پرسش از وجود خدا در حقیقت پرسش از آغاز و انجام هستی است که جایگاه خاص و ممتازی را در فلسفه به خود اختصاص داده است. این امر را می توان در تلاش گسترده فیلسوفان در سازماندهی نظام فلسفی شان با توجه به وجود خدا مشاهده کرد. با ترسیم جایگاه بحث خدا در فلسفه دکارت و صدرالمتألهین، بین آنها وجوه تشابه و افتراق دیده می شود. این مقاله ضمن تبیین جایگاه الهیات در فلسفه دکارت، به تبیین، تطبیق و تقریب اندیشه این دو فیلسوف هم عصر غرب و اسلام پیرامون اثبات خدا می پردازد.
التفات به جایگاه هستی شناسانه و معرفت شناسانه بحث خدا در فلسفه ملاصدرا و دکارت، نکته مهمی است. البته بحث خدا در فلسفه دکارت بیشتر از دیدگاه معرفت شناسی مطرح است تا از دیدگاه وجود شناسی، و تقدم معرفت شناسانه خدا موضوعی است که آن را به صراحت در فلسفه دکارت و به تلویح در اندیشه ملاصدرا می توان یافت. به همین منظور ابتدا به بحث خدا از لحاظ معرفت شناسی و اهمیت اثبات وجود خدا در فلسفه دکارت و سپس با رویکردی هستی شناسانه، به مقایسه برهان وجودی دکارت و برهان صدیقین پرداخته می شود.
با توجه به روایت ها و شأن نزول های موجود، آیات فراوانی از قرآن در حق علی علیه السلام فرود آمده اند که ولایت، عصمت و یا برتری آن حضرت را بیان می کنند. از آن میان، آیات «ولایت» «تبلیغ» و «اکمال» (آیات 55، 67 و 3 سوره مائده) از بقیه مشهورترند و در عین حال، از دیرباز مورد ایراد مخالفان بوده اند. امروزه نیز مبتنی بر ایرادات پیشین، برخی ایرادات جدید بیان شده است. این آیه یکی از ادله شیعه، برای اثبات ولایت امام علی علیه السلام است. این دلالت ها به صورت های مختلفی تبیین شده است. یکی از دلالت هایی که کمتر به آن پرداخته شده، عدم توجه به سیاق آیه و تأثیر آن در ظهور و فهم معنای آیه است. در این مقاله فارغ از قبول یا رد اصل سیاق در آیات قرآن که تحقیق جامع تری را می طلبد، پس از تبیین اینکه پیوستگی در نزول، شرط تحقق سیاق معتبر نیست، عدم استقلال نزول آیه با توجه به سیاق درونی خود آیه و آیات پیرامونی آن وارتباط آن با سیاق سوره اثبات می شود.
صاحب نظران و منتقدان ادب عربى در بررسى زمینه هاى پیدایى جمعیت هاى ادبى در ادب معاصر عرب کمتر به نقش شاعران کلاسیک جدید در تجدد و نوآورى توجه نموده اند. اما به نظر مى رسد اختلاف نظر منتقدان در مورد سبکهاى ادبى آنها تحولات و دستارردهاى عظیمى را به ارمغان آورده است به طوریکه شاید با جرأت بتوان گفت که اگر این اختلاف نظرها در عرصه ى ادبى عصر حاضر بروز نمى کرد برخى از جمعیتهاى ادبى اثرگذار معاصر هرگز پا به عرصه ى وجود نمى گذاشت. در این مقاله ما سعى نموده ایم تا ریشه ها، علائم و نشانه هاى نوآورى را در آثار و اندیشه هاى سه تن از شاعران کلاسیک جدید یعنى محمود سامى بارودى،- افظ ابراهیم و به ویژه احمد شوقى نقد و بررسى کنیم. صاحب نظران و منتقدان ادب عربى در بررسى زمینه هاى پیدایى جمعیت هاى ادبى در ادب معاصر عرب کمتر به نقش شاعران کلاسیک جدید در تجدد و نوآورى توجه نموده اند. اما به نظر مى رسد اختلاف نظر منتقدان در مورد سبکهاى ادبى آنها تحولات و دستارردهاى عظیمى را به ارمغان آورده است به طوریکه شاید با جرأت بتوان گفت که اگر این اختلاف نظرها در عرصه ى ادبى عصر حاضر بروز نمى کرد برخى از جمعیتهاى ادبى اثرگذار معاصر هرگز پا به عرصه ى وجود نمى گذاشت. در این مقاله ما سعى نموده ایم تا ریشه ها، علائم و نشانه هاى نوآورى را در آثار و اندیشه هاى سه تن از شاعران کلاسیک جدید یعنى محمود سامى بارودى،- افظ ابراهیم و به ویژه احمد شوقى نقد و بررسى کنیم.
