرانی مدرن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۸
این پژوهش با تحلیل قرآنی حکمرانی انسان پایه، به بازخوانی الگوی قرآنی در برابر انگاره های مدرن حکمرانی می پردازد. مسئله اصلی، تبیین الگویی است که برخلاف دولت هابزی و ساختارهای بوروکراتیک مدرن، نسبت حقیقی انسان با حیات اقتصادی، خانوادگی و اجتماعی را حفظ می کند. تلقّی خلافتی از امامت و قرائت مدرن از ولایت فقیه در چارچوب دولت متمرکز، انسان را از فاعل کنش گر به ابزاری منفعل فروکاسته و کرامت و اراده ورزی او را سلب می کند. پژوهش با روش تحلیلی- اسنادی و بر پایه استخراج دستگاه معنایی قرآن، مفاهیم بنیادینی چون کرامت، امانت، اراده ورزی، خلافت، امت واحده، بعثت برای قیام بالقسط، نفی اکراه و محوریت انتخاب را به مثابه ارکان الگوی انسان پایه تبیین می نماید. این پژوهش بر ضرورت صورت بندی الگوی بومی و الهیاتی حکمرانی در مواجهه با پارادایم های مدرن تأکید دارد تا از موضعی مستقل و انتقادی، چارچوب نظری بدیلی بر پایه مرجعیت علمی قرآن عرضه کند. یافته ها نشان می دهد که حکمرانی انسان پایه، الگویی سه سویه «برای انسان»، «با انسان» و «به خاطر انسان» است که بر مبانی چهارگانه الهیاتی تقدم ارزش های انسانی، نگاه غایی به وجود انسان، اولویت رشد و قسط و کنش گری در تغییر سرنوشت استوار است؛ الگویی که با تأکید بر هدایت وجودی و فطرت الهی، بدیلی منسجم در برابر انسان گرایی مدرن ارائه می دهد.
۳۳۸۸۳.

واکاوی موضع میرزای نائینی در قبال قدرت گیری و سلطنت رضاخان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۵
موضع میرزا محمدحسین نائینی در قبال قدرت گیری و سلطنت رضاخان، از موضوعات مهم تاریخ معاصر ایران است. این اهمیت از یک سو به جایگاه برجسته میرزای نائینی در تاریخ حوزه های علمیه و مرجعیت شیعه، و از سوی دیگر به فعالیت های گسترده اصلاحی و ضد استبدادی وی در نهضت مشروطیت بازمی گردد. برخی دیدگاه ها، بیانگر روابط نزدیک و دوستانه میان میرزای نائینی و رضاخان از زمان نخست وزیری رضاخان تا زمان وفات نائینی است. نوشتار حاضر با روش تاریخی (توصیفی و تحلیلی)، ضمن نقد این دیدگاه، بیانگر آن است: زمانی که رضاخان پله های قدرت را از نخست وزیری تا پادشاهی طی می کرد، با وجود برخی ارتباط ها میان این دو، گزارش و سند متقنی که نشان دهنده موافقت نائینی با قدرت گیری بیشتر رضاخان باشد، در دست نیست؛ حتی نائینی در این دوره، به دنبال بازگشت احمدشاه قاجار به کشور بود که این امر، در تضاد با رویکرد رضاخان قرار داشت. نائینی در سال های ابتدایی سلطنت رضاشاه، رویکرد انتقادی در قبال پهلوی اتخاذ کرد. او ضمن حمایت کلی از مهاجرت اعتراضی حاج آقا نورالله اصفهانی، با نگارش تلگراف و نامه به رضاشاه، به انتقاد از رویکردها و سیاست های نادرست رژیم پهلوی پرداخت. به تدریج با شدت گرفتن ظلم و استبداد و اقدامات خلاف دین و مذهب پهلوی، ارتباطش با رژیم رضاشاه به تیرگی گرایید.
۳۳۸۸۴.

