هرچند انتظار برای ظهور منجی در کهنترین ادوار تاریخ ریشه دارد و علاوه بر ادیان و مذاهب، بسیاری از مکتبهای فلسفی، عرفانی و اجتماعی نیز به ضرورت یا حقیقت آن قائلاند، در هیچکدام از آنها بحث انتظار و منجی به اندازة مکتب تشیع پایدار، روشن و پویا نبوده است.
شیعه، که از همان ابتدا دل در گرو مکتب علمی و عملی اهل بیت(ع) گذاشته بود، غمبارترین دورههای تاریخی خود را به پشتوانة انتظار فرج پشت سر گذاشت و مرحله به مرحله راه پیمود تا سرانجام در چهاردهمین قرن اسلامی موفق شد انقلابی بزرگ برای ایجاد مقدمات ظهور منجی به راه اندازد؛ انقلابی که تمامی رنجها و سرزنش کشیدنهای گذشته را معنا میکرد و نشان میداد که یکی از نائبان عام امام غایبی که شیعیان از اوصافش میگویند عَلَم بر دوش گرفته و چنین تحول بزرگی را در صحنة جهانی پدید آورده است.
در مقالة پیشرو تعریف و تقسیمات انتظار و چگونگی بارور شدن این اندیشه در انقلاب اسلامی ایران بررسی، و دیدگاههای حضرت امام(ره) در اینباره بیان شده است.
انقلاب اسلامی ایران و پیامدهای پس از آن، بویژه ظهور جمهوری اسلامی، از موضوعات جذاب و گیرا برای محققان و اندیشمندان غربی بوده است. هر یک از آنها به طریقی کوشیده اند چرایی و چگونگی وقوع این رویداد بزرگ در تاریخ معاصر ایران را تحلیل نمایند. نیکی آر.کدی، مورخ نام آشنای امریکایی، از جمله این افراد است. این مقاله با مرور پرسش اصلی کدی درباره انقلاب اسلامی آغاز می شود و با بررسی چهارچوب تحلیل وی از انقلاب ایران، به ویژه دیدگاه وی درباره چرایی ظهور «تشیع انقلابی» و چگونگی رابطه میان ایدئولوژی و انقلاب در انقلاب ایران ادامه می یابد. دیدگاه کدی درباره چرایی ظهور اسلام انقلابی در انقلاب ایران ذیل مدل «سازمانی» که به تحلیل ایدئولوژی در چهارچوب منازعه سازمان یافته برای بدست آوردن قدرت می پردازد، جای می گیرد. این مدل را با دو مدل دیگر درباره رابطه ایدئولوژی و انقلاب یعنی مدلهای «ذهن گرایانه» و «گفتمانی» مقایسه کرده و کوشیده ایم با تکیه بر این دو مدل جایگزین، نواقص و امتیازات دیدگاه کدی را روشن سازیم. در پایان پس از طرح تحلیل کدی از وضعیت کلی سیاستهای جمهوری اسلامی به بررسی انتقادی دیدگاه وی درباره انقلاب اسلامی ایران پرداخته ایم.
انقلاب اسلامی ایران و مقایسه آن با سایر انقلابهای بزرگ دنیا از زوایای متعدد مورد بررسی قرار گرفته است. در این مقاله برآنیم که این پدیده عظیم را از منظر و دیدگاهی جدید با انقلاب چین به صورت تطبیقی مورد مطالعه قرار داده تا از این طریق، نقاط اشتراک و افتراق این دو انقلاب بزرگ را بازشناسیم.
در این نوشتار، ابتدا به مساله پژوهش در مقدمه اشاره شده، و پس از طرح مباحث نظری به معرفی تاریخچه و فرایند وقوع انقلاب چین پرداخته شده است. همچنین، برای مقایسه دو انقلاب از روش مقایسه تطبیقی انقلابها بهره جسته ایم. سپس در ادامه در چهار بعد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی وجوه اشتراک و اختلاف دو انقلاب را مورد بررسی قرار داده و در پایان نیز از مباحث مذکور نتیجه گیری شده است.
