دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی در جهان و همچنین ایران، به مثابه نهادهایی هوشمند در هر جامعه اولاً لازم است روندهای تغییرات آینده را شناسایی کنند، دوم اینکه، برنامه ریزی های خود را به سمت الگوی آینده شناسی و آینده نگاری راهبردی، هدایت کنند. سؤالی که اینجا مطرح می شود این است که سناریوهای آینده دانشگاه های جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 چیست؟ این تحقیق ازنظر نوع تحقیق، کاربردی بوده است و از روش های آینده پژوهی درزمره روش های مرور منابع، سناریونویسی با رویکرد عدم قطعیت های بحرانی و پانل خبرگان، استفاده شده است. چهار سناریو به عنوان سناریوهای آینده دانشگاه درنهایت به صورت زیر مطرح می شود: بازار رقابت انحصاری: دانشگاه به مثابه نهادی متعامل و توده پرور؛ بازار انحصار چندگانه: دانشگاه به مثابه نهادی متعامل و نخبه پرور؛ بازار بدون رقابت: دانشگاه به مثابه نهادی هسته ای و نخبه پرور؛ بازار انحصار چندگانه طرف تقاضا: دانشگاه به مثابه نهادی هسته ای و توده پرور.
فوتبال مشهورترین و جذاب ترین ورزش دنیاست. ورزش فوتبال از جنبه یک فرهنگ ملی خارج و به یک فرهنگ بین المللی تبدیل و به عنوان یک صنعت پرطرفدار نه تنها از سوی مخاطبین این رشته ورزشی بلکه از سوی دولت ها، گروه های اقتصادی-تجاری، رسانه ها، روانشناسان، جامعه شناسان و غیره دنبال می گردد. پدیده ورزش فوتبال در جهان به عنوان یک کالای استراتژیک مورد پذیرش قرار گرفته و از قالب یک ورزش صرف خارج و تاثیر فراوانی بر ابعاد مختلف زندگی بشر گذاشته است. در ایران فوتبال ورزشی است که ریشه های جامعه شناختی آن با قدرت، سیاست و تجارت پیوند خورده است. ماهیت جذاب فوتبال از همان ابتدای شکل گیری یک رابطه تنگاتنگی با دولت ها و قدرتها در ایران برقرار نموده و همواره حوزه های مختلف اجتماعی را از خود متأثر نموده است. با فزونی جذابیت و اهمیت ورزش فوتبال در ایران، این ورزش تبدیل به یک کالای استراتژیکی و همواره در اختیار نظام های سیاسی قرار داشته و این امر باعث گشته تا این ورزش در جایگاه اصلی خود قرار نگیرد. این مقاله در صدد تشریح و تبین این مسئله است که کالای استراتژیک فوتبال ایران چگونه تاثیری بر حوزه های سیاست و جامعه ایران گذاشته است؟ نتایج یافته های تحقیق نشان می دهد که ورزش فوتبال ایران در جایگاه واقعی خود قرار نگرفته و بدین سبب تاثیر منفی بر حوزه سیاست و جامعه کشور گذارده است. برای دستیابی به این هدف با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بکارگیری نظریه رفتارگرایانه به بررسی ابعاد و زوایای تأثیر فوتبال بر حوزه های مختلف جامعه پرداخته است.
In the present study, the dignity of science and technology in modern civilizations is evaluated as the vital status of the ontological and of "Being" and "Not-Being" type, while emphasizing that the problem description in religious models of new civilization cannot be reduced to the acquisition of modern and strategic science and technologies; Accordingly, this article, while reviewing and critically interpreting Modern Science, in its philosophical and final evaluation of the perspective of science and technology in alternative civilization, emphasizes that the question is the question of "one distinctive awareness infrastructure for thinking," and "redefinition and quality of confrontation with science and technology." While has presented a different configuration of these relations and civilization-making structures that make a difference the way of facing the world and science. Regarding the experiments and the existing capacities after the Islamic Revolution, the transformation of a modern civilization formed how and around what very different and distinct theoretical organization or concept. As a conclusion, while trying to explain the religion of religious society, it emphasizes that science and technology are "Detrimental," "Direction-Finder," and "Renewable" phenomena. Therefore, the religion-based culture and order as the point of consensus and unity of all religions and spiritualists, start their identity limits vis-à-vis science and technology by distancing from the materialistic configurations and technical thought, without negating the science and technology.