تحلیل جنگ شناختی و تقابل فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (سیاست های فرهنگی- تقابلی با جنگ شناختی بر اساس نظرگاه آیت الله خامنه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۴۲
در عصر حاضر، پدیده جنگ شناختی به عنوان یک نبرد نوین و پیچیده، با هدف دست کاری ادراکات و باورها، به مهم ترین تهدید در عرصه فرهنگی اعتقادی جوامعی چون جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. این پژوهش با هدف تبیین وضعیت جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با جنگ شناختی دشمن در عرصه فرهنگی و ارائه سیاست های مقابله ای مؤثر بر اساس نظر آیت الله خامنه ای انجام گرفته است. مطالعه حاضر از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون بهره برده است. جامعه پژوهش شامل کلیه بیانات آیت الله خامنه ای از اسفند 1397 تا پایان 1402 بود که با نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری، مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد دشمن در جنگ شناختی و در عرصه فرهنگی از سه راهبرد اصلی تحریف هویت اسلامی ایرانی، ترویج سبک زندگی غربی و تضعیف نهاد خانواده استفاده می کند. در مقابل، مهم ترین راهکارهای مقابله ای شامل تقویت ایمان و امید، خودسازی و بصیرت، نظام سازی فرهنگی، استحکام خانواده و تقویت جهاد تبیین و سازمان دهی نهادهای مردمی در راستای کنشگری متناسب است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مقابله مؤثر با جنگ شناختی فرهنگی نیازمند رویکردی جامع و فعال است که بر تقویت نقاط قوت، بهره برداری از فرصت ها و رفع هوشمندانه نقاط ضعف تمرکز دارد. لزوم فعال سازی و سازمان دهی جهاد تبیین، تقویت و ارتقای سرمایه اجتماعی، استحکام بخشی به نهاد خانواده، ارتقای بصیرت و خودسازی فردی و جمعی و حمایت از ساختارها و ظرفیت های فرهنگی و رسانه ای داخلی ازجمله پیشنهادات عملی این تحقیق برای سیاست گذاران فرهنگی کشور محسوب می شود.
۳۳۸۸۵.

شناسایی و تبیین پیشران های پویایی انقلاب اسلامی در بُعد داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۸
هدف مقاله شناسایی و تبیین پیشران های پویایی انقلاب اسلامی در بُعد داخلی است. مسئله اساسی در اینجا شناخت و تبیین ماهیت عمیق و غنیِ انقلاب اسلامی در حوزه های فرهنگی و اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به عنوان پیشران های پویایی انقلاب موردِتوجه قرار گرفته است. سوال اصلی این است؛ پیشران های اصلی و مؤثر در پویایی انقلاب اسلامی در بعد داخلی کدامند؟ این سوال با بهره گیری از روش آمیخته (کیفی – کمی) انجام شده است. یافته های مقاله بیانگر این است که مؤلفه انقلابی گری، در بعد فرهنگی؛ پایبندی بر هنجارهای اسلامی، در بعد سیستم های اجتماعی؛ انسجام اجتماعی، در بعد اقتصاد؛ رونق تولید ملی مبتنی بر جامعه، در بعد سیاست دینی؛ پیوند دین و سیاست، به عنوان پیشران های اصلی پویایی انقلاب اسلامی در بُعد داخلی (جمهوری اسلامی ایران) هستند که در مقاله تبیین شده است.
۳۳۸۸۶.

