این نوشتار، میزان اثر گذاری آموزه های مهدویت را بر تعلیم و تربیت بررسی می کند. به همین دلیل، پس از مقدمه و بیان مفهوم تعلیم و تربیت و رابطه آن دو و نیز تبیین جایگاه آن در میان آموزه های مهدویت که بخشی از آموزه های اسلام است، تنها به دو آموزه اساسی (معرفت امام عصر و انتظار ظهور) می پردازد و اثر گذاری آنها را بر تعلیم و تربیت بررسی می کند. آموزه های مربوط به معرفت و شناخت امام، ما را در شناخت خدا ، حفظ دین و خلافت الهی یاری می رساند و آموزه انتظار ظهور نیز مایه امیدآفرینی، خودسازی و دیگرسازی است. همه این آموزه ها در تعلیم و تربیت انسان ها نقش بسزایی دارند. این موارد در کنار روش های تربیتی هم چون الگوگرایی، الگوی عملی، پند و اندرز که قالب و سیاق آن آموزه ها را تشکیل می دهند، کمال و سعادت انسان ها را تضمین می کنند و آنها را به مقام قرب و عبودیت می رساند که هدف آفرینش انسان به شمار می رود.
تبیین روش های درست تعلیم و تربیت، در تعالیم دینی و اسلامی که بخشی از آن، به آموزه های مهدویت مربوط است، می تواند نیاز فطری و حقیقی انسان ها را برآورده سازد. بی شک، علم و آگاهی به تعالیم مهدویت و عمل به آنها، انسان را به سرمنزل مقصود می رساند و راه های دیگر، به سقوط و گم راهی منجر می شود
این نوشتار به شرح و تفسیر سخنان حضرت علی علیهالسلام در توصیف بندگان و دوستان خدا میپردازد. آن حضرت در این بخش از خطبه 87، مهمترین ویژگی مؤمنان و دوستان خداوند متعال را اخلاص و عدالتورزی قلمداد میکنند. اخلاص و نیل به مقام مخلِصین، از طریق ریاضت و مجاهدت، خلوص در نیت، سخن و عمل حاصل میشود. مقام مخلَصین، پس از مبارزه با نفس و تحصیل اخلاص در فکر، سخن و رفتار، به بنده برگزیده خدا اعطا میشود. با خلوص عمل، و خودسازی بنده برای خدا، معارف الهی و دین بر قلب بندگان خدا جاری میشود. اهلبیت علیهمالسلام چشمهسار معارف الهی بر قلب بندگان مخلص خداوند هستند.
مقررات فقهی و دستورالعمل هایی که برای تنظیم روابط اقتصادی آمده است، اگرچه جنبة حقوقی دارند، اما می توانند نشان دهندة جهت ها و خطوط کلی باشند که جامعه باید به سوی آن سوق داده شود. یکی از این خطوط کلی، توازن در مبادله و حفظ حقوق طرفین بر اساس حقیقت محوری است. به منظور تحقق همین امر در فقه اسلامی، شرایطی برای صحت مبادلات و معاملات بر اساس آموزه های وحیانی ذکر شده است. از جمله این شرایط، شروط عوضین است که یکی از آنها، صدق عنوان «مالیت» عوضین است که در ماده 215 قانون مدنی هم به آن اشاره شده است. درعین حال بعضی از فقها به جای «مالیت»، تعبیر به «ملکیت» کرده اند و منظور آنها ملکی است که جلب منفعت را در پی داشته باشد. آنچه مسلم است این است که در هر معامله ای «عوضین» و به تعبیر حقوقی «مورد معامله» یا «موضوع تعهد» باید فی الجمله ارزش داد و ستد داشته باشند تا بذل مال در مقابل آن صحیح باشد. این مقاله با رویکردی تحلیلی و بعضاً انتقادی به واکاوی مفهوم و مبانی مال با نگاهی جامع، به بررسی این شرط در صحت معامله می پردازد.
یکی از مسائل انسان شناسی که برخی از متفکران درباره آن پژوهش نموده اند «ازخودبیگانگی» است. در اینکه «ازخودبیگانگی» چیست و چگونه به وجود می آید، هر کس با توجه به دیدگاهی که درباره ماهیت و حقیقت انسان اتخاذ نموده، جواب خاصی به آن داده است. در تحقیق حاضر، با بررسی و تحلیلِ تعاریف مختلفِ «ازخودبیگانگی»، ماهیت و چیستی این مفهوم بیان شده، و با بهره گیری از آیات و روایات به این نتیجه رهنمون گردیده است که حقیقت انسان همان نفس اوست که با تعابیری مانند «من» و «خود» از آن یاد می شود. رشد و تعالی این حقیقت وابسته به ارتباط داشتن با خداست، به طوری که اگر آدمی خدا را فراموش نماید و با او بیگانه شود، «خود» را فراموش نموده، از آن نیز بیگانه می شود. از این جهت، «ازخودبیگانگی» را باید در «بیگانگی از خدا» جستجو نمود.
مکان فضایی است که جسم در آن قرار می گیرد و خلاء حالتی است که این فضا از هر گونه ماده فیزیکی خالی می شود. امروزه این دو مفهوم تقریبا بدیهی انگاشته می شوند، اگرچه در دانش جدید نیز این همانی قطعی میان دو مفهوم مکان و فضا وجود ندارد، اولی به جسم برمی گردد و دومی به محیط آن. به طور کلی دو تلقی از مکان وجود داشته است مکان به عنوان سطح خارجی جسم و مکان به عنوان ابعاد سه گانه فضایی که جسم در آن واقع می شود. ارسطو مکان را سطح داخلی جسم حاوی و یا سطح خارجی جسم محوی دانسته است. ابن سینا درصدد اثبات این نظر است که مکان هیولا، صورت بعد یا خلاء نیست، بنابراین نهایت سطح یاد شده است. او برای تثبیت این مفهوم، با انواع دلایل به رد خلاء اقدام می کند.
