ایرلند شمالی یکی از واحدهای چهارگانه تشکیل دهنده پادشاهی متحد بریتانیا و ایرلند شمالی است که در کنار انگلستان، اسکاتلند و ولز این پادشاهی را تشکیل می دهد. جزیره ایرلند تا پیش از جنگ های استقلال و درنهایت تشکیل دولت آزاد ایرلند مجموعه ای از پادشاهی متحد بریتانیا و ایرلند محسوب می شد اما پس از اعلام استقلال، بخش شمالی جزیره همچنان در حاکمیت پادشاهی متحد باقی ماند. با این وجود، از اوایل دهه ۱۹۲۰ که جزیره ایرلند به دو بخش تقسیم شد، منازعات ایرلند شمالی آغاز و دوره ۷۷ساله مصائب و مناقشه در این ناحیه سیاسی نیز شروع شد. در سال ۱۹۹۸ و در دولت تونی بلر با انعقاد توافق بلفاست یا جمعه نیک، دوران منازعه در این ناحیه سیاسی پایان یافت و عصر جدیدی از صلح و ثبات سیاسی با مشارکت احزاب و جریان های سیاسی در قدرت اشتراکی ایرلند شمالی آغاز شد. بر همین اساس، هدف اصلی این پژوهش بررسی احزاب و جریان های سیاسی در ایرلند شمالی است. پرسش اصلی این پژوهش این است که احزاب و جریان های سیاسی در ایرلند شمالی در طول تاریخ این واحد سیاسی چگونه قابل دسته بندی هستند؟ یافته های پژوهش نشان می دهند بر اساس ایدئولوژی های راست و چپ سیاسی و با توجه به مذهب و جهت گیری سیاسی سه دسته از احزاب و جریان های سیاسی در ایرلند شمالی قابل تشخیص هستند که عبارت اند از؛ راست سیاسی، پروتستان و اتحادگرا؛ چپ سیاسی، کاتولیک، جمهوری خواه/ ملی گرا؛ و احزاب فراگیر و میان جامعه ای. روش گردآوری داده ها در این پژوهش بر اساس روش اسنادی و کتابخانه ای و روش تحلیل داده ها نیز توصیفی و تحلیلی است.
طرحی که از آن به عنوان «معامله قرن» یاد می شود، طرحی به پیشنهاد دولت آمریکا و رژیم اشغالگر قدس و با حمایت عربستان و کشورهای همسو برای پایان دادن به منازعه رژیم صهیونیستی با فلسطین و یک گام بسیار مهم در مسیر تحقق آرزوی صهیونیست ها با هدف محو نمودن فلسطین قبله اول مسلمین جهان از صحنه جغرافیا، عادی سازی روابط عربی- صهیونیستی و تضعیف گفتمان مقاومت پی ریزی شده است. هدف این پژوهش، بررسی اهداف طرح آمریکایی معامله قرن و تأثیر آن بر جایگاه منطقه ای جبهه مقاومت است. این تحقیق از نوع کاربردی است که با بهره گیری از روش توصیفی با رویکرد آمیخته سعی دارد به این سؤال اصلی تحقیق که «اهداف و اجزای طرح معامله قرن چیست و چه تأثیری بر بر جایگاه منطقه ای جبهه مقاومت دارد؟» پاسخ دهد. داده های موردنیاز نیز با استفاده از روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده است. پایایی پرسش نامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ عدد 88% به دست آمده و برای اطمینان از معناداری پاسخ جامعه آماری، از آزمون خی دو در سطح اطمینان 95 درصد و خطای 05/0 بهره گرفته شده است. یافته های مقاله حاکی آن است که نتایج اجرای این طرح، بی ثباتی و ناامنی گسترده در غرب آسیا، افزایش تهدیدات علیه ایران، خلع سلاح و کم رنگ تر شدن ارتباط ج.ا.ایران با گروه های مقاومت فلسطینی، کاهش عمق نفوذ ژئوپلیتیکی ج.ا.ایران، شکل گیری ائتلاف گسترده از محورهای رقیب علیه نفوذ جبهه مقاومت در منطقه، تضعیف و زمین گیر کردن ایران و متحدان منطقه ای محور مقاومت خواهد بود.
