ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۵۶۱ تا ۲۰٬۵۸۰ مورد از کل ۳۳٬۸۹۱ مورد.
۲۰۵۶۱.

قدرت اقتصادی بریکس و بدیل برای اقتصاد لیبرال غرب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۶ تعداد دانلود : ۷۳۲
پیدایش قدرت های نوظهور از مشخصه های مهم چشم انداز نظام بین الملل معاصراست. این قدرت ها که اغلب در قالب بریکس گروه بندی شده اند، بازتاب تحولات دوران ساز نظام بین الملل بوده و بر سرشت و سرنوشت آن اثر تعیین کننده ای بر جای نهاده اند. اشاره به قدرت اقتصادی گروه بریکس (برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی) توجهی است به اهمیت فزاینده قدرت های نوظهور در دورانی که جایگزینی برای اقتصاد لیبرال غرب است. با این تفاسیر، در پاسخ به پرسش اساسی این پژوهش، اینکه چگونه اتحاد اقتصادی قدرت های نوظهور بریکس تلاشی به منظور ایجاد بدیلی برای اقتصاد لیبرال غرب و ارتقای جایگاه آنها در نظام بین الملل محسوب می شود؟ و آیا این گروه تأثیر محوری بر معادلات سیاسی و اقتصادی نظام بین الملل بر جای خواهد گذاشت؟ مقاله حاضر با بهره گیری از روش تبیینی قدرت اقتصادی بریکس را در ساختار نوین نظام بین الملل به رغم چالش های ملی، منطقه ای و بین المللی موجود مثبت ارزیابی می کند و بر این اعتقاد است که بریکس در چگونگی شکل دهی به نظم بین المللی به عنوان بدیل قدرت اقتصادی لیبرال غرب، نقش آفرینی می کند.
۲۰۵۶۳.

نهادگرایی در توسعه و چرایی سقوط نظام پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۵ تعداد دانلود : ۷۴۷
سقوط حکومت پهلوی دوم از زوایای مختلف و در چارچوب نظریه های گوناگون بررسی شده است. از جمله رویکردها در این زمینه، رابطه میان فرایند توسعه در این دوره و سقوط این حکومت است. مقاله حاضر در پی آن است که نقش فرایند نوسازی در سقوط سلسله پهلوی را از منظری متفاوت بررسی کند. دلیل این تفاوت استفاده از رویکرد نهادگرایی جدید است. بدین ترتیب سؤال این مقاله از این قرار است: سقوط سلسله پهلوی از منظر نظریه نهادگرایی چگونه قابل تبیین است؟ در پاسخ به این پرسش این فرضیه آزمون می شود: فقدان وجود برنامه ملی و تداوم استبداد (سرکوب نهادهای مدنی) علت اصلی سقوط حکومت پهلوی بود. فرضیه گفته شده در سه نقطه عطف مهم عصر پهلوی دوم، یعنی تأسیس سازمان برنامه، اصلاحات ارضی در ایران و گرانی نفت و رویه های توسعه ای پس از آن به بحث گذاشته می شود.
۲۰۵۶۷.

ریشه های تاریخی ناسیونالیسم اقتصادی نوین در آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۶ تعداد دانلود : ۵۷۲
این مقاله به تحلیل تغییرات در خط مشی سیاسی- اقتصادی آمریکا در دوره پس از ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید می پردازد. ناسیونالیسم اقتصادی تفکری است که اساس روابط اقتصادی با کشورهای دیگر را بر مبنای اصل توسعه زیرساخت های اقتصادی داخلی از طریق حمایت گرایی هوشمند تعریف می کند. گرایش به ناسیونالیسم اقتصادی در برابر گلوبالیسم یکی از ویژگی های مهم دولت ترامپ بوده است. سؤال اصلی مقاله این است که چرا آمریکا پس از به آغاز به کار دولت ترامپ به ناسیونالیسم اقتصادی گرایش یافته است. این مقاله برای پاسخ به سؤال از یک زاویه تاریخی وارد بحث شده است. فرضیه این است که ناسیونالیسم اقتصادی نوین ریشه عمیقی در گذشته تاریخی آمریکا از شرایط دوره جنگ استقلال و پس از آن دارد. ظهور آن در سال های اخیر نتیجه پیروزی جریانی است که خواهان بازگشت کشورشان به سنت های سیاسی-اقتصادی قبل از جنگ جهانی دوم است. ناسیونالیسم اقتصادی در سال های بین استقلال آمریکا و جنگ جهانی دوم به صورت گفتمان غالب در این کشور عمل می کرده است. این مقاله از روش تاریخی-تحلیلی استفاده می کند و برای تأیید فرضیه تلاش خواهد شد از شواهد و داده های معتبر تاریخی استفاده شود.
۲۰۵۷۰.