ابوالبرکات بغدادی می گوید که به همان دلایلی که مکان می تواند سطح باشد حجم نیز می تواند باشد، بنابراین مکان همه حجمی است که جسم در آن واقع می شود. به نظر می رسد در این میان ابن سینا و ابوالبرکات هر یک نماینده یکی از دو تلقی از مکان هستند در مورد خلاء نیز که ابن سینا آن را ناممکن می شمارد ابوالبرکات به تفصیل نظر او را رد می کند و درصدد اثبات امکان خلاء است.
در این مقاله سیاست ها و راه کارهای تحقق وحدت و انسجام اسلامی از نظر مقام معظم رهبری ارائه می گردد، این که مسئولان و اندیشمندان مسلمان در راستای تحقق انسجام اسلامی چه سیاست ها و راه کارهایی را باید دنبال نمایند؟ و مناسبترین نگرش برای تحقق سیاست ها و راه کارهای انسجام اسلامی کدامند؟ افزون بر آن، سیاست ها و راه کارهای اتخاذ شده از نظریه های آکادمیک، درباره تحقق انسجام اسلامی و آسیب ها و آفت های سیاست ها و راه کارهای ارائه شده و... طرح و تحلیل گردیده است. در پایان با توجه به داده های نظری و تجارب عملی، سیاست ها و راه کارهای بدیع و واقع گرایانه درباره انسجام اسلامی معرفی شده است.
مدعای مقاله حاضر آن است که با شناخت و اجرای الگوهای همبستگی، مدل های معقول، سیاست های علمی و عملی رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره انسجام، می توان در راه تحقق انسجام، به درستی گام برداشت و مسلمانان را در مقابل اختلاف، بیمه نموده و به نوعی از پیش گیری رسید و از سوی دیگر به درمان دردهای موجود پرداخت.
تقویت و تأکید بر انسجام حدود یک و نیم میلیارد مسلمان جهان، اساسی ترین رسالت علما، دانشمندان و نخبگان جهان اسلام است و اندیشمندان مسلمان باید از خود سؤال کنند که چگونه می توان اتحاد و انسجام مسلمانان را اولویت اول جهان اسلام قرار داد؟ متأسفانه مسلمانان امروزه با بی توجهی به توطئه اجانب در گرداب تفرقه قرار گرفته و جهان اسلام زیان های غیر قابل جبرانی از این تفرقه ها دیده است. در سال های اخیر دشمن تلاش کرده است عامل مذهبی را به عامل اختلاف بدل کند و نگذارد کشورهای اسلامی با تشریک مساعی و برادری به اوج شکوفایی برسند.
در این راستا شناخت سیاست ها و راه کارهای تحقق انسجام اسلامی می تواند گامی اساسی و ماندگار در ایجاد و تقویت وحدت مسلمانان باشد.
در روایتی از امام رضا(ع) به شرح و تبیین بخشی از آیه 12 سورة طلاق: «...ومن الارض مثلهن...» با تعبیر آسمان ها و زمین های گنبدی شکل و تو در تو پرداخته شده است. با عنایت به این که دربارة این آیه، تاکنون تفاسیر گوناگونی از جمله همانندی عددی، همانندی در کیفیت و آفرینش و ... ارائه شده، واکاوی روایات تفسیری ذیل آیه مورد بحث، نقش محوری روایت امام رضا(ع) در تبیین خلقت آسمان ها و زمین و همانندی زمین به آسمان ها را برجسته می کند. این روایت در منابع مختلف مورد استناد قرار گرفته و منشأ ارائة تفاسیر گوناگون از هفت زمین شده است. در این روایت به همانندی عددی زمین و آسمان ها اشاره شده که به دلایلی چون تعارض با کاربردهای قرآنی «ارض» بسیار مورد مناقشه قرار گرفته و برخی رأی به جعلی و نامعتبر بودن آن داده اند. از این رو در پژوهش حاضر، سند و متن روایت مذکور از رهگذر تأمل در قرآن، روایات، زبان عربی و برخی واقعیت های علمی به روش بررسی سندی و نقد محتوایی روایات مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. بر این اساس، حاصل این نوشتار از اعتبار سندی این روایت و علم و بینش عمیق امام رضا(ع) در تبیین آیات آفرینش حکایت می کند.
علم اصول دانشی گرانسنگ و در خدمت فهم متون دینی است؛ اما از سوی دیگر این دانش اعتبار و حجیت خود را وامدار قرآن کریم می باشد. آیات قرآن، در اعتبار بخشی و حجیت این دانش، از نقش و تاثیری ویژه برخوردار می باشند. این نقش را باید در قالب مبناسازی ملاحظه نمود که «آیات الاصول»، تجلی این مبناسازی به حساب می آیند.
بررسی به عمل آمده نشان می دهد که به رغم اهمیت شناسایی، گرد آوری و تحلیل این بخش از آیات، تا کنون پژوهش فراگیر و جامعی در این خصوص انجام نپذیرفته است. افزون بر آن، تامل در این حوزه این نتیجه را بدست می دهد که استفاده از آیات اصولی در بستر تاریخ اسلام از روندی رو به رشد برخوردار نبوده است. این مقاله ضمن ارائه تاریخچه ای از بهره مندی عالمان اصولی از قرآن کریم در مقام استناد و استدلال، کارآمدی رهنمودهای قرآنی را در مورد اصاله البرائه به عنوان نمونه نشان خواهد داد.