This article seeks to historical analysis about secession Mojahedin e Khalq Organization from Nehzate e Azadi basis of Parson’s structural functionalism theory. Nehzat e Azadi as a system takes political developments as data and after internal processes, expresses it's decisions as the output. In Parson’s theory, internal and external factors that impressive on environment and system’s values, cause disorder. and this disorder cause that system fail to adaptation its whith environmentaly changes. according to the hypothesis of this research, In the meantime, the agreed between United States of America and Mohammad Reza Shah to overthrow َAli Amini’s government, as external factor affects on environment; and leftist movements in countries like Cuba, Vietnam, Algeria and Palestine, as external factor affects on system’s value. Arrest of Nehzat e Azadi’s leaders, Engineer Mehdi Bazargan, Dr Yadollah Sahabi and Ayatollah Mahmoud Taleghani, as internal factor affects on environment and Engineer Bazargan’s scientism ideas as internal factor on affects system’s value; caused Nehzat’s young members, contrary to the ideas of the early leaders, choose violent struggle. This paper suggests the community structure of Nehzat e Azadi, that aspect in lack of organizational cohesion, was issues that not just didn’t oppose with this internal radicalism rather confirmed that.
حوادث فوریه سال 2011 میلادی مصر، بخشی از پویش های دموکراسی خواهانه در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا محسوب می گردد. اولین پیش بینی ها از نتیجه احتمالی سقوط مبارک، حاکی از کاهش قدرت نظامیان و شکل گیری نظام دموکراتیک بود. اما حوادث پس از آن در قالب ادامه ناآرامی ها و سقوط مرسی، فضای تردید را در مورد آینده این کشور دوچندان کرد. بازگشت تدریجی نظامیان به قدرت در قالب انتخاب رئیس جمهوری با سابقه نظامی، محدودشدن و صدور حکم زندان و اعدام برخی از سران مخالفان و انقلابیون به خصوص از جماعت اخوان المسلمین از نشانه های ناکامی انقلاب 2011 است. مقاله حاضر با به کارگیری روشی توصیفی و تبیینی و در قالب نظریه های دولت-ملت سازی، در پی یافتن پاسخ این سؤال است که در روند تثبیت رژیم دموکراتیک در مصر پس از مبارک، چه موانعی نقش داشتند؟ به نظر نگارندگان، این موانع ارتباط مستقیمی با پروسه دولت-ملت سازی در این کشور آفریقایی دارد. در مصرِ امروز، به دلیل وجود موانعی نظیر نبود اجماع در تبیین هویت ملی، خلل در انتقال باثبات قدرت و نیز گستره عمیق و وسیع فعالیت ارتش در مقابل نهادهای دموکراتیک، نه ملت و نه دولت با ویژگی هایی که در ایجاد پروسه دولت-ملت سازی موفق نقش داشته باشند وجود ندارد.
Iran’s Revolution has been to date analyzed with a variety of theories, but the gap in the presentation of a native theory for its analysis has been always felt. Given the significance of this subject, the present paper attempts to shed some light on the capacities and position of transcendent philosophy in the analysis of the Islamic Revolution of Iran. In doing so, an attempt was made to theoretically assess the capacity of transcendent philosophy and its impact on the Islamic Revolution, as well as reviewing the literature and background of the subject matter and certain cultural theories regarding the Islamic Revolution of Iran and their deficiencies in the elucidation of this phenomenon. As with existentialism, the gradation of existence, the substantial motion, as well as the special look of this school at human being and society, the theoretical dimensions of the transcendent philosophy has given rise to a critical perspective on the status quo. Additionally, a comprehensive perspective on philosophical, jurisprudential, mystical, sociological, etc. dimensions has been stressed, which paves the way for the analysis of the Islamic Revolution.