رابطه علم و فرهنگ، زیرساخت نظری تمدن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۵ تعداد دانلود : ۸۰۴
تعاریف پوزیتیویستی از علم، رابطه فرهنگ و علم را یک رابطه بیرونی تعریف کرده و علم را مبرا از تأثرات فرهنگی می دانستند، اما تحقیقات و تأملات متعددی که درزمینهٔ جامعه شناسی و فلسفه علم انجام شده نشان دهنده حضور مؤثر فرهنگ در محتوای علوم حتی در علوم فنی و دقیقه است. پارادایم های پست مدرن با پذیرش چنین تأثیری، علم را اساساً مقوله ای فرهنگی دانسته و  به گونه ای رابطه علم و فرهنگ را تشریح می کنند که منجر به نسبیت مطلق معرفتی و تولید جبری علم تحت فرهنگ می شود. مقاله پیش رو نشان داده است که بر اساس هر دو پارادایم، تلاش برای نیل به علم دینی به عنوان ابزار ساخت تمدن اسلامی بی معناست. از سوی دیگر برخی نحله های فکری نیل به علم دینی را منوط به تحقق عالم و جامعه اسلامی دانسته و  دست یابی به علم دینی به عنوان ابزار تحقق تمدن اسلامی را به دلیل دوران غلبه مدرنیته غیرممکن می دانند. اما بر اساس فلسفه نظام ولایت، اولاً تأثیر فرهنگ بر علم برخلاف نگاه اثباتی، پذیرفته می شود و برخلاف پارادایم پست مدرن، دارای معیار تشخیص فرهنگ حق از باطل است؛ بر این اساس، تولید علم، فرایندی تاریخی و امری اجتماعی است که تحت نظام های ولایت تاریخی اجتماعی، محتوایی متفاوت می یابد. در چنین زمینه ای می توان علوم دینی(اسلامی) را علومی دانست که تحت تأثیر فرهنگ اسلامی شکل گرفته اند  و جامعه را از وضع موجود به سمت وضع مطلوب (که اسلامی تر است) منتقل نموده و منجر به تحقق تمدن اسلامی می شوند. با چنین تعریفی زمینه طرح این سؤال مطرح می شود که علمی که خود به میزانی تحت تأثیر فرهنگ اجتماعی التقاطی شکل گرفته چگونه می تواند محیط حاکم بر خود را اسلامی تر کند؟ و مکانیزم تأثیر علم بر روی فرهنگ اجتماعی چیست؟ مقاله حاضر با روش اسنادی و استدلال منطقی و در چهارچوب فلسفه نظام ولایت به بررسی تطبیقی پارادایم های رایج درزمینهٔ رابطه علم و فرهنگ پرداخته و در نهایت توضیحی فرایندی از نحوه تأثیر و تأثر این دو ارائه داده است.
۲۰۵۷۱.

فرهنگ سیاسی و تأثیر آن بر رفتار نخبگان و توسعه سیاسی در دوره پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۵ تعداد دانلود : ۷۳۳
مقاله حاضر تلاشی است تحلیلی- تبیینی جهت بررسی فرهنگ سیاسی در دوره حکومت محمد رضا شاه پهلوی بعد از کودتای 28 مرداد 1332 و چگونگی تأثیر گذاری این فرهنگ سیاسی بر توسعه سیاسی و کنش نخبگان سیاسی که درون حاکمیت سیاسی با این نوع فرهنگ خود را وفق داده بودند. در همین راستا این نوشتار بر محور این پرسش اساسی شکل یافت که «فرهنگ سیاسی دوره پهلوی دوم از بعد از کودتای 28 مرداد سال 32، چه تأثیری بر رفتار نخبگان سیاسی و همچنین توسعه سیاسی این دوره داشته است؟» فرض های مقاله مطرح می سازد که 1- جامعه ایرانی در دوره پهلوی دوم، ساختارهای سیاسی پاتریمونیال و اقتصاد رانتی آن مقطع همراه با عدم وجود سازوکارهای مشارکتی، عامل اصلی تولید فرهنگ سیاسی تبعی بوده است.2- فرهنگ سیاسی تبعی نیز عامل اصلی کنش سیاسی تملق محور، فساد اداری و در نهایت عدم توسعه سیاسی می باشد. نتایج حاصل از تحقیق نیز ضمن تأیید فرضیات بالا، نشان می دهد که نظام سیاسی این دوره نظامی پاتریمونیال بود و به تبع آن نخبگان سیاسی درون حاکمیت، این فرهنگ سیاسی را در وجود خود نهادینه کرده و باعث گسترش و تعمیق آن در شیوه مدیریت سیاسی جامعه می شدند.
۲۰۵۷۲.

