پژوهشها در زمینه مرگ و احوال دم مرگ (NDE) به سالهای نخستین قرن بیستم میلادی باز میگردد. در زمینه مراحل تجربه نزدیک مرگ، نه مرحله استخراج شده است که عبارتند از:احساس آرامش، احساس سروصدا، تجربه خروج از جسم، تجربه عبور از تونل تاریک، ملاقات با اشخاص نورانی، مواجهه با موجودی مقدس و درخشان، مرور زندگی، وصول به مرز یا مانع و بازگشت. در آموزههای عرفانی و برخی اقوال موجود در کتابهای عرفانی نیز برخی عارفان و صوفیان از تجربههایی سخن گفتهاند و آنها را حاصل جدایی نفس از بدن و یا کم شدن ارتباط این دو میدانند. از جمله این دست تجربهها، تجربه خلع و لبس بدن است. در واقع، برابر آموزههای عارفان، مشاهده امورغیبی و یا بسیاری از تجربههای عارفانه، به جدایی نفس از بدن نیازی ندارد و تنها با تضعیف جنبههای جسمانی و تقویت قوای روحانی، انسان میتواند برخی امور را که برای عموم انسانها مشاهده پذیر نیست، ببیند. این امر برای عارفان، با طی مسیری خاص و تحمل ریاضتها تعریف میشود. در مجموع بین تجربههای عرفانی مرگ و تجربههای نزدیک مرگ، شباهتها و تفاوتهای مهمی وجود دارد.
مفاهیمی که خدای متعال از واژهها و عبارتهای قرآن کریم قصد نموده، متعدد است. این مفاهیم در دو بخش معنای ظاهری و باطنی مطرح میشود.
پژوهش حاضر، نخست چیستی «معنا» و «معنای واژهها و عبارتهای قرآن» را بیان میکند و تعدّد معانی ظاهری واژههای قرآن اعم از معنای حقیقی، مجازی و کنایه را بررسی میکند و در پی آن، معانی متعدّد ظاهری عبارتهای قرآن را منطوق، مفهوم و مدلول سیاقی ذکر میکند. سپس برخی روایاتی را که بر وجود باطن برای تمام آیات دلالت دارد، ذکر کرده و در پایان، به بیان نمونههایی از معانی باطنی در روایات میپردازد.
مسئله «سرپرستی خانواده» از جمله مباحث مهمی است که در همه نظامهای حقوقی، از جمله نظام حقوقی اسلام مورد توجه قرار گرفته و آیاتی از قرآن درباره آن نازل شده است. از دیدگاه صاحبنظران مسلمان در حقوق خانواده، ریاست مرد بر خانواده پذیرفته شده است، اما در محدوده این ریاست و نیز در شرایط آن و در علل انتخاب مرد به عنوان رئیس خانواده اتفاقنظر وجود ندارد. این مقاله با نگاهی به آیات قرآن، درصدد تبیین معنا و مفهوم این ریاست و نیز بیان محدوده آن است. به نظر نگارنده، مراد از «قوّامیت مردان بر زنان» در آیه 34 سوره نساء، مسئول بودن و سرپرستی ایشان نسبت به زنان در چارچوب مسائل خانواده است.
