پیروزی انقلاب اسلامی، سرآغاز یک نهضت ضداستکباری در دنیا بوده است. انقلابی که در بینابین جنگ سرد پس از جنگ جهانی دوم، میان ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی [سابق]، ضمن بازگشت به دین و مبانی اسلام ناب محمدی، زمینه های «تمدن سازی نوین اسلامی» را فراهم آورده است. انقلاب اسلامی به عنوان فرهنگی ترین انقلاب اجتماعی دنیا، تحولات عمیقی را در عرصه های نظری، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، در ملت های مسلمان و غیرمسلمان ایجاد کرد و با درون مایه عقلی، فلسفی، معنوی، اجتهادی و نوآورانه، اصول اسلام ناب را در کلیه امور فردی و اجتماعی زندگی انسان به کار گرفته است. در این مقاله تلاش شده است تا با استفاده از استعاره « هندسه فراکتال » به تشریح چگونگی نقش رهبریِ انقلاب اسلامی در ایجاد و اثرگذاری بر انقلاب های نوین دنیا، و ارائه «الگوی رهبری فراکتال های انقلاب اسلامی»، در مسیر ایجاد «تمدن نوین اسلامی» پرداخته شود.
فرهنگ دفاع مقدس با داشته های ارزشی مبتنی بر آموزه های دینی، انقلابی و ملی بخش قابل توجهی از فرهنگ عمومی جامعه ایرانی محسوب می شود؛ به طوری که بزرگان انقلاب همواره به بهره گیری از آن به عنوان یک فرصت اثرگذار تأکید کرده اند و مورد مطالبه ایشان بوده است. با پیشرفت فناوری های ارتباطی و رسانه ای، زمینه های بهره گیری بیشتر از داشته های فرهنگی دفاع مقدس فراهم شده است. در این مقاله با رویکرد کاربردی و با روش توصیفی – تحلیلی تلاش شده است با توجه به کارکردهای متنوع فضای مجازی به طور عام و شبکه های اجتماعی مجازی به گونه ای خاص، بخش هایی از قابلیت ها و توانمندی های موجود برای اشاعه و انتشار فرهنگ دفاع مقدس به رشته تحریر درآید. نتایج حاصل از بررسی محتوای شش شبکه اجتماعی مجازی در دو قالب کانال و گروه نشان دهنده توانمندی این شبکه ها در نهادینه سازی فرهنگ دفاع مقدس است و غفلت از این مهم آثار غیر قابل جبرانی بر پیکره فرهنگی کشور بر جای خواهد گذاشت.
مشارکت سیاسی بدون عنصر آزادی امکان ندارد و جامعه ای که این حق را تجربه کند، درصدی از آزادی سیاسی را به دست آورده است. سؤال اصلی این نوشتار بر گرد راهبرد مشارکت سیاسی و نقش آن در تأمین آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم است که با روش تحلیلی و توصیفی سامان می گیرد. هدف، بررسی جایگاه حق مشارکت سیاسی شهروندان و نسبت آن با آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم است. در پاسخ باتوجه به تمهید نظری و اموری مانند رابطه تعاملی حق مشارکت و تکلیف، همزادی مشارکت و آزادی سیاسی و حق مشارکت برابر، می توان مراحل پیوند مشارکت سیاسی و نقش آن در آزادی را در سه مرحله رصد کرد: مشارکت سیاسی در کسب قدرت که همراه با مشارکت مثبت برای تشکیل دولت اسلامی و مشارکت منفی برای رویارویی با نظام ستم است؛ مشارکت سیاسی در تثبیت قدرت که با حقوقی مانند حق تعیین سرنوشت، حق انتخابگری و حق انتخاب شدن همراه است؛ مشارکت سیاسی در نظارت بر قدرت که در بستر آزادی رخ می دهد و با امربه معروف و نهی ازمنکر عملیاتی می شود. نوآوری نوشته ازآن جهت است که تلاش شده است نقش حق مشارکت در آزادی سیاسی در مراحل مختلف از منظر کلام الهی بررسی شود.
