استفادة بهینه از انرژی به ویژه در مصادیقی چون آب،برق، گاز و اجتناب از اسراف در آنها از جهت فقهی مسأله قابل بحثی است. از نظر برخی از فقها زیاده روی در مصرف آب و برق شامل دو حکم حرمت و ضمان است. با توجه به نقش این دیدگاه در توسعة اقتصادی کشور، بیان ادلة فقهی هر دو حکم ضرورت دارد. بر حکم حرمت چهار دلیل و برای حکم ضمان قواعد ید، اتلاف و احترام مال مسلمان ارائه شده است. در این مقاله روشن می گردد. این فتوا حکم ثانوی نیست بلکه منطبق بر قواعد و ادلّة اجتهادی فقهی بوده و حکم اولی است.
یکی از راههای تبیین مسألة تحول آرای مفسران در برخی از عبارتهای قرآنی، فهم میثاقهای اجتماعی (قرارداد اجتماعی) عصر مفسر است. میثاقهای اجتماعی، عادتهای فکری رایج در عصر حیات مفسرند که بهگونهای ناخودآگاه بر تفسیر او از متن قرآنی، اثر مینهند و موجب میشوند که تفسیر مفسر، متناسب با گفتمانهای رایج در عصرِ حیات او باشد. از آنجا که مفسران در دورههای تاریخی گوناگونی زیستهاند، با تحول گفتمانها و به تبع آن، تغییر میثاقهای اجتماعی رایج، آرای تفسیری آنان نیز دچار تحول می¬شده است. در این جستار، تغییرات رخ داده در تفسیر "صبغةالله"، تنها از منظر میثاق اجتماعی بررسی میشود. ابتدا از مبانی نظری و واژهشناسی سخن رفته و سپس دستهبندی و تحلیل دیدگاههای مفسران در بارة این عبارت ارائه شده است. در بخش پایانی نیز، مستندسازی تحلیلها، آمده است.
در شماره گذشته مجله که به عنوان دفتر نخست ویژه نامه حکومت علوى تقدیم علاقه مندان شد، قسمت نخست مقاله مبسوط و ارزنده برادر محترم جناب حجت الاسلام آقاى محمدحسن سعیدى با عنوان «آزادى مخالفان سیاسى در حکومت على(ع)» پیش روى علاقه مندان مباحث فلسفه سیاسى قرار گرفت. بسیار علاقه مند بودیم چنان که جناب آقاى سعیدى نیز به ما و خوانندگان محترم، وعده کرده بودند، در دومین دفتر ویژه نامه حکومت علوى، بخش پایانى مقاله مبسوط ایشان را تقدیم علاقه مندان کنیم اما متأسفانه آماده نشدن بموقع آن، چاره اى جز موکول ساختن آن به شماره بعد مجله باقى نگذارد. امیدواریم در شماره 19 مجله شاهد بخش دوم مقاله باشیم.
بحث آزادى مخالفان سیاسى در حکومت على(ع) که بخش اول آن به «آزادى سیاسى و بنیانهاى آن» اختصاص یافته بود، طبعاً نمى توانست داورى و ارزیابى یکسانى را از سوى صاحب نظران، متوجه خود کند. از آن جمله فاضل محترم حجت الاسلام آقاى جعفرپیشه فرد، به بررسى همان بخش پرداخته اند و حاصل آن، نقدى است که پیش روى دارید. شاید مناسب مى نمود که این نقد پس از تکمیل اصل مقاله ارائه شود اما همین مى تواند فرصتى مناسب براى بررسى بیشتر نویسنده محترم مقاله، نسبت به دیدگاههاى دیگر و برخى دغدغه هاى موجود باشد و در «بخش دوم» نگاهى نیز به دیدگاههاى ناقد محترم داشته باشند.
در بخشی از ادبیات عرفانی و سخنان برخی از منسوبان به عرفان، عقل و عرفان در برابر هم قرار گرفته، دو راه ناسازگار و مخالف یکدیگر تلقی شده اند. این گروه، عقل را یک منبع یا راه تحصیل معرفت نمی دانند و برای دستاوردهای عقل و در نتیجه علوم بشری، اعتباری قائل نیستند. از نظر ایشان، عقل نه تنها منبع معتبری برای معرفت نیست، بلکه مانع معرفت و موجب گمراهی نیز می باشد. جالب آن که برخی از اینان برای اثبات بی اعتباری عقل، به استدلال های عقلی متوسل شده اند. در این نوشتار، پاره ای از ادله ایشان طرح و بررسی خواهد شد. باید تأکید کرد که مقابله بعضی از عارفان یا مدعیان عرفان با عقل، به معنای مخالفت همه عرفا با عقل یا ناسازگاری عرفان و عقل نیست؛ چراکه این مخالفت می تواند از سوء فهم نسبت عرفان و عقل ناشی باشد. به نظر ما عرفان و عقل نه تنها ناسازگار نیستند، بلکه مؤید و معاضد یکدیگرند. اوج این تعامل و تعاضد را می توان در حکمت متعالیه صدرایی شاهد بود.