پیامدهای حکومتی عدالت محوری در حکمرانی اسلامی؛ بر پایه ی تحلیل متون دینی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۲
عدالت محوری یکی از اصول بنیادین و لاینفک حکمرانی اسلامی است که ریشه در آموزه های قرآن کریم، سنت پیامبر اعظم(ص) و سیره امام علی(ع) دارد. در منظومه سیاسی اسلام، عدالت نه تنها فضیلتی اخلاقی یا آرمانی معنوی، بلکه شاخص اصلی مشروعیت، کارآمدی و پایداری نظام سیاسی محسوب می شود. تجربه تاریخی حکومت های اسلامی، به ویژه حکومت علوی، نشان داده است که بی توجهی به عدالت در عرصه های ساختاری، سیاسی و اجتماعی، زمینه ساز زوال اعتماد عمومی، افزایش فساد و تضعیف انسجام اجتماعی می شود. با وجود این جایگاه محوری، بسیاری از پژوهش های معاصر به بررسی عدالت صرفاً در بُعد مفهومی، اخلاقی یا در حوزه سیاست عمومی پرداخته اند و مطالعه ای جامع که زنجیره علت و معلولی پیامدهای حکومتی عدالت محوری را تحلیل کند، کمتر مشاهده می شود. فقدان چنین الگویی باعث شده که سیاست گذاران و ارزیابان حکمرانی اسلامی نتوانند به صورت نظام مند، تأثیر عدالت را بر شاخص های پایداری، مشروعیت و سرمایه اجتماعی اندازه گیری کنند. مسئله اصلی این پژوهش آن است که عدالت محوری در حکمرانی اسلامی چه پیامدهای ساختاری، مشروعیتی و اجتماعی به همراه دارد و این پیامدها چگونه در یک الگوی علّی منسجم، همدیگر را تقویت کرده و نهایتاً به تحکیم نظام سیاسی می انجامند. هدف اصلی پژوهش، شناسایی و تبیین پیامدهای حکومتی عدالت محوری بر اساس منابع معتبر دینی و سپس ترسیم الگویی علّی است که نشان دهد چگونه تحقق عدالت در سطوح مختلف حکمرانی، به استحکام ساختار سیاسی و رضایت عمومی منجر می شود. همچنین اهداف فرعی عبارت اند از: استخراج مؤلفه های اصلی عدالت محوری در حکمرانی اسلامی از متون دینی؛ تبیین سازوکارهای ارتباطی میان عدالت محوری و شاخص های کارآمدی و پایداری نظام سیاسی؛ مقایسه اجمالی یافته ها با برخی نظریه های غربی عدالت در حکمرانی، به ویژه آرای جان راولز، فرانسیس فوکویاما و بو راثشتاین، و نشان دادن تمایز رویکرد اسلامی؛ ارائه چارچوبی نظری برای ارزیابی حکمرانی عادلانه در نظام های اسلامی و تقویت سیاست گذاری بومی. این پژوهش از نوع مطالعات نظری و تحلیلی با رویکرد کیفی است. روش اصلی، تحلیل محتوای استنباطی بر پایه داده های گردآوری شده از منابع اصیل اسلامی شامل قرآن کریم، نهج البلاغه، غررالحکم، تحف العقول، مستدرک الوسائل، و آثار متفکران برجسته مانند مرتضی مطهری و محمدباقر صدر است. همچنین اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و بیانیه گام دوم انقلاب به عنوان اسناد مکمل مورد توجه قرار گرفته اند. در فرآیند این تحقیق، پس از کدگذاری مفاهیم مرتبط با عدالت و حکمرانی، مؤلفه ها و سازوکارهای تحقق عدالت استخراج و در قالب زنجیره ای علّی ترسیم گردید که نشان می دهد هر پیامد، بستر تحقق پیامد بعدی را فراهم می کند. یافته های تحقیق آشکار ساخت که عدالت محوری یک نیروی پیشران چندلایه دارد که بازتاب های خود را در عرصه ساختاری، مشروعیتی و اجتماعی نشان می دهد. در سطح ساختاری و نهادی، عدالت با جلوگیری از تبعیض، فساد و نابرابری در توزیع منابع، موجب پایدارسازی نهادها، تثبیت قدرت و افزایش کارآمدی می گردد. بستر پاسخ گویی و نظارت پذیری حاکمان در پرتو عدالت ایجاد شده