این تحقیق در پی آن هست که تأثیر عوامل نرم افزاری را بر افزایش قدرت ملی ایران در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی (1384-1376) بررسی و تجزیه و تحلیل کند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی به تغییر و تحولاتی که در مفهوم کلاسیک قدرت به وجود آمده، اشاره می کند و با بهره برداری از روش تحلیلی به رابطه بین سیاست ای نرم افزاری دولت آقای خاتمی و افزایش اقتدار ملی ایران می پردازد. یافته های این تحقیق نشان می دهد که در عصر انفجار اطلاعات و جهانی شدن، عناصر قدرت نمی تواند منحصر به قدرت سخت باشد و علاوه بر عناصر محسوس و ملموس قدرت در حوزه های نظامی، اقتصادی و سیاسی، نباید از عناصر نرم فزاری و فرهنگی قدرت در افزایش توان یک کشور غفلت کرد. تلاش آقای خاتمی برای تقویت جامعه مدنی و قانون گرایی در عرصه ی سیاست داخلی و اتخاذ سیاست تشنج زدایی و گفتگوی تمدن ها، به عنوان بدیلی در مقابل پارادایم غالب ستیز تمدن ها، منجر به افزایش قدرت نرم افزاری ایران شد. ارتقای جایگاه و پرستیژ ایران در نظام بین ا لملل، تغییر نگرش و تصویر غیرواقعی از دولت و ملت ایران، تقویت روابط ایران با کشورهای منطقه و اتحادیه اروپا و جذب بیشتر سرمایه گذاری خارجی نیز از نتایج افزایش قدرت نرم افزاری ایران در این دوره محسوب می گردد.
پس از 11 سپتامبر 2001 سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا، از اندیشه های نومحافظه کارانه ای اثر پذیرفته است که نمود آن در جنبه های گوناگون سیاست خارجی آمریکا دیده می شود. اندیشه های لئواشتراوس و اثر آن بر نومحافظه کاران سبب شده است که آمریکا با کاربرد آموزه غیریت سازی به دشمن تراشی در برابر خود بپردازد و از این راه منافع خود را پیش ببرد