هویت به مثابه پدیده ای سیال و تعین پذیر، همواره از برخوردهای اجتماعی، فرهنگی و تمدنی در معرض تغییر و تحول تأثیرپذیر است. در این رابطه، یکی از تأثیرگذارترین برخوردهای اجتماعی جنگ است که با برانگیختگی مای ملی، هویت را در سطوح مختلف خود دستخوش واسازی و تحول می کند. در این مورد می توان به جنگ تحمیلی و آثار هویتی آن در تثبیت مؤلفه های دینی و تقویت عناصر ملی هویت انسان ایرانی بویژه جوانان اشاره کرد؛ اما در وضعیت حاضر و در سطحی بالاتر، رویارویی تمدنی ایران اسلامی با غرب تجددی، انسان ایرانی خاصه جوانان را در معرض تشتت و پراکندگی منابع هویتی قرار داده است. در پاسخ به این مسئله، کارگزاران نظام و در رأس آنها، مقام معظم رهبری (مدظله) کوشش دارند با تکیه بر منابع هویتی دفاع مقدس الگو و مؤلفه های هویتی مناسب نسل جوان را برساخت نمایند. پیرو دغدغه فوق، هدف اصلی این نوشتار نیز این است که با استفاده از نظریه مبنایی، مؤلفه های هویت جوانان از دید ایشان بر حسب تجربه دفاع مقدس شناسایی و الگوی هویتی مطمح نظر ایشان با روش تحلیلی و بررسی سخنرانیها و آثار مکتوب معظم له معرفی و تبیین گردد. در ادامه یافته های پژوهش نشان داد که بر حسب تحلیل صورت گرفته مقولات معنویت گرایی، تکلیف گرایی، شهادت طلبی، بیگانه ستیزی، موقعیت شناسی، ولایت مداری، از بیانات رهبری با موضوع جنگ استخراج شده است و مؤلفه های فوق در قالب مقومات، استلزامات و اهداف هویتی قابل توزیع هستند؛ با این توضیح که در الگوی هویتی مقام معظم رهبری ایمان و معنویت به مثابه مقومات هویت جوان ایرانی معرفی شده است. جوانی که هدفش پیشرفت است و برای رسیدن به آن باید موقعیت شناس، وظیفه شناس، دشمن شناس و روحیه انقلابی داشته باشد.
به باور بسیاری از صاحب نظران از نگاه نظری و معنوی هم در زمان حیات شوروی و هم پس از آن، انقلاب اسلامی تلاش نمود الگویی بدیل الگوی کمونیستی را در منطقه قفقاز ارائه کند. این الگو که برخواسته از متن دین اسلام بود، تا حدودی توانست بر بینش و فهم سیاسی قفقازی ها تأثیر بگذارد و علی رغم حضور الگوهای رقیب، انقلاب ایران، حس استقلال خواهی و آزادی خواهی را در منطقه قفقاز، وارد فاز جدیدی کند. منطقه قفقاز از گذشته های دور، چه به عنوان بخشی از سرزمین و چه به عنوان حوزه نفوذ همواره مورد توجه ایران بوده است. جمهوری اسلامی ایران با توجه به پیوندهای تاریخی دو ملت و اراده دو طرف و داشتن امتیاز همسایگی، همکاری های گسترده اقتصادی با جمهوری های قفقاز جنوبی و از جمله ارمنستان دارد. این مقاله سعی دارد با بررسی تاثیرات انقلاب اسلامی بر ارمنستان، فرصت ها و موانع همکاری آن را بیان نمایید.
بر اساس قاعده فقهی الزام، شیعیان می توانند در معاملات خود با دیگر مسلمانان، آنان را به اجرای احکام مورد قبولشان ملزم کنند. مهمترین دلیل این قاعده، روایاتی است که شأن صدور بیشتر آنها، مبحث طلاق است، ولی پاره ای از تعبیرات بکاررفته در آنها و نیز برخی دیگر از روایات ، حاکی از شمول این قاعده نسبت به ابواب گوناگون فقه است. در نگاه بدوی، قاعده مزبور، مخصوص معاملاتی است که میان شیعیان و اهل سنت انجام شود، ولی با تأمل در روایات آن و نیز با درنگ در موارد استناد فقها به آن، روشن می شود این قاعده، در مورد غیر مسلمانان نیز قابل اجرا است و بر این اساس، دولت اسلامی می تواند در روابط خارجی خود با دول غیر مسلمان، بدان تکیه کند و بدین وسیله، بخشی از منافع شهروندان مسلمان را تأمین نماید.