معماری از رشتههایی است که نهتنها در سطوح دانشگاهی بلکه در زندگی انسان هم نقش مهم و ارتباط تنگاتنگ با رشتههای مختلف را دارد. هر گروه انسان در محیط شهر و خانه خود به علت وجود عوامل مختلف فرهنگی، اقلیمی و سیاسی شکلهای متفاوت از فرهنگ و معماری را داراست که در طول زمان با تاثیرات مسائل مختلف ازجمله انقلابها و مدرنیسم... درگیر و برخی از مفاهیم آن را تغییر شکل داده است، ولی با مهاجرت دستهای و گروهی به مناطق دیگر از لحاظ جغرافیایی و سیاسی، این گروههای مهاجرتکننده با بردن حداقل نوع فرهنگ زندگی خود در معماری آن منطقه جغرافیایی متفاوت تغییراتی را ایجاد کردند و این ریشه در نوع زندگی و معیشت و فرهنگ موطن دارد. این نوشتار سعی در بررسی تاثیرات مهاجرت ارامنه بر معماری جدید خانه ها، طراحی داخلی و حتی نماسازیهای فضاهای شهری اصفهان دارد
هرچند مشروطیت زمینه های مساعد و خوبی را برای حضور و مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان فراهم نمود، اما جنبش اجتماعی زنان بنا به پاره ای علل فرهنگی و اجتماعی و حتی اقتصادی مختلف، همچنان به نظام مردسالارانه وابسته بود. تلاش زیادی لازم بود تا زن ایرانی به استقلال و قدرت فرهنگی و اقتصادی لازم برای مستقل و مستحکم نمودن حرکت اجتماعی دست یابد. در شرایطی که هنوز یک جریده مستقل در مورد زنان با مدیریت و تلاش خودشان در ایران دایر نشده بود، طبعا انتظار استیفای حقوق شرعی و عرفی زنان نیز بیهوده بود. بااین همه مشارکت زنان ایران در مشروطه خواهی و پیش از آن در نهضت تنباکو، گامهای قابل ستایشی به شمار می روند. متاسفانه پس از مشروطه، در دوران سلسله پهلوی به خاطر اعمال سیاستهای فرمایشی از سوی دولت، فرایند تلاش خودکار زنان برای ترمیم تاریخ معیوب جایگاه زن ایرانی از مسیر طبیعی و عادی خود خارج گردید و ازاین طریق خسارتهای جبران ناپذیری بر روند جنبش زنان وارد شد.
راهی که آتاتورک به اشتباه آغاز کرده بود تا نژاد ترک را با عجله از نردبان تجدد بالا بکشند، رضاشاه نیز در پیش گرفت، اما با بررسی کردن آنچه در ایران و ترکیه تجددزده روی داد می توان گفت که آتاتورک الگوی ناقص و ناجوری از تجدد اروپایی اجرا کرد، اما بدتر از آن الگوبرداری ناقص تر رضاشاه از شیوه آتاتورکی تجددگرایی بود که بر ناسازگاری و بی تناسبی آن با وضعیت اجتماعی ایران می افزود.در مقاله زیر شباهت ها و اختلاف های میان دو الگوی تجدد اجباری در ایران و ترکیه بررسی شده است که نشان می دهد رضاخان حتی نتوانست عقلانیت و دوراندیشی نسبی آتاتورک را هم داشته باشد، به ویژه در عرصه سیاست های دینی یا بهتر بگوییم ضددینی که رضاشاه حماقت ها و اشتباه های توجیه ناپذیری از خود نشان داد.
پیروزی انقلاب اسلامی و دکترین «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» قدرتهای استکباری را به تکاپو واداشت تا با شکست جمهوری اسلامی مانع بر سر راه گسترش روزافزون تفکر اسلام شیعی ایجاد کنند. ایجاد غائلههایی در استانهای مرزی و حمله نظامی طبس از جمله اقدامات قدرتهای استعماری بود. حمله نظامی حزب بعث عراق به ایران گزینه دیگری بود که مورد توجه قرار گرفت. به همین علت قبل از حمله رسمی و سراسری عراق به خاک جمهوری اسلامی ایران، این کشور بارها به صورت جسته و گریخته به مرزهای ایران تجاوز میکرد.
تفاوت شرایط محیطی، نظامهای سیاسی را تشویق و وادار می کند که گزینه های متفاوت و متنوعی را به عنوان رفتار سیاسی خود در سطوح منطقه ای و بین المللی انتخاب نمایند. تحلیلهای سیاسی نیز می کوشند با تعیین متغیرهای مستقل، وابسته و دخیل در گزینش یا تغییر مواضع کشورها، تفاوت رفتارها را توضیح دهند. تحلیل براساس «گفتمان» یکی از انواع تحلیلهاست که با معیار تفکیک گفتمانی، هر دوره زمانی را بررسی می کند. مقاله پیش رو با استفاده از این روش کوشیده است ضمن بیان تفاوت گفتمانی دوره های مختلف، رابطه تکاملی میان آنها را نشان دهد. به بیان دیگر، تفاوتها مبنایی نبوده است و لذا نویسنده مدعی رشد و پیوستگی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از زمان تاسیس تا به امروز می باشد که برای درک این مهم نیازمند تفکر مستمر میان شرایط متغیر محیطی از یک سو و اصول و مبانی تعیین شده برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی از سوی دیگر می باشیم.
8 سال دفاع مقدس، مهمترین رویداد ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بود. کشوری بعد از برقراری نظامی مردمی به جای حاکمیت سلطه و نه گفتن به قدرتهای استکباری، مورد تجاوز نظامی همسایه خود قرار میگیرد، اما با وجود ضعف دفاعی در روزهای آغازین جنگ با رهبری مدبرانه بنیانگذار جمهوری اسلامی و حمایت و پشتیبانی همه جانبه مردم و پایداری رزمندگان خود، در 8سال، هجوم دشمن را دفع میکند.
شخصیت شناسی بخشی از تحلیل خُرد حوادث تاریخی را شامل می شود که علاوه بر ملموس نمودن چگونگی رخدادها، شناسایی گروه های مرجع و حدود نقش آنان را تسهیل می سازد. آیت الله شیخ محمدباقر بهاری همدانی از جمله شخصیت های بسیار تاثیرگذار در انقلاب مشروطیت می باشد که در این مقاله معرفی گردیده است.
هنوز اندکی از جنگ نگذشته بود که غم غربت آن در دل ها جوانه زد و به ویژه کسانی که جنگ را دیده یا احساس کرده بودند دچار حس نوستالژیک عجیبی نسبت به جبهه و جنگ شدند، همین سبب شد که خیلی زود به خاطره نگاشته های زمان جنگ توجه شود انتشار آن ها مدنظر قرار گیرد و به تدریج «تاریخ دفاع مقدس» در ابعاد گوناگونش ظهور پیدا کند.هرچند که نگاشته های تحقیقی، اسنادی، و داستانی هرکدام جایگاه مهمی را در ادبیات دفاع مقدس داشتند، «خاطره شفاهی» جایگاهی به مراتب گسترده تر و عمیق تر به دست آورد که در عین شایستگی، بایستگی هایی را هم به دنبال خواهد داشت.بنابراین، اکنون که خاطره شفاهی وجه غالب تولیدات ادبی و تاریخی دفاع مقدس را شامل شده است، روشمند ساختن و آسیب شناسی این حوزه نیز ضرورتی کاملاً واضح و آشکار خواهد بود. در مقاله زیر، انواع جنگ و انواع تاثیرات آن بر حوزه تاریخ و ادبیات جنگ بررسی شده است.
با پایان یافتن جنگ جهانی اول، امان الله خان و رضاشاه به فاصله کمی از یکدیگر در افغانستان و ایران به قدرت رسیدند. آن ها در سال های اولیه حکومت به دلیل تلاش برای تثبیت موقعیت خود ترجیح دادند پرداختن به اختلافات اساسی خود را در مرزها که میراثی از گذشته بود به زمان دیگری موکول کنند و با یکدیگر روابط حسنه داشته باشند. امان الله در بازگشت از سفر اروپایی اش میهمان رضاشاه شد اما به دلیل نزدیک شدن بیش از حد به ترکیه رضاشاه به سردی با او رفتار کرد. رفتارهای امان الله خان بعد از رسیدن به کابل تا اندازه زیادی ضد ایرانی بود و به همین دلیل باعث قطع روابط سیاسی ایران و افغانستان شد. با سقوط امان الله خان، دوران نه ماهه حکومت حبیب الله کلکانی معروف به بچه سقا آغاز شد. در این دوره هیج ارتباط خاصی میان ایران و افغانستان ایجاد نشد و دولت ایران حکومت بچه سقا را به رسمیت نشناخت. با سقوط بچه سقا محمد نادرشاه زمامدار افغانستان شد. به دنبال پیدایی برخی اختلافات مرزی بین ایران و افغانستان، محمدنادر شاه تعیین تکلیف در مورد اختلافات را به عهده ی رضاشاه گذاشت اما قتل او مانع از حل اختلافات طرفین شد.
تناسب گونه های تجمعات انسانی در هر سطح و گستره ای، نیازی حیاتی به منظور برقراری، استمرار و ارتقای روابط میان آن هاست. تنوع گرایشها و منافع موجب می گردد ائتلاف های گوناگونی شکل گیرند که روابط فرقه بهائیت با صهیونیست ها نیز در همین چارچوب قابل بررسی است. استمرار این روابط در دوره زمانی بلندمدت نشانه تناسب و سنخیت آن ها با یکدیگر می باشد و این واقعیت، نکته ای است که برای شناسایی ماهیت هر یک از طرفین بسیار مفید است. در مقاله حاضر، رابطه بهائیت و اسرائیل به عنوان پیوندی دیرین و فزاینده بررسی شده است
بررسی چگونگی وقوع کودتا، به جهت ویژگی های آن، می تواند در شناسایی ساختار قدرت سیاسی و ارتباطات سیاسی یک کشور بسیار مفید واقع شود. کودتای 28 مرداد 1332 حادثه مهمی در نحوه حضور نیروهای بیگانه و استعمارگر در مدیریت کشور محسوب می شود. بررسی این کودتای مرکب انگلیسی ــ امریکایی، که در فضایی بحرانی اجرا، و موفق شد به اهداف خود دست یابد، علاوه بر آشکار ساختن ضعف های نظام استبدادی، گویای توفیقات انقلاب و نظام اسلامی در از میان بردن آن هاست.
جبهه ملی همچنان که از عنوان آن پیداست یک حزب و یا جمعیت نبود بلکه نیرویی بود که از همگرایی و همکاری احزاب مهم اصلاح طلب دهه سی و چهل فراهم شده و جبهه متحدی را در مقابل شاه و انگلیس تشکیل داده بود. احزاب و گروههایی که در تشکیل جبهه ملی اول و به خصوص جبهه ملی دوم حضور داشتند دارای اختلافاتی بودند که تصور آن که بتوانند کاری از پیش ببرند واقعا دشوار بود؛ چنان که در صف مقدم جبهه آنان از احزاب چپگرای سوسیالیست تا ناسیونالیستهای افراطی و همچنین نیروهای مذهبی و سنتی دیده می شدند. مبارزه با نفت خواری انگلیس و تقویت قدرت مجلس در مقابل دربار مهمترین نقطه اشتراک و دستمایه اصلی آنها برای مشارکت بود. ناگفته پیداست که جبهه ملی در مقطع حساسی از تاریخ ایران سد راه خودکامگی شاه و استعمارگری گستاخانه انگلیس شده بود و سرانجام توانست به همراه سایر مبارزین نهضت ملی نفت مردم ایران را رهبری و به پیروزی رساند اما افسوس که ناهمگونیها و ناهماهنگیهای داخلی در جبهه ملی توان ایجاد اصلاحات ساختاری را از آن سلب نموده بود. علاوه بر این، بسیاری از اعضای جبهه ملی دوم نسلی از روشنفکران مدرن بودند که امریکا را کعبه مقصود و ناجی مْلک و ملت ایران می دانستند و درحقیقت با حمایت و نفوذ امریکا به سطوح بالای نخبگی دست یافته بودند ولذا نمی توانستند در انجام اصلاحات از امریکا پیشی بگیرند. نیروهای چپگرای جبهه نیز عملا از به دست گیری مرکزیت جبهه و نیز کسب حمایتهای توده ای عاجز بودند و ترجیح می دادند که در جبهه، مشارکت داشته باشند تا اینکه به اتهام قدرت طلبی مورد حساسیت سایر احزاب جبهه ملی و شاه و امریکا قرار گیرند. پشتوانه مردمی جبهه ملی را روحانیون و سازمانهای مذهبی وابسته به آنها و بازاریان و کارگران تشکیل می دادند و همین گروه ها بودند که از جبهه ملی، قدرتی ساختند که بتواند در مقابل شاه و دربار توانایی ایستادگی داشته باشد.بگذریم. امریکا شاه و جبهه ملی را در کنار هم می خواست و از آنجا که شاه در شرایط برتری امریکا در صحنه جهانی و با حمایت آنها حکومت می کرد، قول همه گونه همکاری و اصلاحات را به دولت امریکا داده بود و این معامله جبهه ملی را به شدت تضعیف می کرد، تا جایی که به مرور نقش موثر خود را از دست داد و دیگر در دهه پنجاه خبری از آن همه شور و حرارت و فعالیت نبود. مقاله زیر می تواند مورد توجه شما علاقمندان به موضوع جبهه ملی قرار گیرد که امید است چنین باشد.