یکی از لوازم حضور زنان در اجتماع، ارتباط گفتاری آنان با مردان نامحرم است که ممکن است به یکی از صورتهای گفتوگو، پرسش و پاسخ و سخنرانی باشد. سؤال اصلی این است که این ارتباط از نظر کتاب و سنّت چگونه است؟ آیا زنان مجازند با مردان ارتباط گفتاری به هر یک از صور یاد شده داشته باشند؟ و در صورت جواز، آیا در کیفیت ادای کلمات نیز میتوانند به هرگونه سخن بگویند یا باید مقرّراتی را رعایت نمایند؟ و در هر صورت، آیا باید به مقدار ضرورت اکتفا کنند یا در این مسئله نیز محدودیتی ندارند؟
با مراجعه به کتاب و سنّت و مشاهده نقلهای قرآن از گفتوگوهای انبیا علیهمالسلام با زنان و گفتوگوی برخی از زنان نمونه و پاکدامن با برخی از مردان غیرمحرم و با مراجعه به روایاتی که راویان زن از پیامبر و ائمّه اطهار علیهمالسلام نقل کرده یا مسائلی را از آنان پرسیده و جواب شنیدهاند، به این نتیجه میرسیم که اصل ارتباط گفتاری زن و مرد نامحرم به یکی از صورتهای یاد شده بدون قصد لذت اشکالی ندارد. اما بر اساس آیه «فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ»(احزاب: 32) باید ادای کلمات و طرز سخن گفتن به گونه معروف و دور از هرگونه عشوهگری باشد تا زمینه فساد و ارتباط نامشروع فراهم نشود. همچنین در سخنان خود باید، به مقدار ضرورت بسنده کنند و از به درازا کشیدن کلام و ردّ و بدل کردن مطالب غیرضروری پرهیز نمایند.
مقاله حاضر به بررسی جایگاه دین در عصر مدرن میپردازد. بحث در اینباره که آیا لازمه مدرنیسم و تجدّدطلبی و علم و پیشرفت و عقلگرایی آن است که دین از ساحتهای زندگی بشر کنار گذاشته شود، از جمله مسائل مهم و مباحث سرنوشتساز و چالشبرانگیز بین اندیشمندان دینی و روشنفکران سکولار طی چند قرن گذشته بوده است. برخی از اندیشمندان سکولار چنین ادعایی مطرح کردهاند. بحث و فحص درباره صحّت این فرضیه و اینکه قایلان آن چه دلایلی بر ادعای خود اقامه کردهاند و آیا از نظر علمی و تاریخی، چنین ادعایی قابل اثبات است یا خیر، و اینکه چگونه میتوان بطلان این ادعا را ثابت کرد، مسائلی هستند که این نوشتار سعی کرده است بدانها بپردازد.
در قرآن کریم، مجموعههایی از آیات وجود دارند که صفات ممدوح و مطلوبی را تحت عناوین خاصی ذکر کردهاند; از جمله آنها برخی آیات است که صفات عبادالرحمان را برشمردهاند.
«تواضع» از جمله صفاتی است که برای عبادالرحمان ذکر شده است. این صفت، با عبودیت پروردگار تناسب تام دارد. در مقابل تواضع، «تکبّر» قرار دارد که قرآن آن را موجب رانده شدن ابلیس از درگاه خداوند برشمرده است. در کتابهای اخلاقی، «تواضع» جزو صفات حمیده ذکر شده و در کتابهای منطقی هم آن را به عنوان «آراء محموده» جزو مقدّمات قیاس میپذیرند; چراکه نزد همه عقلا پذیرفته شده است.
اما ملاک واقعی ارزشمندی تواضع تأثیر آن در تقرّب انسان به خداست، نه پذیرش و خواست مردم. راه تقرّب به خدا هم تنها عبودیت پروردگار است.
برخی آیات قرآن (127 بقره، 96 آلعمران، 37 ابراهیم، 26 حج) هر کدام به گونهای اشاره به تاریخ کعبه دارند. روایات بسیار زیادی نیز سخن از تاریخ بنای کعبه به میان آوردهاند.
برخی از مفسّران با استفاده از این آیات و روایات، حضرت ابراهیم(علیه السلام) را بنیانگذار کعبه میدانند. اما بسیاری از مفسّران معتقدند که کعبه پیش از حضرت ابراهیم(علیه السلام) نیز وجود داشته است و آیات قرآن کریم اشاره به بازسازی و مرمّت کعبه به دست حضرت ابراهیم(علیه السلام) دارند.