سنجش قدرت ملی، مستلزم ارزیابی و محاسبه مؤلفه ها و عوامل مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، سرزمینی، فرهنگی و ... کشورهاست. شناخت و اندازه گیری قدرت ملی کشورها به منظور تعیین وزن و منزلت ژئوپلیتیک آنها همواره مورد توجه دانشمندان و پژوهشگران علوم سیاسی بوده است. می توان گفت بین قدرت ملی یک کشور و میزان نقش آفرینی آن در صحنه بین المللی، رابطه مستقیمی وجود دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی و ارزیابی قدرت ملی پنج کشور پیرامونی ایران، شامل امارات متحده عربی، کویت، قطر، عمان و بحرین در ابعاد قدرت(قدرت سخت و قدرت نرم) است. در این میان، پرسش اصلی آن است که ساختار قدرت در پنج کشور پیرامونی ایران چگونه است؟ فرضیه تحقیق، بیان داشته که: «به نظر می رسد مؤلفه های قدرت ملی، کشورهای منتخب منطقه غرب آسیا را به ترتیب در سه سطح امارات- قطر، کویت- عمان و بحرین قرار می دهد.» این نوشتار، که نتیجه یک طرح پژوهشی است، از حیث هدف، تحقیقی-کاربردی، از حیث سطح تحلیل برخوردار از ماهیتی توصیفی- تحلیلی و از حیث رویکرد و طبقه بندی روش، متکی به روش کتابخانه ای- محاسباتی و مطالعات کتابخانه ای است. داده های مورد نیاز، از راه مطالعات کتابخانه ای و مراجعه به تارنماهای اینترنتی با استفاده از ابزار فیش، گردآوری شده است. نتایج به دست آمده نشان داد که ساختار قدرت بین پنج کشور مورد نظر، آنها را در سه سطح از قدرت قرار می دهد: در سطح اول قدرت، کشورهای امارات و قطر، در سطح دوم، کشورهای کویت و عمان و در سطح سوم، کشور بحرین قرار می گیرند.
در اغلب بحران ها به ویژه جنگ، کاهش تلفات انسانی، شرط اصلی پیروزی است. توسعه علوم پزشکی و استفاده از امکانات پیشرفته و تجهیز نفرات به آخرین فناوری های روز پزشکی، منجر به کاهش نقاط ضعف و افزایش عوامل پیروزی درجنگ می گردد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی نقش وزارت بهداشت و درمان درجنگ، تلاش کرده تا با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از اسناد و منابع دست اول و دوم و روایت افراد مطلع، پشتیبانی این وزارتخانه از نیروهای درگیر جنگ در مقطع تاریخی 1359 تا 1367 را گزارش کند. با شروع جنگ تحمیلی، نظام بهداشت و درمان در هماهنگی با دیگردستگاه ها، درگیرمسائل جنگ شد. نتایج نشان می دهد که توسعه آموزش بهداشتی و درمانی، توسعه بیمارستان و بخش های بیمارستانی در مناطق درگیر، ارائه خدمات درمانی بهداشتی به مجروحین بمباران شیمیایی و هوایی، ایثارگران، مهاجرین، آوارگان، پناهندگان، اسیران، تامین کادر درمانی و بهداشتی و تامین دارو و تجهیرات پزشکی جبهه ها و همچنین هماهنگی و اعزام مجروحین به خارج از کشور از مهمترین گونه های عملکرد تخصصی، و از سوی دیگر، جمع آوری و ارسال کمک های نقدی، کالایی به جبهه، اقدامات حقوقی و قانونی برای ایثارگران و دانشجویان شاهد و گسترش خدمات به جامعه برای بالابردن رضایتمندی از مهمترین گونه های عملکرد عمومی این وزارتخانه بوده است. همچنین ابتکار و خلاقیت، پویایی و انعطاف پذیری سریع، قدرت تصمیم گیری و آزادی عمل منطقی و مؤثر درصحنه عمل، سازماندهی متناسب با رزم و جذب نیروهای خلاق و نوآور، مدیریت و فرماندهی وکنترل انقلابی، حفظ روحیه خطر پذیری و جسارت به عنوان ویژگی های کنشگری بهداشت و درمان در جنگ احصاء گردید.
مسلمانان از نخستین روزهای حیات فلسفه، شاهد دغدغه فلاسفه در اصلاح جامعه اسلامی بوده اند (تاریخچه)؛ اما دغدغه ابن رشد در تحلیل رابطه چندوجهی دین و سیاست بر پایه فقه و فلسفه، مورد توجه جدی قرار نگرفته است (پیشینه)؛ ازاین رو، ابهام در وجوه چنین رابطه ای از نگاه ابن رشد، همچنان باقی است (مسئله) بنابراین، پرسش از «چگونگی نگاه ابن رشد در رابطه بین دین و سیاست» پرسش اصلی و «ارائه الگوی پیوند دین و سیاست بر پایه فلسفه و فقه از سوی ابن رشد» گمان این مقاله را شکل داده است. (فرضیه) مقاله پیش رو می کوشد با شیوه اسنادی با رویکردی تفسیری (روش) به تبیین مشکل اصلی جامعه اسلامی و عرضه راه حل آن از منظر ابن رشد اندلسی بپردازد (هدف). نتایج نوشتار پیش رو، این است که حلقه ارتباطی بین دین و سیاست در نزد ابن رشد، همان فلسفه است؛ درنتیجه، رئیس مدینه فاضله، هم فیلسوف است و هم فقیه؛ همان گونه که خود او فیلسوف فقیه بود. همچنین در این تحقیق بر این نکته تأکید می شود: توجه به دو بُعد نظر و عمل، برای اصلاح یک جامعه لازم است؛ بنابراین، فقه به تنهایی و فلسفه به تنهایی، کارآمدی لازم جهت تحقق این مهم را نخواهند داشت (یافته).
کارآمدی نظام سیاسی اسلام از مهمترین مسائل امروز جامعه اسلامی، بلکه انسانی است. با توجه به هجمههایی که متوجه نظام سیاسی اسلام است، تبیین ظرفیت مبانی توحیدی و بررسی امتدادهای سیاسی ـ اجتماعی آن از بایستههای عرصه تحقیق و پژوهش است. رسالت این پژوهش در اصل، پاسخ به این پرسش است که باور به توحید در ربوبیت تشریعی و توحید در الوهیت چه تأثیری بر کارآمدی نظام سیاسی اسلام خواهد داشت؟ در این مقاله به روش کتابخانهای ـ تحلیلی به بیان تأثیر توحید در ربوبیت تشریعی و توحید در الوهیت بر کارآمدی نظام سیاسی اسلام خواهیم پرداخت. باور به این دو، از جنبههای گوناگونی از جمله افزایش تقوا، اخلاق و معنویت، تأمین معیشت در حد کفاف، آزادی مسؤولانه، عدالت همهجانبه و استقلال ـ که از معیارهای کارآمدی نظام سیاسی بهشمار میآیند ـ زمینه کارآمدسازی نظام سیاسی اسلام را فراهم خواهند کرد و عدم باور و التزام به این دو، نظام سیاسی را ـ دستکم ـ فاقد سطحی از کارآمدی میکند؛ گرچه به دیگر مراتب توحید همچون توحید در ذات و صفات باور داشته باشد.
صاحب نظران زیادی، یا بوروکراسی را به طور کامل تصدیق کرده یا آن را ناکارآمد و روبه زوال دانسته اند (تاریخچه). به همین دلیل، ابعاد مختلف بورکراسی از منظرهای مختلف همواره، مورد نقد و بررسی بوده است (پیشینه). اما تاکنون میزان انطباق پذیری اصولآن با آموزه های اسلام، عیارسنجی نشده است (مسئله). اینکه چه اصولی از اصول بوروکراسی، در چه حد و با چه شرایطی مورد تأیید اسلام است (سؤال)، گمان ما این است که برخلاف رویه اندیشمندان غربی، که اغلب یا به طورکلی بوروکراسی را نفی کرده یا کامل آن را تأیید نموده اند، اسلام ضمن تأیید برخی از اصول آن، برای اجرای آن شرایط خاص و ویژه ای دارد (فرضیه). در این مقاله، برای جمع آوری اطلاعات و تحلیل آن، از روش تفسیری و تطبیقی استفاده شده است (روش) تا راهی برای یافتن پاسخ سئوال بیابیم ( هدف). بررسی ها نشان می دهند هرچند کلیت اصول بوروکراسی را می توان پذیرفت، ولی اسلام برای هر یک از اصول آن، ملاحظات و شرایطی داردکه در عمل ما را، به بازطراحی اساسی همچون ساختار اوربیتالی به جای ساختار سلسله مراتب هرمی رهنمون می سازد (یافته).
پژوهش حاضر به دنبال بررسی و تحلیل حدود اختیارات اولیای دم در قتل با رویکردی بر آراء امام خمینی(ره)، آیت الله خوئی، صاحب جواهر و قوانین موضوعه ایران است که با هدف بررسی آراء فقهی این گروه از علمای مذهبی به منظور دستیابی به وجوه اشتراک و افتراق نظرات فقهی و اجتهادی آنان و مطابقت آن با قوانین موضوعه ایران صورت گرفته است. روش تحقیق این پژوهش بر پایه مطالعات کتابخانه ای و بصورت توصیفی و تحلیلی می باشد. اشتراک آراء این فقیهان مربوط به دلالت های قرآنی و استناد به روایات معتبر و مستفیض است و از سوی دیگر، در تطبیق برخی از عناوین و مصادیق اختلاف نظر دیده می شود که منشاء اختلاف نظرها، فهم متفاوت آنان از ادله قرآنی و روایی و نوع نگاه آنان می باشد. نتایج پژوهش نشان داد، تعیین ولی دم تحت عنوان کسانی که حقّ قصاص را به ارث می برند به استثنای زن و شوهر که به دلالت آیات سلطنت و اجماع، از شمول آن خارج شده اند و عدم قصاص پدر برای قتل فرزند و عدم ارث پذیری پدر از قتل وی، ترجیح نظریه تعیینی قصاص در قتل عمد، تراضی ولی دم با قاتل به اقل و اکثر از دیه مقدّر در قتل عمد، تصریح بر ضمان دیه از سوی برخی اولیاء بدون اذن سایرین، ثبوت ولایت حاکم اسلامی بر مقتول بدون وارث، تصریح بر ضمان دیه در قتل های شبه عمد و خطای محض و پذیرش ضمان عاقله در قتل خطایی، اتفاق نظر وجود دارد.
نزدیک به دو دهه قبل گروه های بنیادگرا به طور سازمان یافته فعالیت خود را در سراسر قاره آفریقا گسترش دادند و موجی از رادیکالیسم اسلامی را در کشورهای مختلف آفریقایی به نمایش گذاشتند. یکی از جدیدترین گروه های اسلامی که رادیکالیزه شده، «بوکو حرام»، در کشور نیجریه است. نگارندگان مقاله حاضر کوشیده اند، با مطالعه موردی این گروه، روند شکل گیری رادیکالیسم اسلامی در نیجریه را مورد بررسی قرار دهند. در این راستا تلاش شده است با بهره گیری از نظریه جنبش های اجتماعی «آلن تورن» به این سؤال که چه عواملی زمینه ساز ظهور و رشد رادیکالیسم مذهبی در نیجریه گردیده است، پاسخ داده شود. بر اساس فرضیه نگارندگان، متغیرهای داخلی همچون، فقر گسترده مناطق مسلمان نشین نسبت به مناطق مسیحی، عدم حضور مؤثر مسلمانان در عرصه سیاسی، وجود درگیری های قومی سابقه دار، احساس هویت زدایی در بین مسلمانان از سوی دولت سکولار، در کنار عواملی خارجی مانند حمایت گروه های تروریستی بین المللی، به رادیکال شدن و استفاده هر چه بیشتر بوکو حرام از خشونت، منجر شده است. نتایج حاصل از تحقیق بیانگر این امر است که برای کاهش خسارت جانی و مالی ناشی از فعالیت های بوکو حرام لازم است به جای مبارزه، راهکار مواجهه را در پیش گرفت تا در کنار کاستن از شدت حملات، پیوستن نیروهای جدید به این گروه را نیز کاهش داد؛ بنابراین در گام اول استفاده از راهبردهای سازش و اقناع می تواند راهکاری مناسب در جهت توقف حملات بوکو حرام به شمار آید.
«حشد شعبی» در سال ۲۰۱۴ در واکنش به ظهور نشانه های بارز اضمحلال دو شاخصه اصلی دولت ملی، یعنی کنترل سرزمین و انحصار بهره مندی از قدرت نظامی فائقه و ارتش منظم وارد صحنه معادلات عراق شد. این تشکیلات در صحنه میدانی مبارزه علیه داعش موفقیت های قابل توجهی را به دست آورد و به رغم مخالفت های داخلی و خارجی، ضمن ادغام در نیروهای مسلح عراق مأموریت های جدیدی را نیز برای خود تعریف کرد. پرسش اصلی مقاله حاضر این بوده که «چرا روند کنشگری حشد شعبی از زمان تأسیس تا سال 2020 از یک بازیگر شبه نظامی غیردولتی به بازیگر دولتی چندبعدی تغییر یافته است؟» در این ارتباط، این فرضیه به آزمون گذاشته شده است که تحت تأثیر تشدید ضعف و فروماندگی دولت در عراق و دخالت دو عنصر تعارض گروه های قومی- مذهبی، انشعابات درونی حشد شعبی و ایفای نقش بازیگران منطقه ای و بین المللی روند بازیگری و کنشگری عملیاتی حشد شعبی تغییر یافته است. مقاله حاضر از نوع تبیینی بوده و اطلاعات موردنیاز به روش کتابخانه ای و مراجعه به منابع اینترنتی معتبر گردآوری شده است.