و شایسته سالاری به یک قاعده رفتاری تبدیل می شود که انتصاب مدیران صالح و پاکدست را ممکن می سازد. در بُعد سیاسی و مشروعیتی، عدالت محوری با جلب اعتماد و کاهش مقاومت های اجتماعی، نفوذ نرم حکومت را افزایش می دهد و مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی را هم زمان تقویت می کند. آیات قرآن و سیره علوی نشان می دهند که پیوند رضایت خداوند و رضایت مردم، در اجرای عدالت نهفته است. در عرصه اجتماعی و ارتباطی نیز، عدالت محوری زمینه ساز همبستگی اجتماعی، کاهش شکاف ها، تقویت حس تعلق به نظام سیاسی و ارتقای سرمایه اجتماعی می شود. زنجیره علّی ترسیم شده در این تحقیق نشان می دهد که این پیامدها به صورت چرخه ای پیش رونده، یکدیگر را تقویت می کنند؛ بدین ترتیب که اصلاح ساختارها موجب پایداری سیاسی، پایداری به افزایش سرمایه اجتماعی، و سرمایه اجتماعی به کارآمدی بیشتر ساختارها می انجامد. مقایسه تطبیقی با نظریه هایی چون آرای جان راولز و فرانسیس فوکویاما نشان داد که هرچند در اندیشه غربی نیز عدالت شرط کارآمدی و ثبات حکومت است، اما در نظام فکری اسلام، عدالت علاوه بر کارکردهای عقلانی، بر مشروعیت الهی، اصلاح اخلاقی و پیروزی بر باطل استوار است. این پژوهش ضمن ارائه الگویی منسجم از پیامدهای حکومتی عدالت، چارچوبی نظری برای ارزیابی و تقویت الگوهای حکمرانی اسلامی پیشنهاد می کند که می تواند مبنای مطالعات تطبیقی و سیاست گذاری بومی قرار گیرد. بر اساس مدل ارائه شده، عدالت محوری یک چرخه مثبت تولید می کند: از اصلاح ساختارها آغاز شده، به پایداری و مشروعیت سیاسی منجر می شود و در نهایت سرمایه اجتماعی و انسجام ملی را ارتقا می دهد. این سرمایه اجتماعی بازخورد مثبت به کارآمدی ساختار داده و چرخه را استمرار می بخشد. مقایسه تطبیقی نشان داد هرچند در نظریه های غربی، عدالت به عنوان شرط کارآمدی و ثبات حکومت مطرح است (همانند راولز و فوکویاما)، اما در اندیشه اسلامی، عدالت افزون بر کارکردهای عقلانی، بر مشروعیت الهی، اصلاح جامعه و پیروزی بر باطل مبتنی است.
۳۳۸۸۷.

راهبردهای تعامل سیاسی آیت الله خامنه ای با قشر خاکستری در تحقق حکمرانی اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۲
در نظام های سیاسی مردم پایه، یکی از چالش های راهبردی و مستمر، تعامل با طیفی از جامعه است که در ادبیات سیاسی به «قشر خاکستری» شناخته می شود. این قشر شامل شهروندانی است که نه وفاداری کامل ایدئولوژیک به ساختار حاکم دارند و نه در زمره معارضان رادیکال قرار می گیرند؛ بلکه موقعیت سیاسی و اجتماعی خود را بر اساس سنجش عقلانی و موازنه هزینه- فایده، در مقاطع گوناگون تغییر می دهند. در جمهوری اسلامی ایران، که مشروعیت نظام بر پیوند پویای میان حاکمیت و مردم استوار است، قشر خاکستری نقشی تعیین کننده در تحولات سیاسی، مشارکت های انتخاباتی، و تعادل نیروها در بزنگاه های حساس ایفا می کند. با وجود اهمیت این گروه، خلأ شناخت دقیق راهبردهای تعامل با آن به ویژه در چارچوب حکمرانی اسلامی محسوس است. تجربه چهار دهه رهبری آیت الله خامنه ای نشان می دهد که ایشان برای حفظ پیوند با این قشر، الگوهایی فراتر از سیاست بسیج سنتی و تبلیغ یک سویه به کار بسته اند و بر پایه عقلانیت گفت وگومحور حرکت کرده اند. مسئله اصلی این پژوهش آن است که این راهبردها چه مؤلفه هایی دارند، چگونه