دانشمندان علم بلاغت از دیرباز به جنبه های هنری و آفرینش های خاص و بدیع قرآن توجه داشته و در قالب اشکال گوناگون آن را بیان نموده اند. امروز شاید بتوان واژه «تصویر» را جایگزین این جنبه ها کرد، به طوری که با درک تصاویر قرآنی و بدون استفاده از اصطلاحات پیچیده بلاغی می توان راز جاودانگی قرآن و نفوذ آن در اعماق قلب مخاطب را دریافت. تطبیق قاعده تصویر بر سوره های مکی و مدنی به طور جداگانه (در اینجا دو سوره مدثر و منافقون) نتایج درخورِ توجهی به دست می دهد که پیامد آن توجه دقیق و ژرف آیات قرآن به گونه شناسی مخاطب، شرایط مکان و زمان و در نهایت، اثبات معجزه بودنِ آن است. آیات مکی در پی استوارسازی اندیشه و رسوخ یک عقیده در دل هستند پس باید با تصاویری بدیع و مؤثر و همراه با لحنی کوبنده و تند و صریح باشند. در مقابل، هدفِ آیات مدنی تطبیق این اندیشه ها در عمل است و برای این منظور باید تصاویری را در بر گیرند که درازدامن و آرامش بخش باشند.
ضرورت شناخت و نه آشنایی با زندگی، فعالیت و احادیث هر یک از امامان شیعه (ع)بر هر فردی لازم و بلکه ضروری است. چنانکه در متون دینی ما هم بدان تصریح شده است. همه اینها دلالت بر شناخت عمیق و مبتنی بر مبانی اعتقادی صحیح اسلامی از ائمهاطهار (ع) دارد؛ چرا که در غیر این صورت حق برما مشتبه می شود و طبق گفته پیامبر (ص)غرق خواهیم شد. یکی از امامان معصوم که در این پژوهش مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته، امام هادی (ع) است.
باتتبع در متون تاریخی به وضوح در می یابیم که همواره ائمه اطهار مورد آزار و شکنجه خلفای جور قرار می گرفته اند، به طوری که هر چه به تولد حضرت مهدی (ع) نزدیک تر می شویم، می بینیم که فشار و اختناق بر امامان (ع)بیشتر و بیشتر می شود تا جایی که امامی مثل امام هادی (ع)، پدر گرامیشان و یا فرزند عزیزشان بیشتر عمر خود را تحت مراقبت شدید خلفا گذرانده اند و یا اینکه در مکانی خاص زندانی بوده اند که این امرنه تنها یکی از عواملی است که باعث قلت احادیث شد، بلکه همچنین باعث محدود شدن ارتباط ائمه، خصوصاً امام هادی و پدر گرامیشان(ع)، با شیعیان شد. به هر حال، در چنین شرایطی که منجر به قلت احادیث می شود، تقریباً شناخت آن دوره خاص را با مشکل روبرو می کند. به همین دلیل از امام هادی(ع)کمتراز صدحدیث باقی مانده است. در این پژوهش سعی شده ابعاد مختلف زندگانی امام هادی (ع)به خصوص تاریخ حدیث ایشان مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.
با توجه به اهمیت موضوع ولی، ولایت و خاتم ولایت در عرفان اسلامی و محل اختلاف بودن آخرین ولی در میان اندیشمندان غربی که در حوزه عرفان اسلامی قلم زده اند، این پژوهش تلاش خواهد کرد ضمن گزارش مهم ترین دیدگاه های موجود، به بررسی و نقد آنها بپردازد و دیدگاهی را که با اندیشه های شیعی، نزدیک تر و سازگارتر است، تبیین و توجیه نماید
روش شناسی علوم را می توان از ویژگی های عصر جدید برشمرد و ادعا کرد که پیشرفت علوم تا حد درخور توجهی مرهون دقت نظر در روش هاست. علم کلام نیز همچون علوم دیگر از این قاعده مستثنا نیست و روش خاص خود را می طلبد. پژوهش در روش علم کلام به دو شیوة تاریخی و منطقی قابل انجام است و ما در این پژوهش بر اساس شیوة اول عمل می کنیم و به بررسی روش کلامی خواجه نصیرالدین طوسی در مقام اثبات عقاید می پردازیم. روش ما در این پژوهش، توصیفی تحلیلی و انتقادی است. بهره گیری از روش برهانی و جدلی در مقام اثبات و دفاع، دوری از روش تمثیلی و خطابی در این دو مقام و نیز استفاده از ظواهر محکمات قرآن و اخبار متواتر را می توان از مهم ترین یافته های پژوهش در روش کلامی خواجه دانست.