تسامح و تساهل، یکی از شاخصههای تمدن اسلامی بوده و به معنای، تحمل و مداراکردن عقاید گروههای مخالف است، البته تا زمانی که اصول اساسی اسلام تهدید نشده و موجب ظلم و گناه نیز نشود. این شاخصه، ابعاد مختلفی را در زندگی فردی، اجتماعی، قبیلهای، در میان دولت و ملت و... در برمیگیرد. در این نوشتار، نقش تسامح و تساهل در تمدن اسلامی با روش توصیفی-تحلیلی بررسی شده و به این نتیجه میرسد که تسامح و تساهل، مورد پذیرش دین اسلام است و همین امر موجب شکلگیری تمدن اسلامی شده است.
نقش شیعه در دانش های مختلف ازجمله تاریخ نگاری قابل توجه بوده و میراث گران بهایی از علمای شیعه دراین زمینه موجود است؛ بسیاری نیز مفقود شده و تنها بخش هایی از آنها در منابع تاریخی اهل سنت برجای مانده است. تلاش برای بازسازی کتب مفقوده شیعه از یک سو و تصحیح محققان پرتلاش برای ارائه متون برجای مانده از سوی دیگر، برای تبیین هرچه بهتر نقش شیعه در تمدن اسلامی مورد توجه جدی قرار گرفته است. یکی از متون کهن تاریخی شیعه که جایگاه مهمی در تاریخ نگاری شیعه دارد و طی چند سال گذشته تصحیح شده، کتاب الجمل تألیف شیخ مفید است. با توجه به اهمیت این منبع کهن مناسب می باشد تا هرچه بهتر وجوه مختلف کتاب مورد توجه قرار گیرد. آنچه بسیار مهم می نماید، نقد و بررسی منابع این کتاب است تا بتوان قضاوت دقیق تری برای ارزش گذاری آن داشت.
امام حسین(ع) و نهضت عظیم ایشان انقلابی در عالم ایجاد کرد که مسیر تاریخ بشری را تغییر داد، انقلابی که تمام ابعاد بشری تحت تاثیر آن قرار گرفت. ادبیات یکی از همان ابعادی است که این نهضت بر آن تاثیر گذاشت و آن را به عنوان یکی از عوامل تاثیر گذار نهضت همراه خود ساخت. شریف رضی یکی از ادبای شاخص ادبیات شیعی است که توانست با آثار علمی و ادبی خود یاری رسان این نهضت حسینی باشد. ولی آنچه هدف این پژوهش بوده، این است که شریف رضی چه میزان از شعرش را در راستای نهضت حسینی و زنده نگه داشتن یاد امام حسین (علیه السلام)، عاشورا و کربلا قرار داده است.برای رسیدن به پاسخ این سوال از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. در پایان این نتیجه حاصل شد که تمام اشعار شیعی شریف رضی در رثای امام حسین (ع) و ذکر مصیبتهای ایشان سروده شده و توانسته است به خوبی این نهضت را یاری نماید.
بی تردید، احترام به سادات و ذریة رسول خدا صلی الله علیه و آله سابقه ای به قدمت دین مبین اسلام دارد. تأسیس «دیوان نقابت» در نیمة قرن سوم هجری در عصر دوم عباسی، که وظیفه اش رسیدگی به امور سادات بود، حاکی از اهمیت اجتماعی این قشر تأثیرگذار در تحولات سیاسی اجتماعی است که با حملة مغول در دهة دوم سدة هفتم هجری برای چند دهه به فراموشی سپرده شد. پس از موج دوم حملات مغول به ایران و جهان اسلام و تشکیل حکومت ایلخانان مغول در ایران و در پی آن، مسلمان شدن برخی حاکمان مغول، همچون غازان خان، جایگاه اجتماعی سادات احیا شد. آنان با تأسیس بنایی فرهنگی به نام «دارالسیاده»، برای کسب مشروعیت حکومت خود تلاش کردند. بی شک، حضور علمای سنی و شیعه در کنار ایلخانان، تأثیر سترگی در این زمینه داشت. به رغم اهمیت این موضوع، هنوز کار عمیق و نسبتاً جامعی در این باره انجام نشده است. این پژوهش بر آن است تا اندک گزارش های موجود را از لابه لای منابع استخراج و با پالایش آنها، به پرسش های ذیل پاسخ دهد: زمینه ها و عوامل مؤثر بر شکل گیری دارالسیاده ها چه بود؟ پراکندگی جغرافیایی دارالسیاده ها و کارکرد آنها چگونه بود؟ فرضیة مقاله آن است که مغولان برای کسب مشروعیت و تثبیت حکومتشان اقدام به ساخت آن کردند. محدودة زمانی موضوع از سال 694 736 هجری است.