حکمت براساس تقسیم آن بر پایه قوای نفس، دو شاخه نظری و عملی را شامل میشود. حکما از دیرباز، بر همراه بودن تحصیل و تکمیل این دو شاخه برای تحقق تعریف و معنای «حکمت» تأکید داشته اند. ملاصدرا نیز همچون سایر حکما، به این همگامی تصریح و بر آن تأکید کرده است. اما حکمت عملی بلحاظ داشتن مایه های کاربردی و عملی برای تکمیل و تعالی نفس، با تزکیه نفس ملازم است و چون غایت حکمت، تکمیل نفوس است، بنابرین، تزکیه نفس با حکمت، تعریف آن و غایت آن ارتباط تنگاتنگی دارد.
این نوشتار به بررسی این ارتباط از نظر ملاصدرا پرداخته و سعی کرده است تا با توجه به مبانی حکمت متعالیه، حقیقت حکمت و ارتباط آن با ایمان و تزکیه نفس را تشریح و تصویر کند. بدین منظور نخست غایت حکمت ذکر شده و سپس رابطه دوسویه غایات حکمت و تزکیه نفس بتفصیل مورد بررسی قرار گرفته و از این طریق اثبات شده است که:
1. دغدغه اصلی ملاصدرا در تعریف و ارائه حکمت متعالیه، کمال نفس و تزکیه آن بوده است.
2. غایات حکمت که ملاصدرا و دیگران از آنها به «غایت» تعبیر نموده اند، در حقیقت، غایات و نتایج عملی و هستی شناختی هستند، نه غایات علم شناختی و روش شناختی.
3. حکمت، عامل اصلی تزکیه صحیح نفس و تزکیه نفس نیز عامل اصلی فهم صحیح مسائل فلسفی است.
4. تزکیه نفس در شکلگیری مفهوم، تعریف، مصداق و غایات این جهانی حکمت، نقش بسیار اساسی دارد.
خدای سرمدی، فیاض مطلق و دارای رحمت بیکران است. همه موجودات هستی به فراخور ظرفیت خود، از این رحمت بهره مندند. خداوند متعال بدون درخواست بندگان، از فضل و کرم خویش بر بندگان خویش بیمنت میبخشد. با وجود این، انسان ها نعمت های الهی را کفران میکنند و راه عصیان پیش میگیرند. در مقابل، حلم الهی بر عیوب ما پرده افکنده، مانع از رسوا شدن ما میشود. از این رو، در آموزه های دینی سفارش مؤکد بر استغفار به درگاه الهی شده است.
هرکس به حسب معرفت و مرتبه کمال خویش حتی حضرات معصومان علیهم السلام در پیشگاه الهی قصور و تقصیر دارند و استغفار میکنند: بندگان عادی از ارتکاب عصیان و گناه و حضرات معصومان علیهم السلام هرچند هرگز مرتکب گناه صغیره و یا کبیره و حتی ترک اولی نمیشوند، اما استغفار آنان به دلیل اشتغالات به امور دنیوی و لوازم آن و توجه به غیرخداست که گریزی هم از این گونه امور نیست.
این نوشتار به تفصیل در باب توبه و شفاعت مطالب نغزی را مطرح کرده است.
قرآن کریم در آیات: بقره / ۲۲۸، ۲۲۹، ۲۳۱ و ۲۳۲، احزاب / ۴۹ و طلاق / ۱، ۲، ۴، ۶ و ۷ به موضوع طلاق و عده آن پرداخته است. از این رو عدّه طلاق یکی از بایسته های قرآن کریم است. مطابق این آموزه، بیشتر زنان پس از طلاق باید مدتی صبر نموده و از ازدواج با دیگران خودداری ورزند. مقاله حاضر به دنبال تبیین حکمت این انتظار و چرایی ضرورت آن برای زنان و علت عدم نیاز برخی زنان به نگهداری این عده پس از اجرای حکم طلاق، با استفاده از دیدگاه های تفسیری مفسران فریقین است. مقاله حاضر ضمن پاسخ به سؤال های مربوطه، روشن نموده که عده طلاق در جای خود، مطابق با اصول اخلاق اجتماعی بوده و یک آموزه حقیقی است و اعتباری نیست.
عمده منابع رجالی، محمد بن احمد شیبانی را چونان یک راوی ناشناس از مشایخ شیخ صدوق شناسانده اند که از او جز روایاتی در ضمن آثار شیخ صدوق، اثری بر جا نمانده است. این مطالعه بنا دارد با آزمون روش های مختلف نقد متون، داده های تاریخی پنهان در همین اندک شواهد بازمانده را استخراج کند و از این طریق، روشی نو برای شناسایی راویان تاثیرگذار و ناشناس جهان اسلام جوید؛ راویانی اثرگذار در بوم هایی که گذشت زمان، بقایای وجود تعالیم و مکاتبشان را محو کرده است.