جهانی شدن، تحول فرهنگی و سیاست توسعه صادرات در کشورهای درحال توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۵ تعداد دانلود : ۵۸۸
جهانی شدن مفهومی است که برای توصیف یک رشته تحولات اساسی مرتبط به هم در سطح جهانی به کار می رود. این پدیده، از یک طرف، باعث به هم فشردگی و نزدیک شدن عرصه های مختلف زندگی انسآنها و فروپاشی مرزهای پیشین در همه حوزه ها شده و از طرف دیگر، تأثیرگذاری بخش های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را بر یکدیگر در عرصه جهانی به دنبال داشته است. امروزه تحت تأثیر انقلاب فناوری اطلاعات و ارتباطات، تاثیرات جهانی شدن در بخش فرهنگی به ویژه در کشورهای در حال توسعه نمود بیشتری یافته است به گونه ای که منجر به شکل گیری یک «فرهنگ مصرفی فردگرایانه و گزینش گر» در سطح جهانی شده است. این فرهنگ جدید، به نوبه خود، سایر عرصه ها از جمله سیاست و اقتصاد و حوزه تلاقی آنها یعنی سیاستگذاری اقتصادی دولت ها را نیز تحت تأثیر قرار داده است. بر این اساس، هدف این مقاله تلاش در جهت فهم این تحولات فرهنگی و پیامدهای آن برای سیاستگذاری اقتصادی دولت به ویژه در کشورهای در حال توسعه است. سئوال اصلی پژوهش این است که چه نسبتی بین تحولات فرهنگی ناشی از جهانی شدن و سیاستگذاری اقتصادی دولت در کشورهای در حال توسعه وجود دارد؟ در پاسخ به این پرسش، این فرضیه مطرح می شود که تحولات فرهنگی ناشی از جهانی شدن، با طرح مطالبات و نیازهای جدید، سیاستگذاری اقتصادی دولت را به سمت الگوهای بازارمحور و برون گرایانه، به منظور هماهنگی با آن تحولات و پاسخ به مطالبات و نیازهای جدید، سوق داده است. این الگو برای کشورهای در حال توسعه راهبرد توسعه صادرات می باشد. در این مقاله، روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و برای گردآوری داده ها از روش کتابخانه ای استفاده شده است.
۲۰۵۷۳.

دیاسپورای ارمنی: فرصت ها و تهدیدهای پیش روی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۵ تعداد دانلود : ۷۷۴
ارامنه ایران از سویی بخشی از جمعیت دیاسپورای ارمنی پراکنده در جهان به شمار می روند و میهنی نمادین به نام ارمنستان دارند. از سوی دیگر، تقریباً در هیچ دوره ای از تاریخ، سرنوشتی جدا از سایر ایرانیان نداشته اند و ایران میهن واقعیشان به شمار می رود. آنان به مثابه یکی از اقوام ایرانی، در بسیاری از تحولات کشورمان، به ویژه از اواخر قرن نوزدهم به بعد، نقش برجسته ای داشته اند. امروز نیز باید بستر لازم برای نقش آفرینی این مردم و بهره گیری از توانمندی های آنان در جهت حل مشکلات داخلی و خارجی کشور فراهم باشد. در این نوشتار تلاش شده است به این سؤال پاسخ گفته شود: «حضور دیاسپورای ارمنی در ایران چه فرصت ها و تهدیدهایی را پیش روی جمهوری اسلامی ایران قرارمی دهد؟» فرضیه اصلی مقاله این است که حضور بخشی از جمعیت دیاسپورای ارمنی در ایران با توجه به ظرفیت ها و توانمندی های این گروه در سطح جهان، فرصت هایی را در عرصه سیاست خارجی و داخلی برای جمهوری اسلامی ایران به ارمغان می آورد که اهمیت آن ها به مراتب بیش از تهدیدهای احتمالی است. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی به بررسی این موضوع می پردازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان