پژوهشگران مسلمان از همان آغاز کتابت در سده دوم هجری به جمع آوری و تدوین ادب کهن عربی دست یازیدند، برآن شرح و تعلیق فراوان نگاشتند و درآثار خود سخت به آن تمثیل جستند. تدوین و گردآوری اشعار کهن در مجموعه های نفیس وارزنده سبب شد تا شعر از گزند تحریف و دستبرد مجدد مصون ماند. در میان منتخبات و جنگهای شعری ‘ شرح اعلم شنتمری بردواوین شعرای جاهلی که از روایات و گزیده های مفصل شعری آکنده است ‘ بیش از دیگر شرحها شهرت یافت ‘ چنانکه نویسندگان متأخر به نوشته ها و روایتهای آن سخت استناد جسته اند. شرح احمد بن امین شنقیطی برمعلقات و دهها کتاب ادبی دیگر شاهد صادقی بر این مدعاست . نگارنده در این مقاله بر آن است تا به بررسی جنبه های گوناگون شرح اشعار شعراء السنه الجاهلیین بپردازد.
شرح شاعرانه از پهلوانیهای قهرمانان اساطیری در راه حفظ کیان ملت و در قالب داستانهای جذاب و اوزانی دلنشین ومتنوع‘شعر حماسی نامیده می شود. هرچند که ادبیات عربی با شعر حماسی به معنی اخصّ آن آشنایی نداشت ‘در عصر حاضر وبنا به دلایل گوناگون ‘ ادبیات حماسی در میان ادبای عرب مطرح شد و درآثار شعرای حماسه سرا نظیر احمد محرم ظهوریافت . از سوی دیگر خصائص شعر حماسی به زیباترین شکل درآثار فوزی معلوف(سراینده حماسه علی بساط الریح) و شفیق معلوف(با حماسه عبقر) تجلی یافت و با جریانهای ادبی عصر همراه شد و صفحات جدیدی به شعر حماسی افزوده شد که حتی در ادبیات حماسی هم سابقه نداشت .
شعرهای بازمانده از دوره جاهلی کهن ترین شعرهایی است که در این زمینه برای ما برجای مانده است. در این دوره شعر نخجیرگانی بخشی از قصیده جاهلی را تشکیل میداد شاعر بیشترین توجه خود را به حیوان شکارشونده اختصاص داده توصیف کاملی از این حیوان که معمولأ گورخر گاو یا شترمرغ است بدست میدهد. در پایان سده دوم هجری شاهد شکل گیری و استقلال نهایی شعرنخجیرگانی با عنوان ((طردیه یا شعر الطرد)) هستیم . تکوین این فن شعری به صورت یک فن مستقل ادبی بدست شاعر توانمند سده دوم حسن بن هانی ابونراس صورت گرفت . در روزگار فرمانروایی عباسیان به سبب وجود ایرانیان در دربار ایشان شاهد نفوذ فرهنگ و تمدن ایرانی و واژگان فارسی معرب نزد اعراب هستیم . قالب رجز که قالبی مهیج و انعطاف پذیر است ‘ برای این نوع شعر برگزیده شده‘ زیرا ایقاع خوش و آهنگ تند آن می تواند تصویرگر صحنه پرجنب و جوش شکار باشد در موارد اندک نیز شاعر از دیگر بحرهای عروضی همچون بحر سریع یا بحر متقارب یاری گرفته و حرکت جنبش میدان نخجیر را با آن به تصویر می کشد.
ابوحیان در نحو بیشتر به مکتب بصره تمایل دارد و روش سیبویه را الگوی خویش قرار می دهد اما به شکل تعبدی از علمای بصره پیروی نمی کند . او در اصول نحوی برخلاف کوفیان عمل می کند و از هیچ قبیله ای شاهد نمی آورد مگر اینکه لهجه آنها خالص بوده و با عجمه و لکنت نیامیخته باشد. ابوحیان همیشه موضع مخالف در برابر کوفیان ندارد بلکه در مواردی که آنان را بر حق می بیند با آن ها موافقت می نماید . نظر نحوی ابوحیان فقط در یک مورد با آرای علمای بغداد توافق دارد و آن عبارتست از جائز شمردن صیغه تعجب از افعال ناقصه منفی ‘ مانند : ((لیس))و ((مازال)). ابوحیان از ابن مضاء متأثر گردید و به الغاء عامل روی آورد ولی موضعی متعادل بین مذهب ابن مضاء و روش طرفداران نظریه عامل داشت .