این مقاله، به بررسی و داوری میان این دو قول نشسته، و با بررسی آراء مفسّران با محوریت آیات قرآن و استمداد از روایات تلاش میکند تا قول دوم، یعنی وجود کعبه در زمانهای پیش از حضرت ابراهیم(علیه السلام) را اثبات نماید.
این مقاله ابتدا تعریفى کامل از هویت فردى و اجتماعى و نیز از خودبیگانگى ارائه مى دهد و در ادامه به پیشینه تاریخى موضوع مورد بحث، نظر قرآن در رابطه با آن و نیز نظریات برخى اندیشمندان و صاحب نظران در این باب مى پردازد. سپس با مقدّمه قرار دادن این مباحث، بحران هویت را به دو قسم فردى و اجتماعى تقسیم نموده، علل هر یک را بیان مى کند. در مبحث علل بحران هویت فردى، عوامل درونى (ضعف ذاتى انسانى، خودفراموشى و خدافراموشى) و عوامل بیرونى (گروه هم سالان و نقش والدین) مورد بررسى قرار گرفته است. در خاتمه نیز علل بحران هویت اجتماعى در موضوعات: تصمیم سازان، گروه هاى الگو، فردگرایى، سکولاریسم، تسامح و تساهل اخلاقى، اخلاق سکولار، و تهاجم فرهنگى به بحث گذاشته شده است.
اشتغال و داشتن حرفه و شغل مناسب از جمله مسائلی است که برای انسانها اهمیت زیادی دارد. شغل و حرفه در رابطه با جوانان از اهمیتی دو چندان برخوردار است. شغل و حرفه مناسب علاوه بر تأمین نیازمندیهای اقتصادی، آثار تربیتی، روانشناختی، اجتماعی و معنوی نیز دارد. در این مقاله، سعی گردیده است به مباحثی همچون اهمیت کار و اشتغال، مفهومشناسی دینی کار و اشتغال، انواع کار از دیدگاه ارزشی، کارهای حلال و حرام، آداب و شرایط کار، آثار روانشناختی کار، آثار معنوی کار، آثار اقتصادی کار و آثار اجتماعی کار پرداخته شود. همچنین تلاش شده است مباحث مزبور با استفاده از آموزههای دینی و اسلامی و روانشناختی مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
در مقاله زیر روند سست شدن ارکان خانواده در غرب بخصوص آمریکا بازکاوی شده و عوامل منجر به تغییر در این نهاد اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است. مینتز و کلوگ در این مقاله، افول الگوهای سنّتی خانواده، کنار رفتن ارزش های خانوادگی، تغییر در وظایف اعضا و شاغل شدن مادران، آزادی در روابط جنسی و معمول شدن طلاق را ناشی از تغییر در ارزش ها و هنجارهای اجتماعی دانسته اند که سرمنشأ این تغییر عبارت است از: رشد اقتصادی و ظهور نحله های فلسفی که بر خود تأکید می کردند. این دو عامل ابتدا در ادبیات و رمان ها و مجلّات و سپس در سینما و فیلم ها تأثیر گذاشته و آنها نیز به نوبه خود ارزش های خانوادگی را مورد هدف قرار دادند.
این نوشتار به بحث از یکى از روش هاى پژوهش در قلمرو تعلیم و تربیت ـ یعنى اقدام پژوهى ـ مى پردازد. (البته این روش در گستره جهانى نسبتاً نوظهور و در مجامع علمى ایران تا حد زیادى ناشناخته است.) در این زمینه، ابتدا پیشینه این روش، سپس تعریف و تبیین جایگاه آن در میان سایر روش هاى پژوهش و در ادامه، مراحل، اهداف، گستره، ویژگى هاى اصلى، اهمیت و ضرورت بهره گیرى از این روش و برترى استفاده از این روش نسبت به سایر روش هاى پژوهشى در قلمرو تعلیم و تربیت به بحث گذاشته مى شود.