در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی کشور دچار تطور شده اند، و چه تأثیری در استمرار مشروعیت و کارآمدی حکمرانی اسلامی داشته اند. هدف اصلی پژوهش، شناسایی، دسته بندی و تبیین راهبردهای آیت الله خامنه ای در تعامل سیاسی با قشر خاکستری و تحلیل نقش آن ها در تحقق حکمرانی اسلامی است. این هدف در چهار محور فرعی دنبال می شود: بازتعریف مفهوم قشر خاکستری در بستر تحولات اجتماعی و گفتمانی جمهوری اسلامی؛ بررسی روند تطور راهبردهای رهبری از دهه ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۰ در مواجهه با تغییرات این قشر؛ استخراج اصول و الگوهای کلان تعامل، شامل ویژگی هایی چون اقناع تدریجی، مرزبندی نرم و گفت وگو با گروه های متنوع؛ و در نهایت ارزیابی ظرفیت این الگو برای ارائه به عنوان مدلی بومی در مطالعات تطبیقی حکمرانی دینی در جوامع متکثر. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی با بهره گیری از چارچوب نظری «کنش ارتباطی» یورگن هابرماس است که بر منطق تفاهم، عقلانیت ارتباطی و مشروعیت گفتار سیاسی استوار است. داده ها به صورت کتابخانه ای از طریق مطالعه بیانات، سخنرانی ها، موضع گیری ها و رفتارهای ارتباطی آیت الله خامنه ای طی سال های ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۲ گردآوری شده است. تحلیل گفتمان انتقادی (CDA) برای واکاوی لایه های معنایی و بازنمایی سازوکارهای ارتباطی به کار رفته است تا مشخص شود چگونه این راهبردها در سطوح گفتاری، نهادی، نمادین و رفتاری شکل گرفته و تطور یافته اند. در فرایند تحلیل، بازه های زمانی مشخص بر اساس تحولات کلان سیاسی و اجتماعی (مانند پایان جنگ، دوره اصلاحات، ظهور فضای مجازی و تحولات پس از ۱۴۰۰) تفکیک و هر دوره با شاخص هایی چون نوع ارتباط با جامعه، ابزار انتقال پیام، و میزان مشارکت عمومی بررسی شده است. نتایج مطالعه نشان می دهد که راهبردهای تعامل رهبری با قشر خاکستری، سیر تحول زیر را طی کرده است: دهه ۱۳۷۰ - گذار از بسیج خطابی به اقناع عقلانی: با افزایش طبقه متوسط و تغییر انتظارات اجتماعی، گفتمان رسمی از بسیج احساسی و ایدئولوژیک به گفت وگوی عقلانی و تفسیر مفاهیم سیاسی و دینی با زبان قابل پذیرش برای اقشار مردد تغییر یافت. دهه ۱۳۸۰ - مدیریت شکاف ها و حفظ فضای مفاهمه: در شرایط قطبی سازی سیاسی، راهبرد بر حفظ وحدت ملی، بازتعریف مفاهیم بنیادین انقلاب و ایجاد بستر گفت وگو میان جریان های متنوع متمرکز شد تا مرزبندی ها مانع از مشارکت منتقدان در ساختار نشود. دهه ۱۳۹۰ - پاسخ به تحولات فضای مجازی: با کاهش انحصار رسانه ای رسمی و افزایش کنشگری غیرمتمرکز جامعه، راهبردها به سمت بازآفرینی پیام در محیط دیجیتال، ترویج سواد رسانه ای و اقناع چندلایه حرکت کرد. دهه ۱۴۰۰ - بازسازی سرمایه اجتماعی در مقیاس خرد: در شرایط کاهش مشارکت سیاسی و بی اعتمادی عمومی، تمرکز بر گفت وگوهای رو در رو با نخبگان، جوانان و گروه های اجتماعی کوچک جایگزین رویکردهای کلان محور شد. در نهایت تحقیق حاضر شش راهبرد کلان را به عنوان شالوده اندیشه رهبری در حکمرانی اسلامی شناسایی کرده است: 1) اقناع تدریجی و تفسیر مرحله ای مفاهیم سیاسی: تطبیق معنا و روایت مفاهیم کلیدی (مانند استقلال، پیشرفت، مقاومت) با شرایط و افق ذهنی جامعه برای حفظ پیوند ارزشی. 