چین به تنهایی بسیاری از مفروضات دنیای پس از جنگ سردِ به نفع امریکا را زیر سوال برده. سوال این است که آیا صعود چین، طبق روالی که تاکنون طی کرده، مسیری صلح آمیز را طی خواهد کرد؟ در پاسخ به این سوال حالات مختلف را باید در نظر بگیریم. حالت نخست صلح به معنای تسلیم چین به امریکا و پذیرش منویات این کشور در آسیای شرقی و مناطق دیگر است. حالت بعدی رویارویی با ایالات متحده امریکا و ورود به جنگ در نقاط تحت نفوذ این کشور به خصوص در آسیای شرقی است. اما حالتی سوم و بینابین وجود دارد. در این حالت یک کشور نه آنقدر توان رویارویی مستقیم را دارد و نه منافع و میزان قدرتش اجازه می دهند که مماشات کامل کند. فرضیه ما این است که چین از منطق حالت سوم یعنی نه جنگ، نه صلح تبعیت می کند. اما اگر صعود چین به همین منوال پیش برود در دهه های آتی منازعات آن در حوزه آسیای شرقی افزایش چشمگیری خواهد داشت. این مقاله از روش توصیفی- کتابخانه ای و از چهارچوب نظری رئالیسم تهاجمی استفاده می کند. سعی می کنیم در این چهارچوب این دو را طبق روش تاریخی و همین طور بر اساس شواهد تجربی به خوبی نشان دهیم.
یکی از دغدغه های اصلی تمامی سازمان های نظامی- امنیتی فرار از غافل گیری های ناشی از پدیده های شگفتی ساز و به حداقل رساندن هزینه های ناشی از این رویدادها از طریق پیش بینی دامنه وسیعی از آنها و کسب آمادگی برای مواجهه شدن با این شگفتی ها است. سوال اصلی پژوهش این است که مراکز مطالعاتی، فرماندهان و افسران نظامی کشور، چگونه می توانند قبل از غافل گیری، شگفتی سازهای مرتبط با حوزه فعالیت خود را درک، پیش نگری و مدیریت کنند. در این پژوهش عنوان شده است که افسران و کارشناسان تصمیم ساز نظامی به دلیل خو گرفتن با فعالیت های روزمره و عادت کردن به رویه ها و روندهای جاری سازمان، قادر به دیدن بسیاری از شگفتی سازها نیستند، از این روی سازمان های نظامی ما نیازمند سازوکارهای متفاوتی برای استخراج و پیش بینی شگفتی سازهای حوزه کاری خود هستند. این پژوهش با تکیه بر روش مرور منابع و مطالعات کتابخانه ای پیشنهاد می کند که برای درک شگفتی سازهای نظامی در کشور نیازمند ترکیب روش های ذهن انگیزی، دلفی غیرنظامی، پنل های تخصصی و پایش و پویش دائمی است. حاصل ترکیب این روش ها، چارچوبی بدست می دهد که می تواند بدین منظور کاربرد داشته باشد. این چارچوب در 6 گام شامل؛ کشف و شناسایی، تطبیق، برآورد، سناریوپردازی، پیامدپژوهی و ارائه راهبرد، تدوین و برای بهره برداری نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد شده است.
پرداختن به مسئله طبقه متوسط جدید به منزله یکی از گروه های اصلی تأثیرگذار در دورانِ معاصر تاریخ ایران به ویژه در چهار دهه اخیر، از ابعاد گوناگونی اهمیت دارد. یکی از این ابعاد که تأثیر به سزایی در شناخت انقلاب اسلامی داشته و خواهد داشت، تحولات، ویژگی ها و چالش های سیاسی طبقه متوسط جدید در جمهوری اسلامی است. این که ظهور و وجود طبقه متوسط جدید در جمهوری اسلامی ایران چه تحولات سیاسی را پشت سر گذاشته و چه چالش هایی را فرا روی نظام جمهوری اسلامی ایران قرار می دهد؟ سؤال اصلی مقاله حاضر را تشکیل می دهد. به لحاظ روش شناسی از نوع مطالعه توصیفی تحلیلی می باشد که برای جمع آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که ظهور طبقه متوسط جدید در ایران و تحولات آن، نظام جمهوری اسلامی را با چالش هایی از قبیل سیال بودن مطالبات و تمایلات سیاسی، منازعه گفتمانی با طبقه متوسط سنتی، خواسته های سیاسی متکثر و حکمرانی خوب مواجه ساخته است.
با گسترش عرصه های استبداد و استعمار در نظام بین الملل، جهانی شدن الگوی مقاومت، یکی از ضرورت های عصر ما به شمار می رود. هدف اصلی این مقاله، توصیف و تبیین تأثیرات ناشی از جهاد تبیین در گسترش هنجارهای مقاومت در عرصه بین المللی است تا از این رهگذر، کارکردها و پیامدهای جهانی این مسأله به ویژه در گستره جهان اسلام تحلیل شود. پژوهش حاضر این سؤال را مورد بررسی قرار می دهد که جهاد تبیین چه نقشی در فرامرزی شدن الگوی مقاومت و گسترش آن در عرصه بین الملل خواهد داشت و کارکردها و پیامدهای جهانی آن از منظر آیه الله خامنه ای چیست؟ در پاسخ، فرضیه نوشتار حاضر این است که به دلیل عقلانی و فطری بودن هنجارهای مقاومت اسلامی، جهاد تبیین می تواند نقشی تعیین کننده در تثبیت و گسترش این هنجارها به عنوان یک الگوی جهانی داشته باشد؛ این امر، تحولات مثبت بین المللی در مسیر تضعیف ظلم و استبداد را در سطح بین الملل در پی خواهد داشت. این فرضیه در تحقیق حاضر با روش توصیفی تحلیلی مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد.