در تحلیل چرایی شکل گیری نتایج انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به ریشه ها و دلایل متعددی اشاره شده و از کیفیت سیاست ورزی حجه الاسلام حسن روحانی و تیم حامی اش در ایام رقابت های انتخاباتی تا موج انتخاباتی ایجادشده توسط گروه های سیاسی در حمایت از ایشان مورد تأکید قرار گرفته است. در این مقاله اما تلاش شده بازتاب ریشه های روان شناختی و احساس محرومیت نسبی شکل گرفته در جامعه ایرانی در شکل گیری موج حمایتی از دکتر روحانی مورد مطالعه قرار گیرد. به طور کلی در چشم انداز فردگرایانه و روان شناختی، شرایط تغییر وضع موجود را باید در تصورات و احساسات فردی که خود متأثر از تحولات اجتماعی است، جست وجو کرد. در این مقاله بر اساس الگوی نظری «تد رابرت گر» و در نظر گرفتن این پیش فرض که نارضایی اجتماعی و تلاش برای تغییر وضع موجود، ناشی از میزان و شدت احساس محرومیت نسبی در میان گروه های گوناگون هر جامعه است، زمینه های ایجاد محرومیت نسبی در جامعه از جمله ادراک و فهم نابرابری در دوران هشت ساله دولت های نهم و دهم مطالعه شده است. در نهایت این جمع بندی به دست آمده که چگونه عوامل گوناگونی همچون گسترش جامعه دانشگاهی و نارضایتی این گروه از عملکرد دولت، شکل گیری شکاف طبقاتی ناشی از اختلاف فاحش درآمد سرانه در میان طبقات گوناگون اجتماعی، افزایش تورم، فاصله میان درآمد و هزینه ها و بیکاری، بازتاب خود را در محرومیت نسبی جامعه، ایجاد سرخوردگی و در نهایت تلاشی عمومی برای تغییر وضع موجود و رأی دادن به بارزترین نامزد انتخاباتی منادی تغییر وضع موجود نشان داده است.
رفتار سیاسی جمهوری اسلامی ایران هم در صحنه داخلی و هم در عرصه بین المللی موید نوعی خاص از منزلت و قدرت است که مدل آن در عرصه حکومتداری در جهان بی نظیر است. در این مدل، حکومت صرفا بر انباشته های مادی خود متکی نیست و فراتر از داشته های مادی، بر قدرتِ مشروع ملهم از معنویت تاکید می کند. این تاثیر شگرف در حوزه رفتار سیاسی از فردای پیروزی انقلاب اسلامی هویدا گشت و این امر حکایت از تولد آن همزمان با وقوع انقلاب اسلامی دارد. بنابراین انقلاب اسلامی منجر به بازتعریفی عمیق در حوزه اقتدار شده است و حکومت اسلامی ایجاد شده از دل انقلاب، فعالیت سیاسی خود را با ملاک ها و مولفه های جدیدی از اقتدار مطابقت می دهد. اقتدار در جمهوری اسلامی ایران گستره ای فراتر از ابعاد رایج آن از جمله قدرت نرم، علم و دانش، نیروهای مسلح می یابد و پشتوانه نظری پیدا می کند. این مقاله بدنبال پاسخ به این پرسش است که اقتدار در جمهوری اسلامی دارای چه مولفه هایی است و منشاء و خاستگاه این مولفه ها چیست؟
اسلام به عنوان یک دین اجتماعی و جهانی از همان ابتدای ظهورش به دنبال تمدن سازی بوده است .دین اسلام پس از استقرار، به سرعت توانست بنیان گذار تمدن شگرفی در جهان شود؛ به گونه ای کهتمدن های دیگر، ازجمله تمدن غربی را وامدار خود نماید. اینکه آیا مسلمانان می تواند دوباره تمدنخود را بازیابی کنند و تمدن نوین اسلامی را شکل د هند مستلزم الزامات و مؤلفه هایی است که بایدفراهم گردد . تاکنون پژوهش ها و بحث های زیادی در مورد شاخصه های تمدن نوین اسلامی انجام شدهاست اما پیشران ها که درواقع مؤلفه های با تأثیرگذاری بسیار بالا هستند که سیستم به تغییرات آن هاحساس بوده و هم قابلیت تأثیر پذیری و دست کاری قابل توجهی دارند کمتر موردتوجه قرار گرفته شدهاست. درواقع این پیشران ها هستند که با تمرکز بر آنان می توان جامعه مسلمانان را به سوی تشکیلتمدن نوین اسلامی پیش برد . در این مقاله ابتدا از روش دلفی مؤلفه های تمدن ساز احصا شد و درادامه با استفاده از روش تحلیل تأثیر متقاطع و با استفاده از نر مافزار MIC MAC پیشران های تمدنسازی نوین اسلامی به دست آمد.
