انقلاب اسلامی، انقلابی اجتماعی است که با محوریت دین، برانگیخته و با معیارهای دینی، هدایت و ساماندهی گردید. از این رو پرسش از چگونگی فعال شدن نیروهای اجتماعی با هدف انقلابی اسلامی، می تواند ابعاد دیگری از انقلاب اسلامی را آشکار سازد که اتفاقا محور حملات دشمنان انقلاب و نظام و البته کانون حفظ پویایی و دوام آن می باشد. از این رو، محور گفت وگوی این شماره به موضوع انقلاب اسلامی و نیروهای اجتماعی اختصاص یافته است. دکتر محمدباقر حشمت زاده، دانشیار دانشگاه شهید بهشتی که صاحب کتب و مقالات متعددی در زمینه انقلاب اسلامی می باشد، سوالات طرح شده را از منظر جامعه شناسی سیاسی و با تاکید بر تعامل وجوه عینی و ذهنی موضوع، پاسخ داده است.
هیچ اصراری بر این نیست که جامعه خود را واجد سوابق یا لواحقی از نهادها و نمادهای ظاهراً دموکراتیک غربی معرفی کنیم. حتی برای خود غربی ها نیز مقوله هایی مانند تحزب و نظام حزبی برای نمایش پیشرفت و توسعه سیاسی چندان در خور مباهات نیستند. بنابراین اگر بخواهیم در مقوله مشارکت سیاسی و تحزب بر نکته های روشن و پشتوانه های تاریخی مورد اعتمادی تاکید کنیم، باید راهمان را از ایده ها و نظریه پردازی های غربی جدا، و به ریشه ها و اصالت های خود رجوع نماییم. در این صورت است که درمی یابیم نباید به چند دوره کوتاه و مشوش حزب گرایی در تاریخ معاصر خود دلخوش کنیم و از آنها به عنوان سوابق روشن تحزب در کشورمان سخن بگوییم.اصل نظام حزبی در خود غرب نیز منسوخ شده است چه رسد به کپیه های ناقص و کم رنگ آن در تاریخ گذشته ما، درحالی که نمونه های کامل تری از مشارکت عمومی و تحزب در تاریخ باستانی و اسلامی ما وجود دارد که در اصالت و کارکرد اجتماعی، بسی برتر از مدل های غربی آن است. اما به هرحال نمونه غربی تحزب در تاریخ معاصر ما حضور در خور اعتنایی داشته و سهمی مهم در تاریخ سیاسی و اجتماعی ما را به خود اختصاص داده است و ازهمین رو تحلیل ماهیت، سیر تاریخی، خصوصیات جامعه شناختی و آسیب شناسی آنها ضرورت علمی و عملی تام و تمام دارد. براساس همین ضرورت است که گفت وگوی زمانه را با دو تن از استادان صاحب نظر در این زمینه، آقایان احمد جهان بزرگی و سیدمصطفی تقوی، درخصوص اصول، مبانی، تاریخچه و آسیب شناسی تحزب در ایران به انجام رسانده و متن آن را تقدیم حضورتان نموده ایم.
سیدجمالالدین اسدآبادی از سیاستمداران و آزادیخواهان مشرقزمین و از عوامل اصلی ایجاد حرکتهای اصلاحی در ایران در اواخر سلطنت ناصرالدینشاه است. او در هند، مصر و پاریس کوششهای ضداستعماری نمود، نشریهای به زبان عربی به نام عروهالوثقی در پاریس منتشر میکرد. انتشار این نشریه که نسخهای از آن به وسیله محمدحسنخان اعتمادالسلطنه به ناصرالدینشاه ارائه میشود، موجب دعوت ناصرالدینشاه از سیدجمالالدین به تهران میگردد.
ابریشم، یکی از اقلام صادراتی ایران از گذشته های دور بخصوص از زمان صفویه تا اواخر دوره قاجاریه
به حساب می آمد. این فرآورده در عصر قاجار به لحاظ تولید، کمیت و کیفیت، فراز و نشیبهای زیادی داشته است. بااین وجود، نقش و اهمیت بنیادی آن را در تجارت ایران نباید نادیده گرفت. ابریشم در کنار محصولات دیگری نظیر پنبه و پوست، نقش مهمی در مناسبات بازرگانی ایران ایفا می کرده است. بخشی از تجارت ابریشم ایران، از طریق بنادر جنوب ایران مانند بندرعباس و بوشهر صورت می گرفت. علاوه بر این به واسطه نزدیکی مناطق ابریشم خیز شمال کشور بویژه گیلان (کانون ابریشم ایران) به روسیه و وجود راه آبی دریای خزر و مرزهای زمینی نظیر راههای تبریز- جلفا - ایروان- تفلیس و یا تبریز- خوی- ارزروم - طرابوزان، بخش عمده ای از تجارت ابریشم ایران از طریق راههای مذکور بخصوص از طریق دریای خزر و بنادر آن انجام می گرفته است. به همین دلیل، در این تحقیق سعی شده با استناد به اسناد بازمانده از دوره مورد تحقیق و آثار مؤلفانی که در عصر قاجار در مورد ابریشم ایران به نگارش درآمد ه است، ابریشم و تجارت آن در عصر قاجار بویژه از راه دریای خزر در بازه زمانی 1243-1327ق./ 1828-199م. مورد ارزیابی و تحلیل قرار گیرد. به طور کلی تحقیق حاضر، با تکیه بر اسناد و داده های آماری، ابریشم و تجارت آن را در ایران عصر قاجار و از راه دریای خزر، بحث و بررسی می کند