"انور خامهای با چاپ این کتاب دو جلدی میکوشد تصحیح ستون پنجم آلمان در ایران به جنبش هواداران آلمان نازی در ایران را دارد. به باور نویسنده این جنبش به سه مرحلة گوناگون زمانی تقسیم میشود:
الف) از هنگام شکلگیری تا سقوط رضا شاه
ب) از اشغال ایران توسط متفقین تا شکست آلمانیها در استالینگراد و شمال افریقا
ج) از آغاز عقبنشینی نیروهای آلمانی تا زمان فروپاشی نظام هیتلری
"
رقابت سه قدرت منطقه ایران، عثمانی و روسیه، در نیمه دوم سده شانزده ابعاد وسیع تری به خود گرفته بود و این امر موجب نزدیکی استراتژیک موقت دو قدرت علیه یک قدرت دیگر می شد .در این بین، اتحاد ایران و روسیه علیه عثمانی و خان نشین کریمه، مسائل گرجستان ، داغستان ، آسیای میانه و هندوستان، مهم ترین عوامل اثرگذار بر روابط ایران و روسیه در دوزه زمانی یاد شده بودند.
در عصر جهانی شدن، توسعهگرایی مبتنی بر مولفههای نئولیبرالیسم به وجه غالب نظام بینالملل تبدیل شده و بنیان مشروعیت نظامهای سیاسی را با توسعه پیوند زده است. در چنین فضایی شرط توفیق برنامههای توسع? ملی منوط به ایجاد تعامل پویا و همافزا میان ضرورتها و نیازهای داخلی برای توسعه از یک سو و الزامات ناشی از روندهای پرقدرت اقتصاد جهانی از دیگر سو است. سیاست خارجی، محل و ابزار ایجاد تعامل مزبور است. فرضی? مقال? حاضر آن است که سیاست خارجی توسعهمحور قادر است با ایجاد تعامل یاد شده، ضمن یاری رساندن به برنامههای توسع? ملی، بنیان نوین مشروعیت سیاسی را که مبتنی بر کارآمدی و تامین رفاه برای شهروندان است تقویت نماید.
با توجه به اهمیت حضور ناتو در کشورهای همسایه ایران و تاثیر آن بر تعیین راهبردهای امنیت ملی و استراتژیهای دفاعی کشور ، در مقاله حاضر پس از بررسی اهداف استراتژیک ناتو ، به تحلیل آخرین اقدامات این سازمان در سطح منطقه - به ویژه در عراق - پرداخته شده و راهکارهای پیش روی ایران در برقراری امنیت ملی و حفظ منافع ملی در دو سطح خرد و کلان مورد اشاره قرار گرفته است. با توجه به پیامدهای امنیتی حضور ناتو در همسایگی ایران ، در این مقاله تلاش شده است تا راهکارهای پیش روی ایران برای تامین منافع خود ، مورد اشاره قرار گیرد . بررسی نخحوه آموزش نیروهای عراقی ، مذاکره در زمینه نحوه استقرار نیروهای ناتو در مرز عراق و ایران ، لزوم باز تعریف روابط ایران و پیمان آتلانتیک شمالی و تلاش برای گسترش تعاملات و گفتگوها در راستای تامین امنیت ملی از جمله راهکارهای پیشنهاد شده در این مقاله میباشد...
هدف اصلی این مقاله ارائه برداشتی نوین از نظریه روابط بین الملل براساس ذخیره واژگانی و محتوایی این علم در میان دانش پژوهان ایرانی رشته روابط بین الملل با رویکردی جدید به نام کاربردگرایی است. تأکید بر معنای نظریه و فرانظریه در روابط بین الملل و تعیین شاخص های کاربردگرایی متأثر از آنچه در نوشته های اخیر نظریه پردازان روابط بین الملل رویکرد عمل گرایانه به نظریه خوانده می شود، بستری پژوهشی و تحقیقی است تا با اتکا به آن رهیافت کاربردگرایی در روابط بین الملل به صورتی روشن و هدفمند بررسی شود. نگارندگان مقاله حاضر بر این باور هستند که در پژوهش ها و نوشته های محققان ایرانی روابط بین الملل می توان نشانه هایی از مفاهیم نظری جدید روابط بین الملل را یافت. کاربردگرایی و مؤلفه های آن برآیند چنین دیدگاهی است که نگاه متدولوژیک رهیافت مطالعات ایرانی روابط بین الملل را نشان می دهد.
ایجاد گروه هشت کشور اسلامی درحال توسعه در حالی از سوی نجم الدین اربکان، نخست وزیر پیشین ترکیه مطرح شد که دولت های عضو این گروه به دنبال یافتن جایگاهی جدید در جهان اسلام و نظام بین الملل بعد از جنگ سرد بودند. از این رو پیشنهاد اربکان در ایجاد دی- 8 به سرعت از سوی دولت های عضو مورد استقبال قرار گرفت و فعالیت این گروه آغاز شد. با این حال شروع خوب عملکرد دی-8 پس از چندی و با تغییر رهبران دولت های عضو این گروه رو به افول گذاشت. در این میان ج.ا.ایران در سال های اخیر تلاش داشته است رونق دوباره را به این گروه بازگرداند. در این شرایط، مهم ترین مسئله مورد بحث، چگونگی فعال کردن دوباره دی- 8 است. این مقاله به دنبال آن است تا به این پرسش اصلی پاسخ دهد که گروه دی- 8 برای موفقیت و اعمال نقش مؤثر در عرصه بین الملل و جهان اسلام، بهتر است در چه مسیری فعال شود؟ این مقاله نتیجه می گیرد که بهترین مسیر برای فعال کردن دوباره دی- 8، اتخاذ دیدگاه های مشترک است که بتواند موقعیت آنها را در جهان اسلام و نظام بین الملل ارتقا دهد. لذا ایجاد ساختار تصمیم گیری غیربوروکراتیک و منعطف از سوی دی- 8، به مانند جی-7 پیشنهاد می شود. این ساختار تصمیم گیری فرصتی را برای اعضای آن فراهم می کند که فارغ از چانه زنی های وقت گیر و پرهزینه، بتوانند به دیدگاه های مشترک در موضوعات مورد علاقه در جهان اسلام و عرصه بین المللی برسند.
پوزیتیویسم، هرمنوتیک و نظریه انتقادی-فرهنگی، سه گفتمان علمی بودند که در دهه 1960 عرض اندام کردند. دیدگاه انتقادی، گفتمان های دیگر را به صورتی جدی به چالش کشاند. درون مایه نظریه انتقادی نفی و اثبات عرصه های مختلف (دانش، اقتصاد، سیاست، آموزش و پرورش، فرهنگ توده ای و غیره) جامعه سرمایه داری متاخر است. سرمایه داری متاخر در قرن بیستم با پیدایش دولت رفاهی به تدریج شکل گرفت. در این مرحله سرمایه داری از وضعیت آرمانی اولیه (لیبرال-دموکراسی) تا اندازه ای دور شد و آبستن بحران های فراگیر گشت. مبنای فلسفی نظریه انتقادی بر معرفت شناسی مبتنی بر علاقه سه گانه: فنی-ابزاری، علمی یا تفسیری و رهایی بخش، استوار شده است. تفاوت آن یا دیگر نظریات انتقادی، در رهایی بخشی آن است این نظریه پوزیتیویسم را به خاطر بعد ایدئولوژیکی نقد می کند؛ اندیشه های پست مدرن را به این دلیل نقد می کند که بنیان های دانش را بی اعتبار ساخته، فاصله دانایی و نادانی را از میان برداشته و تلاش برای پیشرفت را در هاله ای از ابهام قرار داده است و هرمنوتیک را به خاطر محافظه کاری نهفته در آن که قادر به برملا کردن کژدیسه های جامعه سرمایه داری نیست سرزنش می کند.