قدرت اجتماعی با توجه به اهمیتی که در عرصه زندگی فردی و عمومی افراد دارد از اهمیت بسزایی بین صاحب نظران علوم مختلف برخودار است. از سویی دیگر این نوع قدرت را می توان یکی از ابعاد قدرت نرم و تاثیرگذار بر قدرت ملی سازه های سیاسی-فضایی دانست. بنابراین هدف از این تحقیق بررسی عوامل موثر بر قدرت اجتماعی و تعیین ضریب اهمیت هریک از متغیرها و در نهایت رتبه بندی کشورها بر این اساس است. روش تحقیق دارای سه مرحله اصلی می باشد. در مرحله اول مطالعات کتابخانه ای با مراجعه به مقالات، کتب ها و ... مبانی نظری تحقیق نوشته شد. در مرحله دوم در بخش یافته های میدانی برای سنجش ضریب اهمیت متغیرهای اجتماعی موثر بر قدرت ملی به 77متخصص داخلی و خارجی مراجعه شد. سپس برای سنجش متغیر کیفی روحیه ملی 30متخصص خارجی در زمینه علوم اجتماعی، جامعه شناسی سیاسی و ... از کشورها هند، فرانسه، چین، کانادا و ... پرسشنامه ای را که به صورت آن لاین طراحی شده بود را پر نمودند. برای تبدیل متغیرهای کیفی به کمی از روش حداکثر درست نمایی فیشر بهره گرفته شد. و سپس با توجه به دارا بودن رویکرد سیستمی و یکپارچه قدرت از تکنیک دیمتل نیز جهت تعیین روابط علت و معلولی متغیرهای استفاده شد. و در نهایت 69کشور براساس روش تاپسیس براساس داده های کتابخانه ای و آماری رتبه بندی شدند. نتایج تحقیق نشان داد کشور ایالات متحده آمریکا با میانگین (0.575)، سوئیس (0.570)، نروژ (0.566)، سوئد (0.526)، هلند (0.522)، نیوزیلند (0.487)، انگلیس (0.482)، قطر (0.477)، چین (0.475) و هند (0.468) در رتبه اول تا دهم قرار دارند. کشورهای ویتنام (0.33)، نیجریه (0.340)، آفریقای جنوبی (0.347)، ونزوئلا (0.353)، غنا (0.371)، اکراین (0.3718)، پاکستان (0.376) دارای کمترین اهمیت بودند. کشور ایران نیز با میانگین (0.394) در رتبه چهل و نه بین شصت و نه کشور قرار گرفت.
هدف مقاله حاضر کاوشی در ماهیت سوبژکتیویته در فضای نئولیبرال ناموزون امروز در حیات اجتماعی مرزهای ایران و به طور خاص، شهر بانه است. بدین منظور در چارچوب روایتی مردم نگارانه در شهر بانه در مرز ایران – عراق به مواجهه فرهنگ محلی و بازار نئولیبرال جهانی پرداخته ایم. پرسش ما این است که مواجهه شهری مرزی بانه با فضای نئولیبرال اقتصاد ایران و فضای سیاسی دولت چگونه سوبژکتیویته را برساخت و مفصل بندی می کند؟ روش این مقاله ترکیبی از مردم نگاری و خودزندگی نامه نویسی است. روایت ما از مردم نگاری این مواجهه بیانگر آن است که در رابطه با چگونگی رویارویی با نئولیبرالیسم، الگویی عام در جهان و حتی در یک کشور خاص وجود ندارد و کاوش در این حوزه، کاوش در زمینه های خاص تجربه مورد نظر است، در فضای اجتماعی ناموزون ایران و در شهر بانه، سوبژکتیویته در میانه میدان اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی هستی سرشار از مخمصه، اقبال و بد اقبالی دارد. سوبژکتیویته نه آزاد و مستقل و نه سیال و ترکیبی بلکه شکننده و آسیب پذیر است. حاکمیت مولفه های نئولیبرال و مناسبات بازار و دولت در شکل خاص آن در شهر بانه به سپهر حیات روانی افراد، حیات خانوادگی و دیگر مناسبات اجتماعی ورود پیدا کرده، فردی شکننده برساخت شده، ناپایدارسازی فرهنگی و اجتماعی زندگی نمادین تغییراتی در راستای تغییر هنجارهای اجتماعی و ارزش های فرهنگی، کالایی شدن روابط انسانی و درنهایت برساخت سوبژکتیویته شکننده در میانه بازار و دولت ممکن ساخته است.