رقابت سیاسی از عوامل مهم در بهبود عملکرد اقتصادی است؛ رشد رقابت سیاسی امکان حضور نخبگان در نظام سیاسی را افزایش می دهد و با محدود کردن رانت های سیاسی و تسلط بر منابع اقتصادی توسط گروه های ویژه، سیاست مداران را وادار به تنظیم سیاست های اقتصادی در جهت افزایش رفاه شهروندان می کند. بر این اساس استدلال می شود افزایش رقابت سیاسی، کارایی اقتصادی را بهبود می بخشد. چنین رویکردی گسترش رقابت سیاسی را مورد توجه حکومت ها قرار می دهد. این مقاله، موقعیت نسبی استان های کشور از حیث شاخص رقابت سیاسی و همچنین بررسی تغییرات آن در سطح استان ها را بررسی می کند تا وضعیت شاخص رقابت سیاسی، به عنوان یک مؤلفه مهم در عملکرد اقتصاد منطقه ای، ارزیابی شود. در فرضیه تحقیق اولاً پراکندگی قابل ملاحظه ای بین نواحی مختلف از حیث رقابت سیاسی وجود دارد و ثانیاً، عملکرد این نوع رقابت در کشور تاکنون مطابق انتظار نبوده است. در این راستا، بر پایه شاخص های مختلف رقابت سیاسی یک شاخص جامع رقابت سیاسی بر پایه روش ریشه میانگین مجموع مجذورات معرفی و اندازه گیری و سپس وضعیت شاخص رقابت سیاسی در سطح استان های کشور طی سال های 1379 تا 1398 ارزیابی می شود. نتایج نشان می دهند اولاً ازنظر شاخص رقابت سیاسی پراکندگی قابل ملاحظه ای بین نواحی مختلف وجود دارد به طوری که استان های کشور را به سه سطح رقابت سیاسی پایین، متوسط و بالا می توان طبقه بندی کرد. ثانیاً روند متوسط شاخص رقابت سیاسی طی دوره 20 ساله در استان های کشور عموماً نزولی است که با توجه به نقش رقابت سیاسی در عملکرد منطقه ای باید سیاست های لازم برای رشد رقابت سیاسی در سطح ملی و منطقه ای تدوین شود.
طی 150 سال گذشته، برپایی تمدن اسلامی از دغدغه های بسیار مهمی بوده است که در ذهن و اندیشه برخی از اندیشمندان و رهبران جهان اسلام تبلور یافته، با این که هر یک و از جمله امام خمینی، مباحثی را در این باره طرح کرده و مؤلفه هایی را برای آن برشمرده اند، اما هنوز بایسته های سیاسی آن مبهم باقی مانده است،(مسئله) موضوعی که تاکنون نشده و از این رو، مقاله پیش رو در پی پاسخ به این پرسش است: بایسته های سیاسی تمدن نوین اسلامی از دیدگاه امام خمینی چیست؟(سؤال) گمان مقاله آن است که امام خمینی در چارچوب الگوی حکومت اسلامی خویش به این موضوع پرداخته است(فرضیه). مقاله در پی بررسی دیدگاه معظم له درباره بایسته های سیاسی تمدن اسلامی(هدف) با استفاده از شیوه تحلیل محتوا است(روش). مقاله نشان داده امام خمینی با در نظر گرفتن ابعاد مادی و معنوی برای تمدن، تمدن اسلامی را جامع ترینِ تمدن ها دانسته و بر ضرورت توجه به دین اسلام، پیوند بین دیانت و سیاست، تشکیل حکومت اسلامی بر مبنای ولایت فقیه، استقلال و نفی سلطه بیگانگان، نقد تمدن غرب و... به عنوان بایسته های سیاسی تمدن نوین اسلامی، تأکید دارد (یافته).