بدیهی است که اطلاعات منابع مکتوب با کاستی هایی همراه است و این آثار در سیر تاریخی خود از متون پیشین وام گرفته اند، چنانکه با مطالعه ی راحه الصدور راوندی یا زبده النصره بنداری اصفهانی و منابع دیگر، مطالب قابل توجهی در مورد تاریخ محلی ایران در عهد سلجوقیان به دست نمی آید و این مطالب در قرون بعدی در آثاری چون روضه الصفای ناصری تکرار و تلخیص شده اند؛ از این رو با مراجعه به منابع غیرمکتوب چون سنگ نبشته ها، مهر نبشته ها، گل نبشته ها به گوشه های تاریک تاریخ ایران در دوره ی سلجوقی می توان راه یافت.در این مقاله، سکه ای بازمانده از عصر سلجوقی را بررسی می کنیم که تاکنون معرفی نشده است و می توانیم آن را یکی از اسناد تاریخی ایران در ابتدای شکل گیری قدرت سلجوقیان در جرجان به شمار آوریم.با استفاده از این سکه کاستی های برخی متون مکتوب مرتبط با دوره ی سلجوقیان برطرف می شود.بدین ترتیب، این پژوهش ضمن تبیین آغاز قدرت گیری سلجوقیان در جرجان و طبرستان با استناد به سکه نبشته ها و مقایسه با متون کهن، به معرفی یک امیر محلی به نام مرداویج بن بشو-بسّو – می پردازد که سیادت و قیادت طغرل سلجوقی و خلیفه ی عباسی را بر خود پذیرفته است
یکی از مهم ترین دست آوردهای انقلاب مشروطه ایران تشکیل انجمن های گوناگون سیاسی و انجمن های ایالتی و ولایتی است.این انجمن ها نقش مؤثری در تحولات سیاسی عصر مشروطه ایفا کردند، لیکن اهداف و فعالیت آنها متفاوت بود.انجمن های سیاسی ملی (تندرو) به عنوان مدافعان اصلی مجلس شورای ملی ونظام مشروطه در دوران فعالیت خود به گونه ای رفتار کردند که خشم ونفرت طرف داران استبداد وحتی دیوان سالاران اصلاح طلب میانه رو علیه آنها برانگیخته شد. از این رو، در ماه های پایانی مجلس دوره اول واکنش تندی بر ضد انجمن ها در مجلس به وجود آمد که باعث محو تمامی انجمن ها در مجالس بعدی شد.این مقاله تلاش دارد چگونگی تشکیل ، فعالیت و پیامدهای انجمن ها بر ضد طرفداران استبداد در دوره مشروطه اول را مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار دهد.
مقاله حاضر خاندانهای حکومتگر ولایت گروس یا بیجار کنونی را در دوره قاجار مورد بررسی قرار میدهد و نقش این خاندانها را در تحولات سیاسی و اقتصادی منطقه ارزیابی میکند. فرضیه مقاله این است که با وصف اینکه گروس ولایتی کوچک در کردستان بوده، اما در فضای سیاسی و اقتصادی ایران دوره قاجار جایگاهی مهم داشته است. این جایگاه بعد از دوره مشروطه و، به ویژه، دوره جنگ اول جهانی، به شدت افول کرد. علت امر در کشاکشهای محلی و اشغال کشور به طور کلی؛ و مناطق غربی از جمله کردستان به طور خاص خلاصه میشود، امری که باعث قتل عامهای فراوان ناشی از هجوم بیگانگان و قحطی بزرگ جنگ اول جهانی در ایران گردید. هدف مقاله این است تا عوامل شکوفایی سیاسی و اقتصادی منطقه در دوره قاجار تا قبل از جنگ اول جهانی و فروپاشی جایگاه آن را در دوره بعد از جنگ ارزیابی نماید.
هنگامی که رضاشاه حکومت خود را در سال 1304ش/1925م. با حمایت کشورهای بیگانه از جمله استعمار انگلیس شروع کرد، به منظور تأمین منافع انگلیس به عنوان مهم ترین عامل در دست یابی رضاشاه به قدرت، و همچنین رسیدن به اهداف خود که بااهمیت ترین آن حفظ حکومت بود، در آغاز به همکاری با روحانیون و علما پرداخت به طوری که بسیاری از این جماعت در مراسم تاجگذاری او شرکت کردند. امّا رضاشاه پس از تثبیت قدرت خود در راستای جدایی دین از سیاست در ایران به اقدامات و اصلاحاتی از جمله مدرن نمودن کشور و ترویج فرهنگ غربی و اروپایی دست زد که با عکس العمل های مختلفی از سوی اقشار مختلف جامعه از جمله روحانیون و علما مواجه شد. در این پژوهش سعی بر این است تا با روشی توصیفی تحلیلی و استفاده از ابزار مطالعه کتابخانه ای سنخ شناسی روحانیون دوره پهلوی اول و عکس العمل روحانیت و جامعه مذهبی آن عصر در مقابل اقدامات و اصلاحات رضاشاه بررسی شود. در نتیجه باید گفت که روحانیون عصر رضاشاه را می توان به سه گروه مخالفان حکومت، موافقان و دسته ای که از سیاست کناره گرفتند، تقسیم کرد.
مهدی بازرگان سال 1286 در خانوادهای مذهبی و نیمه مرفه در تهران متولد شد. پدر او حاج عباسقلی تبریزی در 18 سالگی از تبریز به تهران آمده بود، وی که از بازرگانان فعال بود به نام فامیل «بازرگان» شهرت یافت.
جغرافیا نقش مهمی در تاریخ هر سرزمین دارد و تاریخ هر سرزمین و ناحیه، بستگی زیادی به موقعیت و مکان
جغرافیایی آن دارد. از این رو، می توان ادعا کرد که هر یک از بخش های مختلف ایران، به دلیل قرار گرفتن در
یک موقعیت جغرافیایی متفاوت و داشتن شرایط آب هوای خاص، جایگاه ویژه و اهمیت زیادی دارند. و هر
یک از این نواحی توانسته اند، به سهم خود، نقش مهمی در تحولات سیاسی کشور داشته باشند. سرزمین
گرگان امروز، به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص، در طول تاریخ ایران، خصوصاً تاریخ ایران باستان، اهمیت و
نقش مهمی در تاریخ و تحولات ایران داشته و در منابع به کرّات از آن نام برده شده است. تا کنون پیرامون حصار
دفاعی گرگان در زمان ساسانیان در این منطقه بحث های زیادی شده است، اما در رابطه با جایگاه سیاسی
هیرکانیه و نقش جغرافیا در تحولات تاریخی این سرزمین در زمان هخامنشیان کار مستقلی انجام نشده است؛
لذا در این پژوهش می کوشیم که با استفاده از شیوة پژوهش های تاریخی و با استفاده از متون کهن تاریخی و
شواهد باستان شناسی به بررسی موقعیت جغرافیایی هیرکانیه و تاثیرات آن در اهمیت و جایگاه سیاسی این
سرزمین در دوره هخامنشیان بپردازیم.
آل بویه از دیلمیان سرزمین دیلمِ(خاص) بودند. اما چون شرایط اقتصادی این منطقه چندان مطلوب نبود، ناچار به مانند نیاکان خود و به واسطة مهارت های نظامی متأثر از شرایط جغرافیایی زادگاه خود، در لباس پیاده نظام به حکومت های گوناگونی همچون علویان طبرستان و زیاریان (در سال های250 تا321ق) پیوستند و بخش مهمی از ساختار نظامی و سیاسی حکومت آنها را شکل دادند. این فرایند نقش مهمی در آشنایی دیلمیان با فضاهای جدیدتر داشت و در نهایت سبب شد حکومت آل بویه پی افکنده شود. تجربة سال ها خدمت در دربار حکومت های پیش گفته به رفتار نسبتاً هوشمندانه تر برخی از امیران آل بویه با عوامل انسانی دخیل در عرصة اقتصاد و استفادة بهتر از توانمندی های طبیعی و اداری در قلمرو نسبتاً گستردة آنان انجامید که در حدود پنجاه سال روبه افزایش بود. دستیابی به سرزمین ها و منابع جدید درآمد و مدیریت نظام کارآمد دیوان سالار در مناطق مرکزی و غربی ایران و عراق موجب شد ساختار اقتصادی آل بویه بر سه مؤلفة کشاورزی، صنعت و بازرگانی استوار شود و پشتوانه دوام حکومت آنان گردد.