پژوهش حاضر، هدف مطالعه و دستیابی به چگونگی سیستم نظارتی مورد نظر اسلام و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در حوزه نظارت مردم بر حاکمیت با تاکید بر نظام فکری نهج البلاغه و مفاد قانون اساسی را پیگیری می کند این پژوهش با هدف کاربردی و در سطح توصیفی - تحلیلی به روش مطالعه کتابخانه ای انجام می گردد. مطالعات نگارنده نشان داد منابع دینی بخصوص نهج البلاغه و همچنین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نظارت عمومی در نظام سیاسی اسلام را اجتناب ناپذیر دانسته و جایگاه ویژه ای برای آن قائل است و آن را برای حفظ نظام از آسیب ها به عنوان یک عامل سازنده و بازدارنده ضروری می دانند. و به این دلیل آشنایی و عمل مردم و مسئولین به بسترهای نظارت عمومی که معارف و آموزه های دینی و اصول قانون اساسی آن را از مصادیق مؤثر نظارت مطرح می کند جامعه را از انحرافات و آسیب ها مصون می سازد.
هدف از این مقاله ارائه چهارچوبی تئوریک برای فهم سیاست خارجی کشورها (ایران) است. روشی که نگارندگان به واسطه آن در پی فهم و چگونگی ساختار سیاست های خارجی کشورها هستند، «روش پدیدارشناسی» می باشد. این نوشتار قصد دارد به این پرسش پاسخ دهد که؛ «بر اساس رویکرد پدیدارشناسی؛ منطق حاکم بر سیاستِ خارجی دولت ها، چگونه قابل درک می شود و چگونه شکل می گیرد؟». فرضیه پژوهش بر این مبناست که «پدیدارشناسی با تعلیق و اپوخه روایت های مسلط و آغشته به «قصدیت» از سیاست خارجی، می تواند در فهم ما از سیاست خارجی کشورها یاری رسان باشد. به بیان دیگر پدیدارشناسی از مفاهیم علمی که برای درک پدیدارهای سیاسی برساخته می شوند، گذر می کند و با خود «واقعیت» و «هستی» پدیدارها مواجه می شود.» نتیجه مقاله از این قرار است که روش پدیدارشناسی علاوه بر دارا بودن مزایای سایر رویکردها و روش شناسی های رایج در فهم سیاست خارجی، می تواند ابزارها و مفاهیم تحلیلیِ متفاوتی از قبیلِ «اگو استعلایی»، «زیست جهان» و «بین الاذهانیت» برای فهم سیاست خارجی کشورها در اختیار ما قرار دهد. در کنار این مفاهیم، پدیدارشناسی از عنصر مهم «قدرت» غافل نیست و به نقش آن در چگونگی شکل گیری سیاست خارجی دولت امعان نظر نشان می دهد.
حزب دموکرات ایران (قوام)، از جمله احزابی بود که در پی سقوط حکومت رضاشاه در ایران تشکیل گردید. این حزب توسط نخست وزیر وقت ایران، احمد قوام، بوجود آمد. حزب دموکرات در ابتدا بواسطه حمایت قوام، گسترش فراوانی یافت ولی در ادامه، ستاره اقبال حزب رو به افول نهاد و در نهایت با عزل قوام از نخست وزیری، حزب دموکرات نیز منحل شد. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که آیا حزب دموکرات ایران خصیصه های یک حزب نهادمند را دارا بوده است؟ این پژوهش با استفاده از نظریات هانتینگتون در باب نهادمندی، به بررسی شاخصه های نهادمندی حزب دموکرات ایران می پردازد. همچنین این پژوهش می کوشد با مطالعه حزب دموکرات، به بررسی علل ناکارآمدی احزاب در تاریخ معاصر ایران نیز بپردازد. یافته های پژوهش نشان می دهند که بر مبنای شاخصه های هانتینگتون، حزب دموکرات فاقد ویژگی های نهادمندی بوده است و اساساً در مورد علل ناپایداری احزاب در ایران، می توان به فقدان نهادمندی این تشکل ها استناد نمود. روش مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی– تحلیلی است. منابع مورد استفاده در پژوهش، شامل آثار کتابخانه ای، مجلات علمی و اسناد مراکز معتبر پژوهش تاریخ معاصر می باشند.