2) مرزبندی نرم و طرد حداقلی: تمایز میان نقد و براندازی با هدف حفظ بیشترین دایره تعلق اجتماعی و جلوگیری از طرد اقشار مردد. 3) توجه به عاملیت مخاطب: پذیرش اینکه قشر خاکستری تحلیل گر و معناپرداز است و باید با زبان احترام و استدلال مورد خطاب قرار گیرد. 4) انعطاف مفهومی: بازتولید مفاهیم به تناسب تحولات سیاسی–اجتماعی بدون عدول از اصول بنیادین. 5) مدیریت پیام در بستر رسانه ای متکثر: استفاده از ابزارها و قالب های متنوع برای انتقال مؤثر معنا. 6) جذب حداکثری و دفع حداقلی با منطق اخلاق سیاسی علوی: تأکید بر تعامل، شنیدن و درک متقابل به عنوان بنیان مشروعیت سازی. بررسی تطبیقی نشان می دهد که این راهبردها نه تاکتیک های موقت بلکه بخش هایی از یک منطق ارتباطی نظام مند برای بازسازی زبان مشترک با جامعه چندلایه و متغیر ایران هستند. این منطق، استمرار مشروعیت و ثبات اجتماعی را در گرو تعامل معناپذیر و گفت وگومحور با قشر خاکستری می داند و الگویی ارائه می کند که قابلیت بومی سازی در دیگر جوامع اسلامی متکثر را نیز دارد.
۳۳۸۸۸.

روش مواجهه پیامبر اکرم(ص) با هماوردنمایان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۳
این پژوهش به بررسی روش مواجهه پیامبر اکرم(ص) با مدعیان هماوردی با قرآن می پردازد و مهم ترین مدعیان هماوردی با قرآن در صدر اسلام را معرفی و روش های مواجهه پیامبر(ص) با آنان را بررسی می کند. نتایج نشان می دهد که پیامبر(ص) نه تنها به عنوان یک رهبر دینی، بلکه به مثابه یک «حاکم سیاسی» و «مصلح اجتماعی» عمل می کرد. ایشان در برابر هماوردنمایان، مجموعه ای از روش ها را به کار می گرفت: «عفو و گذشت» به مثابه سیاست باز اجتماعی، «مدارا و موعظه» به عنوان مدیریت افکار عمومی، و در موارد ضروری «قاطعیت و برخورد سخت» برای حفظ نظم و مشروعیت. این روش ها الگویی پایدار از حکومت نبوی ارائه می دهند که بر سه پایه استوار است: 1) اقتدار سیاسی مشروع مبتنی بر وحی الهی، 2) اخلاق دینی، به عنوان چارچوب تنظیم روابط اجتماعی، 3) تدبیر اجتماعی و مدیریت بحران، برای تثبیت جامعه نوپای اسلامی. در نتیجه روش مواجهه رسول اعظم(ص) با هماوردنمایان، تلفیقی از اقتدار سیاسی، اخلاق دینی، و تدبیر اجتماعی بود که توانست جامعه نوپای اسلامی را در برابر تهدیدهای داخلی و خارجی حفظ و تثبیت کند.
۳۳۸۸۹.

بررسی تأثیر انقلاب اسلامی در تحولات شعر عاشورایی در مقایسه با شعر قبل از سال 1357(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۵
ادبیات و شعر در هر زمینه حامل فرهنگ آن سرزمین است. ایران که به خطه شعر و ادب معروف است، در این زمینه از سایر ممالک پیشگام تر و پیشروتر است. یکی حوادث جانسوز، حادثه عاشوراست. هر چه سیر تاریخی شعر ما به دوران معاصر نزدیک تر می شود، جلوه حادثه عاشورا در شعر پررنگ تر نشان داده می شود. در این مقاله تلاش شده است که شعر و ادبیات نزدیک به انقلاب و دوران بعد از انقلاب را مورد بررسی قرار دهیم. با نزدیک شدن به دوران فعلی عمق حادثه عاشورا و هدف و فلسفه حرکت امام بیشتر جلوه نمود. در این مقاله بازتاب پررنگ این حادثه در شعر قبل و بعد انقلاب نشان داده شده است. بررسی شعر قبل و بعد از انقلاب از این زاویه، بیانگر پویایی و هیجان سروده های بعد از انقلاب به نسبت قبل است و این مقاله از نوع توصیفی تحلیلی و به روش کتابخانه ای و مراجعه به اسناد و مدارک تدوین شده است.
۳۳۸۹۰.

بررسی ابعاد جامعه شناختی بیانیه گام دوم در تحقق تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۳۶
توصیه های رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیانیه گام دوم انقلاب، به مثابه راهبردهای کلان جهت حرکت تمدنی جامعه ایرانی است. ازاین رو، هدف این پژوهش بررسی ابعاد جامعه شناختی بیانیه گام دوم انقلاب در تحقق تمدن نوین اسلامی است. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و با رویکرد تحلیل محتوا و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای است. نتایج نشان داد که ازجمله ابعاد جامعه شناختی بیانیه گام دوم انقلاب در تحقق تمدن نوین اسلامی می توان به وحدت، مشارکت، استحکام ساخت نظام، قانونمندی و قانون گرایی، رهبری دینی، بصیرت افزایی، دشمن شناسی، مرزبندی با دشمن، امیدآفرینی، اسلام محوری، همزیستی مسالمت آمیز، مقابله با افراط و تفریط، تقریب و وفاق اسلامی اشاره کرد. مهم ترین اهداف اجتماعی تحقق تمدن نوین اسلامی شامل ثبات و امنیت کشور، پیشرفت های منحصربه فرد در عرصه های مختلف ازجمله علم و فناوری، مشارکت مردمی در عرصه های مختلف کشور و درنهایت گسترش سبک زندگی ایرانی و اسلامی اشاره کرد.
۳۳۸۹۱.

معرفت دینی و پدیده استعمار؛ ابزار مشروعیت بخش یا کانون مقاومت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۳۴
این پژوهش به تحلیل نقش پیچیده نهادها و آموزه های دینی در دوره استعمار می پردازد و درصدد است تا نشان دهد چگونه یک خوانش محرّف و غیر اصیل از دین می تواند به ابزاری برای مشروعیت بخشی به سلطه استعمارگران تبدیل شود و از سوی دیگر، یک معرفت دینی اصیل به عنوان کانونی برای مقاومت و حفظ هویت و استقلال جوامع عمل کند. روش این مطالعه با رویکردی توصیفی تحلیلی و با استفاده از روش اسنادی کتابخانه ای، به واکاوی نقش معرفت دینی جوامع در تعامل با پدیده استعمار می پردازد. داده ها مبتنی بر تحلیل متون دینی و بیانات آیت الله خامنه ای است. یافته ها حکایت از آن دارد که استعمارگران با بهره گیری از مکانیسم هایی همچون تحریف مفاهیم دینی، ترویج قرائت های سکولار یا متحجر از دین، ایجاد نهادهای دینی دست نشانده و دامن زدن به تفرقه های مذهبی، سعی در به خدمت گرفتن دین برای تثبیت سلطه خود داشتند. در مقابل، جریان های اصیل دینی مبتنی بر «اسلام ناب محمدی» با احیای مفاهیمی چون جهاد، عدالت خواهی، مهدویت و ...، با تقویت روحیه استکبارستیزی، هسته اصلی مقاومت در برابر استعمار را تشکیل دادند. انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) به عنوان نمونه اعلای تجلی این نقش مقاومتی دین تحلیل شده است. موفقیت پروژه استعماری در گرو خنثی سازی نقش اجتماعی سیاسی دین بوده است، درحالی که تداوم و پیروزی جنبش های آزادی بخش و اصلاحگر مرهون بازگشت به خوانش ناب و انقلابی از دین بوده است. این مطالعه نشان می دهد که احیای معرفت دینی اصیل و تقویت وحدت جهان اسلام، مهم ترین راهبرد برای مقابله با اشکال نوین استعمار است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان